|
Untitled Document
الگوهاي نوظهور
در سنجش پايداري توسعه
سيدکيانوش کلانتر
skkalantar@yahoo.com
کوروش برارپور
bararpoor@yahoo.com
چكيده
در دنياي امروز هيچ چيز به اندازه خوشبختي نسل بشر اهميت ندارد. در چند دهه گذشته و قبل از آن، تنها، سرانه توليد ناخالص ملي بالا، نشانه كاميابي ملتها به حساب ميآمد. اما دغدغة توسعه در پارادايم جديد، خوشبختي چندجانبه نسل بشر است. مقاله پيشرو، ضمن معرفي الگوهاي نوظهور در مفاهيم توسعه به مرور مباني و لزوم توجه به پايداري توسعه (توسط ملتها و دولتها) ميپردازد.
مقدمه
مفهوم توسعة پايدار تاكنون به روشهاي گوناگون در قالب مفاهيم متنوعي استفاده شده است، اما محوريترين ايده، مربوط به کميسيون جهاني توسعه و محيط زيست بوده كه در 1987 تببين شده است. بر اساس اين تعريف، توسعهاي پايدار است که بتواند «احتياجات نسل حاضر را بدون فدا كردن توانايي نسلهاي آينده براي برآوردهسازي نيازمنديهايشان تأمين كند.» (World Commision on Environment and Development, 1987). از آن هنگام اين بيان موجز و پرمحتوا بهطور گسترده از سوي دولتها، نهادهاي بينالمللي، سازمانها و شرکتهاي تجاري، مؤسسات علمي و دانشگاهي و گروههاي غيردولتي پذيرفته و به كار گرفته شده است (Gladwin, 1997). براين اساس به موازات آن كه ارتباط ميان رشد اقتصادي و ابعاد اجتماعي و زيستمحيطي توسعه بهتر درك ميشود، متخصصان و اقتصاددانان بر اين مهم همنوا ميشوند كه توجه يکجانبه به رشد اقتصادي، به نحو اجتنابناپذيري توسعه را ناپايدار ميسازد، يعني نميتواند براي مدت طولاني به همين سياق ادامه يابد. (Soubbotina, 2004).
دغدغة توسعه در پارادايم جديد، خوشبختي چندجانبه نسل بشر است. بر اين مبنا سرانه توليد ناخالص ملي بالا لزوماً نشانه خوشبختي مردم يك جامعه نيست، چرا كه معيارهاي ديگري نيز در اين بين تأثيرگذارند كه توليد ناخالص ملي با رويكرد اقتصادي محض، آنها را پوشش نميدهد. امروزه ادبيات توسعه با گذر از توجه صرف به سرمايههاي فيزيکي، ديگر انواع سرمايههاي تأثيرگذار در فرايند توسعه همانند سرمايههاي طبيعي (شامل مواردي همچون: خدمات، كاركردها، فرايندها و منابع زايشپذير بيولوژيك در کنار منابع زميني زايشناپذير نظير مواد معدني، سوختهاي فسيلي، آبهاي زيرزميني و ...)، سرمايههاي انساني (شامل مواردي همچون: دانش، مهارت، سلامتي، تغذيه، ايمني، امنيت و انگيزه انسانها) و سرمايههاي اجتماعي (شامل مواردي همچون: انسجام اجتماعي، اعتماد متقابل، تشخص فرهنگي، مشاركتپذيري و تشريك مساعي در امور، برابري فرصتها، آزادي تشكلهاي صنفي، نظم و ...) را نيز مورد توجه قرار داده است. (Gladwin et al., 1995, White, 2004)
اين نوشتار در ادامه، الگوهاي نوظهور در مفاهيم توسعه را معرفي و سپس مباني علمي الگوي راهبردي ارزيابي پايداري توسعه را تببين ميكند.
