Untitled Document
نقش مديران در عمليكردن نظريه اقتضايي
عزت الله كياني
EZATOLAH_E_KIANI@YAHOO.COM
چكيده
براساس نظريه اقتضا، شيوههاي مديريت داراي الگوي ثابت نيستند، بلكه در پرتو شناخت محيط سازمان و نسبت به شرايط و موقعيت زماني و مكاني بايد در هر مورد شيوه مناسب بررسي و كشف شود. بااين آگاهي ديگر نميتوان از نظريههاي پيشساخته محيطهاي بيگانه تقليد كرد. بررسي و شناخت نظريههاي مديريت اعم از بنيادي و كاربردي مربوط به كشوري ديگر در حدي لازم است كه زمينه تحقق را بشناسيم و همان زمينه يا زمينههاي مشابه را در جامعه خود بيازمائيم. اين نظريه راه تحقيق كاربردي در مديريت را روشن ميكند. زيرا كه تعداد و تنوع عوامل محيطي و سازماني بويژه باتوجه به تعامل آنها امر تحقيق در مديريت را دشوار كرده است.
نظريه اقتضا اين مهم را آسان ميسازد. هدف غائي اين نظريه، تعيين و تشخيص اين نوع عوامل و تاثير آنها روي مديريت سازمان است.
مقدمه
عوامل بيشماري از قبيل پيشرفت سريع فناوري و گسترش و پيچيدهتر شدن سازمانها، تغيير در مديريت سازمانهاي نوين را ضروري ساخته است و اين نياز بهتغيير، علم مديريت را باشتاب بيشتري بهپيش ميبرد و اين دانشي را به سمت حل مشكلات واقعي مديريت سوق ميدهد. فلسفه وجودي نگرش نظريه اقتضا، گذشتن از مكتبهاي كلاسيك و رفتاري بهعنوان نظريه جهان شمول و رويآوردن به اين واقعيت است كه اين نگرش، در عين حال، مغايرتي با مكتبهاي مذكور و مكتب سيستمي ندارد. بلكه مكمل آنها است. نگرش اقتضا فرايندهاي مربوط به مكتب كلاسيك و نيز مفاهيم انساني مربوط به مكتب رفتاري (نئوكلاسيك) را ميپذيرد، آنها را بهعنوان متغيرها و عوامل داخلي سازمان محسوب ميدارد. براساس نظريه سيستم، اين عوامل داخلي را تيمهاي فرعي تلقي ميكند و معتقد به تعامل آنهاست. از طرف ديگر باالهام از مفهوم سيستم باز، بين عوامل سازماني و محيطي ارتباط قائل شده و هدف نظريه اقتضا، ارائه و پيشنهاد مناسبترين طرحهاي سازماني و سيستمهاي مديريت براي شرايط مشخص است و براي تحقيق اين هدف درصدد آن است كه ارتباطات مشخص را بين عوامل و سازمان بيابد. بهطور كلي نظريه اقتضا مبتني براين واقعيت است كه (محيطهاي گوناگون نيازمند روابط سازماني متفاوت است). لذا شيوه مديريت موثر شيوهاي كه با محيط سازمان سازگار باشد تا از اين طريق بيشترين كارايي حاصل شود. دامنه شمول نظريه اقتضا بسيار وسيع است و در ابعاد مختلف مديريت بهكار برده ميشود. كه مهمترين آن عبارت است از مديريت منابع انساني، برنامهريزي، سازماندهي، شيوههاي رهبري و انگيزش.
ديدگاه دانشمندان
در بررسي موضوع تحقيق عوامل و متغيرهاي محيطي موثر در مفاهيم مديريت از طرفي داراي تعدد و تنوع بسيار زياد بوده و از طرف ديگر كنش و واكنش متقابل بين آنها متغير و غيرقابل پيشبيني است. بنابراين، تشخيص و برقراري ارتباط مقتضي بين چنين عوامل متنوع و متغير و عوامل مديريت كار سادهاي نيست. براي تسهيل اين امر لازم است عوامل محيطي را بهنحوي طبقهبندي كرد.
«برنز»و «استاكر» دو دانشمند مديريت باانجام اين طبقهبندي نظريه مدل ماشيني و مدل زنده را ارائه كردند. آنها انواع محيطهاي موثر در سازمانها را به دو نوع تقسيم كردند. محيط ثابت يا قابل پيشبيني و محيط متغير يا غيرقابل پيشبيني و در مقابل آن نوع مديريتهاي متناسب با هريك از محيطهاي ثابت و متغير را بهترتيب مدل ماشيني و مدل زنده ناميدند. ويژگي مدل ماشيني در مديريت از قبيل توجه به كارايي – مشاغل تخصصي روشهاي انجام كار استاندارد شده مقررات سخت و دقيق و تاكيد برساختار رسمي سازمان. از طرف ديگر مدل زنده مديريت در جايي مصداق دارد كه ابداع و خلاقيت حاكم بر محيط است. در چنين محيطي ويژگيهاي سازمان عبارت است از مشاغلي وسيع و غني، عدم ثبات روشهاي كار، مقررات كلي، توجه به تحقيق اهداف و عدم تاكيد برساختار سازماني.
نقش مديران
براساس نظريه اقتضا پاسخ مشكلات سازماني ما شناخت عوامل محيطي و كشف ارتباط اين عوامل با فرايندهاي مديريتي از طريق انجام تحقيقات كاربردي براي دستيابي به گروههاي سازماني و مديريتي ملي و محلي است. باتوجه به مشكلات موجود، مسلما آمادهسازي زمينه لازم براي شروع، مستلزم رفع مشكلات و بهحداقل رساندن آثار مشكلات و موانع موجود ارائه پيشنهادات زير را مفيد ميدانند.
_ در تمام سازمانها واحد آمار و اطلاعات براي تدارك و انتشار اطلاعات مورد نياز تجهيز شوند.
_ جمعآوري و تدوين موارد خاص اداري و مطرحكردن آن در كلاسهاي درس ترويج شود و دورههاي آموزش براي مديران سازمانها توسعه پيدا كند.
_ مديران سازمانهاي دولتي نسبت به بهبود عملكرد وافزايش كارايي ملزم شوند و برهمين مبنا مورد ارزيابي قرار گيرند. سازمان بهطور جمعي و شورايي اداره شود، در آنصورت اعتماد كاركنان نسبت به مديريت بيشتر خواهد بود.
همچنين توجه به شرايط اقتصادي و رفاهي كاركنان مديريت مبتني بر روابط عاطفي متقابل موثرتر خواهد بود.
منابع و ماخذ
1 – PAUL LAWRENCE AND JAY LORSCH, ORGANIZATION AND ENVIROUNMENT MANAGING DIFFERENTIATION AND INTEGRATION IRWIN, 1969. P187.
2 – هربرت هيكس وسي گولت، تئوريهاي سازمان و مديريت ترجمه وئل كهن (چاپ اول) تهران، انتشارات اطلاعات، سال 1368).
3 – فرد لوتاتر، مقدمهاي بر مديريت، نگرشي اقتضائي، ترجمه عباس منوريان (نشريه مركز مطالعات و پژوهشهاي اداري، سال 1366).
4 – عليرضا اميركبيري، سازمان و مديريت، تئوري اقتضا چاپ اول – انتشارات هور سال 1374.
|