|
Untitled Document
بازنشستگي
آغاز مرارت
يا
زندگي با افتخار؟
دكتر منوچهر جفره
dr-jofreh@yahoo.com
چكيده
با وجود آنكه، در اكثر كشورهاي جهان افراد بازنشسته، دوران بازنشستگي خود را به دور از نگراني براي تأمين معاش سپري كرده و به عنوان «شهروندان ممتاز جامعه» از منزلت اجتماعي خاصي برخوردارند، در ايران دوران بازنشستگي به گونهاي است كه به دليل مشكلات معيشتي و هزينههاي بالا، به دشوارترين دوران زندگي اغلب مردم تبديل شده است.
زيرا عمدهترين دغدغه افراد بازنشسته در كشور اين است كه به جاي استراحت يا مسافرت، در انديشه يافتن كار جديدي باشند تا بتوانند با ايجاد درآمد جديد از عهدة تأمين هزينه سنگين مخارج زندگي برآيند.
علاوه بر مشكلات مالي و اقتصادي كه بازنشستگي براي افرادي ايجاد مي كند كه به دليل كبر سن يا طول خدمت، خانهنشين ميشوند، به لحاظ بروز تغييرات عمده در شيوه زندگي آنان، اين افراد دچار پريشاني و ترس ميشوند. ضمن آنكه، جدا شدن ناگهاني فرد از سازمان، اولاً سازمان را با جاي خالي فردي كه عمري تجربه اندوخته مواجه مي سازد و ثانياً در خود فرد عوارض نامطلوبي به وجود مي آورد.
با تغيير نگرش در سازمانها، بازنشستگي ديگر به عنوان نقطه پايان يك همكاري اداري فرض نمي شود، بلكه آغازي بر مرحلة تكميلي زندگي سازماني فرد، به حساب مي آيد.
بر همين اساس، اين نوشتار علاوه بر توجه به نيازهاي مادي، ضرورت برنامهريزي و اجراي سيستم ”بازنشستگي گام به گام“ در سازمانهاي دولتي ايران را به عنوان يك شيوه مناسب به منظور مواجهه با مرحله بازنشستگي تعيين و تبيين ميكند.
مقدمه
بدون شك، توجه دولتها و سازمانهاي بزرگ به رفاه و يا تأمين حداقل زندگي و معاش دوران پيري و از كار افتادگي كاركنان خود كه با وضع قوانين و مقررات بيمه و بازنشستگي محقق شده است، ميتواند و ميبايست زمينه ذهني مساعدي در افراد شاغل به نحوي ايجاد كند كه بدون كمترين دغدغه و نگراني ناشي از عدم امنيت اقتصادي و تأمين معاش و زندگي خود و خانوادهشان در زمان پيري و از كار افتادگي به كار و زندگي خود ادامه دهند.
با اين حال، به دلايل مختلف از جمله مشكلات معيشتي در ايران شاغلان، خصوصاً كاركنان دولتي، با تمايل به بازنشسته شدن ندارند. در صورتي كه قاعدتاً ميبايست شروع دوران بازنشستگي، به عنوان يك دورة كامل آرامش، به دليل فراهم ساختن فرصت كافي براي تفريح، استراحت و مسافرت براي افرادي كه بيش از 30 سال فعاليت مستمر داشتهاند مطلوب باشد. هر چند كه در هر صورت خلاء ناشي از بازنشستگي، موجب بروز عوارض روحي و جسمي شديدي براي فردي مي شود كه مدتها به طور مدام كار كرده و يك باره از سازمان خود فاصله مي گيرد.
بازنشستگي گام به گام
پيامد نامطلوبي كه ميتوان اثرات آن را در قالب برنامهاي منظم و تدريجي تحت عنوان «بازنشستگي گام به گام» از طريق كاهش تدريجي ساعات كار افرادي كه به سن بازنشستگي نزديك ميشوند، تعديل و كنترل كرد.
1ـ در گذشته، اكثر كارفرمايان افراد را فقط تا زماني كه كاري از آنان ساخته بود در خدمت نگاه ميداشتند و وقتي توانايي از آنان سلب ميشد، بدون آنكه نسبت به زندگي و معاش كاركنان از كار افتاده انديشهاي به خود راه دهند آنان را اخراج و اشخاص جوان را به جايشان به خدمت ميگماردند. اكثريت طبقه مزد بگير نيز به علت پايين بودن سطح دستمزدها نميتوانستند براي روز پيري و از كار افتادگي پساندازي داشته باشند و اغلب سربار خانواده شده يا اينكه از طريق تكدي، امرار معاش ميكردند.
