Untitled Document
به سوي
جامعه اطلاعاتي
يزدان محمدبيگي
yazdanmb@yahoo.com
مديريت دانش و توسعه فكري
دانش سبب ايجاد تحرک و پويايي در سازمانها ميشود. با اين حال، مديريت آن بنا به دلايل مختلف ضروري است و همانند ديگر داراييهاي سازمان بايد در اين زمينه نيز سرمايهگذاري کرد. «تغيير بيرحمانه در انتظارات بازار و تقاضا براي محصولات جديد، جايگزيني تدريجي سرمايه و كار را با دانش، و كار عادي را با كار دانشي در بنگاهها بههمراه داشته است» (تنكاسي و بولاند، 1996؛ استارباك، 1992).
توانايي در تحليل و شناخت تغيير بستگي به تركيب پيچيدهاي از دانش، مهارت و تجربه دارد. توازن بين اين سه عنصر بسيار حياتي است. دانش به كار گرفته شده، بدون برخورداري از مهارت و تجربه به رضايت موقتي منجر ميشود.
مهارت بدون دانش و تجربه نيز به نااميدي بهويژه در مواردي منجر ميشود كه كار آن چنان كه انتظار ميرود، پيشرفت نميكند. همچنين، تجربه بدون دانش و مهارت به احساس جدايي فرد از ديگران و اهميت دادن بيش از حد به خود منجر ميشود. بنابراين، سازمانها بايد بر اساس سازو کاري مشخص به ايجاد ترکيبي پايدار از اين مقولات اهتمام ورزند. بنا به دلايل زير، مديريت دانش از ضرورت بالايي برخوردار است:
_ تغييرات شديد در بازار و ضرورت پاسخگويي سازمانها به آنها، بهطوري که بتوانند محصولات متنوع و با قيمت مناسب را ارايه کنند.
_ رقابت شديد که سازمانها را مجبور به کاهش هزينه کرده است. يکي از روشهاي کاهش هزينه، کاستن از نيروي کار بيبهره از دانش روز است. در صورتي که سازمان نتواند افراد را از دانش کافي برخوردار كند، حجم ورود و خروج نيروي انساني بالا خواهد رفت که اين موضوع به افزايش هزينهها منجر ميشود.
_ مطرح بودن دانش بهعنوان موضوع رقابت سازمانها
_ لزوم جايگزيني دانش رسمي و شفاف به جاي دانش غيررسمي براي بهرهگيري بهينه از کارکنان و روشهاي اجرايي
_ نياز به يادگيري مادامالعمر بهعنوان واقعيتي گريزناپذير
_ توسعه حوزه دانش بهعنوان زمينهاي براي اثربخشي سازماني
_ شکست روشهاي مالي در ايجاد پويايي در دانش سازماني
_ شکست فناوري اطلاعات بهعنوان ابزاري کافي براي ايجاد منافع پايدار براي سازمانها
_ نتايج نامطلوب دسترسي جهاني به اطلاعات
مديريت دانش و حرکت بهسوي ايجاد سازماني دانشمدار و خردمدار زمينهاي را براي توسعه و تعالي سازمان فراهم ميکند. چنين وضعيتي به پويايي سازمان و يادگيري موثر منجر خواهد شد که نتيجه آن، پايداري در عرصه دستيابي به اهداف و مقاصد راهبردي تعريف شده است. توسعه فکري، آن چنان که در الگوي زير نشان داده شده است، ابعاد و پايههاي مختلفي دارد.
سنجش آمادگي الكترونيك
ظرفيت يا ميزان آمادگي كشورها براي ورود به دنياي الكترونيك و جامعه جهاني مبتني بر فناوري اطلاعات و ارتباطات با معيار آمادگي الكترونيك مورد سنجش قرار ميگيرد. بهعبارت ديگر، آمادگي الكترونيك به معناي ميزان مشاركت يك جامعه در دنياي شبكهاي است. آمادگي مزبور مبتني بر بررسي و پيگيري پيشرفتهاي نسبي جوامع در زمينههاي تعيينكننده فناوري اطلاعات و ارتباطات و كاربردهاي آن است. با توجه به نتايج تحليلهاي مربوط ميتوان فرصتها و چالشهاي پيش روي جوامع را در اشاعه و پذيرش فناوري اطلاعات و ارتباطات مورد شناسايي قرار داد. بديهي است كه معيار مزبور بايد بهصورت متوازن به ارزيابي وضعيت كنوني و آينده بپردازد.
