|
Untitled Document
مورد كاوي -24
ماجراي «مت لايف» خط بطلان بر:
فروش به بهاي
فريب مشتري
ترجمه و تلخيص : مرتضي شاني
mahlashani@yahoo.com
ايالت فلوريدا در اوت 1993 سوت را براي غولي به نام مت لايف كه از سال 1868 سابقه داشته و دومين شركت بيمه محسوب ميشد، به صدا درآورد. آژانس مركزي بيمه متلايف در شهر تامپاي ايالت فلوريدا قرار دارد و متهم است كه مشتريان خود را حدود 11 ميليون دلار اغفال كرده است. اين آژانس به هزاران مشتري عمدتاً پرستار، در رابطه با بازنشستگي در عصر سرمايهگذاري امروز، با استفاده از شگردهاي خاص يك نوع بيمه عمر را به عنوان “چيز جديد” وانمود كرد. همان طوري كه ملاحظه خواهيم كرد اين ماجرا به متلايف لطمه شديد زد و ميليونها دلار جريمه و محدوديت را به بار آورد.
آدم شرور؟
اولين زمزمه بروز واقعه بد براي ريك اورسو در عيد كريسمس 1993 به صدا درآمد. مدير فروش منطقه و رئيس او به خانهاش تلفن زد و از احتمال بركناري او خبر داد. اكنون ريك اورسو دريافت كه دفتر ايالت فلوريدا ضمن تحقيق، دفاتر فروش او را حسابرسي ميكند.
او فروشندگي را در آژانس جان هانكوك تامپا در سال 1987 شروع كرد و چهار سال بعد مدير آن شد و با پشتكار، اين آژانس را تا رتبه دوم در بين آژانسها ارتقا داد. او جان هانكوك را در سال 1983 ترك و به آژانس متلايف در تامپا پيوست. شغل اول او مربيگري بود. تعهد و تلاش زياد او به ثمر نشست و سه ماه بعد مدير شد. او با ابتكار و جاذبهكاري شعبه را از يك دفتر معمولي به بزرگترين و سودآورترين پايگاه متلايف تبديل كرد. او برنده جايزه مخصوص شركت در بين آژانسها شد. در پايان سال 1993 تعداد 120 نفر كارمند، 7 مدير و 30 رئيس داشت. حقوق و دستمزد او با 1/1 ميليون دلار در سال در رتبه سوم شركت متلايف قرار گرفت. با چنين سابقه درخشان شغلي، او به ستاره شركت تبديل و زبانزد خاص و عام شد. او با شركت در برنامههاي تلويزيوني و بيان نظرات خود در رابطه با موضوعات كاري به عنوان بزرگترين مشوق و محرك مطرح شد و در تمام كنفرانسهاي متلايف به عنوان مهمان ويژه حضور داشت.
روز دوشنبه بعد از كريسمس پيشگويي به حقيقت پيوست. او به دفتر «ويليام گروگان» رئيس منطقه جنوب غرب متلايف احضار شد و نامهاي دريافت كرد. با دستان لرزان نامه را باز و متن بركناري خود از تمام سمتها را به دليل خلافكاريها خواند.
مسير تعالي
متأسفانه رشد دفتر او در تامپا حاصل تلاشهاي كارمندان نبود. بلكه اورسو عامل رشد سريع را در ضوابط بيمه پيدا كرد. برابر ضوابط، بيمههاي تمام عمر متشكل از بيمه عمر توأم با پسانداز، داراي حق بيمه بيشتر بود و فقط بخشي از آن مشمول ماليات شده و بخشي ديگر شامل بيمه ميشد. چيزي كه باعث جذابيت اين گونه بيمهگري ميشود حق كميسيون آن يعني معادل 55 درصد براي نخستين سال در مقابل 2 درصد كميسيون سال اول براي حالتهاي ديگر است.
اورسو مشاهده كرد كه بازار پرستاران خيلي جالب است. زيرا آنها بنا به دلايلي در معرض مرگ و مير بيشتر قرار دارند و دنبال يك طرح ايمني مناسب و اقتصادي هستند. او بازاريابان خود تحت نام «نمايندگيهاي پرستاري» و طرح بازنشستگي جعلي خود را فراتر از فلوريدا يعني 37 ايالت تسري داد. مثلاً يك پرستار بيمه شده در نيويورك بعد از پرداخت تصور ميكرد كه طرح بيمه سالانهاي را خريداري كرده است. در صورتي كه آن چه انجام شده بود همان بيمه عمر بود كه در حالت عادي هيچ گونه جاذبهاي نداشته است.
