Untitled Document

نحوه حضور دانشگاههاي ايران در جامعه اطلاعاتي

غلامرضا يادگارزاده
yadegarzadeh@gmail.com
دکتر کوروش پرند
razzpar@yahoo.com
آرش بهرامي
arash_bahrami2000@yahoo.com

چكيده

توسعه و گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات و کاربرد آن، اثرات عميقي بر ابعاد مختلف زندگي بشر از جمله آموزش داشته است. تأثير اطلاعات و فناوري اطلاعات و ارتباطات هم از جهت ايجاد فرصتهاي طلايي جديد و هم از نظر چالشهاي سازماني قابل مطالعه است. آموزش عالي به عنوان يکي از مهمترين نظامهاي اجتماعي و دانشگاهها به دليل نقش مهمي که در توليد و اشاعه دانش و اطلاعات دارند، از حوزه‌هايي هستند كه به شدت تحت تأثير فناوري اطلاعات و ارتباطات قرار گرفته‌اند. از مهمترين پيامدهاي اين امر، مي‌توان به تغييرات بنيادي در نحوه تفکر در مورد نقش دانشگاه، دانشجو، هيئت علمي و يادگيري و ياددهي اشاره کرد. اکنون پس از ورود به هزاره سوم، ضرورت هم‌سويي و تعامل سازنده با تغييرات و توسعه مبتني بر دانش، بيش از پيش احساس مي‌شود و لازم است شرايط را براي استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات و حضور مؤثر در جامعه اطلاعاتي آماده کنيم. در مقاله حاضر شرايط و پيش‌بايست‌هاي حضور آموزش عالي و دانشگاهها در جامعه اطلاعاتي مورد بررسي قرار گرفته و ضمن تبيين شرايط موجود، راهکارهايي براي مواجهه معقول با فناوري اطلاعات و ارتباطات و حضور دانشگاهها در جامعه اطلاعاتي ارائه شده است.

مقدمه
روند تحولات آموزش عالي در دو دهه اخير وابسته به افزايش تقاضاي ورود به آموزش عالي، توسعه فناوريهاي ارتباطي، ضرورت توسعه منابع انساني، تغييرات سريع فناوري، انباشت دانش و اطلاعات و دگرگونيهاي اجتماعي بوده و منجر به بروز چالشهاي جدي و تغيير در نقش دانشگاه و آموزش عالي در هزاره جديد شده است. دگرگونيهاي شگرف آموزش عالي و حركت آن به سوي همگاني شدن و تأويلهاي ناشي از نياز عمومي به آموزش عالي، ديدگاه جديدي در توسعة آموزش عالي پديد آورده است که تحت تأثير انقلاب اطلاعات و پارادايم فناوري اطلاعات، منجر به افزوده‌شدن وجهي جديد به منشور آموزش عالي شده است که توسعة اطلاعاتي نظام آموزش عالي از ضروريات آن است. (منتظر، 1383)
در رويکرد جديد به آموزش عالي، دانش، محور تمامي فعاليتهاست و سرمايه‌هاي انساني نسبت به منابع طبيعي و مالي از اهميت ويژه‌اي برخوردارند؛ به گونه‌اي كه در اين نظام فكري، نقش دانش، اطلاعات، نوآوري، خلاقيت، نظم و مديريت به عنوان منابع حقيقي ايجاد ارزشهاي اقتصادي و اجتماعي به رسميت شناخته مي‌شود. اين امر، مسئوليت سنگين‌تري را بر دوش دانشگاهها و مراكز علمي و تحقيقاتي قرار داده است، به صورتي كه نياز به ايجاد تحولات فكري در مديريت و بازنگري در دورنماي ماموريتها و راهبردهاي نظام آموزش عالي به يك ضرورت اساسي تبديل شده است. "جهاني شدن و توسعه ارتباطات و تبادل اطلاعات مي‌تواند فرايند انتقال اطلاعات و دانش را تسهيل کند و دانشگاهها را در ايفاي نقش اثرگذار بر توسعه و ورود به جامعه جهاني ياري دهد." (مليتوا، 2005)