آمادگي الكترونيك علاوه بر تاكيد بر استفاده بهينه از شرايط و امكانات موجود، اهم موارد قابل توجه كشورها را براي تداوم توسعه مبتني بر انسجام فناوري اطلاعات و ارتباطات مشخص ميكند. بر اين اساس ميتوان تلاشها را از درون تمركز بخشيد و پشتيبانيهاي لازم را تشخيص داد. با اينحال، ارزيابي مزبور كافي نيست و به كارگيري مؤثر اين معيار مستلزم توجه به موارد زير است:
? درك چگونگي كمك فناوري اطلاعات و ارتباطات به جوامع در دستيابي به مزاياي اقتصادي و اجتماعي و چگونگي تنظيم اهداف واقعگرايانه بر اين اساس؛
? تعيين مراحل و گامهاي مؤثري در راستاي كاربرد ثمربخش و پايدار فناوري اطلاعات و ارتباطات بهمنظور دستيابي آسانتر به اهداف توسعه.
شناخت درست روند آمادگي الكترونيك ميتواند به سياستگذاران در طراحي و پيادهسازي راهبردهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات كمك كنند. اين امر بهويژه در كشورهاي در حال توسعه بسيار اهميت دارد؛ زيرا چنانچه از فناوري اطلاعات و ارتباطات به درستي استفاده شود، امكانات بالقوه بسياري را در اختيار مردم كشورهاي در حال توسعه قرار ميدهد تا بر موانع و مشكلات موجود بر سر راه توسعه فايق آمده و موجبات تحكيم و تقويت جوامع، نهادهاي دموكراسي، مطبوعات آزاد و اقتصادهاي محلي را فراهم سازند.
با تمامي قابليتهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات در كمك به جوامع در رفع مشكلات اقتصادي و اجتماعي، بايد به اين موضوع توجه داشت كه تبديل يك ديدگاه جامع به اقدامات عملي كه با ساختارهاي موجود مطابقت داشته باشد كار سادهاي نيست. ارزيابي صحيح آمادگي الكترونيك، نخستين گام در راستاي شناخت اولويتها و تبديل اهداف و خواستهها به برنامههاي عملي است. هماكنون شكاف ديجيتالي بهعنوان مهمترين عامل آمادگي الكترونيك مورد توجه است و رهبران جوامع سعي ميكنند با تعديل آن، آمادگي الكترونيك خود را براي حضور موثرتر در جامعه اطلاعاتي افزايش دهند. ريشهيابي اين موضوع به تحليلهاي مختلفي منتهي شده است. برخي از تحليلگران، توسعه رايانه و سختافزارها و نرمافزارهاي جديد را پيشنهاد ميكنند و برخي ديگر، اقدامات دولتها را مانع توسعه و استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات در كشورهاي در حال توسعه ميدانند و معتقدند تا سياستهاي دولت تغيير نكند، شكاف ديجيتالي برطرف نخواهد شد. برخي هم مشكل را فراتر از دسترسي فيزيكي ميدانند و آن را به فرصتهاي از دست رفته در بهرهگيري مناسب از فناوري اطلاعات و ارتباطات نسبت ميدهند. اين دسته از افراد بر دانش چگونگي به كارگيري فناوريهاي نوين و ارتباط آنها با سطح زندگي كاربران بالقوه و بالفعل تاكيد ميورزند.
آمادگي الكترونيك به مولفههايي همچون: زيرساخت ارتباطي، منابع انساني، چارچوبهاي قانوني و سياسي اشاره ميكند. با ارزيابي شاخصهاي توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات ميتوان راهبردهاي توسعه در زمينههاي مختلف فناوري اطلاعات و ارتباطات را تعيين كرد. رويكردهاي مختلفي براي ارزيابي آمادگي الكترونيك وجود دارد، اما تمامي آنها در موارد زير مشتركند: بررسي كاربران نهايي، تجزيه و تحليل آماري، بهترين تجربيات گزارش شده و تجربيات محققان.
ارزيابي شاخصهاي مبتني بر اين مفاهيم، وضعيت را شفافتر ميكند و به توسعه رويكردهاي جديدي در ارزيابي آمادگي الكترونيك منجر ميشود. بر ايناساس، ابزارهاي گوناگوني در زمينه ارزيابي آمادگي الكترونيك جوامع مطرح است. اين ابزارها با توجه به اهداف و نتايج مورد انتظار، از تعاريف گوناگوني براي آمادگي الكترونيك استفاده ميكنند.
|