Untitled Document
شاخص كليدي شركتهاي چند مليتي
مترجم: نگار آذري سوره
چكيده
جامعه انساني، امروز و همچنين در آينده بر اساس دانش استوار است. توليد دانش از جمله مهمترين فعاليتهايي است كه براي شركت هاي بزرگ چند مليتي و به طور كلي براي جامعه ايجاد ارزش مي كند. در حال حاضر دانش، بزرگترين دارايي يك سازمان تلقي مي شود كه با به كارگيري صحيح مي تواند نقش بسيار موثري در موفقيت سازمان ايفا نمايد.
نقش دانش و بخصوص دانش ضمني(tacit knowledge) در ايجاد مزيت رقابتي ، بهبود عملكرد و درنهايت موفقيت يك سازمان، اهميت فوق العاده اي دارد.امروزه موضوع توليد دانش در كليه سازمانها و موسسات در حال شكل گرفتن است و در برخي موارد دامنه آن به مسائل برون سازماني و حتي فرا مرزي گسترش يافته است. از آنجايي كه مديريت دانش به موضوع تجارت بين الملل مرتبط است، يكي از مهمترين مسائل در اين زمينه كمبود هايي است كه در ابعاد فرايند محور و مسائل تكاملي دانش سازماني وجود دارد.
مديريت دانش در شركتهاي چند مليتي سنتي
مسئله پيچيدگي بازار علاوه بر پيشرفتهاي داخلي سازماني، موجب تغيير روش در سازماندهي فعاليتهاي داخلي و خارجي شركتها در خصوص داراييهاي ملموس و غيرملموس شده است.
در شركتهاي چند مليتي سنتي ، اطلاعات جزء اولين دارايي هاي غيرملموس محسوب مي شود. از مهارتهاي مديريت دانش در جهت سفارشي نمودن اطلاعات (customize) به صورت متمركز و به طور مشخص براي انتقال فوت و فن كاري به بازار هاي جديد استفاده مي شود. اين رويكرد بر اساس استراتژي جهاني شدن و بين المللي نمودن برمبناي صادرات بنا نهاده شده واز دهه 1960 در بسياري از شركتهاي ژاپني استفاده مي شد كه با استفاده از اين روش و بر اساس اثربخشي مقياس انتخابي(scale efficiencies) به ايجاد ارزش افزوده در حوزههايي مثل توسعه محصول، تهيه و تدارك و توليد پرداخته اند.
مديريت دانش و IT در شركتهاي چند مليتي سنتي
شركت چند مليتي سنتي براي كسب و ذخيره اطلاعات مربوط به كاركنان، مشتريان، رقبا، تامين كنندگان و قوانين سازماني ازIT استفاده مي كند. اين اطلاعات كه از طريق محيط داخلي يا خارجي كسب مي شود، معمولا" به عنوان اسناد يا داده هاي خام در سيستم هاي بزرگ بانك اطلاعاتي، انبار داده ها و يا با به كارگيري برنامه هاي نرم افزاري مديريت اسناد ذخيره مي شود. نرم افزارهاي اطلاعاتي مربوطه ارائه دهنده منابع اطلاعاتي متمركز، فرايندها و مهارتهاي عملياتي يا توليد دانش توسط گروههاي تسهيل كننده يافت اسناد و انتشار دانش هستند. دفاتر مركزي (HQ) به عنوان كارگزاران اطلاعاتي (information brokers)عمل ميكنند كه مسئوليت هماهنگي و كنترل جريان اطلاعات را جهت كسب سود در مقياس اقتصادي توليد و خدمات (economies of scale) برعهده دارند.
مديريت دانش در شركتهاي چندمليتي شبكه اي(شبكه هاي دانش)
عموم براين باورند كه دليل عمده وجود شركتهاي چند مليتي، قابليت انتقال و استفاده ازدانش به طور اثربخش در محيط بين سازماني (intra- corporate) است. سازمانهاي چند مليتي برجسته كنوني، به روش شبكه اي به دانش دستيابي پيدا ميكنند زيرا منابع مزيتهاي رقابتي غالبا" خارج از شركت آنها و در شبكه ارتباطاتي كه شركت در آن نهادينه شده است، يافت مي شود.
