|
Untitled Document
دكتر ايماني راد عضو هيات علمي سازمان مديريت صنعتي مطرح كرد:
روندهاي ديجيتال در اقتصاد جهاني
ا شاره
موضوع فرو ريختن مرزها، موضوع جديدي نيست، اما تا دو دهه پيش براي همه بسيار مبهم بود که چه اتفاقي در شرف تکوين است و امروز شاهديم که همين صفحه کليد کامپيوترهاي خانگيمان ميتواند به سادگي ما را از مرزهاي جغرافياييمان براي مقاصد مختلف مانند تجارت، آموزش، تبادل فرهنگ و گفتگو و.... فراتر ببرد و ما را به مرزهايي خارج از مرزهاي جغرافياييمان پيوند دهد.
ابعاد اين موضوع در پيوند با اقتصاد دانشپايه که به نوعي متاثر از همين شرايط عصر اطلاعات و ارتباطات است، شرايط نويني را ايجاد کرده است؛ دکتر مرتضي ايماني راد، عضو هيات علمي سازمان مديريت صنعتي و ماهنامه تدبير در نشستي با فارغالتحصيلان رشته مديريت فناوري اطلاعات به بررسي اين تحولات و روندهاي آتي پرداخته است. در ادامه خلاصه اي از گزارش اين جلسه ازنظرتان مي گذرد.
تبيين مثلث تحول
دکتر ايماني راد، در ابتداي سخنان خود شرايط کنوني و مولفههاي تغيير را بررسي کرد و گفت: اقتصاد ديجيتال، اقتصاد دانشپايه و موضوع جهانيشدن سه مفهومي هستند که بر يکديگر تاثير ميگذارند و از يکديگر تاثير ميپذيرند. سرعت جهاني شدن در 4-5سال گذشته بيسابقه بوده است. کاهش حجم دولتها، گسترش قدرت شرکتها، گسترش حجم مبادلات کالايي در جهان، فزوني يافتن سرمايهگذاريهاي خارجي و سيال شدن سرمايه، گسترش فعاليت سازمانهاي بينالمللي و بههم پيوستگي بازارها از جمله تاثيرات جهانيشدن در عصر کنوني است. از آنسوي نيز مکاتب اقتصادي تحت تاثير قرار گرفته است. ديگر امروز موضوعاتي مانند اقتصاد کينزي، مارکسيستي و... منتفي شده است و اقتصاد دانشپايه، به عنوان يک پارادايم جديد مطرح است.
وي در ارتباط با مفهوم اقتصاد دانشپايه گفت: اقتصاد دانشپايه (Knowledge-base Economy) اقتصادي است که رشد و توليد ثروت در آن از طريق انباشت دانش کسب ميشود. بنابراين بزرگترين ثروت و عامل توليد در اين اقتصاد نيروي متخصص و دانشمند است.در اين شرايط نقش سرمايهها و داراييهاي فيزيکي در حال کاهش است و سرمايههاي فکري و معنوي در حال جايگزين شدن است.

ايمانيراد افزود: امروز شرکتي مانند مايکروسافت، با دارايي معنوي خود ايجاد ارزش افزوده ميکند؛ از 1/49 ميليارد دلار ارزش اين شرکت، تنها 5/4ميليارد دلار آن به دارايي فيزيکي اين شركت تعلق دارد و 6/44ميليارد دلار آن ناشي از سرمايه غيرمادي اين شرکت است.
عضو هياتعلمي سازمان مديريت صنعتي در ادامه در ارتباط با نقش فناوري اطلاعات و ارتباطات ICT در تکميل ضلع سوم اين مثلث گفت: پشت سر همه اين تحولات، انقلاب ديجيتال وجود دارد. در دنياي امروز ديگر تحتتاثير اين انقلاب اطلاعات و ارتباطات همه چيز به هم وصل شده است.
وي در همين ارتباط ادامه داد: در اين شرايط قيمت تمامشده محصولات ديجيتالي به شدت کاهش يافته است و اين روند کاهش قيمتي همچنان ادامه دارد، اما برعکس بهاي تمامشده کالاهاي غيرديجيتالي روبهافزايش است؛ به دليل اينکه به مدد فرايندهاي ديجيتال انعطافپذيري در توليد افزايش چشمگير يافته است، موانع ورود به کسب وکار حذف شده است، سرعت توزيع کالا و خدمات به شدت فزوني داشته است و واسطهها حذف شدهاند و ارتباط مستقيم بين مشتري و توليدکننده برقرار شده است.
