|
Untitled Document
كوچك سازي يا محو مزيتهاي رقابتي؟
عزيزالله سپهوند
هيات دولت جمهوري اسلامي با تصويب آيين نامه شماره 5 به منظور تسريع در كارآفريني و ايجاد اشتغال پايدار، قدمهايي را به عنوان اولين اولويتهاي كاري خود برداشت و به تبع آن رئيس جمهوري اسلامي در سفرهاي استاني منابع و اعتبارات وسيعي را در استانهاي محروم كشور به عنوان اولين استانهاي ميزبان هيات دولت تخصيص داد، اين مقاله با توجه به تجربيات چندين ساله مولف در آشنايي با صنايع مختلف كشور نقاط ضعف تصميمات هيات دولت را به نوعي ياد آور ميشود
سياست اعلام شده دولت فعلي، روش توسعه اقتصادي و ايجاد كار آفريني بر توسعه صنايع كوچك و متوسط بنا شده است كه مي توان مزيتهاي زير را براي آن برشمرد:
الف- زود بازده : با توجه به شرايط اشتغال فعلي كشور مي توانند پاسخگوي مقطعي خوبي براي رفع بيكاري باشد .
ب- كار محور : اكثر صنايع كوچك چون از تكنولوژي بالايي برخوردار نيستند اشتغال بيشتري را ميطلبند.
ج- هزينه تجربه پايين: اكثر صنايع كوچك نياز به تجربه و دانش فني بالايي ندارند و صاحبان صنايع پس از مدت كوتاهي مي توانند به تجربه كافي دست يابند .
د - برخورداري از خدمات شخصي : در صنايع كوچك بخشي از فعاليتها توسط موسسان و صاحبان صنايع انجام مي شود و هزينه هاي سر بار محدود مي شود .
ه - هزينه هاي حمل و نقل پايين : در برخي از صنايع همانند شير كه هزينه حمل و نقل بالايي دارند صنايع كوچك كه به صورت محلي و غير متمركز عمل مي نمايد مي توانند از هزينه پاييني برخوردار باشند .
و - نوسان فروش : در صنايعي كه ميزان فروش داراي نوسان است، بزرگي حجم توليد و مزيت مقياس ممكن است موجب كاهش هزينه ها و افزايش مزيت رقابتي نشده و صنايع كوچكتر مي توانند محصولات با هزينه كمتري توليد نمايند .
ز- كوچك بودن شبكه تامينكنندگان و خريداران: در صورتي كه بافت گروهها ي خريدار و صنايع تامين كننده به گونه اي باشد كه گستردگي و بزرگي صنايع هيچ توان چانه زني عمده اي را در مقابل اين كسب و كارها ي همجوار در پي نداشته باشد ، آنگاه ممكن است صنايع كوچكتر از مزيت بالاتري برخوردار باشند .
ي - خلاقيت : با وجود آنكه موارد استثنايي وجود دارد ، اگر رقابت شركت نيازمند خلاقيت و توان نوآوري باشد ، در بيشتر موارد و براي شركتهاي خيلي بزرگ حفظ توان توليد پرسنل خلاق شركت مشكل است به عنوان مثال در صنايع نظير تبليغات و طراحي داخلي هيچ شركت پر نفوذ و عمدهاي حتي در سطح جهان وجود ندارد .
ك- كنترل و نظارت شديد محلي : اگر موفقيت شركت مستلزم كنترل و نظارت شديد محلي بر فعاليتهاي آن باشد شركت كوچك ممكن است نسبت به شركتهاي بزرگتر از نوعي مزيت بر خوردار باشد . همانند صنعت هتل داري و رستورانها.
ل- نيازهاي متنوع بازار : در بعضي صنايع، سليقه خريداران متنوع است ، هركدام از آنها خواهان گونه هاي خاصي از محصول هستند و حاضرند نوعي اضافه بها نيز بپردازند تا به جاي محصول معمولي شركتهاي بزرگ ، گونهاي را كه خود خواهان آن هستند، در يافت كنند. ( همانند صنايع پوشاك )
كليه مواردي كه در فوق مطرح شد به عنوان مزيتهاي برخي از صنايع كوچك هستند كه موفقيت آنها را در اين بخشها به همراه خواهد داشت ، اما نكته اي كه قابل توجه است ، در اكثر كشورهاي دنيا و خصوصا كشورهاي توسعه يافته پارامترها و مزيتهاي فوق است كه شرايط ايجاد صنايع كوچك را فراهم ميآورند نه سياستهاي دولت در نحوه سرمايه گذاري. البته علاوه بر مزيتهاي فوق كه شرايط ايجاد صنايع كوچك و متوسط را فراهم ميآورند، فاكتورهاي زير نيز ميتوانند بر توسعه صنايع كوچك و غير متمركز موثر باشند .
