Untitled Document
اتحاد استراتژيك براي خلق سازمان پيشرو
محمد شيخ زاده - محمد رضا عطاردي
چكيده
حركت به سمت بازارهاي جهاني با لوازم و ساختارهاي سنتي ميسّر نيست و بايد تغييرات بنياديني در سازمان داده شود. يكي از راهكارهاي مورد تأكيد دانشمندان مديريت براي ايجاد تغييرات بنيادين در سازمان استفاده از فناوري اطلاعات(IT) و بكارگيري متدلوژي مهندسي مجدد كسب و كار(BPR) ميباشد. ميتوان گفت IT اثربخشترين تكنولوژي براي تقويت BPR است.
مقدمه
چند سالي از آغاز هزاره سوم ميلادي نگذشته است كه شاهد تغييرات سريع و شگرفي در حوزه كسب و كار سازمان هستيم. ورشكستگي شركتهاي عظيم چند مليتي ،ادغام غولهاي اقتصادي دنيا ، آشفتگي بيش از پيش در عرصه سياسي و اجتماعي و ... همگي نشان دهنده تحولاتي فراگير و گسترده است.
صنعت كشور ما نيز در طي چند سال گذشته تغييراتي را شاهد بوده كه از مهمترينِ اين تغييرات ، تغيير در نحوه نگرش برخي از سازمانهاي كشور به فرآيند تغيير و تحول است. آنهايي كه عزم خود را براي ورود به بازار بشدت رقابتي جهاني جزم كرده اند بايد راهبردهايي را اتخاذ كنند كه مسير آنها را براي رسيدن به اهدافشان هموار سازد. همانطور كه مي دانيم « حركت به سمت بازارهاي جهاني با لوازم و ساختارهاي سنتي ميسّر نيست» و بايد تغييرات بنياديني در سازمان داده شود. در اين مقاله كوشيده شده است تا به يكي از راهكارهاي مورد تأكيد دانشمندان مديريت كه همانا استفاده از فن آوري اطلاعات و بكارگيري متدلوژي مهندسي مجدد كسب و كار(BPR) مي باشد پرداخته شود. نخست نگاهي به هر يك از اين مفاهيم مي اندازيم و سپس به نقش (IT) در اثربخش تر كردن (BPR) مي پردازيم.
فناوري اطلاعات (IT)
فناوري اطلاعات به عنوان مجموعهاي از قابليتها تعريف ميگردد كه به وسيله رايانه ها، نرمافزارهاي كاربري و تجهيزات مخابراتي و ارتباطات از راه دور براي سازمان فراهم ميگردد و داده، اطلاعات و دانش مورد نياز را در اختيار افراد و فرايندها قرار ميدهد. [1]
هر سيستم اطلاعاتي مبتني بر رايانه (IT) براي توليد اطلاعات، پنج عنصر «افراد»، «رويهها»، «دادهها»، «نرمافزار» و «سختافزار» را از طريق دستيابي و پردازش دادهها در هم تلفيق ميكند.[2]
همانطور كه در شكل (1) مشاهده مي كنيد عناصر اصلي تشكيل دهنده IT عبارتند از:
- افراد در IS/IT نقشهاي گوناگوني را ايفا ميكنند كه ميتوان آنها را در سه دسته طراحان، راهبران و كاربران طبقهبندي كرد.
- رويهها: دستورالعملهايي هنجاريافته و مشروحي هستند كه افراد بايد به طور منظم دنبال كنند. همچنين نحوه تبديل داده به اطلاعات را به افراد ديكته ميكنند.
- نرمافزار: نرمافزار نحوه تبديل داده به اطلاعات را به سخت افزار ديكته ميكند. به تناسب نياز هر سازماني يك سري نرمافزارهاي عام و خاص تهيه و بكار گرفته ميشود.
- سختافزار: انواع متنوع و گستردهاي از سختافزار وجود دارد كه شكل فيزيكي فناوري اطلاعات و سيستمهاي اطلاعاتي را تشكيل ميدهند.
- داده عنصر مركزي سيستم اطلاعاتي و IT ميباشد كه مورد پردازش، ذخيره سازي، انتقال و بازيابي قرار مي گيرد.
مهندسي مجدد فرايند كسب و كار (BPR)
- مهندسي مجد فرايند كسب و كار يك تجديدنظر بنيادي و طراحي مجدد ريشهاي در فرايندهاي كسب و كار به منظور دستيابي به بهبودهاي چشمگير در معيارهاي حياتي ارزيابي عملكرد همچون هزينه، كيفيت، خدمات و سرعت ميباشد.[3]
- مدل كلي مهندسي مجدد و فرايند كسب و كار در شکل (2) آورده شده است:
IT و BPR
فناوري اطلاعات و مهندسي مجدد فرايند كسب و كار، دو عامل در سودآوري سازمان هستند كه هنوز روابط آنها به خوبي تبيين نشده است. سازمانهايي كه از IT جهت طراحي مجدد فرايندهاي خود استفاده كردهاند به سود هنگفتي نايل شدهاند.
