Untitled Document
پيش بيني تكنولوژي؛
جهش در روشني
رضـا انصـاري
ransari@ut.ac.ir
علي فرقاني
چكيده
درسالهاي اخير، برنامهريزي تكنولوژي به عنوان يكي از اجزاي محوري برنامهريزي كسب و كار شركتها درآمده است بهگونهاي كه برنامهريزي تكنولوژي هم در سطح كلان (ملي) و هم در سطح شركت و هم در سطح راهبردهاي كسب و كار مورد نياز است. در اين ميان پيشبيني تكنولوژي به عنوان نقطه شروع برنامهريزي تكنولوژي از اهميت و جايگاه ويژهاي برخوردار است. در اين مقاله ضمن تبيين چارچوبهاي برنامهريزي تكنولوژي و پيشبيني تكنولوژي و ارتباط آنها با يكديگر،تعاريف ومفاهيم پيشبيني تكنولوژي وانتخاب روشهاي مناسب پيشبيني تكنولوژي مورد بحث و بررسي قرار خواهند گرفت.
مقدمه
امروزه شركتهاي بزرگ و موفق براي كسب ارزش افزوده بيشتر با استفاده از تكنولوژي هاي برتر، برنامهريزي تكنولوژي را امري حياتي ميدانند.
در بيشتر كشورهاي اروپايي (خصوصا سازمان توسعه و همكاري اقتصادي) پيشبيني تكنولوژي و برنامهريزي تكنولوژي بطور رسمي از دهه 1960 آغاز شد. درحال حاضر پيشبيني تكنولوژي در بيشتر كشورهاي اروپايي مورد استفاده قرار ميگيرد.
در برنامهريزي تكنولوژي، اولين گام، پيشبيني تكنولوژي است. در رويكرد عمومي برنامهريزي تكنولوژي، پيشبيني تكنولوژي به عنوان رابطي بين استراتژي سازمان و تحقيق و توسعه تلقي ميشود كه راههاي متفاوتي را براي دستيابي به اهداف طولانيمدت تكنولوژي سازمان نشان ميدهد. پيشبيني تكنولوژي ميتواند دورنمايي از آينده را براي ما فراهم كند كه راهنماي اقدامات امروز در شكلدهي به شرايط آينده باشد.
پيشبيني تكنولوژي به مديران كمك ميكند كه تشخيص دهند چگونه قابليت تكنولوژيك در طول زمان رشد ميكند و چگونه تكنولوژي رقيب ظاهر شده، رشد و انتشار مييابد و جايگزين تكنولوژي قديمي ميگردد.
در برنامهريزي تكنولوژي حمايت مديريت ارشد سازمان از برنامهها اهميت فراوان دارد و طرحهاي طولانيمدت مديريت ارشد بايد فعاليتهاي تحقيق و توسعه را در جهت حمايت از اهداف شركت، هدايت و حمايت كند و همچنين تعيين نمايد در چه حوزههاي تكنولوژيك بايد سرمايهگذاري شود و بدون درنظر گرفتن اين نكته مسير حركت شركت روشن نخواهد بود و بايد از آنچه فرومن آن را «جهشدر تاريكي» مينامد، اجتناب نمود.
چارچوب برنامهريزي تكنولوژي
براي برنامهريزي تكنولوژي مدلهاي مختلفي ارايه شده است كه مهمترين آنها مدل پورتر و همكارانش است. پورتر و همكارانش(1991) براساس تحقيقات مادوكس، آنتوني و ويتلي، چارچوبي را براي برنامهريزي تكنولوژي ارايه كردهاند. اين چارچوب 7 مرحلهاي از فرايند كلي برنامهريزي استراتژيك تبعيت ميكند و به شرح زير است:
گام اول : تكنولوژي را پيشبيني كنيد. اين نقطه شروع برنامهريزي تكنولوژي است. اين كار، هم تكنولوژيهاي فعلي سازمان و هم تكنولوژي هايي كه در طول دوره برنامهريزي به بازار خواهند آمد را شامل ميشود.