الگوهاي نوظهور در مفاهيم توسعه
پارادايمهاي جديد توسعه، معيارهاي اقتصادي را تنها، نمايندة بخشي از نيازهاي نسل بشر ميداند. براي مثال سازمان ملل متحد براي سنجش ميزان توسعهيافتگي كشورها، از الگويي با شاخص تركيبي به نام "شاخص توسعه انساني" (Human development index) استفاده ميکند. اين الگو شامل يک ميانگين ساده از سه شاخص بيانکنندة موفقيتهاي يک کشور در بهداشت و سلامتي، آموزش و استانداردهاي زندگي است. بهداشت و سلامتي، با اميد به زندگي در هنگام تولد سنجيده ميشود. آموزش، دربرگيرنده سواد خواندن و نوشتن بزرگسالان جامعه و ميزان ثبتنام در مقاطع ابتدايي، متوسطه و عالي است و استانداردهاي زندگي نيز در قالب درآمد سرانه بر حسب قدرت خريد تعادلي بيان ميشود. (UNDP, 2005)
اهميت شاخص توسعه انساني در آن است كه رتبه توسعهيافتگي كشورها در آن نتيجه متفاوتي را نسبت به شاخصهاي صرفاً اقتصادي (نظير توليد ناخالص ملي) به بار ميدهد. براي مثال، كشورهاي عربستان سعودي، تايلند، ويتنام، و گواتمالا با درآمد ملي سرانه متفاوت، داراي شاخص توسعه انساني تقريباً يکساني هستند. اما ويتنام بسيار بهتر از عربستان سعودي توانسته است منافع حاصل از درآمد اقتصادي خود را در قالب افزايش "کيفيت زندگي" مردم بهكار بندد.
يكي ديگر از الگوهاي ترکيبي براي سنجش توسعه در پارادايم جديد "الماس توسعه" (Development Diamonds) است که توسط بانك جهاني استفاده ميشود. اين الماس چهار شاخص اجتماعي و اقتصادي را در مورد هر کشور به تصوير ميکشد و تركيب اين چهار شاخص را با مقدار متوسط آنها در کشورهاي همگروه درآمدي (کشورهاي کمدرآمد، درآمد متوسط، و درآمدبالا) مقايسه ميکند.
اميد به زندگي در هنگام تولد، ثبتنام در مقاطع تحصيلي (مقدماتي يا متوسطه)، دسترسي به آب سالم، و درآمد سرانه، چهار شاخصي است که در هر يک از محورهاي الماس نشان داده ميشوند. شکل 1 يک نمونه الماس توسعه را براي دو کشور با درآمد متوسط يعني چين و بوتسوانا نشان ميدهد. مشخص است كه بوتسوانا در شاخص درآمد سرانه، بسيار بالاتر از کشورهاي همگروه خود قرار گرفته، اما در شاخص دسترسي به آب سالم بسيار ضعيف عمل کرده است. اين واقعيت بار ديگر اهميت يک رويکرد متوازن به توسعه و ملاحظة ابعاد مختلف آن را يادآوري ميکند.
بر اساس چنين الگوهايي طرفداران توسعة پايدار پاسخگويي به نيازهاي آينده نسل بشر را، وابسته به تعقيب اهداف متوازن اجتماعي، اقتصادي و زيستمحيطي در فراگرد توسعه ميدانند. ممكن است اين اهداف در کوتاهمدت با هم در تعارض به نظر برسند، اما در بلندمدت يكديگر را تقويت ميكنند. براي مثال به منظور پايدار ماندن رشد اقتصادي، اين رشد ميبايست بر حجم مشخصي از منابع و خدمات، نظير جذب آلودگيها و بازتوليد منابع، متكي باشد و استفاده مسئولانه از منابع زيستمحيطي سبب ميشود تا منابع لازم براي رشد اقتصادي كشورها باقي بماند و پايداري توسعه را در درازمدت رقم بزند.