آموزش عالي در جامعه اطلاعاتي
بسياري از انديشمندان و صاحب‌نظران علوم اجتماعي بر اين باورند كه تركيب و همگرايي فناوريهاي نوين ارتباطي و تجديد ساختار نظام سرمايه‌داري در دهه‌هاي اخير سبب گشايش مرحله تازه‌اي در جوامع بشري شده است, مرحله‌اي كه با اصطلاحاتي نظير جامعه فراصنعتي (بل), جامعه‌ شبكه‌اي (كاستلز) و جامعه اطلاعاتي توصيف شده است. جامعه اطلاعاتي يك جامعه چند وجهي است كه در آن تمام لايه‌بنديها و سطوح، نيازمند اطلاعات هستند. اصطلاح جامعه اطلاعاتي، بازگو كننده توسعه تكنولوژي‌هاي نوين و تجديد سازمان جامعه پيرامون جريان اطلاعات است. "اين واژه و مفاهيم شبيه آن, جامعه‌اي را توصيف مي‌كند كه در آن براي توليد انواع كالاها و خدمات بستگي زيادي به كاربرد فناوري اطلاعات وجود دارد." (بهشتي، 1380)
شايد بتوان گفت مهم‌ترين عنصر در تحقق جامعه اطلاعاتي دانايي و مديريت مبتني بر دانايي است. نهاد آموزش عالي به عنوان يکي از ارکان اثرگذار در جامعه همواره جايگاهي رفيع در توسعه دانايي و تعيين سير حرکت بشر داشته است. شکي وجود ندارد که دانشگاهها در سير تحول از جامعه صنعتي به جامعه اطلاعاتي نقش تعيين کننده داشته‌اند. نقش آموزش عالي در جامعه اطلاعاتي از دو بعد قابل بررسي است:
_ نقشي که دانشگاهها در تحولات اين بخش داشته اند؛
_ تأثيرات جامعه اطلاعاتي بر آموزش عالي.
در اينجا ما بيشتر بر بعد دوم تأکيد مي‌كنيم و در ادامه با توجه به شاخصهاي بالا تأملي بر حضور دانشگاهها در جامعه اطلاعات خواهيم داشت. اگر بخواهيم با توجه به شاخصهاي بالا وضعيت آموزش عالي و دانشگاهها را در جامعه اطلاعاتي محک بزنيم، شايد لازم باشد يک تحقيق جامع را انجام دهيم. پس با توجه به گستردگي شاخصهاي فوق و ضرورت تعمق در مؤلفه‌هاي جامعه اطلاعاتي در آموزش عالي در مقاله حاضر وضعيت دانشگاههاي کشور در شاخصهاي اول، سوم و ششم مورد بررسي قرار گرفته است.