گام دوم: محيط را تحليل و پيشبيني كنيد. عوامل محيطي، شرايط بالقوه محيط، عدم قطعيتها، تهديدهاي اصلي(بخصوص تهديدات ناشي از رقابت) و فرصتها را شناسايي كنيد.
گام سوم: رفتار مصرفكننده و بازار را تحليل و پيشبيني كنيد. در تحليل نيازها، نيازهاي فعلي مشتريان اصلي شناسايي و تغييرات احتمالي اين نيازها تعيين و اثرات و الزامات اين نيازها بر محصولات و خدمات سازمان، شناسايي ميشود. تحقيقات بازار و ارزيابي تاثير تغييرات، مكمل يكديگرند. اما ابزارهاي تحليلي(هرچند هم كه پيچيده باشند)، به تنهايي كافي نيستند. در اين مرحله، تماس مستقيم با مشتريان بالقوه ضروري است. كيفيت واقعي، برآوردن خواستهها و نيازهاي مشتريان است و بهترين راه براي انجام اين كار، نزديك شدن به مشتريان است.
گام چهارم: سازمان را تحليل كنيد. داراييها و مشكلات اصلي را مشخص كنيد. فهرستي از منابع انساني و غيرانساني سازمان تهيه كرده و عملكردهاي اخير را با توجه به اهداف مشخص شده قبلي، ارزيابي كنيد. علم به نقاط ضعف و قوت سازمان، بسيار حياتي است. شايد بد نباشد كه براي اين كار از مشاوران خارج سازمان استفاده كنيد تا از اشتباهاتي كه در زمان ارزيابي سازمان توسط اعضاي خود سازمان رخ ميدهد، پرهيز شود.
گام پنجم: رسالت سازمان را تعيين كنيد. اصول زيربنايي و حياتي را مشخص كنيد. اهداف كلي سازمان را تدوين، اهداف خاص دوره زماني برنامهريزي را مشخص و معيارهايي براي سنجش ميزان دستيابي به آن اهداف تعيين كنيد. اين مرحله باعث تمركز و پرهيز از پراكندهكاري سازمان شده و هرچقدر افراد بيشتري در اين مرحله مشاركت كنند، بهتر است. وقتي تك تك اعضا رسالت سازمان را درك و نسبت به آن احساس تعلق كنند، شانس موفقيت سازمان بيشتر است.
گام ششم: اقدامات سازمان را طراحي كنيد. گزينههاي مختلفي مطرح كنيد، آنها را تحليل كرده و به بحث بگذاريد. استراتژي مناسبي تدوين كنيد كه مورد توافق باشد و به چند اقدام كليدي منجر شود. اين زمان مناسب ديگري است تا ابزارهاي ارزيابي اثرات را دوباره بكار گيريد.
گام هفتم: برنامه را به اجرا بگذاريد. اهداف ريز و زمانبندي شدهاي را تدوين كرده و در صورت لزوم، مراحل، زمانبندي و بودجه آنها را تعيين كنيد. براي پيگيري كارها و عملكردهاي زير حد استاندارد، مكانيزم مناسبي طراحي كنيد. در اين مرحله، نظارت ميتواند خيلي مفيد باشد. بازارهاي تكنولوژي بسيار پويا است و هر شركت بايد در مورد تغييرات و عكسالعمل مشتريان، شناخت مناسبي داشته باشد.
همانگونه كه مشاهده ميشود، چارچوب مذكور مستلزم پيشبيني تكنولوژي است تا بدينوسيله نيازها، فرصتها و نقاط قوت و ضعف سازمان شناسايي شود و براي تحقق هدفهاي سازمان، برنامه عملياتي تدوين و اجرا شود.
همانگونه كه در اين مدل مشاهده ميشود، برنامهريزي تكنولوژي، مشاركت چندجانبه را ميطلبد و به نظر ميرسد علاوه بر مشاركت مديران شركت به مشاركت كارشناسان توليد، بازاريابي و تحقيق و توسعه نيز نياز است.
