Untitled Document
در اولين همايش ملي مديريت ICT مطرح شد
نياز به تعاملي همه جانبه
اشاره
حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات در ايران نقاط ضعف، قوت و ظرفيتهاي بدون استفاده فراواني دارد. به نظر مي رسد كه مديران ارشد ما از تجارب ناموفق گذشته آنطور كه شايسته است درس نگرفتهاند. همچنين تجربه كشور ما در حوزه بهكارگيري دانش مديريت درسطح كلان و خرد چندان زياد نيست و مبتني بر روشهاي تجربه و خطاست.
اينها گوشه اي از سخنان دكتر سيدمحمد عباس زادگان، رئيس شوراي علمي اولين همايش مديريت ICT بود كه در بيان اهداف تشكيل اين همايش و اهميت آن ارائه كرد.
اين همايش در روزهاي 15 و 16 آبانماه، به همت دانشگاهها، سازمانها و نهادهاي خصوصي و دولتي، در سازمان ايراني مجامع بين المللي وزارت امورخارجه برگزار شد.
اصلاح تفكر مديران ارشد
دكترجهرمي، وزير كار و امور اجتماعي، در بخش ابتدايي همايش به تبيين اهميت ICT در اشتغال پرداخت و گفت: ICT يك فرصت بزرگ براي توليدكنندگان است كه اثري فزاينده در كاهش هزينه، افزايش سود و درنهايت رشد بهرهوري دارد و اين امر نشان مي دهد كه بايد در روشهاي سرمايهگذاري IT تجديدنظر كرد.
درحال حاضر بزرگترين مشكل بخش تحقيقات در توليد، دسترسي نداشتن به آمار دقيق است كه توسعه ICT ميتواند اين مشكل را برطرف سازد. دكتر جهرمي راهكار اشتغالزايي كشور در سالهاي اخير را مقطعي و غيراساسي خواند و گفت: اين سياستها به جاي آفرينش شغل جديد به گسترش مشاغل موجود مي پردازد و با اين كار، عرصه را بر نيروي كار فعلي تنگ ميكند.
وي افزود: سرمايه گذاري در فناوريهاي نو ازجمله IT ، زنجيره اي از مشاغل جديد بهوجود مي آورد كه از مزاياي آن جذب نيروهاي تحصيلكرده و جلوگيري از فرارمغزهاست. وزير كار و امور اجتماعي، تفكر موجود در سرمايهگذاري فناوريهاي نو را نادرست خواند و گفت: بعضي مديران گمان مي كنند كه با سرمايه گذاري درزمينه فناوريهاي نو به بيكاري دامن مي زنند، درحالي كه تجربه كشورهاي مثل آلمان نشان مي دهد كه اين سرمايهگذاري دقيقا به عكس عمل مي كند و باعث افزايش تقاضا براي نيروي كار مي شود. ما از لحاظ نيروي كار متخصص اين فناوري در منطقه سرآمديم ولي ضعف اصلي ما در مديريت اين منابع است.
تصميم گيريهاي ناهماهنگ
دكتر كاظم معتمدنژاد، استاد علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي و «پدر علم ارتباطات ايران» در سخنراني خود بر اهميت فعاليت بيشتر بين المللي و مشاركت فعالتر ايران در اين حوزه تاكيد كرد و گفت: در كشور ما هماهنگي در سياستگذاريهاي خرد و كلان كمرنگ است و دستگاههاي مختلف دولتي در اين امر چندگانه عمل ميكنند. تجربه كنفرانسهاي بين المللي نشان مي دهد كه اگر ما از داخل هماهنگتر عمل مي كرديم، مي توانستيم تاثيرگذاري بيشتري در حوزه قانونگذاري اين فناوري، در دنيا داشته باشيم.
تربيت مديران
در سخنراني ديگري، مهندس رياضي، رئيس شوراي عالي IT ، اهميت موضوع فرهنگسازي براي كاربران اين فناوري را يادآور شد و گفت: تاكنون در رابطه با كاربرها در كشور اقدامات زيادي انجام نشده است. يعني چندان به توانمندسازي و تقويت كاربران چه در ابعاد فرهنگي و چه تخصصي نپرداخته ايم.
وي افزود: دانش آموزان بهترين هدف براي توسعه كاربرهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات هستند. زيرا توانمندسازي آنها ميتواند به توانمندسازي خانواده ها منجر شود. مهندس رياضي در بخش ديگر سخنان خود به موضوع مديريت IT در سازمانها كشور پرداخت و بر اهميت وجود مدير فناوري اطلاعات در سازمانها و نقش دانشگاهها در تربيت اين مديران تاكيد كرد.
