|
Untitled Document
در همايش بزرگ «بازانگاري مديريت» مطرح شد
بازخواني
سياستهاي کسب و کار
مريم چهاربالش
Maryam_chaharbalesh@yahoo.com
ا شاره
ابعاد تغييرات محيطي هر روز گسترش بيشتري مييابد و در اين مسير سازمانها بيش از گذشته از تحولات محيطي متاثر ميشوند. اين تغييرات، امروز بدل به تيغ دولبهاي شده است که يکسوي آن فرصتهاي بکر نهفته است و سوي ديگر آن دم تند فروپاشي است. در اين شرايط «ارتباطات» و «اطلاعات» مهمترين ابزارهايي است که ميتواند با ايجاد «آگاهي»، شرايط بهرهگيري از فرصتها را فراهم آورد.
هرچند اقتصاد ما با اشلهاي جهاني فاصله زيادي دارد، اما امواج اين تغيير، سازمانهاي ما را نيز فراگرفته است و در آينده نيز بيش از اين سازمانها را متحول خواهد کرد.
با توجه به اهميت تمام اين مسائل، نخستين گردهمايي بزرگ مديران، با عنوان «بازانگاري مديريت»، با هدف تشريح تحولات محيطي و تقويت ارتباط و تعامل سازمانها، توسط سازمان مديريت صنعتي و سازمان مديريت فرا در 18-19آذرماه در محل سالن اجلاس سران کشورهاي اسلامي تشکيل شد. اين گردهمايي داراي 7محور اصلي بود: بازار، فناوري اطلاعات و ارتباطات، سرمايههاي انساني، پول و سرمايه، عمليات، دانش و يادگيري، رهبري و استراتژي.
فشردهاي از اين گردهمايي بهعنوان «گزارش ويژه» اين شماره تدبير تقديم خوانندگان ميشود.
بازانگاري مديريت؛ فصل نوي در تعامل مشترک دو نهاد مديريتي
برنامه افتتاحيه، با سخنان مهندس نصراله محمدحسين فلاح، مديرعامل سازمان مديريت صنعتي و مديرمسئول ماهنامه تدبير آغاز شد. وي ضمن تبيين شرايط کنوني گفت: اين گردهمايي گامي نو در شکلگيري همکاري مشترک بين دو نهاد مديريتي است و همين امر ميتواند سبب تعامل هر چه بيشتر بين نهادهاي مديريتي در کشور شود.
وي ادامه داد: ما به عنوان سازمان مديريت صنعتي اميدواريم که بتوانيم با برگزاري چنين گردهماييهايي روابط بين مديران و نهادهاي مديريتي را تقويت کنيم و از اين منظر به اعتلاي نظام مديريتي جامعه کمک کنيم.
فلاح در پايان ابراز اميدواري کرد، با توجه به نيازهاي جامعه مديران کشور چنين گردهماييهايي در آينده ادامه يابد وي تاکيد کرد، سازمان مديريت صنعتي در راستاي رسالت خود براي ارتقاي نظام مديريت جامعه از برگزاري چنين گردهماييهاي مشترکي استقبال ميکند.
تبيين ابعاد، لزوم و چگونگي بازانگاري مديريت
پس از مراسم افتتاحيه، نخستين سخنراني کليدي توسط دکتر کياني، مديرعامل سازمان مديريت فرا با موضوع «روندها و چشماندازهاي جهاني» ارائه شد.
وي در ابتداي سخنان خود گفت: ما وقتي که سخن از لزوم بازانگاري مديريت ميکنيم، ابتدا بايد روندهاي جهاني را بشناسيم تا به درستي بدانيم که در چه شرايطي به سر ميبريم؛ پس از آن ميتوانيم با نگاه مقايسهاي شرايط خودمان را با شرايط جهاني بسنجيم و راهکار ارائه کنيم.
