Untitled Document
در همايش روانشناسي صنعتي – سازماني، ضرورت سازمانهاي امروز و فردا بيان شد
پله اي براي پيشرفت سازماني
گزارش از الهام علي پور
وقتي به نيروي انساني به عنوان مهمترين سرمايه سازمان نگريسته مي شود، ضرورت مطالعه رفتار كاركنان در محيط كار بيشتر احساس مي شود. يكي از علومي كه به مديران ومشاوران مديريت در اين زمينه كمك مي كند، «روانشناسي صنعتي – سازماني» است. اين شيوه روانشناسي به مطالعه علمي رابطه ميان انسان و دنياي كاري او ميپردازد و ازطريق مطالعه رفتارهاي افراد در محيط هاي كاري، سعي در توصيف، توضيح، پيش بيني و درنتيجه تسخير رفتار شغلي آنها دارد. به نظر مي رسد پرداختن به اين موضوع، نياز مهمي است كه رفع آن، پله اي براي پيشرفتهاي بعدي سازمان خواهدبود.
به همين منظور سمينار «روانشناسي صنعتي – سازماني، ضرورت سازمانهاي امروز و فردا» با تلاش شركت بهينمشاوران آتيه ساز مديريت، به منظور انتقال قابليتها و توانمنديهاي علمي وعملي روانشناسي صنعتي – سازماني به مديران و مسئولان سازمانهاي اجرايي برگزار شد.
در ادامه چكيده برخي از سخنراني هاي مطرح در اين سمينار را مي خوانيم:
سازمانهاي امروز و فردا و مديريت منابع انساني
دكتر ياريگر روش، مشاور در مديريت منابع انساني، به عنوان نخستين سخنران، به تشريح مديريت منابع انساني پرداخت. وي گفت: مديريت منابع انساني (H.R.M) اصطلاحي است كه ازطريق رسالت (MISSION)، چشم انداز (VISION)، سياستها (POLICIES)، دستورالعمل ها (PROCEDURES) و اقدامات (PRACTICES) سازماني، به مديريت كاركنان مربوط مي شود.
بخشهاي اصلي حوزه مديريت منابع انساني عبارتنداز: طراحي شغل وكار، جذب و كارمنديابي، برنامه ريزي نيروي انساني و آموزش وتوسعه.
دكتر ياريگر روش، نقشهاي جديد مديريت منابع انساني را چنين برشمرد: نقش شريك سازمان، نقش مشاور سازمان، نقش مدافع كاركنان و نقش پژوهش در امر مديريت تغيير.
تاريخچه روانشناسي صنعتي – سازماني
خانم اصلاح كار، مشاور در روانشناسي صنعتي – سازماني، درباره تاريخچه اين علم چنين گفت: اولين كسي كه به روانشناسي قبل از علمي شدن آن پرداخت، بقراط و در سال 300 پيش از ميلاد بود. در سال 1796، پنيل فرانسوي، توك انگليسي و راش آمريكايي، اولين بيمارستان رواني را داير كردند و ويلهلم وونت در سال 1879 روانشناسي را به عنوان يك علم معرفي كرد. در سال 1919 روانشناسي باليني تاسيس شد كه 21 سال بعد يعني در سال 1940 پس از مطالعات بسيار توسط هاثورن، روانشناس صنعت – تجارت به رسميت شناخته شد و تفكيك گرديد. اما در سال 1962، كلمه تجارت حذف و در سال 1973، «كلمه سازماني» جاي آن را گرفت كه سرانجام در سال 1982، روانشناسي صنعتي – سازماني به رسميت شناخته شد.

ارتباطات
ارتباطات و اهميت آن موضوع سخنراني دكتر اميرشاهي، مشاور در روانشناسي صنعتي – سازماني بود كه در ادامه اين همايش مطرح شد. وي مراحل برقراري ارتباط در انسان را به ترتيب زير برشمرد: ارتباطات دوران جنيني، ارتباطات دوران بعداز تولد و ارتباطات سازماني.
دكتر اميرشاهي چرخه ارتباطات ميان نويسنده و مخاطب (گيرنده) را طبق نمودار زير نشان داد.(نمودار 1)
مزيت هاي برقراري ارتباطات صحيح در سازمان
- تقويت حس همبستگي
- ارتقاي سطح دانش وآگاهي
- افزايش ميزان اعتماد متقابل
- ارتباط گفتاري، شنوايي، حركات صورت و...