فناوري اطلاعات و ارتباطات و آموزش عالي(نگاهي به شرايط موجود)‌
فناوري اطلاعات و ارتباطات عبارت است از مجموعه‌اي متفاوت از ابزارها و منابع فناوري که براي برقراري ارتباط, ‌ايجاد، انتشار، ذخيره كردن و مديريت اطلاعات به‌کار مي‌رود و علاوه بر محوريت دانش و اطلاعات، بر نقش «ارتباطات» و وسائل ارتباطي به عنوان عامل و ابزار انتقال دهنده اطلاعات و برقراري رابطه بين دو بخش اطلاعات و فناوري توجه ويژه دارد.
حضور فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش عالي در واقع براي "يادگيري انعطاف‌پذير" است. فناوري اطلاعات و ارتباطات مفهومي است که دلالت بر روابط متفاوت بين مؤسسات، اعضاي هيئت علمي و دانشجويان دارد. با حضور فناوري اطلاعات و ارتباطات اعضاي هيئت علمي بايد تغييرات اساسي در نگرشهايشان نسبت به آموزش و تدريس به عنوان ابزار انتقال اطلاعات ايجاد کنند. (رمزدن، 1997/ ترجمه نوه‌ابراهيم، 1380، ص 24)
براي استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش عالي سه مرحله را بايد مد نظر داشت: انتخاب فناوري اطلاعات و ارتباطات، تطبيق با شرايط موجود و اعمال تغيير با کمک فناوري اطلاعات و ارتباطات. (نيوانگ، 2006، ص 2) در ايران سه مرحله بالا ابتدا در يک حالت شک وترديد، گرايش و سپس به خدمت گرفتن يکباره قرار دارد. در بخش آموزش عالي در يک دهه گذشته دانشگاهها تلاش فراواني براي تطبيق خود با شرايط روز جامعه جهاني آغاز کرده‌اند. منتظر(1383) در يک بررسي بر اساس شاخصها ونشانگرهاي ارائه شده ازسوي يونسكو تعدادي از مهمترين دانشگاههاي كشور شامل دانشگاههاي: اراك، الزهرا (س)، مازندران، پيام نور، تربيت مدرس، تهران، صنعتي اصفهان، صنعتي اميركبير، صنعتي شريف، شهيد چمران اهواز و علم وصنعت ايران را در به خدمت گرفتن فناوري اطلاعات و ارتباطات مورد بررسي قرار داده که وضع دانشگاهها اينچنين تصوير شده است:
نبود سياست استفاده از فناوري اطلاعات درآموزش عالي؛
نبود طرح جامع توسعة فناوري اطلاعات درآموزش عالي؛
نبود طرح تخصيص بودجة كافي براي توسعة فناوري اطلاعات در آموزش عالي؛
نبود مسئول پياده سازي طرح جامع توسعة فناوري اطلاعات درآموزش عالي؛
نبود مكانيزم نظارت و ارزيابي براي اجراي طرح جامع توسعه فناوري اطلاعات در آموزش عالي؛
کم بودن تعداد كامپيوتر موجود به ازاي هر صد دانشجو. تهران: 20 دستگاه، شهرستانها: 8 دستگاه؛
پايين بودن تعداد کامپيوترهاي آموزشي؛
کم بودن پهناي باند و ...
همانطور که مشاهده مي‌شود استفاده از فناوري اطلاعات در دانشگاههاي کشور بر مبناي برنامه دقيقي استوار نيست و مشکلاتي گريبان‌گير آنهاست که در بسياري از کشورها سالهاست برطرف شده است و اين امر باعث استفاده‌نكردن از ظرفيت‌هاي ICT و بدگماني نسبت به اينکه فناوري مي‌تواند بسياري از روندهاي جاري را با سرعت بسيار بيشتر انجام دهد، شده است. البته در بخش آموزش عالي فعاليتهاي متنوعي براي استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات انجام شده که عبارت است از:
توسعه شبكه علمي کشور: طرح اوليه شبكه گسترده و اختصاصي دانشگاهها با هدف ايجاد شبکه ارتباطي و اطلاع رساني اختصاصي بين دانشگاهها و مراکز تحقيقاتي به منظور توسعه فناوري اطلاعات به عنوان يکي از ابزارهاي ضروري سرعت بخشيدن و نظام‌مند کردن جريان اطلاعات علمي و عامل موثر بر توسعه همه‌جانبه دانش و فناوري در سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي ايران پايه ريزي شد، در سال 1377 مراحل اجرايي آن آغاز و نهايتا در آذر ماه 1379 يكي از گسترده ترين شبكه هاي WAN كشور با زير ساخت مستقل مخابراتي و اتصال بيش از100 مركز آموزشي و دانشگاهي افتتاح شد. محورهاي اصلي اين طرح عبارتند از:
_ ايجاد و توسعه زيرساخت انتقال اطلاعات (اينترانت) گسترده در سطح کشور بين دانشگاهها و مراکز تحقيقاتي به منظور ايجاد شبکه علمي کشور؛
_ مديريت و ارائه محتوا روي شبکه علمي از طريق ايجاد زير ساخت ملي، ساماندهي و تسهيل دسترسي به منابع علمي موجود در کتابخانه ها و مراکز اسناد ( اعم از نشريات الکترونيک، کتب، پايان نامه‌ها و ساير منابع‌)، ارتقاي كيفيت جستجو، تنوع خدمات و افزايش بهره برداري؛
_ توسعه همكاريهاي بين المللي براي تقويت زمينه هاي آموزشي و پژوهشي غير حضوري و از راه دور؛
_ دسترسي به اينترنت و خدمات شبکه‌اي براي کاربران دانشگاهها و مراکز تحقيقاتي(سازمان پژوهشهاي علمي وصنعتي ايران، 1384).
فعاليتهاي ديگري زير نظر دفتر امور رايانه وزارت علوم، تحقيقات و فناوري انجام شده است که عبارتند از:
_ ايجاد شبکه ارتباطي و اطلاع رساني اختصاصي بين دانشگاهها و مراکز تحقيقاتي به منظور توسعه فناوري اطلاعات به عنوان يکي از ابزارهاي ضروري سرعت بخشيدن و نظام‌مند کردن جريان اطلاعات علمي و عامل موثر بر توسعه همه جانبه دانش و فناوري؛
_ ايجاد و يکپارچه سازي سيستم اطلاعات مديريت آموزشي دانشگاهها و مراکز پژوهشي و نظارت بر آنها؛
_ پياده سازي سيستم‌هاي خودکار سازي اداري - مالي و پشتيباني در دانشگاهها و مراکز پژوهشي و نظارت بر آنها ؛
_ تجهيز رايانه‌اي دانشگاهها و مراکز پژوهشي؛
_ توزيع رايانه بين دانشگاهها و مراكز پژوهشي؛
_ نصب و راه اندازي سيستم‌هاي اتوماسيون اداري و مالي؛
_ نصب و راه اندازي سيستم مديريت امور آموزشي.