کياني در همين ارتباط ادامه داد: «سختافزار» عامل اصلي تغيير در عصر کشاورزي و عصر صنعتي بود، اما در دوره کنوني «اطلاعات» به محور تغييرات بدل شده است و به کمک همين اطلاعات، امروز طول زمان در حال کاهش است. به عنوان نمونه نخستين اتومبيل در سال 1885ساخته شد، اما پس از 55سال به صورت همگاني در جوامع مورد استفاده قرار گرفت، اين طول زمان براي هواپيماي مسافربري نيز تقريباً همين ميزان بود، اما يکباره ما در چند دهه اخير شاهديم که اين طول زمان به صورت محسوسي کاهش يافته است تا حدي که اين زمان براي فناوري کامپيوتر شخصي به 15سال، براي موبايل به 13سال و براي اينترنت به 7سال رسيده است که همه اين ارقام نشان از سرعت تحولات و لزوم انطباق با شرايط نو دارد.
مديرعامل سازمان فرا ادامه داد: از سوي ديگر با مروري بر وضعيت جامعه جهاني شاهديم که هر 26دقيقه يکبار در چين يک کارخانه ساخته ميشود و در هر 43ساعت يک فروشگاه عظيم Home Depot با زيربناي متوسط 13000مترمربع در آمريکا تاسيس ميشود.
وي همچنين تاکيد کرد: ما نميتوانيم آينده را پيشبيني کنيم، اما ميتوانيم در خلق آينده موثر باشيم و براي اين کار بايد روندهاي پيراموني خود را در ابعاد محيطي، اقتصادي، سازماني و مديريت به دقت مورد بررسي قرار دهيم.
آنگاه وي اين ابعاد را به يک دايره با لايههاي 4گانه تشبيه کرد و به تشريح هر يک از اين ابعاد 4گانه پرداخت. وي در ارتباط با لايه روند تغييرات در بعد محيطي گفت: انتظار ميرود که در آينده جوامع هر چه بيشتر از سمت تمرکز به عدم تمرکز ميل کنند، اقتصادهاي ملي به اقتصاد جهاني متمايل شوند، ساختار سلسله مراتبي به نظام شبکهاي تغيير يابد، تکنولوژيهاي نيروافزا به سمت تکنولوژيهاي دانشافزا تغيير جهت پيدا کنند و ديگر اينکه انسانها از انتخاب «تکگزينهاي» به انتخاب «چندگزينهاي» برسند.
کياني ضمن تبيين ابعاد روند لايه اقتصادي گفت: در آينده ما بايد منتظر باشيم که سازمانها از محل فرآوري و پردازش اطلاعات ارزشافزوده بيشتري نسبت به تبديل مواد کسب کنند؛ همچنين انتظار ميرود عرصه رقابت از بازارهاي محلي و منطقهاي خارج شده و در ابعاد بازار جهاني مطرح شود.
وي در همين ارتباط ادامه داد: بعد «زمان» و «مکان» نيز در حال از بين رفتن است و در آيندهاي نه چندان دور، اين مهم به صورت کامل با استفاده از شبکههاي ارتباطي و فناوريهاي اطلاعاتي محقق ميشود، به اين ترتيب تمام محصولات در همه جاي دنيا قابل دسترس ميشوند و تکتک مشتريان حق ابراز نظر حتي در فرآيند توليد پيدا خواهند کرد.
به صورت طبيعي اين شرايط بر سازمانها نيز اثر ميگذارد. کياني در همين ارتباط گفت: سازمانها از اين شرايط بسيار تاثير ميپذيرند و اين موضوعي است که در سالهاي اخير بارها و بارها موردتوجه صاحبنظران و انديشمندان مديريت قرار گرفته است. به عنوان نمونه پيتر دراکر تاکيد ميکند که سازمانها بايد کسبو کارشان را از نظر اطلاعاتي باسواد کنند.
وي در همين ارتباط ادامه داد: توسعه دانش بشر منجر به توسعه تكنولوژي و توسعه تكنولوژي سبب پيشي گرفتن توليد از تقاضا شده است که از هماکنون نتيجه اين تحولات مشخص شده است؛ وحاصل اين تغييرات پيش فرض هاي سنتي مديريت را زير سوال برده است. در اين شرايط تنها نوآوري و انعطافپذيري در برابر تغيير ميتواند سازمانها را براي رويارويي با شرايط نوين ياري کند.