تعريف پيشبيني تكنولوژي
پيشبيني تكنولوژي تلاشي براي به تصوير كشاندن قابليتهاي تكنولوژيك و پيشبيني اختراعات و توزيع نوآوريهاي تكنولوژيكي در طول زمان است. پيشبيني تكنولوژي شامل مجموعهاي از فرآيندهاي فرمولي شده براي مطالعه آينده تكنولوژي است كه معلول پيشرفت در علوم و تغييرات اجتماعي است.
پيشبيني تكنولوژي به عنوان ابزاري در برنامهريزي تكنولوژي، براي شناسايي جريان احتمالي حوادث تكنولوژيك در آينده به كار ميرود تا امكان انتخاب مناسب تكنولوژيهاي آينده را فراهم آورد.
عناصر پيشبيني تكنولوژي
براي اينكه يك پيشبيني در فرآيند تصميمگيري سودمند باشد بايد شامل چهار عنصر كيفي، كمي، زمان و احتمال باشد. منظور از عنصر كيفي اين است كه در پيشبيني تكنولوژي چه بايد پيشبيني شود. به عبارت ديگر بايد اتفاقات و پديدهاي را كه ميخواهد پيشبيني شود، مشخص كرد. عنصر كمي به مفهوم توسعه كمي سطحي از عملكرد مورد انتظار است كه به صورت عدد و رقم بيان ميشود. عنصر زمان بيانكننده اين است كه پديده مورد نظر در چه زماني اتفاق ميافتد و عنصر احتمال، ميزان قطعيت در پيشبيني را نشان ميدهد.
براي اينکه انتظارات لازم از يك پيشبيني تكنولوژي برآورده شود، ميبايست منابع مورد نظر در اختيار باشد. اين منابع شامل چهار منبع عمده فرضيات، بينش،داده و قضاوت است.
فرضيات اطلاعاتي هستند كه پيشبينيكننده، براي تصديق آنها در چارچوب زمان اطمينان كافي دارد و توصيه ميشود كه فرضيات مهم در پيشبينيها بيان شود حتي اگر لازم باشد اين فرضيات در توسعههاي آينده مجدداً آزمايش شود (امكان رد كردن آنها در آينده وجود دارد). بينش يكي از مهمترين ويژگيهاي انسان در بيان عناصر كيفي پيشبيني است و در اينجا بايد تأكيد كنيم كه پيشبيني نبايد فقط يك رويكرد كمي باشد. به طور كلي پيشبيني در حال پيدا كردن راههايي به سوي آينده است و شايد بتوان گفت يك كار رديابي است.
يك پيشبينيكننده خوب از تجربه، دانش تكنولوژيك و توانايي خود در ربط دادن طيف وسيعي از توسعهها استفاده ميكند. اين كار به يك ذهن باز احتياج دارد كه تفكرهاي واگرا را با استفاده از خلاقيت همگرا كند.
پس از اينكه موضوع مناسب براي پيشبينيكننده مشخص شد، نياز به كميسازي و تكنيك هاي پيشبيني است كه اكثراً آينده را براساس گذشته رديابي ميكنند. در اينجا احتياج به دادهها و اطلاعات فراواني است. در اين مسير، دستيابي به اطلاعات مورد نظر با دقت بالا يكي از مشكلات پيشبينيكننده است كه پيشنهاد ميشود يك تيم مجرب در كنار تيم پيشبينيكننده اين وظيفه را برعهده گيرد تا وقت و تمركز افراد پيشبيني كننده دراين مسير تلف نشود.
در بسياري از موارد از جمله پيشبيني روندهاي اجتماعي و سياسي، اطلاعات زيادي يافت نمي شود يا امكان بيان آنها به زبان كمي ممكن نيست كه در اين موارد جز استفاده از قضاوت پيشبيني كننده يا خبرگان آن حوزه خاص، راه ديگري وجود ندارد. قضاوتهاي ذهني مديران بايد به عنوان مكمل اطلاعات كمي در تصميمگيريها استفاده شود.


منابع خطا در پيشبيني تكنولوژي
يكي از مطالبي كه بايد در نظر گرفته شود اين است كه پيش بيني تكنولوژي نمي تواند به عنوان يك علم كاملاً دقيق مطرح باشد و همواره با خطا همراه است و راههايي براي كاهش خطا وجود دارد. يكي از عوامل موثر بر كاهش خطا در پيش بيني، آگاهي از منابع خطا است.