الف موانع خروج: اگر موانع خروج وجود داشته باشند ،شركتهاي حاشيه اي يا( شركتهاي فاقد سود دهي) تمايل دارند در صنعت بمانند و فرآيند تثبيت و بزرگ شدن صنعت را تقويت نمايند .جداي از موانع خروج اقتصادي ،موانع خروج مديريتي نيز در صنايع غير متمركز متداولند . ( موانع خروج يعني موانعي كه از اعلام ورشكستگي و خروج صنايع فاقد كارايي جلوگيري ميكنند .)
ب - مقررات محلي: مقررات محلي ميتوانند از طريق وادار كردن شركت به پيروي از استانداردهايي كه ممكن است بسيار خاص باشند و يا پيروي از فضاي سياسي محلي، به منبعي عمده براي خرد شدن صنعت تبديل شود .
ج - ممنوعيت تمركز از طرف دولت: بعضي از سياستها و قوانين دولتي از تشكيل شركتهاي بزرگ در زمينه اي خاص جلوگيري بعمل مي آورد. همانند قوانين ضد انحصار
د- نوپايي: گاهي اوقات ممكن است خرد بودن صنعت در نوپا بودن آن و عدم دستيابي شركتهاي درون آن به مهارتها و منابع كافي براي بدست آوردن سهم خاصي از بازار ،ريشه داشته با شد .
اما همانطور كه پيشتر نيز گفته شد ،ايجاد و بوجود آمدن صنايع كوچك يا غير متمركز (صنايعي كه تعداد زيادي از شركتها با هم در حال رقابت هستند و هيچكدام از سهم بازار زيادي برخوردار نيست و نمي توانند تاثير اساسي بر بازده آن صنعت داشته باشند .) مي بايست در يك محيط كاملا" رقابتي و بر اساس مزيتهاي گفته شده باشد تا اين گونه صنايع بر اساس مزيتهاي رقابتي خود بتوانند از قابليتهاي استراتژيك رقابتي و سوددهي لازم برخوردار باشند .
براي اينكه صنايع مختلف بتوانند از مزيت رقابتي برخوردار باشند بايد داراي شرايط زير باشند :
الف- وجود مزيت مقياس ، توليد انبوه: وجود مزيت مقياس و توليد انبوه مي تواند مزيت رقابتي را در شركت افزايش دهد. در اثر وجود مزيت مقياس در آمدها افزايش مي يابد و سود دهي بالا و كاهش هزينه ها امكانپذير مي شود .
ب- وجود منحني تجربه : در صورت بزرگ بودن صنعت و مزيت مقياس امكان ايجاد منحني تجربه به واسطه توليد بيشتر در مدت زمان كمتري بوجود خواهد آمد، توليد در حجمهاي بسيار زياد مهارتها را در مدت زمان كمتري براي شركت به ارمغان خواهد آورد.
ج- توانايي تحقيق و توسعه : شركتها و صنايع مختلف تنها زماني مي توانند خواستهها و انتظارات مشتريان مختلف را بهدرستي برآورده نمايند كه پس از انجام نياز سنجيها و تحقيقات ميداني، توانايي سرمايهگذاري لازم را جهت برآورده نمودن اين نيازمنديها از طريق تحقيق و توسعه محصول و فرآيند داشته باشند .وجود توانايي در تحقيق و توسعه مي تواند يكي از مزيتهاي مهم رقابتي باشد .
د- توانايي در بازار يابي: وجود امكانات و سرمايه هاي كافي براي بازار يابي، شامل شناسايي بازار هاي هدف، تعيين نيازمنديهاي اين بازار ها، تبليغات و افزايش سهم شركت، در بازار هاي مختلف از مهمترين مزيت هاي رقابتي است.
همانطور كه از پارامترهاي فوق استنباط مي شود، صنايع كوچك كشور بهجز صنايعي كه شرايط رقابتي آن صنعت بر اثر پارامترهاي ذكر شده در بالا آنها را بوجود آورده است ، داراي تقريبا هيچكدام از مزيتهاي رقابتي نيستند. ( توليد انبوه، درآمد بالا و سود بالا ندارند، از تكنولوژي بالا، توانايي تحقيق و توسعه و مهارت بالا برخوردار نيستند (منحني تجربه)، توانايي بازار يابي و تبليغات در سطح گسترده و كيفيت محصولات چندان بالا و كانالهاي توزيع مناسب ندارند و...) و نمي توانند به صورت پايدار و بلند مدت سود آور بوده و در حفظ و نگهداري و توسعه اشتغال موفق باشند .