اصطلاح «مهندسي مجدد»، نخستين بار در زمينه فناوري اطلاعات مطرح شد و سپس به فرايندهاي تغيير گستردهتري توسعه يافت. هدف از اين رويكرد بهبود جهتي، دستيابي به عملكرد بهتر و سريع با طراحي مجدد فرايندهاي اساسي كسب و كار است. [1]
به طور كلي IT به چهار نوع تغيير ساختاري در سازمانها كمك ميكند كه اين تغييرات بر حسب ميزان ريسك و ميزان بازدهي در شكل شماره ( 3 ) نشان داده شدهاند. همانطور كه ملاحظه ميكنيد، 4 نوع تغيير سازماني به كمك IT رخ ميدهد كه عبارتند از:
1)اتوماسيون: در مرحله نخست، كامپيوتري كردن و نرمافزارهاي IT به كاركنان كمك ميكند تا كارهاي خود را به طور كارآ و اثربخش و با سرعت بيشتري انجام دهند.
2)عقلاني كردن رويهها: در مرحله بعدي، با حذف گلوگاهها و برطرف كردن موانع، كارايي رويههاي عملياتي بالا ميرود.
3)مهندسي مجدد فرايند كسب و كار: سازمانها با استفاده از IT ميتوانند در فرايندهاي خود تجديدنظر كنند و كارايي آنها را جهت بهبود سرعت، خدمت و كيفيت بالا ببرد.
BPR نوع قدرتمندتري از تغيير سازماني است كه مستلزم داشتن يك بينش جديد نسبت به چگونگي سازماندهي فرايند ميباشد.
4)تغيير پارادايمي: رويههاي عقلاني و طراحي مجدد فرايندهاي كسب و كار به بخشهاي خاصي از يك كسب و كار محدود ميشوند ولي سيستمهاي اطلاعاتي و فناوريهاي جديد قادرند با تغيير چگونگي انجام كسب و كار و حتي تغيير ماهيت كسب و كار، بر طراحي كل سازمان تأثير گذارند و يك تغيير بنيادين و پارادايمي ايجاد نمايند.[4]
از آنجايي كه ميزان بازدهي تغييرات BPR همانند ميزان ريسك آن بالاست، سازمانها در صورت موفقيت به سود قابل ملاحظهاي دست خواهند يافت. [4]
BPR در حال گذار از موج دوم خود است و با توسعه روابط بين سازماني، ائتلافها و ديگر روشهاي همكاري بين شركتها از اهميت خاصي برخوردار گرديده است. اينگونه روابط مستلزم مهندسي مجدد جهت تسهيل فرايندهاي بين سازمانهاست.[5]
يكي ديگر از دلايل شهرت BPR بر تاكيد روزافزون بر ادغام وب سايتهاي كسب و كار با سيستمهاي شركتها و پايگاههاي اطلاعاتي آنان مربوط ميشود. چنين ادغامي نيازمند مهندسي مجدد اساسي است. [6]
شكل ( 4 ) نشان ميدهد كه هم توانمندسازهاي IT و هم توانمندسازهاي سازماني بر استقرار BPR تأثير ميگذارند.[7] برخي از مسائل سازماني از قبيل فرهنگ، مديريت منابع، مديريت تغيير و مديريت مقاومت نيز به استقرار موفقيتآميز مهندسي مجدد كمك ميكنند.[8]

استقرار مهندسي مجدد كار راحتي نيست بلكه بايد گامهاي خاصي و با يك ترتيب معيني برداشته شود تا اقدامات مهندسي مجدد موفقيتآميز گردد. IT تنها يك ابزار مفيد در BPR نيست بلكه آن را ممكن ميسازد. نقش IT در BPR را ميتوان به سه مرحله تفكيك كرد: قبل از طراحي فرايند، حين طراحي فرايند و بعد از طراحي فرايند.
نقشهاي حياتي IT در هر يك از اين مراحل در جدول(1) ذكر شده است.
مرحله اول: قبل از طراحي فرايند (IT به عنوان يك توانمندساز)
مهندسي مجدد يك اقدام استراتژيك است و مستلزم شناخت روشني از مشتريان، بازار، صنعت و وضعيت رقابت ميباشد. فعاليتهاي اين مرحله عبارتند از:
تدوين بينش استراتژيك، شناسايي و تعريف اهداف مشتري، تدوين اهداف خرد و كلان، ارزيابي توان براي مهندسي مجدد، تعريف حد و مرز فرايندهاي مناسب، كسب تعهد مديريت
قابليتهاي IT ميتواند بينش خوبي از وضع موجود ارائه نمايد.