مهمترين منابع خطا در پيش بيني عبارتند از:
_ در نظر نگرفتن پارامترهايي در فرايند پيش بيني
_ كمبود اطلاعات در دسترس هنگام پيشبيني
_ فرضيات نامناسب
_ انتخاب روش نامناسب پيش بيني
_ تفسير نامناسب (قضاوت ضعيف) در فرايند پيش بيني.
روشهاي پيشبيني تكنولوژي
روشهاي سنتي پيشبيني تكنولوژي اكثرا متكي به برون نمايي عملكرد گذشته و تعميم آن به آينده است. نقطه ضعف اساسي اين روش در شرايط رو به تحول و پيچيده دنياي فعلي كه شرايط آينده آن از روند گذشته تبعيت نميكند به وضوح مشخص ميشود. شرايط آينده به مشخصات و محدوديتهاي فيزيكي تكنولوژي مورد نظر، عوامل اجتماعي و زيست محيطي موثر بر بهبود آن و شرايط بازار در مقايسه با رقبا بستگي دارد. نگرانيهاي زيست محيطي، شرايط بازار، سرعت تغييرات تكنولوژي و بطور كليتر شرايط آينده پيشبيني تكنولوژي را مشكل ساخته است و اين به گونهاي است كه ديگر روشهاي سنتي نميتوانند مطلوبيت مورد نظر را داشته باشد. به همين دليل محققان و تحليلگران با توجه به شرايط پيشآمده روشهاي جديدي ارايه كردهاند. پورتر و همكارانش در نوشتهاي كه در سال 1991 تحت عنوان «پيشبيني و مديريت تكنولوژي» منتشر كردند، پنج روش پيشبيني تكنولوژي را تشريح كردند كه به شرح زير آمده است:


-1نظرات متخصصان: اين روش بر اين فرض استوار است كه يك متخصص در زمينه تخصصي خود بهتر ميتواند پيشرفتها را پيشبيني كند. شرايط لازم براي استفاده از نظرات كارشناسي، توانايي شناسايي و حضور يك گروه از متخصصان در زمينه مورد نظر است. چنانچه اين شرايط فراهم نباشد، اين روش نميتواند مناسب باشد. همچنين بايد توجه داشت كه مشورت با كارشناسان همواره تضمين كننده يك پيشبيني موفق نيست. روشهاي نظرات متخصصان به دو گروه عمده تقسيم ميشوند:
_ روشهاي جمعآوري اطلاعات از متخصصان كه شامل روشهاي دلفي، گروه اسمي، مصاحبههاي ساختاريافته و پرسشنامه است.
_ روشهاي تجزيه و تحليل ساختار كه شامل تجزيه و تحليل سازهاي و درخت همبستگي است. در جدول 1، خلاصه اين روش آورده شده است.
-2پايش: پايش به معناي تهيه تصوير از محيط با استفاده از اطلاعات است كه اين اطلاعات امكان دارد به تكنولوژي خاصي مربوط باشد. پايش را فرايند شناسايي نشانههاي ممكن در بخشهاي علمي، اقتصادي، مديريتي، سياسي يا نظامي كه ممكن است منجر به پيشرفتهاي احتمالي در تكنولوژي نيز شود، تعريف ميكنند. خلاصه اين روش، در جدول 2 آمده است:
-3 تحليل روند تحولات: اين روش بر اين فرض استوار است كه آينده از گذشته تبعيت ميكند. به عبارت ديگر در اين روش فرض ميشود كه آينده براساس رويدادها، روندها و الگوهاي پيشرفت درگذشته سنجيده ميشود. اين عوامل و نيروها در آينده نزديك تغييرات چشمگيري نميكند و تغييرات گذشته در آينده ادامه خواهد يافت. خلاصه روش تحليل روند تحولات در جدول 3 آمده است
-4مدلسازي: يكي از روشهايي كه روابط بين رويدادها را در نظر ميگيرد، روش مدلسازي است. اين روش در پيشبيني، يا بر پايه كامپيوتر (مانند شبيهسازي) و يا بر پايه قضاوت است. عمدهترين روشهاي مدلسازي در پيشبيني شامل تجزيه و تحليل اثرات متقابل و ديناميك سيستمهاست. خلاصه روش مدل سازي در جدول 4 آمده است.