وي بيان داشت: اگر دانشگاهها مديران فناوري اطلاعات و ارتباطات تربيت نكنند هرگونه صرف هزينه در اين فناوري فقط يك خرج كردن بي فايده است و اثري ندارد. ما از وزارت علوم، تحقيقات و فناوري درخواست كردهايم كه به تربيت اين مديران همت بيشتر بگمارد.
دستاورد، بيش از توقع
اقتصاددانان پيش بيني مي كنند كه اگر روند توسعه كشوري، عادي باشد از سال 1992 تا 2020، سرانه درآمد در آن كشور هزار دلار افزايش خواهد داشت. اگر اين توسعه همراه با ICT باشد، 10 هزار دلار و اگر ICT همراه با آموزش نيروي متخصص باشد 15 هزار دلار افزايش سرانه درآمد حاصل خواهدشد.
دكتر پاكروان، استاد دانشگاه صنعتي شريف، در ابتداي سخنراني خود با بيان اين آمار به بررسي برنامه هاي كشور مالزي در حوزه ICT پرداخت. وي گفت: در سال 1996، دولت مالزي يك كليدر ICT تعريف و 50 شركت بينالمللي براي سرمايه گذاري جذب كرد و موازي با اين فعاليت چارچوبي براي سرمايه گذاري در اين زمينه مهيا كرد.
در سال 2003 اين كليدر 10 هزار شركت را شامل شد و حاصل آن شد كه مالزي در سال 2001، شش ميليارد دلار صادرات ICT داشت. ايجاد 40 هزار شغل جديد نيز از ديگر دستاوردهاي اين اقدام بود. دكتر پاكروان، كاهش تصديگري دولت مالزي را يك سياست بسيار اصولي عنوان كرد و به عنوان نمونه گفت: وزارتخانهاي از اين كشور به نام وزارت انرژي، آب و ارتباطات به جاي رقابت با بخش خصوصي به نهاد تسهيل كننده، قانونمندساز و خدماتده تبديل شد. اين وزارت براي فعاليت خود چهار محور عمده تعريف كرد كه عبارتند از:
1 – تعيين اهداف و سياستها
2 – برنامه ريزي كلان براي اهداف
3 – هماهنگي سياستهاي دولتي و بروندولتي
4 – تعامل جدي با صنعت براي رشد.
استاد دانشگاه صنعتي شريف در پايان، حمايت دولت از فعالان اين فناوري به جاي رقابت با آنها را ضروري دانست.
تجربه يك بحران
پس از آنكه چينيها دست از انكار شيوع بيماري سارس برداشتند و به انديشه مهار آن افتادند، بهترين راه را در استفاده از همه قابليتهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات ديدند و با اين روش موفق به مهار اين بيماري در كشور پهناور خود شدند.
دكتر فريدون وردينژاد، سفير سابق ايران در چين و استاد دانشگاه تهران، در سخنراني خود، تجربه عيني خود از هنر چينيها در مهار بيماري سارس با استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات را بيان كرد. وي روند اجراي اين سياست را چنين ذكر كرد: پس از بروز بيماري و پذيرش خطاي اوليه از سوي مسئولان چيني يعني پنهانسازي موضوع، آنها اقدامات و استراتژيهاي پيشين خود را بازبيني كردند و راه را در ايجاد زيرساختهاي IT در كشورشان ديدند. ازجمله اين زيرساختها ايجاد پايگاههاي اطلاعرساني، اعلام مناطق خطر و آلوده، ايجاد شبكه گسترده ماهوارهاي، رصد كردن مبتلايان به بيماري از طريق ويدئو كنفرانس و موبايل، ايجاد فضاي ارتباطي ميان بيمار و پزشك از راه دور و چت، استفاده از پيام كوتاه تلفني براي اطلاع رساني سريع و متمركزكردن آموزش ازطريق شبكه بود كه منجر به كم كردن تماسهاي فيزيكي و درنهايت كنترل بيماري پس از 5/4 ماه تلاش شد. چينيها براي رسيدن به اهداف خود، تسهيلاتي در بخشهاي مختلف ايجاد كردند. نرمافزارهاي جهاني روي شبكه، انجام بازيها و مسابقات اينترنتي تعبيه شد. در امور تجاري، تماس مشتري و توليدكننده ازطريق شبكه، ايجاد بانك اطلاعاتي از 41 كشور آسيايي، وضع قوانين شبكه، گسترش اضطراري شبكه اعتباري و كارت براي معامله روي اينترنت، برگزاري نمايشگاه زنده بين المللي روي شبكه ازجمله اين تمهيدات بود. البته در اين ميان مشكلاتي هم وجود داشت. مقاومت بخش دولتي با اين شبكهسازي به دليل جوان بودن شبكه، نبود توزيع بهنگام اطلاعات، ناآشنايي مردم با نرمافزارها و مشكل ناسازگاري سيستمها، بعضي از اين مشكلات بودند كه چينيها با آن دست و پنجه نرم كردند.