همانطور که مشاهده مي‌شود در وزارت علوم، تحقيقات و فناوري طرحهاي مهم و کليدي در حال اجراست و يا انجام شده است. اما اين فعاليتها در قالب يک برنامه استراتژيک و دراز مدت نيست و موانعي در راه توسعه ICTوجود دارد که عمدتأ ريشه در ساختار سنتي آموزش دارد. ما براي ورود به عصر اطلاعات بايد بر مشکلاتي غلبه کنيم که حل آنها مستلزم استفاده از تمامي ظرفيتهاست. اين مشکلات عبارتند از:
الف- فقدان سياست ملي براي استفاده از فناوري اطلاعات در آموزش عالي؛
ب- فقدان سرمايه گذاري مناسب در زمينة توسعة شبكه هاي مخابراتي وداده‌اي؛
ج- فقدان تعريف مورد توافق درمورد فناوري اطلاعات، آموزش الكترونيك ويادگيري الكترونيك؛
د- وجود مراكز متعدد تصميم‌گيري؛
ه - فقدان هماهنگي دروني دستگاههاي متولي؛
و- فرهنگ ضعيف اطلاعاتي در ميان مسئولان وكاربران؛
ز- ضعف نظام پشتيبان ازنظامهاي شبكه‌اي؛
ح- عملكرد سنت گراي نظام آموزشي؛
ط- كمبود اعتبارات مالي(منتظر،1383).
نگاه دقيق به مشکلات آموزش عالي در توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات نشان مي‌دهد، دانشگاههاي ما در يک برزخ روشهاي سنتي و پيشرفته قرار دارند و نمي‌توانند با تکيه بر منابع موجود راه خود را به سوي توسعه باز کنند. با توجه به اينکه در "توسعه مبتني بر دانايي، آموزش مبتني بر فناوري اطلاعات و ارتباطات و توسعه همه جانبه آن از نيازهاي اساسي به حساب مي‌آيد"، (احمديان، 1383: 23)، دانشگاههاي ما بايد تلاش کنند جايگاه خود را در اين فرايند ارتقا دهند و منابع لازم را به خدمت بگيرند.