کياني در ارتباط با روند تغييرات مديريتي گفت: طبيعي است که سازمانها در اين شرايط تغيير و تحول را با گشادهرويي بيشتري بپذيرند، از راهحلهاي خلاقانه استقبال کنند، ساختار خود را چابکتر و بهينهتر کنند و به مشتري و فهم او احترام بيشتري بگذارند.
وي سپس در ارتباط با مفهوم بازانگاري مديريت گفت: بازانگاري مديريت به معني تجديدنظر اساسي در انگاشتههاي موجود به منظور جايگزيني باورها و الگوهاي منسوخ و کهنه با مدلهاي روز و عصر حاضر است و اين مفهومي است که بارها و بارها در فرهنگ و ادبيات خودمان مشاهده ميشود و نمونههاي آن در اشعار مولانا بسيار است.
سخنران در همين ارتباط ادامه داد: زماني که يک مشکل غيرقابل حل به نظر ميسد، به اين معناست که راهحلي در چارچوب موجود براي آن نميتوان يافت، اما با تغيير پارادايم ميتوان راهي نو براي حل مشکلات قديمي گشود. بنابراين بازانگاري مفهومي از جنس «رهبري» است، زيرا «بازانگاري» در جستجوي پارادايمهاي نو است و «مديريت» در داخل پارادايمهاي موجود به دنبال راه حل ميگردد.
وي مهمترين دلايل اهميت بازانگاري مديريت را به اين شرح برشمرد: نخست اينکه باورها، منشاء کردار ما هستند و با بازانگاري در باورهايمان ميتوانيم نتيجه بهتري کسب کنيم و دوم اينکه سازمانهاي ما بيشتر از آنکه با ضعف مديريت مواجه باشند، با ضعف رهبري روبرو هستند.
کياني در پايان سخنان خود گفت: براي «بازانگاري» ما بايد دو قابليت را در درون خود تقويت کنيم: قابليت دلکندن از کهنهها و قابليت تفکر استراتژيک. اين دو قابليت به افراد و سازمانها توانايي تغيير و انطباق با شرايط موجود را ميدهد.
محور دانش و يادگيري: فارغالتحصيلان بيسواد
دکتر فريبا لطيفي، که مسئوليت محور دانش و يادگيري اولين گردهمايي مديران را برعهده داشت، دومين سخنران کليدي اين همايش بود. وي سخنان خود را با نقش آموزش در خلق مزيت رقابتي آغاز کرد و گفت: در اقتصاد دانشمحور تنها مزيت رقابتي پايدار، آموزش پيوسته است. هماکنون شايد ما در جوامع و سازمانها با افراد تحصيلکرده مواجه باشيم، اما در عمل ميدانيم که با مشکلي به نام فارغالتحصيلان بيسواد روبرو هستيم، به دليل اينکه دانشآموختگان نظام آموزشي توان انطباق با نيازهاي جامعه و سازمانها را ندارند.
لطيفي سخنان خود را اينگونه ادامه داد: از سوي ديگر، سازمانها با شرايط پيچيدهاي روبرو هستند، سازمانها براي بقايشان بايد به تحقق روياهاي مشتريان بينديشند و اين امر جز در سايه نوآوري ميسر نيست. در اين شرايط مديران عامل تنها مسئوليت اداره سازمانها را برعهده ندارند، بلکه نقش Dream Developer را ايفا ميکنند. هماکنون سازماني برنده است که گوي نوآوري در کف داشته باشد.
وي همچنين گفت: امروز شعار سازمانهاي برتر اين است که «يا مرگ، يا نوآوري» (Innovation or Die). در اين شرايط «دنبالهروها» محکوم به شکست هستند و تنها کساني ميتوانند موفق شوند، که زودتر بياموزند و نوآورانهتر عمل کنند و اين يعني پايان عصر تقليد و Benchmarking.؛ تنها نوآوري پيوسته است که ميتواند پيروزي بلندمدت افراد و سازمانها را تضمين کند.
