Untitled Document

به سوي
جامعه اطلاعاتي

يزدان محمدبيگي yazdanmb@yahoo.com

چاپ سيم‌هاي
نانو
روي مدار

پــــژوهشگران دانشگاه هاروارد ادعا كرده‌اند كه براي اولين بار توانسته‌اند از طريق قطعات پايه‌اي در مقياس نانو مدارهاي فركانس بـــالا توليد كنند. بر اين اساس، آنان مي‌گويند كه ابزار الكترونيك را مي‌توان بسيار سبكتر و كوچكتر ارايه كرد. افراد مذكور توانسته‌اند بر روي لايه‌اي از شيشه مدار ترانزيستوري مبتني بر قطعات پايه فناوري نانو قرار دهند. مدار مزبور از سه معكوس‌كننده سري تشكيل شده بود كه هر كدام داراي دو ترانزيستور بودند و مجموعا نوسان‌كننده‌اي با فركانس مركزي 11.7 مگا هرتز ايجاد مي‌كردند. اين شيوه داراي مزايايي همچون پايداري در مقابل دماي پايين كه كاربرد آن را در لايه‌هاي شيشه‌اي يا پلاستيكي ممكن مي‌كند. ابزار مبتني بر سيمهاي نانو از فركانس‌دهي بالاتري نسبت به لامپ‌هاي نانوي كربني برخوردارند كه در محدوده فركانسي 5 تا 220 هرتز كار مي‌كنند.

قابليتهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات
تجربه هند

هند در دو دهه اخير، همواره به‌عنوان کشوري مطرح بوده است که در زمينه فناوري اطلاعات و ارتباطات، برنامه‌هايي را در شئون مختلف اقتصادي و اجتماعي به‌طور جدي طراحي و به اجرا درآورده است. از اين‌رو، برخورداري اين کشور از نظامي در زمينه نظارت و ارزيابي برنامه‌هاي مزبور و بازنگري آنها با توجه به گستردگي، جمعيت و تنوع فرهنگي و قومي کشور امري منطقي است.
وزارت فناوري اطلاعات هند به‌عنوان مسئول اصلي برنامه‌هاي توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات از سال 2003 برنامه ارزيابي جامع فناوري اطلاعات و ارتباطات را در تمامي ايالتها و سازمانهاي دولتي شروع کرده است. هر چند الگوي مورد استفاده در ابتدا از تجارب ديگر کشورها بهره گرفته است، ليکن امروزه تا حدود زيادي بومي و بر اساس مقدورات کشور تنظيم شده است. بر اين اساس، ايالتهاي هند در زمينه ميزان استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات براي گسترش اجتماعي و اقتصادي مورد ارزيابي قرار مي‌گيرند. از اين طريق، ديدگاه جامعي در سطح کشور براي رفع کاستيها و بهره‌گيري از بهترين تجارب حاصل مي‌شود.
ارزيابي مزبور، وضعيت عوامل مهم مربوط به محيط و کاربران فناوري اطلاعات و ارتباطات را مشخص كرده و مي‌توان از آن براي درك عملكرد ايالتها با توجه به كاربردهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات در كنترل و ايجاد محيط مناسب اقتصاد الكترونيكي بهره برداري كند. سياست عمومي دولت، افزايش قابليتهاي شبکه و افزايش کيفيت زندگي شهروندان است.
الگوي منطقي حاکم بر ارزيابي مزبور، متشکل از وروديها (سرمايه، نيروي كار و آموزش) و خروجيها (عملكرد خدمات اجتماعي وكيفيت بهتر زندگي شهروندان) و پيامدها و اثرات اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، محيطي و منافع مختلف مربوط به كاربرد فناوري اطلاعات به ويژه در بخشهاي محروم و كم درآمد جامعه است. از اهم اهداف اين ارزيابي مي‌توان به موارد زير اشاره داشت:
* رتبه‌بندي ايالات مختلف بر اساس استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات؛
* مطالعات موردي در زمينة مديريت الكترونيك در سطوح ايالتي و دولتهاي محلي؛
* رتبه‌بندي سازمانهاي مختلف دولتي بر مبناي برخوردار از قابليت الكترونيك؛
* طراحي اقدامات اجرايي در سطوح خرد و کلان ملي و ايالتي.
از عمده عوامل مورد توجه در ارزيابي قابليتهاي الکترونيک در هند مي‌توان به موارد شش‌گانه: دسترسي شبكه‌اي، يادگيري شبكه‌اي، جامعه شبكه‌اي، اقتصاد شبكه‌اي، سياستگذاري شبكه‌اي و دولت الكترونيك اشاره کرد. عوامل مزبور داراي معيارهاي و شاخصهاي جزيي مختلفي هستند که در نهايت، تمامي امتيازات حاصله با يکديگر جمع و به‌عنوان امتياز سازمان، وزارتخانه يا ايالت مورد ملاحظه قرار مي‌گيرد. در برخي موارد، عوامل چندين سطح تودرتوي شاخصها و معيارها را در بر مي‌گيرد.
تحليل تاثيرات توانمندسازها در حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات بر اهداف و نتايج کلان نيز از جمله مواردي است که با انجام تحليلهاي موردي، راه را براي تصميم‌گيريها و سياستگذاريهاي بعدي باز مي‌کند.