وي در ادامه به تشريح بيشتر ابعاد اقتصاد دانشپايه و اقتصاد ديجيتالي پرداخت و گفت: در گذشته قانون بازده نزولي، يکي از قوانين پذيرفتهشده اقتصادي بود، اما امروز نه تنها اين قانون از بين رفته است، بلکه برعکس آن قانون بازده صعودي شکل گرفته است؛ به دليل اينکه در گذشته، منابع توليد به گونهاي بود که در نهايت منجر به بازده نزولي ميشد، اما در اقتصاد کنوني مهمترين منبع توليد، دانش است که در بلندمدت بازدهش روبه افزايش ميگذارد.
وي تغيير شکل منحني عرضه را يکي ديگر از تحولات در علم اقتصاد عنوان کرد و گفت: کميابي –به عنوان اصل علم اقتصاد- در اقتصاد ديجيتال، زير سوال رفته است. اقتصاددانان ميگويند بايد کميابي را برداشت و جاي آن فراواني گذاشت. منطبق با همين دو اصل اخير، منحني عرضه از حالت صعودي به حالت نزولي تغيير يافته است. در اين شرايط مفهوم تعادل اقتصادي نيز تغيير مييابد. ديگر مثل سابق تعادل وجود ندارد، بلکه تعادلهاي متعدد در زمانهاي مختلف رخ ميدهد.
سخنران بحث خود را با تشريح نقش اين تحول بر اقتصاد کشورهاي در حال توسعه و بويژه ايران ادامه داد و گفت: همه اين تحولات در شرايطي است که ما با چالشهاي جدي مانند وجود رانت در بازار، وجود قوانين انحصاري، شرايط سياسي متمرکز و فقدان زيربناي کافي در حوزه ICT مواجه هستيم.
وي در ادامه تصريح کرد: اقتصاد دانشپايه و ديجيتال مستلزم آزادسازي اقتصادي است، اگر نظام انحصاري در ايران شکسته نشود، هيچ تحولي رخ نخواهد داد. در صورت تداوم اين شرايط در آينده نزديک حجم بيکاري افراد فاقد تخصص افزايش مييابد، بسياري از واحدهاي اقتصادي که مبناي شکلگيريشان براساس رانت و انحصار بوده است، تعطيل ميشوند و در صورت عدم حمايتهاي دولت، فقر گسترش مييابد.
ايمانيراد ادامه داد: در اين شرايط سه سناريو براي ايران ميتوان ترسيم کرد که در نهايت مسئولان ارشد نظام يکي از اين سه سناريو را انتخاب ميکنند: سناريوي نخست همگرايي با امواج جهاني است. طبق اين سناريو، ايران شرايط جامعه جهاني را ميپذيرد و خود را با تحولات جهاني هماهنگ ميکند. راهحل کشور در انتخاب اين سناريو است. پذيرش اين سناريو ميتواند ما را چين دوم بکند. کشور ما توانمنديهاي توسعه در ابعاد چين را به صورت بالقوه دارد، فقط با اخذ سياستهاي مناسب و اجراي درست آنها اين شرايط را بايد به حالت بالفعل رساند.
وي سناريوي دوم را اينگونه تبيين کرد: «حرکت اقتضايي». طبق اين سناريو، نميتوان شرايط را به درستي تبيين کرد، بلکه منطبق با شرايط ايجاد شده تصميمگيري ميشود. ما هماکنون حدود 70ميليارد دلار درآمد ارزي داريم، اما از آن رو يکي از تورمخيزترين کشورهاي جهان هستيم، تورم کشور ما دو رقمي است، اين شرايط متناقض را نميتوان با سناريوي اقتضايي اداره کرد، اما به نظر ميرسد که حرکتهاي ما در سالهاي آينده طبق اين سناريو انجام شود که شرايط ما را بسيار سخت و پيچيده ميکند.
ايماني راد در پايان، سناريوي سوم را مقابله با امواج ديجيتال عنوان کرد و گفت: به نظر من ما به سمت اين سناريو نيز حرکت نميکنيم، يعني ما در مواجهه با امواج اقتصاد ديجيتال، جهانيشدن و اقتصاد دانشپايه قرار نميگيريم، اما آمادگيهاي لازم نيز براي بازي در اين عرصه نو را نداريم.
|