Untitled Document

تبادل دستاوردها و تجربيات شركتها

تغيير نگرش‌هاي سنتي

با اينكه مديران، مجموعه‌اي از اطلاعات را در اختيار دارند كه مي‌تواند آنها رادر اتخاذ تصميمات درست كمك كند، اما انتخاب اين اطلاعات مي‌تواند نشان دهنده نگرش آنها درباره مديريت استراتژيك آنها باشد. به‌عبارت ديگر، مديريت استراتژيك مبتني بر يك پايه فلسفي و شهودي است. براساس گفته «پارنل»(PARNEL) ، سه مناقشه فلسفي بر فرايند تصميم‌گيري نفوذ دارند:
- مديريت به‌عنوان علم يا هنر
- تاكيد استراتژيك برثبات يا پايداري
- استراتژي به‌عنوان يك رويكرد بالا به پايين و برعكس.
بطوركلي هركدام از اين ابعاد بيانگر پيوستاري از دو حد افراطي است كه رويكردهاي متفاوتي را در مورد تدوين استراتژي نمايش مي‌دهد. اين تفاوتها صرفا تجديد نظري ساده در مورد مديريت استراتژيك نيستند بلكه به‌عنوان پارادايم‌هايي قلمداد مي‌شوند كه تاثير بنياديني بر فرايندهاي مذكور دارند.
مطلب بالا توسط آقاي دكتر علي اكبر فرهنگي، عضو هيات علمي و استاد دانشگاه تهران در نخستين كنفرانس بين‌المللي مديريت فناوري اطلاعات و ارتباطات، بيان شد، اين كنفرانس كه از سوي شركت نابكو، جهاد دانشگاهي دانشكده مديريت دانشگاه تهران و دانشگاه شاهد با تلاش و حمايت شركت نداي اقتصاد بامداد و شركت گسترش انفورماتيك ايران برگزار شد، براهداف زير تاكيد بسيار داشت:
- توسعه و ترويج فرهنگ تحقيق و پژوهش در مباحث ICT،
- معرفي توانمنديهاي شركتهاي ايراني در زمينه مديريتIT در ميان نمايندگان خارج از كشور،
- ايجاد تغييرات اساسي در نگرشها و رويكردهاي سنتي مديران،
- تدوين طرح جامع فناوري اطلاعات.
دكتر فرهنگي در بخش ديگري از سخنان خود به جمله‌اي از «پيتر دراكر» درباره عصر حاضر اشاره كرد و گفت، دراكر معتقد است كه عصر حاضر در حال گذار از اقتصاد صنعتي به اقتصاد دانشي است. در اين اقتصاد، دانش مهمترين دارايي سازمانها به‌حساب مي‌آيد. از يك طرف دانش يك خصيصه فردي تلقي مي‌شود كه ضرورتا در راستاي اثربخشي سازمان نمي‌باشد و از سوي ديگر موفقيت سازمان درگرو ايجاد «ظرفيت فراگير» و استفاده از دانش كاركنان است.
سخنران مي‌افزايد، بااين تفسير، انتقال دانش ضمني به دانش صريح به‌عنوان مهمترين كاركرد مديريت عصر حاضر در نظر گرفته مي‌شود. چنين فرايندي از طريق تشويق تفكر استراتژيك در سازمان و نقش آن در توسعه استراتژي‌هاي پديدارشونده صورت مي‌گيرد.
اين نكته صراحتا بيان مي‌نمايد كه رويكردهاي سنتي مديران در مورد تدوين استراتژي كه مبتني بر رويكرد طراحي هستند، پاسخگوي الزامات «عصر دانش» و ضرورت به‌كارگيري كل ظرفيت سازماني براي خلق مزيت رقابتي پايدار، منحصر به فرد و غيرقابل تقليد نمي‌باشند. بنابراين مديران بايد در تدوين و طراحي استراتژي، فلسفه خود را بر نوعي هستي شناسي نسبت به استراتژي پايه‌ريزي نمايند كه در آن تدوين استراتژي به‌عنوان يك «الگوي هنري پديدارشونده» درنظر گرفته مي‌شود و انعطاف‌پذيري خصيصه بارز آن به‌شمار مي‌آيد.
بحث فوق كاملا با اين اصل سيستمي كه «تغيير در يك بخش، تغيير در ساير بخشها را ضروري مي‌سازد» سازگار است. زيرا با تغيير نوع اقتصاد و جامعه، ضرورت تغيير در فلسفه مديران در تمامي ابعاد به‌طور عام و تدوين و اجراي استراتژي به‌طور خاص احساس مي‌شود.