استاد دانشگاه الزهرا در ادامه به 10 فرمان کليدي جامعه خلاق اشاره کرد: و گفت:
-1 خلاقيت را پرورش و پاداش دهيد.
-2 برکيفيت سرمايهگذاري کنيد
-3 بربومزيست خلاق، زندگي کنيد
-4 اطمينان حاصل کنيد که همه –بهويژه کودکان- حق خلاقيت دارند.
-5 تنوع را بپذيريد.
-6 خطرپذيري را ارج بگذاريد.
-7 خلاقان را پرورش دهيد.
-8 موانع خلاقيت را برداريد.
-9 مسئوليت تغيير را بپذيريد.
-10 بريکتايي پافشاري کنيد، نه يکدستي.
وي در ادامه به بررسي نقش نظام آموزشي در روند خلاقيت اشاره کرد وگفت: نظام آموزشي بايد چگونه آموختن را بياموزد، در صورتي که نظامهاي آموزشي تبديل به کارخانهاي براي ارائه اطلاعات منسوخ به شيوه منسوخ شده است و مدارس به عنوان پايههاي آموزش بايد قدرت شهامت و خلاقيت را در دانشآموزان پرورش دهند و نظامهاي آموزشي نه تنها در کشور ما، بلکه در بسياري از کشورهاي دنيا خلاقيت دانشآموزان را از بين ميبرند.
وي در پايان تاکيد کرد: نظام آموزشي ما بايد به گونهاي بازسازي شود که به دانشآموزان مهارت ارتباط موثر با ديگران، مهارت «نه» گفتن، مهارت کارگروهي، مهارت آموختن، مهارت فرموله کردن مسايل، ظرفيتسازي براي پذيرش ناکاميها، عشق به زندگي و روحيه سازندگي را بياموزد. در حاليکه نتيجه يک مطالعه نشان داده است که هيچيک از اين مهارتها به دانشآموزان ما آموزش داده نميشود.
محور سرمايههاي انساني: توسعه سرمايه انساني در سطح بنگاه
سخنران کليدي سوم نخستين روز همايش بازانگاري مديريت، دکتر فريدون آذرهوش عضو هيات علمي سازمان مديريت صنعتي بود. وي مطالب خود را پيرامون موضوع توسعه سرمايه انساني در سطح بنگاه ارائه کرد.
آذرهوش در ابتدا به مفهوم توسعه سرمايه انساني اشاره کرد و گفت: توسعه سرمايه انساني به هرنوع فعاليت و يا فرآيندي كه به توسعه دانش ، تخصص، بهره وري در كار و رضايت شغلي كمك كند، اطلاق ميشود؛ اعم از آنكه اين فعاليت به منظور توسعه فردي، گروهي، سازماني، ملي و يا بشري صورت گيرد.
وي در ادامه به بررسي ديدگاههاي مختلف توسعه منابعانساني پرداخت و گفت: توسعه سرمايهانساني از ديدگاه اديان، از ديدگاه فلاسفه، از نقطه نظر سازمان ملل متحد و از ديدگاه اقتصادي قابلتعريف است؛ که در اين جلسه نقطه نگاه ما بيشتر معطوف به ديد کسب و کار است.
سخنران در همين ارتباط ادامه داد: تاکنون تحقيقات زيادي در اين حوزه انجام شده است. نتايج يکي از اين تحقيقات معتبر که در شرکتهاي موفق آمريکايي انجام شده است، حاکي از آن است که توسعه سرمايه انساني يکي از مهمترين استراتژيهاي کسب و کار اين سازمانها محسوب ميشود و مديران منابعانساني از جمله مديران ارشد اين سازمانها محسوب ميشوند.
وي سپس تئوريهاي توسعه منابعانساني را مرور کرد و گفت: در انقلاب صنعتي، به کارگر به ديد عاملي هزينهزا و به آساني قابلتعويض نگريسته ميشد و نگاه غالب اينبود که اتوماسيون ميتواند جايگزين انسان شود؛ اين در حالي است که در عصر فراصنعتي، دانشگرها (Knowledge Workers) به عنوان مهمترين ارکان سازمان پذيرفته شدهاند.