مرحله دوم: حين طراحي فرايند (IT به عنوان تسهيل كننده)
در اين مرحله اقدامات BPR از طراحي مفهومي به طراحي تفصيلي تبديل ميشوند و دو دسته فعاليت اصلي انجام ميگيرد: طراحي فني، طراحي اجتماعي
در اين مرحله پس از تعريف اهداف، فرايندهاي موجود، ترسيم، اندازهگيري و تحليل ميشوند و سپس با الگوبرداري ادغام شده و يك فرايند جديد كسب و كار طراحي ميشود. در اين مرحله توسعه نيروي انساني، فرايندها و فناوري با هم تلفيق ميشود. از قابليتهاي آن ميتوان جهت فقط انسجام و هماهنگي راهحلهاي مهندسي مجدد با بينش سازماني، محدوديتها مالي و سودهاي پيشبيني شده استفاده نمود.
- مرحله سوم: بعد از طراحي فرايند (IT به عنوان مجري)
بخش عمدهاي از اقدامات مهندسي مجدد در اين مرحله صورت ميگيرد كه عبارتند از:
برنامهريزي و مديريت كاركنان، فرايندها و فناوري و هدايت استقرار فرايندها در جهت بينش كسب و كار.
اهداف اين مرحله عبارتند از:
تست آزمايشي رويكرد جديد در فرايندها، بازرسي مستمر نتايج و ارائه آموزشهاي گسترده به كاركنان. حمايت مديريت عالي در اين مرحله حياتي است. هر چه اقدامات مهندسي مجدد به جلو ميرود، تعريف و بازبيني در اهداف خرد و كلان، عملكرد، تعهد قوي نسبت به بينش، حذف موانع بين بخشها و انعطافپذيري همراه با تغييرات محيط كسب و كار از اهميت خاصي برخوردار ميگردند.[1]
بطور كلي در BPR همه مفروضات مربوط به چگونگي انجام كسب و كار با توجه به تغييرات در محيط رقابتي و تغييرات در قابليتهاي IT موجود، زير سؤال ميرود. همانطور كه در شكل(9) مشاهده مي شود، BPR به صورت يك چرخه تكراري است كه دو سؤال مكرراً تكرار ميگردد.[9]
بطور خلاصه ميتوان گفت كه IT اثربخشترين تكنولوژي براي تقويت BPR است و از سه طريق به كسب اهداف آن كمك ميكند:
1)با ارائه اطلاعات در بين سطوح وظيفهاي و برقراري روابط آسان
2)با بهبود عملكرد فرايند
3)با مدلسازي، بهينهسازي و ارزيابي نتايج حاصل از اقدامات مهندسي مجدد
IT وقتي ميتواند نقش مهمي در موفقيت BPR ايفا نمايد كه نگرش سازمان نسبت به بخش IT عوض شود و به آن به عنوان تأمين كننده موادخام كارشناسان مديريت اطلاعات نگريسته شود و مديريت عالي از آن حمايت نمايد. همچنين IT نبايد به دليل مشكلات و دشواريهاي اصلاح و تعديل سيستمهاي موجود، مانع يا مزاحم مهندسي مجدد گردد چرا كه تغيير بنيادين مستلزم طراحي مجدد IS نيز ميباشد.
منابع
1-Attaran, Mohsen (2003), “Information technology and Business procss re-design”, Business Process Management Journal, vol.9 No.4, PP.440-458
-2 رضاييان، علي (1381)، سيستم اطلاعات مديريت، انتشارات سمت
3-Hammer, M. (1996), Beyond Reengineering, Harper Collins, London.
4-Laudon,Kenneth C. and Laudon, Jane P. (2002), Management Information Systems: the digital firm, Prentice- Hall, New Delhi
5-Nissen, M.(1998) , “Redesigning reengineering through measurement-driven inference”, MIS Quarterly , Vol.22 No. 4, PP. 509-534.
6-Kalakota, R. and Robinson, M. (1999),E-Business, Roadmap for success, Addison – Wesley, Reading, MA.
7-Wells, Michael G. (2000), “Business procss re-engineering implementaions using Internet technology”, Business Process Management Journal, vol.6 No.2, PP.164-184.
8-Venkatraman, N. (1994), “IT –enabled business transformation” from automation to business scope redefinition”, Sloan Management Review, Vol.35 No.2, PP. 73-87
9-Cash Jr., James I. and Eccles, R.G. and Nohria, N. and Nolan, R.L. (1994), Bulding The Information - Age Organization: Structure,Control, and Information Technology, IRWIN,New York, NY.
_ محمد شيخ زاده، دانشجوي دكتراي مديريت دانشگاه تهران- مدرس دانشگاه
_ _ محمدرضا عطاردي، كارشناس سيستمهاي مركز بهمن موتور
|