شركتهاي كوچك و متوسط
بررسي اثرات به‌كارگيري تجارت الكترونيك در شركتهاي كوچك و متوسط كشور عنوان مقاله و سخنراني آقايان دكتر محمد فتحيان استاديار دانشكده مهندسي صنايع دانشگاه علم و صنعت ايران و مسيح ابراهيمي، دانشجوي دكتري مهندسي صنايع بود كه در اين كنفرانس مطرح شد، در بخشي از مقاله ايشان چنين آمده است؛
تجارت الكترونيك به‌عنوان يك فناوري به شركتهاي كوچك و متوسط (SMEs) اجازه رقابت در مقابل همتاهاي بزرگترشان را خواهد داد. تحقيق نشان داده است كه مزاياي مهم و قابل توجهي پيش روي (SMEs)هايي است كه در عرصه تجارت الكترونيك وارد شده‌اند. در ميان اين مزايا مي‌توان به كاهش هزينه‌ها، افزايش فروش و توانايي براي دستيابي به يك بازار جهاني اشاره كرد.
چگونگي قبول و استفاده از تجارت الكترونيكي در اينگونه شركتها به ويژگي‌هاي تجاري آنها باز مي‌گردد به‌گونه‌اي كه به يك راه حل خاص تجارت الكترونيك كه براي همه مناسب باشد، مشكل خواهد بود. لازم است شركتهاي كوچك و متوسط در زمينه مزاياي تجارت الكترونيك و چگونگي بهره‌گيري از آن آموزش داده شوند. زيرا اين نوع فناوري هنوز توسط برخي از اينگونه شركتها نامناسب تلقي مي‌شود.
تعاريف گوناگوني در مورد (SMEs) از سوي كشورهاي مختلف ارائه شده است. براي مثال، دولت مركزي استراليا، تعريف زير را مدنظر قرار مي‌دهد.
تجارت كوچك؛ تجارتي است كه در آن يك يا دونفر در تمام تصميم‌گيريهاي مهم و اساسي (نظير منابع مالي، حسابداري، پرسنل، موجودي، توليد، خدمات، بازاريابي و فروش) بدون كمك كارشناسان و متخصصين داخلي كه فقط دانش و اطلاعات ويژه در مورد يك يا دو حوزه كاركردي مديريتي دارند نقش اصلي را ايفا مي‌كنند.
ايالات متحده تعريف خود را براساس موقعيت سازمان در كل بازار بنا مي‌نهد و(SMEs) را چنين تعريف مي‌كند.
يكSME به شركتي گفته مي‌شود كه داراي مالكيت مستقل بوده و در حوزه عملياتي خود غالب و برتر نمي‌باشد.
كانادا و انگلستان از يك روش كمي‌تر در تعريفSME استفاده مي‌كنند به‌گونه‌اي كه SME را به‌صورت زير تعريف مي كنند: SMEداراي كمتر از 50 كارمند بوده و تابع هيچ شركت ديگري نمي‌باشد.
برخي از ديدگاهها معتقدند كه SMEها تمايل به پذيرش خطرات بيشتري نسبت به همتاهاي بزرگتر خود دارند. همچنين SMEها از نداشتن پرسنل آموزش ديده لطمه خورده و داراي ديدگاه مديريتي كوتاه مدتي مي باشند. كه اين دو ويژگي را مي‌توان فقر منبع ناميد. اخيرا اين نتيجه حاصل شده كه اكثر SMEها فاقد تجربه فني و سرمايه كافي براي نيل به موفقيتهاي برنامه‌ريزي سازماني مي‌باشند و بسياري از SMEها با همتاهاي بزرگترشان در زمينه نوع محصولات و خدمات ارائه شده براي مشتريان تفاوت دارند. SMEها داراي يك گروه مديريت كوچك (غالبا يك يا دو نفر) مي‌باشند، آنها شديدا تحت تاثيرخصيصه‌هاي فردي پرسنل خود مي‌باشند، همچنين كنترل زيادي روي محيط نداشته و تمايل زيادي به استقلال دارند. اختلافات ميان SMEها و همتاهاي بزرگترشان زماني بيشتر روشن مي‌گردد كه موضوع به‌كارگيري فناوري اطلاعات مطرح شود.
سخنرانان مي‌افزايند: به‌كارگيري فناوري اطلاعات توسط بنگاههاي كوچك و متوسط صرفا مبتني برعنوان يك فناوري كه به‌دنبال تقويت راهكارهاي تجاري است محسوب نمي‌شود، بلكه يك نوع ابتكار عمل بوده كه شيوه‌هاي قديمي انجام كار تجاري را نيز برهم زده است. اين موضوع از چند حيث قابل بررسي است: نخست، تجارت الكترونيك شيوه‌هاي روزمره انجام كار در بسياري از مشاغل تجاري را تغيير داده است. هنگامي كه يك شركت از مواد خام استفاده مي‌كند، آن مواد خام را به محصولات تبديل كرده، محصولات را در معرض نمايش مي‌گذارند و در نهايت به مشتريان مي‌فروشد، تجارت الكترونيك، اين شيوه را تغيير داده است. اكنون مواد خام، اطلاعات مي‌باشند. تغيير شكل، تركيب و بسته‌بندي نيز براطلاعات ورودي انجام مي‌پذيرد. دوم، تجارت الكترونيك سازمانهايي را تغيير شكل مي‌دهد كه به‌طرف مزيت و برتري توليد مي‌روند. سوم، در يك محيط قبل از استفاده تجارت الكترونيك، مزايا يا معايب اين فناوري توسط سازمان، ملموس و قابل كنترل شده است.
اكثر سازمانها قبل از ورود به عرصه تجارت الكترونيك از ماهيتي سلسله مراتبي برخوردار بوده، هدفي واحد را تعقيب مي‌كنند و برمنابع خود كنترل زيادي را اعمال مي‌نمايند در چنين شرايط روابط سازماني بيشتر يكطرفه است.