آذرهوش ادامه داد: هماکنون ديد هزينهاي نسبت به نيرويانساني از بين رفته است و سازمانها مقادير قابلتوجهي را صرف سرمايهگذاري در مسير توسعه نيرويانساني خود ميکنند. به عنوان نمونه شرکت آيبيام در سه سال آينده، قصد دارد، براي توسعه منابعانساني در کشور هندوستان 6بيليون دلار سرمايهگذاري کند، چون ميداند که با اين سرمايهگذاري آينده نيرويانساني متخصص و دانشگر خود را تضمين ميکند و از اين نيروها ميتواند در سراسر دنيا بهره بگيرد. امروز مديران موفق دريافتهاند که با سرمايهگذاري بر روي نيرويانساني ميتوانند از يک استعداد معمولي بهرهوري فوقالعاده بگيرند و اين در حالي است که کساني که به اين موضوع بيتوجه هستند، تنها موفق ميشوند بهرهوري استعدادهاي عالي خود را به سطح معمولي برسانند.
عضو هيئتعلمي سازمان مديريت صنعتي در ارتباط با ابعاد توسعه سرمايهانساني گفت: توسعه سرمايهانساني داراي سه بعد است: آموزش و پرورش، هدايت مسير رشد حرفهاي، بسترسازي سازمان براي استفاده از سرمايه سازماني. اين در حالي است که در سازمانهاي ما بيشتر از هرچيز به چرخه آموزش ميانديشيم و کمتر به بهسازي و بستر سازي براي بهرهگيري از منابع موجود ميانديشيم. ضمن اينکه آيا تمام سازمانهاي ما نياز به توسعه دروني دارند؟
وي در پاسخ به اين سوال گفت: خير. سازمانها ميتوانند مطابق با شرايطي که در آن واقع شدهاند، برخي از فعاليتهايشان را به متخصصان برونسازماني بسپارند؛ يعني همان موضوع برونسپاري (Out Sourcing)، همچنين ميتوانند اقدام به جذب نيروي آماده و توسعه يافته کنند يا اينکه برخي اقداماتشان را با سياست اتحاد (Alliance) پيش ببرند. هر يک از اينگزينهها با توجه به شرايط سازمان و مزيت رقابتي که نيرويانساني ميتواند براي سازمان ايجاد کند، در کنار توسعه دروني سرمايهانساني قابل بررسي است.
در بخش ديگري از سخنراني، آذرهوش به تشريح مدلهاي توسعه سرمايه انساني پرداخت و گفت: يکي از مدلهاي موجود، مدل آموزش سيستماتيک Instructional System Design (ISD) Model است؛ که حاصل پژوهشهاي ارتش آمريکا پس از جنگ جهاني دوم است. تجزيه و تحليل نيازهاي گروه هدف، طراحي سيستم آموزش، تهيه مواد ومطالب درسي، اجراي مدل و ارزيابي نتايج؛ 5گام اين مدل است؛ اما توجه داشته باشيد اين مدل در آموزش مديران هيچگاه کاربرد نداشته است، اما در ارتباط با تربيت تکنسين کارآمدي خوبي دارد.
وي ادامه داد: ما براي تربيت دانشگران و مديران بايد از مدل ديگري استفاده کنيم. برخي از نکاتي که در اين مدلها بايد مورد توجه قرار گيرد، به اين شرح است:
-1 خودياري: افراد خود بايد نيازشان را تشخيص دهند.
-2 خودارزيابي: نيازهاي آموزشي و برنامه نيازهاي آموزشي و برنامه ريزي توسعه فردي (IDP)بر اساس هدفهاي كارراهه
-3 مدل سازي شايستگي حرفه اي (Competency Modeling)به عنوان راهنماي برنامه آموزش و اشتغال
-4 يادگيري “خود- هدايت شده” بهجاي آموزش “معلم – محور”
-5 استفاده از نقش مربي (Coach)براي هدايت برنامه توسعه فردي
-6 ”بازخورد چند جانبه“ ابزاري براي سنجش نتايج عملي آموزش
-7 يادگيري مادام العمر (Life Long Learning: LLL) با تشكيل شبكههاي يادگيري و عمل درسطح بينالمللي ( با اينترنت).