در بحث برنامه‌ريزي استراتژيک در کشورمان تجربه طرح تکفا وجود دارد که راهبردهاي کليدي زير را محور کار قرار داده است:
- تهيه زيرساخت شامل شبكه دسترسي, قوانين و مقررات, منابع و تسهيلات
- برنامه جامع گسترش ICT در توسعه ملي پايدار
- توجه به بخش خصوصي به عنوان محور اصلي توسعه ICT
- توسعه منابع انساني به عنوان اولويت استراتژيك گسترش ICT
براي دست‌يابي به راهبردهاي بالا, برنامه تكفا بر پايه هفت محور اصلي استوار شده است:
_ دولت الكترونيك
_ آموزش عالي و آموزش پزشكي الكترونيك
_ آموزش عمومي و ارتقاي مهارتهاي ديجيتال
_ توسعه خدمات اجتماعي
_ اقتصاد و بازرگاني الكترونيك
_ توسعه پارك‌ها و مراكز رشد ICT
_ گسترش فرهنگ و تقويت خط و زبان فارسي براي كاربرد در شبكه.
به نظر مي‌رسد تحقق اهداف در نظر گرفته شده براي طرح (برنامه) تكفا مي‌تواند گام بلندي براي توسعه همه جانبه فناوري اطلاعات و ارتباطات باشد و ما را در رسيدن به پيش‌بايست‌هاي حضور در جامعه اطلاعاتي نزديک کند. با توجه به اولين محور طرح تکفا، نگاهي به وضعيت زيرساختهاي فناوري در کشور نشان مي‌دهد در زمينه توسعه ICT چقدر موفق بوده‌ايم.
نگاهي گذرا به جدول (1) نشان مي‌دهد، ضريب نفوذ اينترنت در كشورمان نسبت به کشورهاي پيشرفته پايين است و لازم است در اين زمينه فعاليتهاي بيشتري صورت گيرد. مقايسه ايران با كشوري مانند تركيه در ضريب نفوذ اينترنت نشان مي‌دهد، فاصله زيادي با اين كشور دارد. به طور كلي، ايران بر اساس شاخصهاي دسترسي ديجيتالي در رده 86 جهان قرار دارد. و در بين كشورهاي با دسترسي متوسط طبقه‌بندي مي‌شود. از نظر استفاده از اينترنت نيز کشورمان نسبت به کشورهاي ديگر شرايطي مشابهي دارد.
همانطور كه مشاهده مي‌شود کشورمان در استفاده از اينترنت نسبت به کشورهاي منطقه از وضع تقريبا خوبي برخوردار است، اما فاصله زيادي با کشورهاي اروپايي و آمريکا دارد.
شاخص ديگري که در اينجا مورد بررسي قرار مي‌دهيم، سواد اطلاعاتي است. سواد اطلاعاتي عبارت است از توانايي تشخيص اطلاعات مورد نياز و توانايي جايابي، ارزيابي و استفاده اثربخش از اطلاعات. سواد اطلاعاتي در آموزش عالي به عنوان بخشي از مشاركت براي يادگيري تمام عمر اهميت خاص دارد.
تاکنون تحقيق جامعي در خصوص وضع سواد اطلاعاتي در دانشگاههاي ايران انجام نشده است، اما بررسيهاي جاري نشان مي‌دهد شرايط در اين خصوص زياد مطلوب نيست. عفت نژاد(1381) در پژوهشي که به منظور بررسي ميزان استفاده دانشجويان تحصيلات تكميلي دانشگاه شيراز از فناوري اطلاعات انجام داد، به اين نتيجه رسيد که پاسخگويان از فناوري اطلاعاتي به ميزان بالايي در انجام فعاليت پژوهشي پايان‌نامه، تاليف و ترجمه مقاله استفاده كرده‌اند و استفاده از فناوريهاي اطلاعاتي در فعاليت پژوهشي شركت در سمينار داخلي، شركت در سمينار خارجي و تاليف و ترجمه كتاب ضعيف است. مهمترين مشكلات پاسخگويان در استفاده از فناوريهاي اطلاعاتي، كمبود امكانات فناوريهاي اطلاعاتي، سرعت كم بازيابي اطلاعات، قطع شبكه، نياز به آموزش استفاده از فناوريهاي اطلاعاتي و محدود بودن زمان استفاده است. يافته‌هاي پژوهش نشان داد كه درصد خيلي كمي از پاسخگويان (4/5درصد) از فناوريهاي اطلاعاتي استفاده مي‌كنند.
اخوتي (1377) در تحقيقي با استفاده از روش توصيفي - تحليلي، وضعيت استفاده از شبكه اينترنت توسط اعضاي هيئت علمي دانشگاههاي علوم پزشكي ايران، تهران و شهيد بهشتي را مورد بررسي قرار داده است. يافته‌هاي پژوهش نشان ‌داد كه حدود 2/7 از افراد نمونه از شبكه اينترنت استفاده كنند كه 79/6 درصد از آنها بدون واسطه با شبكه كار مي‌كنند. استادان بيش از ساير رتبه‌هاي علمي از اينترنت استفاده مي‌كنند (28/6 درصد). بيش از نيمي از افراد در حد متوسط با شبكه آشنا هستند و 49/6 درصد از آنها با استفاده از كمك دوستان و همكاران خود نحوه كار با شبكه را آموخته‌اند.
همانطور که از تحقيقات بالا بر مي‌آيد، استفاده دانشجويان، اعضاي هيئت علمي و به طور کلي سيستم آموزش عالي از اينترنت محدود است و ما نتوانسته‌ايم از فرصتهايي که فناوري اطلاعات و ارتباطات فراهم كرده است، براي حضور در جامعه اطلاعاتي استفاده کنيم. هر يک از فرصتهاي موجود در آينده مي‌توانند به تهديدهايي جدي تبديل شوند.
سواد اطلاعاتي، توانايي افراد براي فعاليت مؤثر در يك جامعه اطلاعاتي است. اين امر مستلزم تفكر انتقادي،  آگاهي از اخلاق شخصي و حرفه‌اي،  ارزيابي اطلاعات،  نيازهاي اطلاعاتي متصور، اطلاعات سازماندهي شده،  ارتباط متقابل با اطلاعات شغلي و ايجاد كاربرد مؤثر اطلاعات در حل مشكلات، تصميم گيري و تحقيق است و بالا بردن آن در سطح دانشگاهها مستلزم آموزش، فرهنگ‌سازي و توسعه فناوري است.