معيارهاي به‌كارگيري IT در شركتهاي كوچك و متوسط
نيرگارد(NEERGAARD) سه علت اصلي براي استفاده ازIT توسط SMEها را بيان مي‌كند. كه 1 – افزايش بهره‌وري، 2 – كارآمدسازي روشهاي كار، 3 – ارائه خدمات بهتر به ارباب رجوع. اما فينك و تژاركا (FINK-TEJARKA) سه دليل ديگر را بر مي‌شمرند كه عبارتند از: انجام صحيح كار، انجام كارهاي درست و بهبودي عملكرد سطوح اجرايي.
«فنيك وتژاركا» چنين نتيجه‌گيري كردند كه عليرغم اينكه مشاغل تجاري بزرگتر نشانگر جابجايي از انجام صحيح كارها به انجام كارهاي صحيح مي‌باشند ولي اين جابجايي در SMEها آشكار نيست. اكثر SMEها داراي ديدگاه مديريتي كوتاه مدت هستند و ظاهرا بيشتر به بهبودي ماهيت داخلي و روزمره كار مي‌پردازند تا به جستجوي بازارها يا مشتريان جديد. مكانيزم‌هاي كنترلي غالبا غيررسمي بوده، متمركزند و ميلي براي پذيرفتن خطر ندارند، اين وضعيت نياز به تصميم‌گيري درازمدت را كاهش مي‌دهد. علاوه‌بر آن، استراتژي به‌جاي اينكه مبتني بر مشتري باشد، مبتني برمحصول است.
جالب توجه مي باشد كه فنيك و تژاركا يك حركت تدريجي را از انجام صحيح كارها به‌انجام كارهاي صحيح در مشاغل تجاري بزرگتر درنظر مي‌گيرند. مك‌گرگور و بونكر(MACGREGOR- BUNKER) دريافتند كه SMEهايي كه معيارهاي استفاده از فناوري اطلاعات خود را براساس انجام درست كار يا بهبودي عملكرد سطوح اجرايي بنا كرده بودند موفقيت كمتري را نسبت به آنهايي كه معيارها را براساس انجام كارهاي درست بنا كرده‌اند به‌دست مي‌آورند.
ويژگيهاي تجاري متنوع و گوناگوني روي قبول و استفاده ازIT در SMEها تاثير مي‌گذارند كه عبارتند از:
الف – اندازه شركت (برحسب تعداد كارمندان و نيز جابجايي مالي) كه به ميزان قابل توجهي با قبولIT مرتبط مي باشد. SMEهاي بزرگتر به‌خاطر ماهيت ذاتي‌شان پيچيده‌تر هستند و بنابراين تصميم‌گيريها در ارتباط بااستفاده ازIT مستلزم بررسيهاي مفصل‌تر در مورد تاثيرIT مي‌باشند.
ب – SMEهاي مستقر در محلهاي روستايي يا منطقه‌اي غالبا ميزان موفقيت خود در به‌كارگيري فناوري اطلاعات را كمتر از SMEهاي مستقر در شهرها يا مراكز اقتصادي بزرگ مي‌دانند.
پ – سابقه شغل ويژگي مهم ديگري مي‌باشد. مشاغل تجاري كه داراي سابقه ديرينه در شيوه‌هاي كار مي‌باشند از مداخله IT كه تهديدي براي آن شيوه‌هاي ديرينه باشد، جلوگيري مي‌كنند.
ت – نوع تجارت با ميزان و نوع استفاده ازIT درSMEها مرتبط مي‌باشد. بخشهاي توليدي و خرده فروشي خيلي سريع‌تر از SMEهاي خدماتي، را ITقبول مي‌كنند.
بنابراين مي‌توان مشاهده كرد كه تعدادي از ويژگيهاي تجاري از جمله اندازه شركت، سابقه شركت، نوع تجارت، مركز كانوني بازار و سطح مهارت ITباقبول و استفاده ازIT در SMEها مرتبط مي‌باشند.