وي در پايان سخنان خود با بررسي شرايط ايران گفت: متاسفانه در بسياري از موارد، نظام آموزشي ما با نيازهاي واقعي جامعه فاصله دارد. به عنوان نمونه آمارهاي سال 1384حاکي از آن است که در اين سال 11300نفر در رشتههاي مديريت و مهندسي صنايع جذب دانشگاههاي دولتي و آزاد در مقاطع مختلف شدهاند و سوال اين است که آيا واقعاً جامعه ما تا چه حد به اين تعداد نياز دارد؟ يا اينکه اين افراد با آموزشهايي که ميبينند تا چه حد قادر به پاسخگوي نيازهاي فضاي پيراموني خود هستند؟
آذرهوش براي برونرفت از اين شرايط گفت: براي توسعه منابع انساني «حرفهگرايي» بايد جايگزين «مدرکگرايي» شود.
روندهاي توسعه اقتصادي و صنعتي ايران بعد از انقلاب اسلامي و چالشهاي آينده
آخرين سخنران روز نخست، دکتر علينقي مشايخي، عضو هيئتعلمي دانشکده مديريت و اقتصاد دانشگاه صنعتي شريف بود.
دکتر مشايخي در ابتداي سخنان خود به بررسي روند هاي کلان جمعيتي و اقتصادي پس از انقلاب پرداخت و گفت: نخستين نکته اين بود که کشور، بعد از انقلاب با کاهش توليد مواجه شد که مهمترين دلايل آن را ميتوان در استقرار نظام نوين سياسي، آغاز جنگ عراق و خروج بسياري از مديران و متخصصان از کشور عنوان کرد. اين عوامل مهم را عواملي مانند تعطيلي دانشگاهها، درونگرايي اقتصادي، تشويق ازدياد جمعيت، ملي کردن کارخانهها و ايجاد فضاي بدبيني نسبت به کارآفرينان و سرمايهداران تشديد ميکرد.
وي در ارتباط با روندهاي اقتصادي گفت: به تبع اين عوامل در همان دهه نخست، ميزان درآمدسرانه کاهش يافت، نرخ رشد جمعيت به شدت افزايش يافت که منجر به غيرطبيعي شدن هرم جمعيتي کشور شد که آثار و تبعات آن را چندين سال است که شاهد بوده و هستيم و براي طبيعي شدن هرم جمعيت، حداقل چند نسل زمان نياز است؛ ضمن اينکه در اين دوره زمان ما شاهدافزايش مصرف انواع محصولات بويژه در بخش انرژي بوديم و هستيم تا جايي که افزايش مصرف نفتي وفرآوردهها آن موجب کاهش صادرات نفت کشور شد.
سخنران سپس به تشريح شرايط پس از جنگ پرداخت و افزود: پس از جنگ با توجه به تجاربي که مديران نظام پيدا کرده بودند، شرايط اقتصادي روبه بهبود گذاشت. به عنوان نمونه توليد ناخالص ملي افزايش پيدا کرد. سياستهاي اقتصادي دولت به سمت ميدان دادن به بخش خصوصي حرکت کرد که همين امر موجب رونق اقتصادي در کشور شد. نرخ ارز شناور شد و ساير تحولات ديگري که موجبات رشد اقتصادي کشور را در سالهاي پاياني دهه 60 و دهه 70فراهم کرد.
وي ساير شاخصها از جمله شاخصهاي آموزشي را نيز مورد بررسي قرار داد و گفت: در همين شرايط شاخصهاي آموزشي نيز ارتقاء يافت. حضور زنان در دانشگاهها و نظام آموزش عالي پررنگ شد. دورههاي تکميلي آموزشي به شدت گسترش پيدا کرد و ميزان ارائه مقالات علمي روبه افزايش گذاشت.