آژانس تامپا با اين اين رشد، متمايز شد و هزينه بروشورهاي آن به يك ميليون دلار يعني ده برابر هزينه ساير آژانسها بالغ شد. درآمد اورسو به تناسب افزايش فروش بيمه افزايش يافت. او در سال 1989 مبلغ 270 هزار دلار دريافت كرد در صورتي كه درآمدش در سال 1993 به يك ميليون دلار رسيد و با خانوادهاش به منطقه شور بولوار يعني گرانترين محل تامپا نقل مكان كرد.
پايان
تعدادي شكايت شروع به طرح شد. در جريان حسابرسي توسط متلايف در سال 1991 در مورد نامههاي ارسالي اورسو ترديدهايي مشاهده شد. واژه «نمايندگيهاي پرستاري» عنوان خود ساخته تلقي شد. حسابرسان واژه «رويه ذخيره بازنشستگي» را مناسب تشخيص ندادند. اما در پايان نسبت به عملكرد دفتر تامپا و ميزان سهم آن در رشد شركت متلايف تبريك گفتند و متوجه سيگنالهاي دريافتي براي اصلاح رويه تحريفآميز نشدند. در تابستان 1993 بازرسان ايالت فلوريدا شروع به تحقيقات عميق در نحوه فروش آژانس متعلق به اورسو كردند. در نتيجه اين تحقيقات فلوريدا يك قاضي به نام تام گالاگر، متلايف را متهم به خلافكاري كرد. اكنون متلايف شروع به تحقيق جدي كرد. محور تحقيقات متوجه ميليونها بروشوري بود كه دفتر اورسو براي پرستاران كشور از سال 1989 تا 1993 فرستاده بود.
تحقيقات نشان داد كه در متن اين بروشورها تحريفهاي جدي وجود دارد. به طور مثال در بروشور ارسالي اورسو، عنوان «ايمني و پسانداز آينده براي پرستاران» درج شده بود و در هيچ جاي آن عبارت «بيمه عمر» وجود نداشت. پرستاران با دريافت اين بروشور تصور ميكردند كه براي طرح بازنشستگي خود اقدام ميكنند در صورتي كه آنها ندانسته بيمه عمر را ميخريدند.
اقدامات اصلاحي متلايف
در اوايل، متلايف موضوع را انكار ميكرد ولي بالاخره مسئوليت آن را به عهده گرفت و زير فشار افكار عمومي حاضر شد 20 ميليون دلار جريمه را در 40 ايالت از بابت اين خلاف پرداخت كند. ضمناً قبول كرد پول حدود 92 هزار نفر طرفهاي آژانس را كه در سالهاي 1987 تا 1993 اغفال شده بودند به مبلغ تقريبي 76 ميليون دلار، پرداخت كند.
شركت متلايف 5 نفر از مديران عالي رتبه خود را در اثر اين افتضاح بركنار كرد. دفتر آژانس اورسو بسته شد و تمام 7 نفر مدير و چند تن از مسئولان بركنار شدند. فروش بيمه اشخاص 25 درصد در سپتامبر 1994 و نه ماهه 1993 كاهش يافت.
اداره بيمه فلوريدا بعد از اعلام جرائم، براي اورسو و 86 آژانس شركت متلايف به اتهام جعل وتقلب، اعلام جرم كرد. يكي از كميسيونرهاي بيمه ايالت گفت: «زمان آن نيست كه يك تعداد آژانس تصميم بگيرند كه با سوء استفاده از آگاهي نداشتن مشتريان، بيمه عمر را به جاي طرح ذخيره بازنشستگي بفروشند». شركت متلايف براي احياي وجهه خود تلاش زيادي به عمل آورد و ضوابط اجرايي خاصي را براي كنترل و حسابرسي دفاتر فروش شعبات ايجاد كرد. در اين راستا دپارتماني موظف شد كه گزارش هرگونه نقص در اجراي ضوابط را جهت حصول اطمينان از صحت عمليات به مديريت عالي گزارش كند.