مزايا و معايب حاصل از به‌كارگيري تجارت الكترونيك توسط SMEها
بسياري از مزاياي مهم و اساسي كسب شده بعد از به‌كارگيري تجارت الكترونيك در طبقه مزاياي غيرملموس قرار مي‌گيرند و غالبا توسط مديران يا صاحبان شركت در زمان قبول تجارت الكترونيك درك نمي‌شود. مزاياي به‌دست آمده از تجارت الكترونيك شامل كاهش هزينه‌هاي اجرايي، كاهش هزينه‌هاي توليد، كاهش زمان پيشبرد، كاهش موجودي، بهبود بازاريابي افزايش فروش، افزايش روابط با شركاي تجاري و بهبود كيفيت اطلاعات مي‌باشند.

معايب
تجارت الكترونيكي هميشه ضعف در موضوعات امنيتي را به دوش مي‌كشد. مطالعات نشان مي‌دهد كه عدم امنيت به‌عنوان دليلي مهم براي عدم قبول فناوري جديد توسط شركتهاي تجاري مي‌باشد. چند عيب ديگر عبارتند از: حذف واسط‌هاي تجاري توسط تجارت الكترونيك به تيره‌شدن روابط با شركاي تجاري منجر مي‌شود و بسياري از مديران SMEها از افزايش هزينه‌ها در معاملات تجاري‌شان شكايت دارند. لاورنس مي‌گويد، تجارت الكترونيك به كاهش قابليت انعطاف شيوه‌هاي كار و تكيه بيشتر روي فناوري و همچنين به افزايش هزينه‌هاي حفظ و نگهداري تجهيزات كامپيوتري ختم مي‌شود.

موانع مطرح در به‌كارگيري تجارت الكترونيكي SMEها
موانع به‌كارگيري تجارت الكترونيكي را مي‌توان به دو صورت موانع خارجي و داخلي سازمان طبقه‌بندي كرد. موانع خارجي شامل مشكلات مالي، مشكلات دستيابي به فناوري اطلاعات و مشكلات انتخاب سخت‌افزار و نرم‌افزار مي‌باشند. موانع داخلي را به دوطبقه مي‌توان تقسيم كرد، موانع منبع (كه شامل فقدان شور و شوق مديريتي و فقدان مهارتهاي فني بوده) و موانع سيستم كه عدم تناسب تجارت الكترونيكي با شيوه‌هاي تجاري فعلي مي‌باشد.
لاورنس موانع را به سه‌دسته تقسيم مي‌كند، كه عبارتند از موانع سازماني، موانع انساني و موانع صنعتي. موانع سازماني شامل ميزان استفاده كم از فناوري در شركت تجاري، منابع مالي و فني محدود، مقاومت سازماني در برابر تغيير و عدم بازگشت سرمايه مي‌باشند. موانع انساني شامل عدم اطلاعات كافي در مورد تجارت الكترونيك و موانع صنعتي به شركتهايي باز مي‌گردد كه براي فناوري تجارت الكترونيك اعلام آمادگي نمي‌كنند.