اين امر متاسفانه در اكثر صنايع كوچك كشور كه طي چند سال گذشته بوجود آمدهاند كاملا مشهود است و به عنوان يك مشكل ساختاري به سياستهاي سرمايه گذاري دولت برمي گردد. اين گونه صنايع به نسبت كوچك و ضعيف هستند و به واسطه آنكه موانعي جهت ورود هيچ رقيبي از جمله داخلي و خارجي وجود ندارد، به محض ورود شركتهاي بزرگتر كه از امكانات و مزيتهاي رقابتي برخوردارند، شكست مي خورند.
دولت به جاي مطالعه و سرمايه گذاري در صنايعي كه بتوانند مزيت رقابتي داشته باشند و تمركز سرمايه در صنايعي كه بتوانند در كشور، منطقه و جهان با توجه به تهديدهاي WTO قابليت رقابت داشته باشند، سرمايهها و صنايع را خرد نموده و عملا" توانايي و سهم بازار همه صنايع ايجاد شده و حتي صنايع موجود داراي مزيت رقابتي را از بين مي برد . (مثال موفق سرمايه گذاري هاي موفق دولت كه داراي مزيت رقابتي هستند مي توان به صنايع فولاد مباركه و صنايع پتروشيمي اشاره كرد ).
در اكثر كشورهاي درحال توسعه جهت مقابله با عدم تمركز صنايع و نبود مزيت رقابتي، معمولا دولت استراتژيها و سياستهاي مختلفي را بهكار مي گيرد .در حال حاضر دولت نه تنها سياست مقابله با عدم تمركز را در دستور كار خود قرارنداده، بلكه به شدت در حال ايجاد صنايع غير سودآور و ناپايدار غير متمركز است. اين گونه صنايع شايد به ظاهر ايجاد اشتغال مقطعي نمايند ولي هيچگاه عامل توسعه اقتصادي نخواهند شد.
استراتژيهاي مقابله با عدم تمركز صنايع :
دولت جهت مقابله با عدم تمركز صنايع نيازمند دوسياست جداگانه است:
الف - تدوين سياستهاي مقابله با عدم تمركز صنايع كوچك و متوسط موجود
ب- تدوين سياستهاي سرمايه گذاري آينده
بهمنظور مقابله با مشكلات عدم تمركز در صنايع كوچك موجود راهكارهاي زير پيشنهاد مي شود :
-1 ايجاد خوشه ها، (HOLDINGS ) و تعاونيهاي متشكل از چندين شركت كوچك به منظور ايجاد همه يا بخشي از مزيتهاي رقابتي به وسيله سرمايه گذاري مشترك اين شركتها .حمايتهاي دولت از اين شركتها مي بايست صرفا" درجهت تحقق اين مزيتها باشد ،نه رفع مشكلات لاينحل هر كدام از اين شركتها به صورت جداگانه
-2 حمايتهاي غير مالي دولت جهت جبران برخي از مزيتهاي رقابتي. بهعنوان مثال با توجه به اينكه اكثر صنايع كوچك توانايي بازاريابي گسترده و ايجاد يا نفوذ در كانالهاي توزيع را ندارند، دولت مي تواند ساختارهايي را جهت ايجاد اين مزيتهاي رقابتي به وجود آورد
دولت جهت جلوگيري از عدم تمركز بيشتر در صنايع مختلف كشور و از بين رفتن مزيتهاي رقابتي صنعت كشور بايد در سياستهاي سرمايه گذاري خود تجديد نظر كند. در زير چند نمونه از اين سرمايهگذاريها آمده است:
الف- شناسايي مزيتها، نقاط قوت و فرصتهاي منطقه اي (استاني ) كشور و انجام سرمايه گذاريهاي كلان با همكاري سرمايه گذاران بزرگ داخلي و خارجي
ب- توسعه صنايع كوچك و سرمايه گذاري در اين راستا صرفا زماني كه اين صنايع توسط هلدينگ هاي بزرگ بند (الف) مورد حمايت قرارگيرند .
ج- شناسايي صنايع كوچكي كه مزيتهاي رقابتي آنها در كوچك بودن است و سرمايه گذاري در آنها براي ايجاد اشتغال سريع، زود بازده و كارمحور موثر است.
منبع:
مايكل، اي، پورتر، "استراتژي رقابتي" ترجمه جهانگير محمدي و عباس مهرپويا، موسسه خدمات فرهنگي رسا، 1384
|