-5 سناريوها: اين روش توصيف آينده پيشرفتها در طول يك بازه زماني از چند سال تا يك قرن يا بيشتر است. سناريوهايي كه در حوزه پيشبيني تكنولوژي بكار برده ميشوند، مفاهيم مختلف تكنولوژيهاي آينده را توصيف كرده و گزينههاي تكنولوژي آينده را نشان ميدهند. سناريوها زماني مفيدند كه اطلاعات در دورههاي زماني گذشته در دسترس نباشد يا متخصصان در زمينه مربوط ضعيف بوده يا وجود نداشته باشند و هيچ پايه محكمي براي ايجاد مدل وجود نداشته باشد. خلاصه روش فوق در جدول 5 آمده است.
توئيس(1992) در يك طبقهبندي روشهاي پيشبيني تكنولوژي را به دو گروه اكتشافي و تجويزي تقسيم ميكنند. در روشهاي اكتشافي آينده با استفاده از دانش فراهم شده از گذشته ترسيم ميشود در حالي كه در روشهاي تجويزي ابتدا يك آينده مطلوب تكنولوژيك ترسيم ميشود و سپس برنامهريزي لازم براي آن انجام ميشود.

انتخاب روش مناسب براي پيشبيني تكنولوژي
مطالعات نشان ميدهد يكي از مؤثرترين روشهاي پيشبيني، تركيب روشهاي رياضي با روشهاي قضاوتي است. يكي ازمزيتهاي اصلي اين روش اين است كه تعداد عواملي كه متخصصان بايد به كار گيرند كاهش مييابد. تركيب روشهاي رياضي و نظرات كارشناسي باعث حذف خطاهاي آشكار خواهد شد. بنابراين مشخص كردن يك راهبرد پيشبيني، هنري است كه شامل انتخاب، هماهنگي، بكارگيري و تغيير روشهاي كمي و كيفي است. براي انتخاب شيوه مناسب پيشبيني تكنولوژي نبايد به يك روش، محدود شد، بلكه بايد بر حسب موضوع، هدف و منابع موجود، روشهاي مختلف را به كار گرفت. در اين زمينه معيارهاي زيادي ارايه شده است. متخصصان اين رشته از جمله سليوان(1997)، مليت(1991)، هان (1995) و مشيرا(2002) ، معيارهاي زير را براي انتخاب روش يا روشهاي مناسب پيشبيني تكنولوژي ذكر كردهاند:
- ميزان دسترسي به اطلاعات
- درجه اعتبار اطلاعات
- عدم اطميناني كه بر موفقيت رشد تكنولوژي احاطه دارد
- دوره زماني كه پيشبيني انجام ميشود
- هزينه و ارزش پيشبيني براي تصميمگيران
- تعداد متغيرهايي كه بر توسعه تكنولوژي تاثير ميگذارند.
حركت پيشبيني تكنولوژي به سمت برنامهريزي تكنولوژي
هرگونه پيشبيني، تلاشي براي درك مسير حوادث آينده است. اما اين پيشبيني ميتواند در سطوح مختلف دانش پيگيري شود و به هرچه عمقيتر شدن اين پيشبينيها بيانجامد. اين سطوح عبارتند از: برونيابي، الگوهاي كلي عوامل ساختاري و دستور كار برنامهريزي.
اگر پيشبيني كننده فقط خود را به اطلاعات گذشته و روند تاريخي محدود كند، فقط ميتواند به برونيابي اتفاقات گذشته در مسير آينده بپردازد. اگر پيشبيني كننده در مورد الگوهاي عملي يك سري از اتفاقات، دانش دارد اما درباره موردي خاص در ميان آنها اطلاعاتي ندارد، فقط ميتواند الگوي عملي را بر نتايج برونيابي آن مورد خاص تطبيق دهد. منحنيهاي Sشكل، نمونهاي از چنين الگوهاي كلي در امر نوآوري است.