دکتر مشايخي در ادامه تاکيد کرد: کشور در سالهاي گذشته رشد خوبي را پشت سر گذاشته است، هر چند تا رسيدن به نقطه مطلوب فاصله زيادي دارد، اما براي آينده ما با يک سري چالش مواجه هستيم. مهمترين اين چالشها دو عامل است: نخست ضعف نظام دولتي که يکي از تبلورهاي عيني آن تورم دو رقمي در کشور است و ديگري افزايش درآمد نفت.
سخنران در ارتباط با درآمد نفت افزود: درآمد نفت براي اقتصاد ايران تبديل به يک شمشير دولبه شده است. از يک سو ميتواند موجبات رشد سريعتر کشور را فراهم آورد و از سوي ديگر اگر درست استفاده نشود، ميتواند مانع توسعه شود. ما هماکنون براي استفاده از منابع نفتي با چند گزينه روبرو هستيم:
گزينه اول: فروش ارز نفت به بانک مرکزي ودريافت ريال براي جبران هزينههاي دولت
گزينه دوم: سپرده گذاري در بانکهاي خارجي و استفاده از سود آن براي تقويت مستمر دولت و فرايند توسعه بدون وارد شدن شوکهاي تند و مخرب
گزينه سوم: انتقال درآمد ارزي اضافي نفت به صندوق ذخيره ارزي براي اعطاي وام جهت توسعه ظرفيت بخشهاي توليدي
مشايخي تصريح کرد: به نظر ميرسد ما هماکنون به سمت گزينه نخست گرايش داريم، اما اين روش ميتواند به اقتصاد ما لطمههاي متعددي وارد کند، از جمله افزايش واردات که در نهايت منجر به رکود واحدهاي توليدي داخلي ميشود که هماکنون برخي از آثار آن را مشاهده ميکنيم. گزينه سوم ميتواند سبب شکوفايي کشور را فراهم کند و ارز نفتي صرف واردات ماشينآلات و تجهيزاتي شود که خود ميتواند اشتغال جوانان را نيز تضمين کند.
وي در پايان گفت: در هر صورت همه بايد به آينده ايران اميدوار باشيم. بايد به ايراني آباد و پيشرفته بينديشيم، به دولت و همه آنهائي که با نيت خدمت به کشور تلاش ميکنند همفکري دهيم؛ اگر چه آنها همفکري نطلبند.
محور پول و سرمايه: چشمانداز تامين مالي بنگاهها
داود مسگريان حقيقي، مهمترين سخنران محور پول و سرمايه بود. وي در ابتداي سخنان خود به تشريح تحولات نظام مالي بينالملل پرداخت و گفت: همين تحولات مرتبط با فناوري اطلاعات، شکلگيري سيستمهاي اعتباري و كسب وكار الكترونيك بسياري از شرايط بينالملل را متحول کرده است که طبيعي است اين شرايط، جامعه ما را نيز تحت تاثير قرار داده و در سالهاي آتي تاثير آن افزايش نيز مييابد.
وي آنگاه به تشريح بررسي نظام سرمايه کشور پرداخت و گفت: براي تامين سرمايه دو راه وجود دارد: يک راه بازار سهام است و راه ديگر تامين سرمايه از نظام بانکي است؛ ولي بايد توجه داشته باشيم که وظيفه نظام بانکي تامين کوتاهمدت سرمايه است.
وي در اين ارتباط ادامه داد: البته برخي از کشورهاي پيشرفته مانند ژاپن و کانادا نيز بازار سرمايهشان بانک محور است، اما مشکل اينجاست که نظام بانکي ما هيچگاه در معرض رقابت نبوده است، ضمن اينکه به شدت متکي به درآمدهاي نفتي است.
مسگريان درارتباط با خصوصيسازي بانکها گفت: هرچند آزادسازي بانکها در برنامههاي دولت پيشبيني شده است، اما اين امر تا چند سال آينده محقق نخواهد شد. از آن سوي، تجربه بانکهاي خصوصي نيز در کشور حاکي از موفقيت اين بانکهاست. اين بانکها هماکنون سهم 10-15درصدي در بازار دارند، اما در سالهاي اخير به نسبت رشد خوبي داشتهاند.