نتيجه‌گيري
جامعه اطلاعاتي فرصتهاي مناسبي را فرا روي كشورهايي مانند ايران قرار داده است تا بتوانند با استفاده از آن در فرايند توسعه موفق‌تر عمل كنند. فرصتهايي مانند:
- ساماندهي توليد و ايجاد توازن در توسعه اقتصادي نقاط مركزي و پيراموني
- ايجاد زمينه و زير ساختهاي توسعه فناوري اطلاعات
- تهيه و تدوين طرح جامع گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات، مي‌توانند ما را در حضور موفق در جامعه اطلاعاتي ياري دهند.
حضور دانشگاههاي ما در عرصه تحولات جهاني و جامعه اطلاعاتي مستلزم شناخت وضع موجود برنامه‌ريزي استرتژيک ICT ، بالا بردن کيفيت آموزش، تلاش مداوم جهت افزايش سهم ايران در توليد دانش، توسعه زيرساختهاي فناوري، آموزش مديران، اعضاي هيئت علمي، کارکنان و دانشجويان، سهولت دسترسي به داده‌ها و اطلاعات داخلي، گسترش استفاده از پايگاههاي اطلاعاتي خارجي و توسعه پايگاههاي داخلي، کارآمدتر کردن سيستم مديريت دانشگاهي و نهايتا اختصاص منابع سرمايه‌اي است. از اين رو پيشنهاد مي‌شود:
1. برنامه استراتژيک فناوري اطلاعات در دانشگاهها تدوين شده و زمينه لازم براي اجراي آن فراهم شود.
2. زيرساختهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات در دانشگاهها به صورت مطلوب توسعه يابد.
3. موانع قانوني استفاده از نرم افزارها و منابع رفع شود.
4. نيروي انساني متخصص در دانشگاهها؛ تربيت شود.
5. دوره‌هاي آموزش ضمن خدمت براي مديران، اعضاي هيئت علمي و کارکنان، برگزار شود.
6. پايگاههاي اطلاعاتي مرکزي در دانشگاهها، طراحي و پياده‌سازي شود.
7. شفافيت بيشتر در دسترسي به داده‌ها و اطلاعات، به‌وجود آيد.
8. توسعه دانشگاههاي مجازي، در دستور كار قرار گيرد.
9. اعتبارات خاص به توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات، اختصاص يابد.
10. سيستم‌هاي اطلاعاتي در بخشهاي مختلف آموزش عالي، استوار يابد.