بدينترتيب توسعهاي پايدار تلقي ميشود که خواستههاي ذينفعان مختلفي را از نسل حاضر و نسلهاي آينده برآورده سازد و اين مهم را همزمان در سه حوزه اقتصادي، اجتماعي و زيستمحيطي محقق كند (United Nations, 2006). اهداف توسعه پايدار را معمولاً در سه حوزة اقتصادي، اجتماعي و زيستمحيطي دستهبندي و شاخصهايي را براي اندازهگيري توسعهيافتگي در اين جنبهها تعريف ميكنند. حوزة اجتماعي، شاخصهايي را مورد توجه قرار ميدهد كه در ارتباط مستقيم با انسان است و به عنوان تسهيلگر يا بازدارندة فرايند ارتقاي كيفيت زندگي مردم در جوامع عمل ميكند. حوزة اقتصاد، ناظر بر چگونگي توزيع و استفادة از منابع محدود مورد نياز براي ارتقاي زندگي مردم است و بالاخره حوزة زيستمحيطي مربوط به منابع طبيعي زايشپذير و زايشناپذيري است که فضاي عمل و زندگي انسان را تشکيل ميدهد.
اهداف اجتماعي، مسائلي نظير اشتغال كامل، آموزش، بهداشت، امنيت، مشاركت و... را دربر ميگيرد. در حوزه اهداف اقتصادي، رشد، كارايي، ثبات و... مهم تلقي ميشود و محيطزيست سالم، استفاده منطقي از منابع طبيعي و محافظت از آنها در حوزه اهداف زيست محيطي ميگنجد.


الگوي راهبردي اندازهگيري پايداري توسعه
الگوهاي اندازهگيري توسعة پايدار با در نظر داشتن مفاهيم معرفيشده در بخش قبل تلاش دارند تا رشد اقتصادي جوامع را در کنار وضعيت ارزشهاي زيستمحيطي و خدمات اجتماعي جامعه بررسي كنند. در اين الگوها پايداري توسعه با ملاحظه پاسخگويي آن به نيازهاي حال و آينده نسلها، حفاظت و توسعة سرمايههاي طبيعي و سرمايههاي انساني و اجتماعي بررسي ميشود (Soubbotina, 2004).
بانک جهاني توسعة پايدار را "فرايند مديريت سبدي (Portfolio) از داراييها به منظور حفظ و اعتلاي فرصتهايي ميداند که مردم پيش رو دارند." بانك جهاني اين سبد را متشكل از سه دسته سرمايه فيزيکي، طبيعي و انساني ميداند و بر اين اساس شاخصي به نام "ذخيره خالص تعديلشده" را براي اندازهگيري توسعه پايدار مطرح ميكند. نحوه محاسبه ذخيره خالص تعديلشده در شكل 2 نشان داده شده است. همانطور كه مشخص است اين شاخص نرخ واقعي ذخيره را در يک اقتصاد پس از محاسبة ميزان كاهش يا افزايش سرمايههاي فيزيكي، طبيعي و انساني ميسنجد (Bolt et al., 2002).
الگوي راهبردي توسعه پايدار بر اساس مفهوم ذخيرة خالص تعديلشده، پيشنهاد شده است (Gladwin, 2000). اين الگو، كه در شكل 3 نشان داده شده است، سرمايههاي طبيعي و اجتماعي را اولويت داده است و آنها را بيش از آن كه در قالب جايگزين داراييهاي مصنوع بشر بنگرد، به عنوان مكمل آن فرض ميكند. چون بهرهوري هر نوع سرمايه به وجود انواع ديگر وابسته است، پس هر گونه سرمايه معرفيشده در الگو ميبايست بطور مجزا سالم باقي بماند- به معناي ديگر برخلاف پيشفرض مهم اقتصاد نئوكلاسيك هيچ كدام از سرمايهها نميتوانند جاي خالي ديگري را پر كنند- بدينترتيب كاركرد سرمايههاي مصنوع بشر (شامل: كالاهاي مصرفي و توليدي نظير كارخانهها، ساختمانها، ماشينآلات، ابزار، فناوريها، زيرساختها، و ساير محصولات ساخت بشر) را ميبايست با ملاحظه تأثير آن بر چهار نوع سرمايه اصلي توانمندساز- يا محدودكننده– نگريست:
1. سرمايه زيستمحيطي (شامل خدمات، كاركردها، فرايندها و منابع زايشپذير طبيعي).
2. سرمايه مادي (شامل منابع طبيعي زايشناپذير نظير مواد معدني، سوختهاي فسيلي، آبهاي زيرزميني).