در اين ضمن ريك اورسو براي اعاده حيثيت و عدم پرداخت يك ميليون دلار از بابت بازخريد، از شركت متلايف شكايت و آن را متهم كرد كه در اين ماجرا، از وجود او سوء استفاده شده است.
مسببان اصلي كدامند؟
آيا اورسو واقعاً يك هيولاي بيملاحظه بود كه با تقلب، خود را به مردميليون دلاري تبديل كرد؟ يا اين كه متلايف مقصر اصلي است كه با اغماض خود زمينه را براي اقدامات خلاف قانون و اخلاق فراهم كرد؟
ضعفهاي متلايف
بدون ترديد اورسو كارهايي انجام داد كه خلاف مقررات و اخلاق بود. آيا شركت عمداً اين شرايط را به وجود آورد؟ آيا آموزش او چنان بود كه براي ارتقا، به اقدامات فريبكارانه مبادرت ورزد؟ آيا متلايف از اعمال و بروشورهاي خلاف واقع و كذب اطلاع نداشت؟ به نظر ميرسد شواهدي دال بر مشاركت متلايف وجود داشته است و از اين بابت بيگناه نيست.
بعد از افشاي ماجرا، متلايف پذيرفت كه اين آموزشها اشكال دارد. زيرا آموزشها در 5 مركز به صورت غيرمتمركز انجام مييافت و اين گسيختگي احتمالاً به آموزشهاي غيراستاندارد و ضعيف منجر شده است. بعد از آن متلايف اقدام به سازماندهي مجدد كرد و آموزش و امور حقوقي را در يك مركز متمركز ساخت.
يك مشكل عمومي
افشاي ماجراي متلايف، افكار عمومي را به كل صنعت بيمه متوجه ساخت. كميسيونر بيمه فلوريدا، به شيوههاي فروش بيمه در نيويورك دقت كرد و متوجه شد كه اين اقدامات كل صنعت بيمه را در معرض اقدامهاي خلاف اخلاق قرار داده است، زيرا در صنعت بيمه به سبب ميليونها تعامل، رقابت گسترده و فروشندگان خود مختار، زمينه براي خلاف فراهم است. به عنوان مثال بعد از چند ماه از ماجراي تامپا، اتفاق ديگري براي متلايف بهوجود آمد. بازرسان ايالت پنسيلوانيا شركت را 5/1 ميليون دلار به دليل تخلف و جايگزين نكردن رويه جديد و تكرار رويه خلاف قديم جريمه كرد.
در صنعت بيمه هرگونه خلافكاري عمدتاً در بخش فروش است. در اين راستا ارزيابان خسارات در بيمه، ممكن است ميزان پرداخت را كم و يا زياد ارزيابي كنند و بدينترتيب سرنوشت يك فعاليت تجاري را رقم بزنند. با نزول وجهه عمومي، صنعت بيمه با مقررات دولتي و ايالتي بيشتري مواجه شد. ولي درون و بيرون اين صنعت عقيده بر اين است كه فريبكاري و تقلب هر دو جنبههاي ذاتي اين صنعت هستند و در رابطه با آنها نميتوان كاري كرد.
تحليل
سؤال مديريتي كه در اين موردكاوي مطرح ميشود، اين است كه آيا مديريت عالي ميتواند حركتهاي غيراخلاقي را با اين ادعا كه «خبر ندارد» پنهان كند. پاسخ سؤال منفي است.
بنابراين مديريت عالي متلايف كه رويههاي فروش زياد را به عنوان سمبل دركل سازمان ترويج كرد، مسبب اصلي است. زيرا مقامهاي حقوقي اعلام كرده بودند كه رويههاي جاري از نظر ضوابط حقوقي غيرقابل تأييد هستند. حاصل ارزيابي وضعيت مذكور اين است كه مديريت عالي در هر شرايط نميتواند نارساييها وضعفهاي زيردستان خود را ناديده انگارد و ادعاي متلايف مبني بر اين كه اكنون همه چيز را اصلاح كرده است، خطاي آنها را براي به وجود آوردن آن وضع توجيه نميكند. از نظر كنترلي بايد معيارهاي مشخص در شركتها تعريف شود. زيرا بهدنبال درخواست مديريت عالي از كاركنان براي ارائه عملكرد و يا توليد بيشتر و فشار متعاقب آن براي افزايش محصول به هر قيمت، زمينه براي اقدامهاي خلاف توسط كاركنان زيردست براي برآوردن درخواستهاي مديريت عالي فراهم ميشود. زيرا پيشرفت شغلي و آيندهكاري زيردستان به برآوردن درخواستهاي مديريت عالي بستگي دارد.