ولي امروزه، شرايط بالا تا حدي تغيير يافته و دولتها و مؤسسات بزرگ به رفاه زمان كهولت كاركنان بيشتر توجه كرده و با وضع قوانين و مقررات بيمه و بازنشستگي، زندگي و معاش دوران پيري و از كارافتادگي كاركنان خود را در حد امكان تأمين ميكنند. بدين ترتيب، سازمانها موظف شدهاند زماني كه به خدمت فردي، به علت كبر سن و يا طول خدمت، خاتمه ميدهند، نه تنها مستمري ثابت و منظمي براي آنها مقرر دارند؛ بلكه تا زماني كه زنده هستند، از امكانات رفاهي سازمان استفاده كنند. (1)
به عبارت ديگر، برنامه بيمه و بازنشستگي، به منظور ايجاد امنيت اقتصادي و تأمين معاش و زندگي مستخدم و خانوادهاش در زمان بيكاري، بيماري، پيري و از كار افتادگي و بالاخره مرگ، تهيه و اجراء ميشود.
2ـ برخلاف ساير كشورهاي جهان، كه افراد بازنشسته دوران بازنشستگي خود را با آسودگي خيال و بدور از دغدغة تأمين معاش سپري ميكنند، در ايران ادامه زندگي براي اغلب كساني كه بازنشسته ميشوند، به دليل مشكلات معيشتي و هزينههاي بالا، بسيار دشوار است. زيرا، بازنشستگان كشورمان كه با درآمد ناچيز، ناگزير به گذراندن زندگي با حداقل تسهيلات هستند، همه ساله تحت تأثير نرخ تورم فزاينده و در شرايطي كه درآمدهاي آنها تغيير چنداني نميكند، با مشكلات بيشتري مواجه ميشوند كه چارهاي جز تطبيق خود با شرايط تحميلي ندارند.
از همين رو، در ايران وضع به گونهاي است كه دوران بازنشستگي تبديل به دشوارترين دوران زندگي اغلب مردم شده است. چون بازنشستگان در اين دوران، به جاي استراحت و يا مسافرت، به فكر كاريابي هستند تا بتوانند با ايجاد درآمد جديد از عهدة تأمين هزينه سنگين مخارج زندگي برآيند.
دكتر مجيد ابهري بر اين باور است كه اكثر افراد بازنشسته در ايران، به دليل فشارهاي روحي و رواني ناشي از مشكلات اقتصادي، در كمتر از يك سال فوت ميكنند. هر چند اين ادعا كه توسط يك كارشناس علوم رفتاري ارائه شده تا كنون از سوي مسئولان دولتي بيپاسخ مانده است، واقعيتهاي آماري موجود بر اين نكته تأكيد دارد كه فشارهاي شديد روحي و رواني ناشي از مشكلات مالي، موجب شده است كه افراد بازنشسته ايراني، در سالهاي ابتدايي بازنشستگي دچار سكته مغزي يا قلبي شوند. (2)
اثرات منفي دوران بازنشستگي را مي توان با اجراي برنامه تدريجي «بازنشستگي گام به گام» تعديل كرد.
3ـ ورود به دوران بازنشستگي، مرحله فوقالعاده حساسي از زندگي خدمتي است.
زيرا علاوه بر بروز مشكلات مالي و اقتصادي ناشي از كاهش درآمد، به دليل ايجاد تغييرات چشمگير در نحوة زندگي كاركنان، آنها دچار استرس و ترس ميشوند. حسين ذوالفقاري كارشناس سازمان مديريت و برنامهريزي كشور، معتقد است:
«در ايران، دولت توجهي به وضعيت بازنشستگان نميكند و اين قشر حتي از نيمي از تسهيلات ساير كشورها برخوردار نميشود. در جامعه كنوني، ضعف نظام مالي حاكم بر ادارات باعث كاهش قابل توجه حقوق و درآمد ماهانه بازنشستگان شده است. در حالي كه در اكثر كشورهاي جهان، بازنشستگان، شهروندان ممتاز جامعه محسوب شده و از منزلت اجتماعي ويژهاي برخوردار بوده و به دليل امكان استفاده از منازل سازماني و دولتي، مشكلي درباره تهيه مسكن مناسب ندارند؛ در ايران، نيمي از بازنشستگان با وجود سالها فعاليت، هنوز در خانههاي اجارهاي زندگي ميكنند.» (2)
به سخن ديگر، در ايران تا زماني كه فرد توان انجام كار داشته و شاغل باشد، از كليه امكانات موجود استفاده كرده و مورد توجه و احترام است. ولي هنگامي كه در اثر كهولت و طول خدمت، نيروي كار خود را از دست داده و بازنشسته شد؛ مورد بيمهري قرار گرفته و فراموش ميشود.