اگر پيشبيني كننده در مورد نوع فاكتورهاي موثر بر جهت و روند رويدادها، اطلاعاتي نداشته باشد، با تغيير عوامل ساختاري، برونيابي انجام شده بياعتبار خواهد شد و مسبب بيشترين اشتباهات در پيشبيني ميشود. لذا علاوه بر الگوهاي كلي رويدادها، اطلاع در مورد نوع فاكتورهاي اثرگذار بر جهت و روند رويدادها لازم است. بنابراين در اين راهكار، بعد از شناخت الگوها و ساختار رويدادها، در قالب برنامهريزي به بررسي نحوه تاثيرگذاري برروند حوادث براي هرچه مطلوبتر نمودن آنها اقدام ميشود.
نتيجه گيري
همانگونه كه ملاحظه شد، پيشبيني تكنولوژي در فرايند تدوين استراتژي و برنامهريزي تكنولوژي از اهميت بسيار زيادي برخوردار است. از پيشبيني تكنولوژي به عنوان اولين گام برنامهريزي تكنولوژي به منزله ابزاري براي درك بهتر فرصتها و تهديدات و آگاهي از تحولات تكنولوژيك آينده و وضعيت كنوني داراييهاي تكنولوژيك سازمان استفاده ميشود. بنابراين پيشبيني تكنولوژي اين امكان را براي سازمانها (به ويژه سازمانهاي تكنولوژي محور) فراهم ميآورد كه به صورتي هدفمند در مسير آينده گام بردارند و اسير حوادث آينده نشوند. از آنجا كه درجهان امروز تكنولوژي نقش كليدي در توسعه ايفا مينمايد، بنابراين پيشبيني روند تحولات تكنولوژي و پيشرفتهاي آينده و بررسي اثرات آن به ويژه در سطح ملي اهميت بسيار زيادي دارد. تاثير شگرف پيشبيني تكنولوژي، به ويژه هنگاميكه با برنامهريزي تكنولوژي همراه باشد، مي تواند كسب مزيتهاي عمده در حوزههاي مختلف را فراهم آورد. اين امر اهميت بهرهبرداري از دانش مديريت تكنولوژي را در تعيين استراتژيهاي تكنولوژي هم در سطح خرد وهم در سطح كلان نشان ميدهد.
منابـع
1-Khalil, T.M., (2000), Management of technology:The key to competitiveness and wealth creation, McGraw Hill.
2-Porter, A., Roper, A., Mason, T., Rossini, F., Banks, J., (1991), Forecasting and Management of technology, wiley, New York.
3-Martin, M.J.C., (1994), Managing Innovation and Entreprenewship in technology based firms, wiley Interscience New York.
-4 بهرامي، محسن، شناسايي تكنولوژيهاي آينده و پيشبيني، تهران، نشر خضر، 1374.
-5 نوده، علي، روش پيشبيني تحولات تكنولوژي در صنعت برق- مطالعه موردي: تكنولوژي GIS، پاياننامه كارشناسي ارشد، تهران، دانشگاه علامه طباطبايي، 1382.
-6 باقري، كامران، ضرورت پيشبيني تكنولوژي در تقويت امنيت ملي، همايش ايران در قرن 21، دانشگاه تهران، 1380.
7-Twiss, B.C., (1992), Forecastig for Technologists and engineers, peter peregrinus Ltda.
8-Frohman, A.L.,( 1980), Managing the compang’s technological assets, Research Management.
9-Sharif, Nawas, (1995), The evolution of technology management studies, Elsevier science, New York.
10-Sallivan, W.G., Claycombe, W.W., (1997), Fundamental of Forecasting, university of tenness kanoxville, Reston publishing company.
11-Gerard Gaynor,( 1996), Handbook of Technology management, McGraw Hill.
_ رضا انصاري: دانشجوي دكتراي مديريت تكنولوژي دانشگاه علامه طباطبايي و عضو هيات علمي جهاد دانشگاهي
_ _ علي فرقاني: دانشجوي كارشناسي ارشد مديريت تكنولوژي دانشگاه علامه طباطبايي
|