|
Untitled Document
نقش تفکر سيستمي
در اداره جامعه
و سازمان
مريم چهاربالش
Maryam_chaharbalesh@yahoo.com
ا شاره
جامعه انساني هزاره سوم ميلادي را در حالي آغاز کرده است که در سايه تکنولوژي، انسان امروز بسياري از روياهاي ديرينش را تحقق يافته ميبيند، اما عليرغم تمام اين پيشرفتها، نه تنها گمگشته واقعي انسان يافته نشده است، بلکه در بسياري ابعاد بر پريشانيهاي انسان افزوده شده است.
بسياري از انديشمندان بر اين اعتقادند که نظام صنعتي به دليل بنيانهاي سرمايهمحورش نميتواند، پاسخگوي نيازهاي بشر امروز باشد؛ در همينجاست که جايگاه نظام فلسفي آشکار ميشود.
در يکي از جلسات خانه مديران، در محل سازمان مديريت صنعتي، ارتباط بين اين نظام فلسفي و رويکرد تفکر سيستمي در اداره جامعه و سازمان توسط مهندس مرعشي مورد بررسي قرار گرفت که در ادامه، گزارش اين جلسه تقديم خوانندگان ميشود.
مهندس سيدجعفر مرعشي، در ابتداي سخنان خود به تشريح جايگاه فلسفه در کارآمدي رفتار اشاره کرد و گفت: فلسفه علت وجودي اشياء يا انسانها را بيان ميکند، وقتي فلسفه را کنار ميگذاريم؛ يعني خودمان را کنار گذاشتهايم و ما همانگونه که براي خودمان علت وجودي قائل هستيم، بايد براي سازمانهايمان نيز علت وجودي قائل شويم.
وي بحثش را با موضوع نسبت علم و فلسفه ادامه داد و افزود: جامعه انساني با پيشرفتهاي گستردهاش هماکنون در ورطهاي از علم و دانش غوطهور است، اما امروز اين دانش ديگر به تنهايي نميتواند تشنگي دروني انسان را سيراب کند؛ اين دانش بايد به «معرفت» پيوند بخورد. همانگونه که بين علم و فلسفه ارتباط وجود دارد، بين علم، تکنولوژي و فلسفه نيز ارتباط وجود دارد، به دليل اينکه دستاوردهاي علم از فلسفه سرچشمه ميگيرد و آنگاه تکنولوژي از علم نشات ميگيرد، به اين ترتيب اين سه بر يکديگر تاثير ميگذارند. به عنوان نمونه کامپيوتر هر چند پديدهاي مدرن و مبتني بر تکنولوژي جديد است، اما مبناي فلسفي آن به منطق ارسطويي (Formal Logic)باز ميگردد.
عضو هيئت علمي سازمان مديريت صنعتي ضمن تاکيد بر اهميت و جايگاه فلسفه گفت: هر ملتي که ميخواهد تمدن بسازد، نيازمند فلسفه است. برخي فکر ميکنند، با حذف فلسفه ميتوانند به اهداف خودشان برسند، در صورتي که فلسفه هيچگاه حذف نميشود و با حذف هر فلسفهاي، فلسفه ديگر جايگزين ميشود. به عبارت بهتر فلسفه «پي» و «ستون استوار» يک ساختمان است، که بدون آن ساختمان بنا نميشود.
وي در همين ارتباط گفت: اين نظام فلسفي مسالهاي است که به صورت دقيق بايد توسط هر ملتي به صورت مستقل ساخته شود و کسي نميتواند براي ديگران بسازد و امروز ما اگر ميخواهيم به صورت خيرخواهانه در جهان هستي حضور پيدا کنيم، بايد به دنبال ساختن اين ستون استوار باشيم. دانايي و دانش يک درخت است، اين درخت ريشهاي به نام مابعدالطبيعه دارد، تنه اين درخت فيزيک است، علوم مختلف شاخههاي مختلف اين درخت را تشکيل ميدهد و اخلاق، حقوق، و رفتار و ... برگ و بر اين درخت محسوب ميشود.
وي با تشريح شرايط کنوني جوامع گفت: متاسفانه انسانها امروز به درستي يکديگر را درک نميکنند. در بسياري موارد خود ما ديگران را به سوءنيت متهم ميکنيم که اين امر ريشه در سوء فهم دارد و ريشه اين سوء مفاهمه را نيز بايد در فقدان بنيانهاي مشترک براي «ما» شدن جست؛ در صورتي که جامعه ما نيازمند «تفاهم» است و تفاهم نيازمند ابزار است، ما بايد تلاش کنيم که ابزار مفاهمه توليد کنيم، تا به اين وسيله به يکديگر پيوند بخوريم.