و اما نكته فوقالعاده مهم ديگر، عوارض جانبي بازنشستگي است كه در جنبههاي مختلف سازمان، تأثيرات منفي به جا ميگذارد:
فرد دفعتاً از شغل خود جدا ميشود و سازمان نيز به طور ناگهاني خود را با جاي خالي يك فرد كه عمري تجربه اندوخته مواجه مي بيند و اين امر براي سازمان و فرد بازنشسته، هر دو نامطلوب است. خلاء ناشي از بازنشستگي، روح كسي را كه مدتها به طور مداوم كار كرده و يكباره از سازمان خود جدا شده آزرده ميسازد. كه همين امر موجب بروز عوارض جسمي و روحي شديدي براي او ميشود. اين نكتهاي است كه باعث شده تا با تغيير نگرش در سازمانها، بازنشستگي نه يك نقطه پايان يك استخدام، بلكه آغازي از يك مرحلة زندگي سازماني تلقي شود.
4ـ در سازمانهاي پيشرفته امروزي، بازنشستگي به عنوان مرحله جدايي دايم فرد از سازمان تلقي نميشود، چرا كه اين امر مشكلاتي را براي فرد و سازمان به دنبال دارد كه نميتوان به سادگي آن را ناديده گرفت.
در سال 1974، يك شركت دارويي در كشور انگلستان، براي غلبه بر مشكل ناشي از بازنشستگي، روش تازهاي تحت عنوان «بازنشستگي گام به گام» يا «بازنشستگي مرحلهاي» و به عبارت ديگر «بازنشستگي تدريجي» را ابداع كرد. در اين نوع بازنشستگي، از ساعات كار فردي كه به سن بازنشستگي نزديك شده در قالب برنامة منظمي به تدريج كاسته شده و به ساعات استراحت او اضافه ميشود. در اين روش، كارمند آرام آرام و تدريجاً با زندگي جدا از كار تمام وقت روبه رو ميشود و در نتيجه زمينة مساعدي براي مواجهه با مرحله بازنشستگي آمادگي كامل پيدا ميكند.
يكي از سازمانهاي استخدامي در فرانسه نيز، روش بازنشستگي گام به گام را در مقايسه با روش بازنشستگي عادي از لحاظ اقتصادي، امري مقرون به صرفه قلمداد كرده و توصيه مي كند كه برنامهاي براي بازنشستگي كاركنان تنظيم شود كه طبق آن از ساعات كار كاركناني كه به سن بازنشستگي نزديك شدهاند به تدريج كاهش يابد. بر اساس اين روش، در مرحله اول 10 درصد ساعات كار كاركنان 60 ساله كاهش و حقوق آنان 5 درصد كم خواهد شد. به همين ترتيب تا 64 سالگي يعني در مدت 5 سال، ساعات كار تدريجاً كم ميشود تا به 50 درصد ساعات كار معمول ميرسد و به موازات آن نيز حقوق به ميزان 25 درصد كاهش مييابد. در 65 سالگي وقتي فرد به بازنشستگي كامل ميرسد، حقوقي كه به وي تعلق ميگيرد، 70 درصد متوسط بالاترين حقوقي است كه در مدت 10 سال آخر خدمتش دريافت داشته است. بر اساس محاسبات انجام شده به وسيله سازمان مذكور، چون معمولاً تعداد افراد 60 ساله در يك سازمان نسبت به كل كاركنان، درصد بالايي را تشكيل نميدهند، هزينه اجراي يك چنين طرحي براي بازنشستگي، چندان زياد نخواهد بود. (سالي اورسون، 1992) (3)
يك سازمان مهندسي صنايع سنگين در فرانسه نيز، سيستم بازنشستگي گام به گام را پذيرفته ولي قبول آن را به اختيار كاركنان، گذاشته است. از اين سيستم كه «بازنشستگي گام به گام اختياري» نام گرفته، كليه كاركنان در صورت تمايل ميتوانند استفاده كنند. در سازمان مذكور، كاركناني كه داراي 10 سال سابقه خدمت يا بيشتر هستند و به 60 سالگي رسيدهاند ميتوانند از مزاياي بازنشستگي تدريجي استفاده كنند. اين گروه تا 62 سالگي، 25 درصد از ساعات كارشان كاهش مييابد ولي حقوق كامل را دريافت ميدارند. در دو سال بعد يعني تا 64 سالگي، 25 درصد ديگر از ساعات كارشان كاسته ميشود و بدون كاهش حقوق به بازنشستگي كامل ميرسند. البته چنانچه فردي تمايل به قبول اين سيستم نداشته باشد، ميتواند به كار خود در سازمان ادامه دهد. (فستينگر، 1990) (3)
با تغيير نگرش در سازمانها، بازنشستگي ديگر نقطه پايان
يك همكاري نيست
بلكه آغازي
بر مرحله تكميلي زندگي
سازماني فرد
به حساب مي آيد.