- ارتباط، شناخت به دنبال خواهد داشت.
- شناخت مي تواند نفوذ به دنبال داشته باشد.
- وقتي انسان به طوراثربخشي ارتباط برقرار مي كند، شناسايي به وجود مي آيد.
- اين شناسايي به نوبه خود به نفوذ منجر مي شود.
- يك مدير نيازمند داشتن نفوذ است كه منجر به پيروي كاركنانش مي شود.
روانشناسي صنعتي – سازماني
خانم روحاني، رئيس هيأت مديره شركت بهين مشاوران و مشاور در مديريت كيفيت، به محور اصلي همايش يعني «روانشناسي صنعتي – سازماني» پرداختند. ازنظر ايشان روانشناسي صنعتي – سازماني عبارت است از مطالعه علمي رابطه ميان انسان و دنياي كار و سازگاري مردم در جريان امرار معاش خود با خصوصيات و ويژگيهاي محل كار. اين علم افرادي كه در محل كار با يكديگر سروكار دارند، و كارها و مشاغلي كه انجام مي دهند را موردمطالعه قرار مي دهد. خانم روحاني افزود، اهداف روانشناسي صنعتي – سازماني، توصيف، توضيح، پيش بيني و در آخر، تغيير رفتار شغلي است.
وي افزود؛ براي رسيدن به اين اهداف با سه عامل عمده زير مواجه هستيم:
انسان، عوامل درون سازمان و عوامل بيرون سازمان.
سخنران حيطه كاري روانشناسان صنعتي – سازماني در يك سازمان را به قرار زير برشمرد:
تحليل مشاغل، گزينش بهترين كاركنان، آموزش روانشناختي افراد، آموزش كارآموزي و ارتقا، ارزشيابي عملكرد، بررسي انگيزش، سطوح نياز و رضايت شغلي، استرس كارگري، غلبه بر تعارض ها، مقاومت و پذيرش تغيير، ارتباطات موثر، فرايندهاي كارگروهي، رهبري، نفوذ، قدرت وسياست، ساختار سازماني و فرهنگ و توسعه سازماني.

خانم روحاني رابطه روانشناسان صنعتي – سازماني مديريت را برطبق نمودار زير نشان داد:
چرا روانشناسي صنعتي – سازماني، ضرورت سازمانهاي امروز و فردا است؟ اين پرسشي كه خانم روحاني مطرح و به آن پاسخ دادند. به اعتقاد ايشان، چهار جريان عمده در جامعه كنوني، سازمانها را نيازمند روانشناسي صنعتي – سازماني مي كند:
- جريان اول: ماهيت درحال تغيير كار است يعني مشاغل و سازمانها به سرعت تغيير مي يابند و به آرامي تكامل مي پذيرند. بسياري از مشاغل به طور روزافزون متناسب با پيشرفت تكنولوژي، پيچيده مي شوند. تقاضا و نياز آنها به كارگراني كه اطلاعات بيشتر و بيشتري را پردازش كنند و بيشتر تصميم گيري نمايند، افزون مي شود.
- جريان دوم: تاكيد بيشتر روي منابع انساني است. مشكل مربوط به منابع انساني لازم در آينده، ايجاد تجارب كاري مفيد و ارزش آفرين و تبديل كارگران از نيروي كار غيرماهر به ماهر، عوامل مهمي هستند كه موردنياز در سازمانها مي باشد و ميزان تاكيد سازمان بر نيروي انساني را نشان مي دهد.
- جريان سوم: افزايش تنوع در نيروي كار مي باشد. شركتهايي كه از تنوع نيروي كار استقبال مي كنند، نه تنها مي توانند كارگران داراي صلاحيت هاي بسيار بالا را جذب كنند، بلكه پذيرش تنوع به كل فرهنگ سازماني اين فرصت را ايجاد مي كند تا اختلافات فرهنگي كم شود و بيشترين همكاري ميان كارگران به وجود آيد.
- جريان چهارم: گسترش تجارت جهاني است. در سالهاي اخير تغييري سريع و مستمر به سوي اقتصاد جهاني به وجود آمده است. شركت هايي كه قبلا با بازارها و رقابت محلي سروكار داشتند، حالا بايد مسائل جهاني را درنظر بگيرند. يك مدير و رئيس موفق آينده بايد از مسائل جهاني آگاه باشد، فرهنگهاي ديگر را بشناسد، به آنها احترام بگذارد و بتواند با مردم و فرهنگ هاي مختلف كار كند.
|