نتيجه‌گيري
تغييرات بوجود آمده توسط تجارت الكترونيك نه‌تنها روي شركتهاي تجاري بزرگ بلكه روي SMEها نيز تاثير گذاشته است. در جايي كه شركتهاي تجاري بزرگ بسياري از فعاليتهاي خود را خارج شركت انجام مي‌دهند و از يك ساختار سلسله مراتبي به يك ساختار شبكه‌اي روي مي‌آورند، SMEها تشويق مي‌شوند تا مهارتهاي محدود خود را در پيمانهاي استراتژيكي يك كاسه كنند. تجارت الكترونيك با خود تغييراتي در ارتباطات، روش تجارت، ساختار بازار و بازاريابي و همچنين تغييراتي در فعاليتهاي روزمره را به ارمغان آورده و اين تغييرات در بخش SMEها بيشتر نمايان مي‌شود، زيرا بسياري از SMEها فاقد برنامه‌هاي استراتژيك رقابت مي‌باشند. تعدادي از ويژگيهاي تجاري از جمله اندازه شركت، سابقه تجارت شركت، نوع تجارت، و سطح مهارتIT در چگونگي پذيرش فناوري اطلاعات توسط SMEها تاثير دارند. SMEهايي كه تجارت الكترونيك را پذيرفته‌اند نتايج مفيدي را به‌دست آورده‌اند كه از آن جمله مي‌توان به افزايش كارايي اشاره كرد، همچنين اين عيب را عنوان مي‌كنند كه هزينه حفظ و حراست از كامپيوترها افزايش يافته است. هيچ كدام از SMEها شبيه به هم نيستند. پس بايد مطالعات موردي قبول يا عدم قبول تجارت الكترنيك از سوي SMEها به‌صورت مستقل صورت گيرد.
براي SMEها، تغييرات مرتبط با تجارت الكترونيك تاثيرات مثبت و منفي را بوجود آورده است، به‌رغم اينكه قبول تجارت الكترونيك موانع تجاري براي SMEها را از بين برده ولي اين به بهاي تغيير يافتن يا حذف روابط تجاري و قرارگرفتن شركتهاي تجاري در معرض خطرات خارجي تمام شده است. بزرگترين چالش براي SMEها يافتن بهترين مدل تجارت الكترونيك نيست بلكه تغييردادن مجموعه ذهني مالكين يا مديران مي‌باشد.

 


بازگشت به صفحه اول سايت سازمان مديريت صنعتي
در اين شماره مى خوانيد:
سر مقاله
فرهنگ سازماني؛ چه كسي متولي است؟
ميز گرد
مديريت ريسك جامع؛ چالشها و رويكردها
مقالات
سازمانهاي ياد گيرنده ضرورت عصر دانايي
دولت الکترونيک و حکومت داري خوب
نقش الگوي سرآمدي در كسب مزيت رقابتي
ده عامل موفقيت مديريت دانش در سازمان‌ها
رهبري تغيير
قدرت توانمندسازي
زنجيره عرضه ناب، چابك و تركيب آنها
باشگاه مشتري
كلينيك بازاريابي و تبليغات
بنگاههاي برتر جهاني (3)شركت دل
مورد كاوي غول چندسر
به سوي جامعه اطلاعاتي
تدبيرانه
گزارش ويژه
توليد ملي، افتخار ملي؟
گزارشهاى داخلى
پيمانكاري با گامهايي هدفمند
تغيير نگرش‌هاي سنتي
كوتاه و خواندنى
نقش مديران در آموزش كاركنان
تاثير فناوري اطلاعات بر حضور زنان در جامعه
روى خط اينترنت
نگاهي به يك كتاب
معرفى كتاب
روي جلد