مديريت دانش: مفهوم و تاريخچه

بيان شفاف و دقيق تاريخچه پيدايش، رشد و توسعه مديريت دانش امکان پذير نيست. در حقيقت، مديريت دانش از زمان بشر نخستين و حتي در عصر شکار نيز وجود داشته است. بر اين‌اساس، انسانها به جمع‌آوري وانتقال اطلاعات و دانش مرتبط با موضوع شکار و توسعه درک و شناخت خود از محيط پيرامون خود در زمينه ميزان منابع غذايي و فرصتها و خطرات موجود در قلمرو مي پرداخت. انسانها ابتدا به‌صورت غريزي و سپس به‌صورت آگاهانه به طور مستمر به دنبال دستيابي به علم و ابزار مناسب به منظور حفظ بقا و مقابله با حيوانات وحشي و بلاياي طبيعي بودند. زندگي بشر به تدريج تغيير کرد و بر تجاربش افزوده شد و دانش با استفاده از ابزارهاي هر چند ابتدايي از نسلي به نسل ديگر انتقال مي‌يافت. دانش براي تامين نيازهاي جوامع در دوره‌هاي تاريخي پس از آن، از جمله عصر کشاورزي و صنعت نيز مورد استفاده قرار گرفت و مديريت شد. از اين‌رو، مديريت دانش مفهومي تازه در تاريخ رشد بشر محسوب نمي شود. اين درحالي است که واژه مديريت دانش به‌تازگي اهميت بيشتري يافته است و توجه ويژه‌اي بدان شده است.
با وجود استفاده وسيع از مديريت دانش در انواع موسسات وسازمانها، ارائه تعريفي واحد از آن بسيار مشکل است. در اينجا اين پرسش قابل طرح است که، واقعا مديريت دانش به چه مفهومي اشاره دارد؟ با بررسي تعاريف گوناگون مديريت دانش، مي‌توان آن را به‌عنوان «فرايند خلق، انتشار و به کارگيري دانش براي دستيابي به اهداف سازماني» تعريف کرد. در تعريفي ديگر، مديريت دانش عبارت است از «فلسفه‌اي شامل مجموعه‌اي از اصول، فرايندها، ساختارهاي سازماني و فناوريهاي به کار گرفته شده که افراد را به منظور تسهيم و به کارگيري دانششان به منظور دستيابي به اهدافشان ياري مي‌رساند» بيان مي‌شود.
باکويتز مديريت دانش را چنين تعريف مي‌کند: «فرايندي که از آن طريق سازمان به ايجاد سرمايه حاصل از فکر و انديشه اعضا و دارايي مبتني بر دانش مي‌پردازد». کلوپولوس و فراپائولو بيان مي‌کنند که مديريت دانش بر به کارگيري دوباره اعمال و تجارب گذشته از طريق تمرکز بر طراحي و اجراي برنامه‌هايي به منظور تغيير چشم‌اندازها تاکيد مي‌کند.
مديريت دانش اشتهار خود را از طريق به کارگيري دانش به منظور ايجاد هماهنگي در انجام تغييرات پويا در سازمان و رشد و توسعه نظامهايي براي تسريع انطباق‌پذيري سيستم با تغييرات محيط پيرامون کسب كرده است. سازمانها بايد قادر به خلق و به کارگيري دانش جديد و بازسازي دانش موجود براي دستيابي به اهداف خويش باشند. در حالي‌که مديريت دانش تاکيد زيادي بر فناوري اطلاعات مي‌کند و در بسياري از موارد به‌عنوان مديريت بر اساس فناوري تعريف مي‌شود، اما در حقيقت مفهومي فراتر از آن دارد. داونپورت مؤلفه‌هاي اساسي مديريت دانش را شامل موارد زير مي‌داند:
1- فرهنگ: ارزشها و باورهاي اعضاي سازمان در زمينه مفاهيم اطلاعات و دانش؛
2- فرايند اجرايي: چگونگي بهره‌گيري افراد از اطلاعات و دانش در سازمانها؛
3- سياستها: راهکارهاي مقابله با موانع موجود در فرايند تسهيم دانش و اطلاعات در سازمان؛
4- فناوري: سيستم هاي اطلاعاتي موجود در سازمان.
مديريت دانش در بر گيرنده فرايند ترکيب بهينه دانش و اطلاعات در سازمان و ايجاد محيطي مناسب براي توليد، تسهيم و به کارگيري دانش و تربيت نيروهاي انساني خلاق و نوآور است. چرا بايد ازمديريت دانش بهره جست؟ مهمترين اهداف يک مؤسسه در زمينه مديريت مطلوبتر دانش شامل حفظ و نگهداري اعضاي کليدي سازمان، ارتقاي سيستم انگيزشي، شناخت محيط و بهبود خدمات دهي به مشتريان است. دانش موجود در نظام مديريت دانش به‌ع‌نوان سرمايه‌اي تلقي مي‌شود که از طريق ايجاد زمينه براي سرمايه‌گذاري در زمينه‌هاي ديگر، مديريت را موثرتر مي‌کند.