منابع:
1. احمديان، حميدرضا(1383). آموزش و نگرش توسعه آن در جامعه دانايي محور. در مجموعه مقالات دومين همايش آموزش الکترونيکي، تهران: دبيرخانه شوراي‌عالي اطلاع‌رساني.
2. اخوتي، مريم(1377). بررسي وضعيت استفاده از اينترنت توسط اعضاي هيات علمي دانشگاههاي علوم پزشكي ايران، تهران، شهيد بهشتي. به راهنمائي : فاطمه اسدي‌گرگاني پايان نامه (كارشناسي ارشد)- دانشگاه علوم پزشكي ايران، دانشكده مديريت و اطلاع‌رساني پزشكي.
3. بهشتي، ملوك السادات(1380). جامعه اطلاعاتي و توسعه[1]. قابل دسترسي در مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران. ... www.irandoc.ac.ir/
4. رمزدن، پاول(1997). يادگيري و رهبري در آموزش عالي؛ (ترجمه نوه‌ابراهيم و همکاران، 1380). تهران: انتشارات مؤسسه پژوهش و برنامه ريزي آموزش عالي.
5. ذاکرصالحي، غلامرضا(1384). دانشگاههاي اينده: بررسي ابعاد تحول در آموزش عالي. در مجموعه مقالات کفرانس آموزش عالي و توسعه پايدار، تهران: انتشارات مؤسسه پژوهش و برنامه ريزي آموزش عالي.
6. عفت نژاد، امرالله(1381). بررسي ميزان استفاده دانشجويان تحصيلات تكميلي دانشگاه شيراز از فنآوري‌هاي اطلاعاتي؛ به راهنمايي: عبدالرسول جوكار پايان‌نامه(كارشناسي‌ارشد) -دانشگاه شيراز، دانشكده تحصيلات تكميلي.
7. منتظر، غلامعلي (1383). راهبردهاي توسعه اطلاعاتي نظام آموزش عالي. در در مجموعه مقالات پنجاه‌يکمين نشست رؤساي دانشگاهها، تهران: وزارت علوم، تحقيقات و فناوري.

8.Mlitwa, Nhlanhla Boyfriend (2005) Higher Education and ICT in the Information Society: A Case of the University of the Western Cape. In Bytheway, Andy and Day, Peter and Erwin, Geoff and Finquelievich, Susana and Gurstein, Mike and De Cindio, Fiorella and Taylor, Wal, Eds. Proceedings Community Informatics Research Networks (CIRN), Cape Town (South Africa).

9.Nyvang, T. (2006). Implementation of ict in higher education. Paper presented at the Networked Learning 2006, Lancaster .www.networkedlearningconference.org.uk/abstracts/pdfs/P27%20Nyvang.pdf

بقيه منابع در دفتر نشريه محفوظ است.

_ غلامرضا يادگارزاده : عضو هيئت علمي مركز مطالعات سازمان سنجش آموزش کشور
_ _ دكتر كوروش پرند : رييس مرکز مطالعات، تحقيقات و ارزشيابي آموزشي سازمان سنجش آموزش کشور و عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
_ _ _ آرش بهرامي : عضو هيئت علمي مركز مطالعات سازمان سنجش آموزش کشور


بازگشت به صفحه اول سايت سازمان مديريت صنعتي
در اين شماره مى خوانيد:
سر مقاله
سهميه بندي سوخت و الگوهاي ذهني مديريت بومي
ميز گرد
اعتمادآفريني؛ رمز موفقيت تبليغات تجاري
مقالات
خصوصي سازي با الگوي شركتهاي مادر تخصصي
هوش فرهنگي؛ سازگاري با ناهمگون‌ها
خود نوسازي سازمان
تاثيرفرهنگ سازماني بر فساد اداري
بازارگرايي؛ قلب بازاريابي
نقش منشور پروژه در كاميابي پروژه
اندازه‌گيري بهره‌وري واحدهاي توليدي
نحوه حضور دانشگاههاي ايران در جامعه اطلاعاتي
رهبري تحول‌آفرين در سازمانها: يك مدل متاثراز محيط
همپوشي بازاريابي رابطه مند و مديريت ارتباط با مشتري
روشهاي هزينه يابي کيفيت
تفكر فراقالبي؛ تبديل آينده به فرصت
كاركنان توانمند و سازمانهاي امروز
بنگاههاي برتر جهاني (15)شركت زيمنس(Siemens)
به سوي جامعه اطلاعاتي
تدبيرانه
گزارشهاى داخلى
گشت و گذاري در دنياي خبرهاي مديريتي
بزرگداشت دکتر عظيمي اقتصاددان فرهيخته
كوتاه و خواندنى
مشتري در جايگاه شريک
(ويراش جديد استاندارد كيفيت (ايزو 9001
هديه به مديران
روى خط اينترنت
نگاهي به يك كتاب مهارتهاي رهبري براي مديران
معرفى كتاب
روي جلد