دكتر وردينژاد در پايان گفت: چين از اين بحران درسهاي زيادي گرفت و پس از آن تصميمات اساسي براي گسترش اين فناوري اتخاذ كرد. دولت چين از آن پس موظف شد كه آموزش همگاني اين فناوري را ظرف 5 سال در تمام سطوح و مقاطع دنبال كند، ساختارهاي مجازي و پويا براي شرايط فوقالعاده پيش بيني كند، استانداردهاي نرمافزاري تدوين كند و درنهايت به سمت دولت الكترونيك حركت كند.
رقابت دولت با بخش خصوصي
ارزيابي وضع موجود ICT در كشور از محورهاي اين همايش بود كه ساسان شيردل در اولين سخنراني اين بخش، نمايي از وضعيت فناوري اطلاعات در كشور تصوير كرد و ابهام در متولي كلان فناوري اطلاعات و تغيير سياستها با تغييرات مديريت عالي كشور را از مهمترين مشكلات مبتلايي اين بخش عنوان كرد.
شيردل گفت: ورود شركتهاي شبه دولتي به بازار و تخفيف نيافتن مشكل كارآفريني و مالي شركتها و ناتواني در بازپرداخت وامها از مشكلات اساسي شركتهاي نرم افزاري كشور است كه البته خود شركتها هم با كيفيت پايين محصولات و ضعف مديريتي، اين مشكلات را دامن مي زنند.
شيردل در پايان، براي بهبود وضع اين فناوري در كشور پيشنهاد داد كه يك مدل همهگير در نهادهاي دولتي تدوين و اجرا شود تا دولت تصديگري خود را در اين حوزه كم كند.
نوشتن سناريوي آينده
پايان بخش همايش در روز اول، سخنراني دكتر غلامرضا خاكي، استاد دانشگاه، بود كه با موضوع آينده در مديريت فناوري اطلاعات و ارتباطات ارائه شد. خاكي گفت: آينده از تركيب چهار عامل حاصل مي شود. روندها، رويدادها، تصورات و اقدامات چهار عاملي هستند كه تعامل آنها را مي توان مديريت ICT ناميد.
دكتر خاكي سپس به روشهاي آيندهشناسي اشاره كرد و گفت: سناريونويسي يكي از روشهاي آيندهشناسي است كه در حوزه مديريت ICT كاربرد فراوان دارد. سناريو، تصوير روشني از آينده است كه به كمك آنها مي توان مسائل، چالشها و فرصتهاي محيط را به روشني ديد و شناخت. سناريو تنها پيش بيني يك آينده خاص نيست، بلكه توصيف همه احتمالات است. درواقع سناريو تصويري از آينده هاي ممكن است و مديريت ICT بدون وجود سناريستها، ممكن نيست.
رأيگيري الكترونيك
روز دوم همايش با ارائه مقالاتي با موضوع چشم انداز ICT در ايران همراه بود. رأيگيري الكترونيك عنوان مقالهاي بود كه توسط دكتر فتحيان، استاد دانشگاه تهران، ارائه شد. دكتر فتحيان گفت: رأيگيري الكترونيك درقالب دولت الكترونيك ميگنجد و اصول اوليهاي دارد. محرمانگي آرا، گمنامي رأي دهنده، انتخاب آزاد، تساوي در حق رأي، سهولت كاربرد و جامعيت، اصولي هستند كه بايد در رأيگيري الكترونيك رعايت شوند. اين شكل رأيگيري باعث سهولت مديريت انتخابات، كاهش تقلب ناشي از تعرفههاي كاغذي، امكان شمارش آراي سفيد، مشاركت بيشتر مردم به دليل حضور نيافتن فيزيكي و حضور بيشتر جوانان مي شود.
دكتر فتحيان افزود: اين روش با چالشهايي روبروست كه به چهار دسته چالشهاي قانوني (نبود قوانين)، چالشهاي سياسي – اجتماعي، فني و فرهنگي تقسيم مي شود.
كارگاهها
اين همايش در پايان روز دوم، سه كارگاه براي شركت كنندگان تدارك ديده بود. ارزيابي تاثير IT بر جنبه هاي فرهنگي و اجتماعي ايران، آموزش ICT در ايران و ارزيابي سرمايه گذاري ICT در ايران موضوعات كارگاههاي سهگانه اين همايش بود.
شايان ذكر است كه در اين همايش نمايندگان سازمانهاي دولتي و نيمه دولتي به بيان تجربيات سازمانهاي خود در پيادهسازي فناوري اطلاعات و اطلاعات پرداختند.
|