مرعشي گفت: امروز دانش بشر برمبناي عقل جزءنگر شکل گرفته است که همين مساله قدرت درک بسياري از مسائل را از او سلب کرده است، همچنين اين موضوع مفاهمه را مشکل کرده است، به دليل اينکه با عقل جزءنگر نميتوان ابزار مفاهمه توليد کرد.
تفكر سيستمي
وي در ادامه تصريح کرد: در اين شرايط است که تفکر سيستمي ميتواند راه نويي پيش روي ما بگشايد. به عنوان نمونه اگر ما اين کلنگري را بتوانيم در جامعه خودمان نهادينه کنيم، فردي که ميخواهد به سفر حج برود، همانگونه که نسبت به ديون فردياش به افراد حساسيت پيدا ميکند، همانگونه نسبت به بدهکارياش به اداره ماليات و سازمان تاميناجتماعي نيز حساس ميشود و خود را مقيد به پرداخت ديونش ميکند.
سخنران ضمن ارائه تعريف از تفکر سيستمي گفت: تفکر سيستمي، فرآيند شناخت مبتني بر تحليل (تجزيه) و ترکيب در جهت دستيابي به درک کامل و جامع يک موضوع در محيط پيرامون خويش است. اين نوع تفکر درصدد فهم کل (سيستم) و اجزاي آن، روابط بين اجزاء و کل و روابط بين کل با محيط آن (فراسيستم) است.
وي در همين ارتباط ادامه داد: از آنجا که رفتار ما ريشه در نظام فکري ما دارد، کسي که تفکر سيستمي دارد، با موضوعات نيز برخورد سيستمي ميکند و در رفتارهاي خود به دنبال تشخيص عناصر تشکيلدهنده موضوع و پيوندهاي موجود ميان اين عناصر ميگردد؛ به اين ترتيب فردي که سيستمي فکر ميکند تنها در جستجوي، مجموعهاي از ويژگيهاي موضوع نميگردد؛ بلکه تفکر سيستمي به او کمک ميکند به مسائل به صورت جامع و نظاممند نگاه کند.
مرعشي در بخش بعدي سخنان خود در ارتباط با کارآمدي تفکر سيستمي در اداره نظامهاي امروز گفت: سازمانهاي ما براي تقويت جامعنگري در درون خود نيازمند تفکر سيستمي هستند، به دليل اينکه تفکر سيستمي به مديران کمک ميکند تا ساختار، الگوها و وقايع را در پيوند با يکديگر مورد بررسي قرار دهند و تنها به مشاهده وقايع اکتفا نکنند.
وي در پايان سخنان خود تصريح کرد: عليرغم اينکه تفکر سيستمي داراي مزاياي متعددي است، اما در بسياري موارد، افراد نسبت به آن تمايلي ندارند. اين مساله چند دليل دارد. نخست اينكه انسانها به صورت طبيعي تمايلي به ساختارشکني ندارند و بيشتر ترجيح ميدهند که در ساختارهاي ذهني گذشتهشان باقي بمانند. دوم اينکه جوهره اصلي تفکر سيستمي توجه به روابط است. در تفکر سيستمي استفاده از فکر و ذهن بيش از به کارگيري چشم به عنوان ابزار ديدن، ضرورت دارد. بدين معنا که از طريق چشم و ديدن، تنها يک شيء يا ماده ملاحظه ميشود، در حاليکه با ذهن و نگاه کردن، قدرت مشاهده و درک روابط امکانپذير ميشود، بنابراين کساني که روش تفکر سيستمي را انتخاب ميکنند، ملزم به مشاهده مبتني بر درک هستند و بديهي است که اين کار مستلزم تلاش و کوشش بيشتري است که ميتواند مانعي براي انتخاب و پذيرش تفکر سيستمي شود.
مرعشي در پايان اين جلسه به پرسشهاي شرکتکنندگان پاسخ گفت. گفتني است، کتاب «تفکر سيستمي و ارزيابي کارآمدي آن در اداره جامعه و سازمان» از جمله تاليفات مهندس مرعشي است که در سال جاري توسط سازمان مديريت صنعتي چاپ و منتشر شده است.
|