در يك سازمان با جو و شرايط غيرمتمركز بروز چنين خلافكاريها به سهولت ميسر است. در چنين ساختارهاي نتيجهگرا، نحوه انجام كار براي نيل به نتيجه اهميت ندارد بلكه حصول نتيجه مهم است. اگرچه روش عدم تمركز معمولاً در يك فضاي مديريتي مناسب و وجود معيارهاي منطقي جهت نظارت مطلوب است ولي در محيطهاييكه مديريت و نظارت منسجم وجود نداشته باشد، عدم تمركز نه تنها مطلوب نيست بلكه ويرانگر است. حداقل نتيجه چنين عدم تمركز آمادهشدن بستر فرصتطلبي براي مديران مياني و يا پاييني است و شايد اين موضوع عامل اصلي براي ريك اورسو به عنوان مدير مياني متلايف باشد كه فضا را براي فرصتطلبي جاهطلبانه مناسب يافت.
چه ميتوان ياد گرفت؟
اقدامهاي خلاف اخلاق و غيرقانوني براي هميشه پنهان نميمانند. ممكن است چند ماه و يا چند سال طول بكشد، ولي خلافهاي يك شركت بالاخره افشا مي شود و حيثيت آن لطمه ميخورد و احتمال دارد كه شركت، مشتريان و جايگاه رقابتي خود را از دست بدهد. احتمال دارد عمل افشا توسط كارمند ناراضي و يا گزارش تحقيقي توسط ضابط قانوني انجام پذيرد. بالاخره انحراف افشا ميشود و ضمن ايجاد محدوديت، افرادي را كه مبادرت به اقدامهاي غيراخلاقي و يا خلاف قانون كردهاند، گرفتار ميسازد.
وظايف كنترلي در سازمانها بهتر است متمركز انجام شود. هرگاه دپارتمان و يا نهادي كه وظيفه نظارت و كنترل را عهدهدار است، غيرمتمركز باشد، در اين صورت كنش در قبال اقدامهاي خلاف، كمتر از حالت متمركز ميشود. دليل خيلي ساده است. هرگاه كنترلهاي قانوني و يا حسابداري غيرمتمركز باشد، افرادي كه آنها را اداره ميكنند به سادگي تحت تأثير قرار ميگيرند و مشابه حالت متمركز عمل نخواهند كرد. كساني كه بر كارها و امور نظارت دارند بايد همواره از افرادي كه اعمال آنها را پيگيري و كنترل ميكنند، فاصله داشته باشند و مرتب به مديريت عالي گزارش ارائه كنند.
انگيزه فروش زياد منجر به اقدامهاي خلاف ميشود. شركتها براي ايجاد تحرك بين كاركنان خود معمولاً از انگيزه افزايش فروش بهرهگيري ميكنند. ولي اگر كسي وسوسه شد كه از خط قرمز عبور كند احتمال دارد نتايج به دست آمده سبب مخدوش شدن چهره و وجهه شركت شود.
شركتهاي بزرگ در مقابل تحقيق و بررسي آسيبپذير هستند. شركتهاي بزرگ مخصوصاً شركتهايي كه از طريق محصول خود با مردم در ارتباط هستند همواره در معرض قضاوت عموم قرار دارند. اين ويژگي آنها را به اهداف جذاب براي هرگونه تحقيق و تفحص توسط فعالان سياسي، رسانههاي عمومي و نهادهاي قانوني تبديل كرده است. چنين شركتهايي بايد همواره در رفتار خود حتي كسب سودهاي كوتاهمدت محتاط باشند. در واقعه متلايف، ميزان جرائم و استرداد پول افراد به 001 ميليون دلار بالغ شد.
|