5ـ هر چند، با وجود بررسيها و مباحثات فراوان پيرامون «بازنشستگي گام به گام» كه از سوي سازمانهاي اداري اروپايي انجام شده، به دليل وجود ترديدهايي در مورد مؤثر و مفيد بودن آن، تعداد بسيار كمي از آنها عملاً به پياده كردن اين سيستم روآوردهاند. با اين حال، سازمانهاي مذكور كه روش بازنشستگي گام به گام را پذيرفته و مورد عمل قراردادهاند، از نتايج آن ابراز رضايت كردهاند. از اين رو، برنامهريزي و اجراي سيستم «بازنشستگي گام به گام» در سازمانهاي دولتي به عنوان يكي از شيوههاي مناسب براي فراهم ساختن زمينه ذهني مناسب براي مواجهه با مرحله بازنشستگي را ميتوان مورد توجه و بررسي جدي قرار داد، تا علاوه بر جنبههاي اقتصادي موضوع كه موجب خسران و نهايتاً به ناملايمات تلخ براي افراد بازنشسته منجر ميشود، با پيامدها و اثرات سوء ناشي از قطع يكباره ارتباط فرد با سازمان، مقابله عقلايي و اصولي صورت گيرد. شيوهاي كه ضرورتاً به دليل نياز به پيشبيني و جذب نيروي جوان جايگزين، گام مؤثري در جهت ايجاد اشتغال تلقي خواهد شد.
البته لازم است، به منظور جلوگيري از بروز مشكلات احتمالي در اجراي سيستم بازنشستگي گام به گام، اقدامات مورد نظر، با دقت و توجه به مسايل و موضوعات زير، در برنامهريزي پيشبيني شوند:
* تعداد افرادي كه به سن بازنشستگي ميرسند؛
* نحوة جايگزيني افراد به جاي بازنشستگان؛
* سيستم استخدام و ارتقا؛
* اختياري و اجباري بودن روش بازنشستگي؛
* چگونگي نحوه كاهش ساعات كار.
و اما، نكته پاياني، توجه به جنبة اخلاقي موضوع بازنشستگي است كه ضرورتاً تجديد نظر اساسي در شيوه بازنشستگي را با هدف تأمين معاش و رعايت حرمت بازنشستگان در حساسترين مرحله از دوران زندگي آنها به عنوان يك وظيفه انساني، طلب ميكند.
نتيجهگيري
به طور خلاصه ميتوان نتيجه گرفت، چون در ايران، به وضعيت بازنشستگان توجه كمي ميشود، اين قشر حتي از نصف تسهيلاتي كه نصيب بازنشستگان ساير كشورها ميشود، استفاده نميكنند و همچنين ضعف نظام مالي حاكم بر سازمانهاي دولتي، موجب كاهش قابل توجهي از حقوق و درآمد ماهيانه افراد بازنشسته ميشود، در مرحلة نخست، دولت ميبايست ضرورتاً با تجديد نظر اساسي در ميزان پرداخت حقوق بازنشستگان گامي اساسي براي حل مشكلات مالي و معيشتي آنها برداشته و در كنار اين اقدام، در چارچوب يك برنامه حساب شده و دقيق، اجراي سيستم «بازنشستگي گام به گام» و يا «بازنشستگي مرحلهاي» را كه طي 3 دهه در تعدادي از سازمانهاي كشورهاي اروپايي با موفقيت به مرحله اجرا درآمده است، با هدف مقابله با عوارض جسمي و روحي ناشي از جدا شدن يكباره فرد از سازمان، دنبال كند.
منابع و مآخذ
1- ميرسپاسي، ناصر ـ مديريت استراتژيك منابع انساني و روابط كار ـ از انتشارات مير ـ تهران ـ سال 1379 ـ چاپ هجدهم ـ صفحه 305.
2- مقاله وعدههاي كذايي ـ روزنامه اعتماد ـ روز شنبه مورخ 17/10/84 ـ صفحه 7.
3- حيدري، سيده صديقه (شرف)، مقاله نگرش بازنشستگان تحت پوشش تأمين اجتماعي نسبت به ”بازنشستگي گام به گام“ از مقالههاي برگزيده همايش پنجم تأمين اجتماعي ـ از انتشارات مؤسسه عالي پژوهش تأمين اجتماعي ـ سال 1376 ـ صفحه 79.
* منوچهر جفره: استاديار دانشكده مديريت دانشگاه آزاد اسلامي – واحد تهران مركزي
|