در شركتهاي شبكه اي، دانش به عنوان اصلي ترين دارايي داراي ارزش افزوده شناخته شده است زيرا سازمانها با پشت سرگذاشتن محيط كاملا" رقابتي و تجارت جهاني ، در جستجوي فرصتهاي جديد بازار هستند . اين موارد مي تواند دليلي بر شكل گيري هم پيمانان مشترك در دهه 1990 باشدكه به دليل اهداف مبتني بر دانش برانگيخته شد. منطق ايجاد پيمانهاي مبتني بر دانش، ايجاد اثرات هم افزايي از طريق تركيب موثر پايگاههاي دانش شركتهاي هم پيمان است. درنتيجه انتظار مي رود پايگاههاي دانش شركتهاي مرتبط گسترش يابد زيرا شركتها به طور همزمان بهترين راهكارها را مبادله نموده و قابليتهاي مبتني بر دانش جديد ايجاد خواهند نمود كه درنهايت موجب تسهيل در امور روزمره كاري خواهد شد.
«بنگاههاي اقتصادي برنامه هاي كاربردي مختلف IT از قبيل سيستمهاي هوشمند كسب و كار را به كار مي گيرند تا از اين طريق حجم عظيم اطلاعات را شناسايي و تجزيه و تحليل كنند».
در شركتهاي چند مليتي كه به صورت شبكه اي سازماندهي شده اند، دانش ثبت، كدگذاري، ذخيره و طبقه بندي مي شود تا در كل سازمان جهت كاربردهاي مختلفي مورد استفاده قرار گيرد. به منظور پشتيباني از دانش به روز، دستيابي به آن معمولا" به اعضاي گروه محدود مي شود، اما به دليل مبادلات چشمگير دانش در شركتهاي چند- مليتي با طرف هاي خارجي از قبيل مشتريان، تامين كنندگان، توزيع كنندگان و حتي رقبا ميتوان دسترسي موقت اطلاعاتي را به برخي بخشهاي خارج از گروه ارائه كرد. بنگاههاي اقتصادي برنامه هاي كاربردي مختلف IT از قبيل سيستمهاي هوشمند كسب و كار را به كار مي گيرند تا از اين طريق حجم عظيم اطلاعات را شناسايي و تجزيه و تحليل كنند.
مديريت دانش در شركتهاي كسب و كار الكترونيك
نوآوري و به كارگيري خلاقيت از جمله امور كليدي مهارت هاي مديريت دانش در شركتهايي است كه به عنوان «شركتهاي الكترونيكي (e-companies)» نام برده مي شوند. در چنين حالتي، تمركز از محصول به فرآيند تغيير يافته و دانش و اطلاعات تنها در صورتي به عنوان دارايي هاي سودمند محسوب مي شوند كه با قابليت «نوآوري» يكپارچه شوند. از آنجايي كه مشتريان به طور چشمگيري نياز به راه حلهاي منحصر به فرد كسب و كار دارند كه متناسب با شرايط خود(tailored) بوده و به موازات آن سيستم ارزش افزوده شركت نيز گسترش يابد، شركتهاي چند مليتي از طريق ايجاد شرايط براي شكوفايي نوآوري مبتني بر همكاري (collaboration driven) درجستجوي توسعه بازارها و صنايع كاملا" جديد هستند.
درنظر گرفتن شركتهاي چند مليتي به عنوان يك كسب و كار الكترونيك با ايجاد سيستم هاي مديريت دانش گسترده در صنعت درارتباط بوده و دستيابي سريع به دانش و اطلاعات چند لايه اي (multi-layered) را در ميان كاركنان دانش(knowledge workers) امكان پذير مي سازد. محور اصلي اين نوع كسب و كار الكترونيك، اينترنت است كه درواقع به يك پلتفرم مركزي براي كسب و كار الكترونيك در كل سيستم ارزش افزوده تبديل مي شود. برنامه هاي كاربردي IT كه امكان دسترسي به گزارشهاي آماري تحليلي را ازطريق وب امكان پذير مي كنند(از قبيل فرآيند هاي تحليلي online، سيستمهاي تحليلي كسب و كار و سيستم واسطه اي كاربرمجهز به مرورگر)،از پيش در دست ايجاد و استفاده توسط سازمانهاي پيشگام و داراي تكنولوژي پيشرفته بوده است.
الزامات مديريتي
مجزا كردن دانش از توسعه اطلاعات و تكنولوژي ارتباطات معاصر امري بس مشكل بوده و افراد بسياري تكنولوژي را به عنوان يك عامل مهم و توانمند در مديريت دانش تلقي نموده اند. در صورت داشتن يك هدف كاملا" معين و صحيح به لحاظ فرهنگي و مالي، مي توان از پايگاه داده ها، سيستم هاي واسطه اي مورد استفاده كاربران، اينترانت و ديگر منابع رسمي دانش و شبكه هاي الكترونيك براي توليد دانش و به اشتراك گذاري آن در ميان افراد يا بين سازمانها استفاده كرد.