سامانه
تشخيص بيماريها

تشخيص آزمايشگاهي انواع گوناگون و مراحل پيشرفت بيماري مالاريا در کنترل موثر آن نقش موثري دارد. بخش آزمايشگاهي بيمارستان پرث استراليا براي کمک به يادگيري فرايند کار ياد شده توسط تکنسين هاي کم‌تجربه و کساني که به اين بيماري مي‌پردازند، سامانه‌اي را طراحي و راه‌اندازي کرده است. در اين سامانه از روشهاي مرسوم يادگيري الکترونيک براي تشريح ويژگيهاي بيماري و رفتار آن استفاده شده است. از ويژگيهاي نوآورانه سامانه ياد شده، خودارزيابي مهارت تشخيص کارورز از طريق فيلم هاي خون است. بر اين اساس، اشتـــباهات فرد به وي گــــوشزد مي‌شود و با ارايه تصادفي انواع حالات بيماري و ويژگيهاي آن در قالب اسلايد، مهارتهاي فرد را ارتقا مي‌بخشد.


بازگشت به صفحه اول سايت سازمان مديريت صنعتي
در اين شماره مى خوانيد:
سر مقاله
كارآفرينان؛ مديراني ريسك پذير
ميز گرد
مديريت ريسك ؛ سلاح استراتژيك
مقالات
مديريت ريسک رويكردي نوين براي ارتقاي اثربخشي سازمانها
مديريت بحران سازماني
خدمات متقابل مديريت و حسابرسي داخلي در سازمان
بانكداري الكترونيك و سيرتحول آن در ايران
مفهوم رضايت مشتري در بازارهاي صنعتي
دفاتر مديريت پروژه
كلينيك بازاريابي و تبليغات(2)
اثربخشي دوره هاي آموزشي مدل كرك پاتريك
بازنشستگي -آغاز مرارت يا زندگي با افتخار؟
بنگاههاي برتر جهاني -شركت وال مارت
موردكاوي يورو ديسني
به سوي جامعه اطلاعاتي
تدبيرانه
گزارش ويژه
رفع بلاتكليفي و ابهام در صادرات
گزارشهاى داخلى
سرعت در تحول و تغييرات
مديريت خدمات پس از فروش
كوتاه و خواندنى
پياده سازي طرح مزد تشويقي در سازمان
ايرباس انگلستان؛ برنامه رهبران كلاس جهاني
فرايند دگرگوني
خدمات آن لاين در تجارت الكترونيك
روى خط اينترنت
نگاهي به يك كتاب
معرفى كتاب
روي جلد