3. سرمايه انساني (شامل دانش، مهارت، سلامتي، تغذيه، ايمني، امنيت و انگيزه انسانها).
4. سرمايه اجتماعي (شامل جامعه مدني، انسجام اجتماعي، اعتماد متقابل، تشخص فرهنگي، هنجارهاي تبادل و معامله، برابري، توانمندسازي، آزادي تشكل و اتحاديههاي صنفي، نظم و مواردي از اين دست كه همكاري و تشريك مساعي براي دستيابي به منافع متقابل را در روابط اقتصادي و اجتماعي تسهيل ميكند).

نواحي چهارگانه الگوي راهبردي شكل3 نشاندهنده وضعيتهايي است که يک جامعه ميتواند در آن قرار داشته باشد. در ناحيه فقرزا رشد جامعه با نابود کردن منابع، اتلاف سرمايههاي کنوني و نابود کردن سرمايه نسلهاي آينده صورت ميگيرد. سرمايهگذاري روي حفاظت يا جايگزيني منابع انجام نميشود و سياستهاي جذاب اقتصادي براحتي بنيان ميراث بشر و روابط اجتماعي را تضعيف ميکند. ناحيه طبيعتمحور ناحيهاي است كه در آن فعاليتهاي اقتصادي به سمت مطابقت با اصول طبيعي پيش ميرود، اما با ناديده گرفتن سرمايههاي انساني و اجتماعي. در اين ناحيه نبود آلايندهها- در اثر پيشرفتهاي فناوري- از بيکاري دهها هزار نفر مهمتر فرض ميشود و طبيعتگرايي افراطي، گاهي منجر به ايجاد تنشهاي اجتماعي ميشود. ناحيهسوم، ناحيه انسانمحور است كه درآن تمرکز تنها روي برطرف کردن نيازهاي انسان صورت ميگيرد و فعاليتهاي اقتصادي به سمت برطرف کردن نيازهاي بشر پيش ميرود و در اثر آن منابع طبيعي نسلهاي آينده به نابودي ميگرايد. آخرين ناحيه مورد بررسي، ناحيه پايداري خطاب ميشود. در اين ناحيه پيشرفت اقتصادي و فناوري با در نظرگرفتن اصول طبيعي، بر منافع انسان متمرکز ميشود، منابع رشد اقتصادي با تکيه بر منابع نامحدود (نظير نور خورشيد، باد، جريان آب و مانند آنها) انتخاب ميشوند، استفاده از منابع زايشناپذير با سرعتي کمتر از سرعت بازتوليد آنها يا نهايتاً با سرعتي معادل بازتوليد آنها صورت ميگيرد و عوامل انساني و اجتماعي مد نظر سرمايهگذاران و مديران فرايندهاي توسعه اقتصادي قرار ميگيرد.
ميزان پايداري توسعه در اين الگو، بسته به آن است كه فعاليتهاي اقتصادي جامعه بنحوي سامان يابد كه سرمايههاي چهارگانه زيستمحيطي، مادي، انساني و اجتماعي جامعه هدف توسعه، از سطح حداقلي مندرج در سبد توسعه پايدار (دايره وسط شبكه) فروتر نرود. بالندگي توسعه، زماني تداوم مييابد كه سرمايهگذاري و توسعه سرمايههاي چهارگانه سبد، گسترش پيدا كند و جامعه هدف توسعه را در ناحيه شمال شرقي(ناحيه پايداري) شبكه قرار دهد.