درصورتي كه اين ابزار به طور دقيق معرفي و هدايت شود، فرصتهاي مطلوبي جهت يادگيري ارائه كه نهايتا" منجر به ايجاد ارزش مي شود. اگرچه اين حقيقت نيز نبايد ناديده گرفته شود كه مديريت دانش عمدتا" بر الگوها، مهارتها و فرايند هاي اجتماعي استوار بوده و فراتر از تكنولوژي ها و زيرساختار هاي وابسته به كامپيوتر است.
تصور مديريت اثربخش در شركتهاي چندمليتي امروز بدون ارائه مهارتهاي مديريت دانش متناسب امري بعيد به نظر مي رسد. شركتهاي چند مليتي سنتي به دنبال «توسعه مزيتهاي رقابتي جهاني از طريق دستيابي به اطلاعات متمركز» مي باشند، درحالي كه شركتهاي چند مليتي شبكه اي عمدتا" به صورت« سازمان هاي يادگيرنده يكپارچه» عمل مي كنند.
چالش مديران شركتهاي چند مليتي، تضمين هماهنگي مهارتهاي مديريت دانش با پيكره بندي ساختاري متناسب و الگوهاي ارتباطي ايجاد و بكارگرفته شده در درون شركت و نيز ارائه پويندگي رقابتي (competitive dynamics) در صنعت به شكل كلان است. در اين ميان شناخت اهميت اين ابعاد به عنوان عناصر سيستم و پيروي دقيق از پويايي در سيستم مربوطه، از مهم ترين چالشها در شركتهاي چندمليتي است. اگر به عنوان مثال، پيكره بندي ساختاري و الگوهاي ارتباطي در جهتي متفاوت از سيستم مديريت دانش و IT طراحي شود و يا هريك از اين عوامل با پويندگي رقابتي در صنعت فاصله داشته باشد (كه شركت در آن نهادينه شده است)، كل سيستم از هم فرو خواهد پاشيد. به منظور دستيابي به هماهنگي و هم افزايي مثبت جهت يكپارچگي عناصر مجزا و نيل به يك سيستم عظيم تر، نياز به پيوند عوامل مختلف است. تنها در اين صورت است كه مديريت اثربخش دانش جزء مهمي از مزيت رقابتي مستمر خواهد شد.
نتيجه
در مقاله حاضر، پويايي مديريت دانش تشريح شده است. با توجه به يك مضمون مشترك در اين مطالعات، وجود تغييرات اساسي درمحيط رقابتي از يك سو اثربخشي گرايشهاي سنتي شركتهاي چندمليتي را كاهش داده و از سوي ديگر نياز حركت به سوي ساختارهاي شبكه اي را افزايش داده است. با توجه به ابعاد تكاملي شركتهاي چندمليتي، نوع سوم شركتهاي چندمليتي با زيرساخت مجازي و بر مبناي مدل كسب و كار الكترونيك معرفي شده است. اين مقاله چنين استدلال مي كند كه با توجه به مرزهاي سازماني و ملي، اين مدل براي سازماندهي فعاليت هاي مديريتي و نهايتا"در اقتصاد دانش برمبناي وب(web-based knowledge economy) متناسب تر است. با درنظرگرفتن اين نكته كه شركتهاي چندمليتي سنتي تمايل به مديريت بر مبناي اطلاعات متمركز دارند، بهتر است كه شركتهاي چندمليتي شبكه اي به صورت سازمانهاي يادگيرنده يكپارچه مديريت و شركتهاي چند مليتي برمبناي كسب و كار الكترونيك نيز به صورت انجمن هاي مجازي فاقد حدومرز مديريت شوند . در اين مقاله انواع بنگاههاي چندمليتي ازقبيل شركتهاي سنتي، شبكه اي و كسب و كار الكترونيك ازيكديگر متمايز شده اند. همچنين به ابعاد استراتژيك،فني،سازماني و انساني مديريت دانش و تفاوت هريك از آنها در سه مدل مختلف شركتهاي چندمليتي نيز اشاراتي شده است.
منابع
1)Title of Paper:MNCs and Knowledge Management:a typology and key
features(by Snejina Michailova and Bo Bernhard Nielsen) in journal of Knowledge Management (2006)
2)Abstract&purpose of the research paper
3) Wikipedia,the free encyclopedia
_ نگــار آذري سوره: كارشناس گروه صنعتي ايران خودرو
|