سخنران همچنين ضمن آسيبشناسي نظام بانکي گفت: هماکنون غيبت بانکهاي سرمايهگذار به شدت محسوس است. نظام بانکي ما مجري سياستهاي کلان دولت است و نميتواند به رسالتهاي خود عمل کند.
در ادامه مسگريان، به تشريح بازار اوراق قرضه پرداخت و گفت: اوراق قرضه يکي از کليديترين اجزاي بازار سرمايه است، اما در کشور ما از اين بازار به درستي استفاده نميشود. به عنوان نمونه دولت خود رقيب فروش اوراق است و وقتي دولت با سود 5/15درصد باضمانت بانک مرکزي اقدام به فروش اوراق قرضه ميکند، طبيعي است که اين نرخ به عنوان نرخ پايه سود مطرح ميشود و ديگر ساير بخشها نميتوانند با يک دولت قدرتمند رقابت کنند.
بررسي بازار سهام يکي ديگر از محورهاي سخنران بود. وي در اين ارتباط گفت: حجم بازار سهام و اوراق بهادار ما زياد نيست، آمار نشان ميدهد که حجم معاملات اين بازار 30ميليارد ريال است. همچنين اين بازار فاقد وسعت، عمق و تنوع کافي است. ضمن اينکه بايد توجه داشته باشيم هماکنون مدت زمان زيادي است که پول جديدي جذب اين بازار نشده است و معاملات در بازار ثانويه انجام ميشود.
وي در همين ارتباط ادامه داد: مهمترين ويژگي بازار سهام کارآمد، شفاف بودن و به روز بودن اطلاعات است که به مشتريان قدرت انتخاب و حق بازي ميدهد، اما بازار سهام ما تا رسيدن به اين نقطه فاصله بسيار دارد. يکي ديگر از مسائلي که نشان ميدهد، بازار سهام ما هنوز به نقطه مطلوب نرسيده است، عدم حضور شرکتهاي ايراني در بازارهاي بورس خارج از کشور است.
مسگريان در اين ارتباط گفت: تا کنون هيچ شرکت ايراني در بورس سهام خارج از کشور پذيرش نشده است؛ و البته شرکتهاي ما براي رسيدن به استاندارد مورد پذيرش اين بازارها بايد تلاش زيادي کنند، اما هماکنون مسيرهاي جديدي در اين مسير بويژه در منطقه کشورهاي حاشيه خليجفارس ايجاد شده است. هماکنون بازارهاي سهام فرعي اين کشورها، بازار روبهرشدي است که عليرغم نزديک بودن به استانداردهاي جهاني، فاقد بسياري از سختگيريهاي نظام بينالملل است و به اين ترتيب من به مديران توصيه ميکنم که حضور در اين بازارها را مورد بررسي قرار دهند.
افزون بر سخنان يادشده، سخنرانيهاي ديگري در اين همايش پيرامون مسايل گوناگون مديريت ايراد شد كه در صورت آمادهشدن، اميدواريم در شمارههاي آينده، نسبت به درج خلاصهاي از آنها اقدام كنيم.
نتيجهگيري
بازانگاري مديريت فضايي بود، براي تعامل و ارتباط هر چه بيشتر بين مديران و دستاندرکاران کسب و کار براي آشنايي با روندهاي آتي. همچنين نمايشگاه جانبي آن فضاي اين تعامل و ارتباط را گستردهتر و بهينهتر ميکرد. در طول دو روز اين گردهمايي بيش از 52ساعت برنامه در قالب سخنراني کليدي، سمينار، ارائه تجربيات، مقاله، موردکاوي، ميزگرد و پخش فيلم ارائه شد که همزمان در سالن اصلي و 4سالن جنبي اجرا ميشد.
باشد که چنين گردهماييهايي تداوم داشته باشد و سبب تعامل هر چه بيشتر بين جامعه مديران کشور و اعتلاي اين نظام شود.
|