جمعبندي
در اين نوشتار پارادايمهاي نوظهور توسعه مورد كنكاش قرار گرفت. بررسي مدلهاي كلاسيك توسعه كه به صورت تك بعدي بر توسعه صرف اقتصادي تمركز دارد، نشان ميدهد كه اين مدلها در عصري كه در آن محيطزيست، جهاني بوده و پيوسته با آلودگيهاي ناشي از رويكردهاي سودامنشانه در فراگرد توسعه، همراه است چندان كاربردي ندارد. بكارگيري اين مدلها كه با ناديده انگاشتن ابعاد انساني، اجتماعي و زيست محيطي توسعه همراه است، پيامدهاي پويايي را ايجاد ميکند که در درازمدت، عوامل اصلي توسعهيافتگي به جاي آنکه به عنوان پيشران در فرايند توسعه عمل کنند، در مقابل آن قرار ميگيرند. اين گونه توسعهها را اصطلاحاً "ناپايدار" مينامند. مطالب آمده در اين نوشتار نشان ميدهد كه مطلق نگري نسبت به گسترش سرمايههاي فيزيكي كه انسان را در كانون توجه انسان قرار ميدهد(انسانگرايي)، سبب كاهش سرمايههاي طبيعي براي نسل امروز و فرداي بشر ميشود. همچنين، يكجانبه نگري نسبت به محافظت و گسترش سرمايههاي طبيعي كه طبيعت را در كانون توجه انسان قرار ميدهد(طبيعتگرايي)، سبب كاهش سرمايههاي انساني و اجتماعي براي نسل امروز و فرداي بشر ميشود. بنابراين هر دو رويكرد انسانگرايي صرف و طبيعتگرايي محض، با تاخيرهاي زماني، سبب ايجاد ناپايداري در توسعه ميشوند. عمق پيچيدگي پويا در فرايند توسعه زماني هويدا ميشود كه رويكردهاي ياد شده از طريق توجه افراطي يا تفريطي به حفظ سرمايههاي طبيعي يا گسترش سرمايههاي فيزيكي، به تهيسازي سرمايهها براي آيندگان منجرشود كه در اين صورت اصطلاحا گفته ميشود توسعه فقرزا عمل كرده است. متوليان امر توسعه بايستي توجه داشته باشند در صورتيكه ناپايداري توسعه از يك سطح آستانهاي فروتر رود بازگشت به عقب(بازگشت به پايداري) به هيچ وجه امكانپذير نيست. به عنوان مثال نگاه صرف اقتصادي به فرايند توسعه تهران سبب گسترش آلودگي هوا و بالا رفتن سطح آستانه پيچيدگي ترافيك اين شهر شده و اين امر نيز خود به پايين آمدن سطح آستانه ناپايداري توسعه در تهران بزرگ دامن زده است.
منابع
BOLT, K., MATETE, M. & CLEMENS, M. (2002) Manual for Calculating Adjusted Net Savings, Washington D.C., The World Bank Environment Department.
GLADWIN, T. N. (1997) Developing reputations for global sustainability. Stern Business 4, 28-31.
GLADWIN, T. N. (2000) A Call for Sustainable Development. Mastering Strategy. Harlow, Financial Times / Prentice Hall.
GLADWIN, T. N., KENNELLY, J. & KRAUSE, T. (1995) Shifting Paradigms for Sustainable Development: Implications for Management Theory and Research. Academy of Management Review, 20 (October), 874-907.
SOUBBOTINA, T. P. (2004) Beyond Economic Growth; An Introduction to sustainable Development, Washington, D.C., The World Bank.
THE WORLD BANK (2006a) What is Sustainable Development? Washington D.C., The World Bank Group.
THE WORLD BANK (2006b) Where is the Wealth of Nations? Measuring Capital for the 21st Century, Washington D.C., The World Bank Group.
THE WORLD BANK (2006c) World Development Indicators, Washington, D.C., The World Bank Group.
UNDP (2005) Human Development Report 2005;International cooperation at a crossroad, New York, United Nations Development Program.
UNITED NATOIONS (2006) Trends in Sustainable Development, New York, United Nations, Department of Economic and Social Affairs.
WHITE, C. (2004) Strategic Management, New York, Palgrave Macmillan.
WORLD COMMISION ON ENVIRONMENT AND DEVELOPMENT (1987) Our Common Future, Oxford, Oxford University Press.
_ سيدکيانوش کلانتر: پژوهشگر مرکز مطالعات و آموزش سازمانهاي جامعة مدني ايران - کنشگران داوطلب
_ كوروش برارپور : بنيانگذار بنياد توسعه پايدار كلاردشت
|