|
Untitled Document
نگاهي به يك كتاب
اخلاق حرفهاي
نويسنده : احد فرامرز قراملكي
ناشر : مجنون
نوبت چاپ : سوم، 1385
معرفي : مهدي صادقي فرجاد
Safaa25ms@yahoo.com
اخلاق حرفهاي در مفهوم نوين آن در دهة اخير بيشتر مورد توجه سازمانهاي ايراني قرار گرفته است. اولين تأليف نظاممند در زبان فارسي كه شامل همه مباحث عمومي اخلاق حرفهاي ميباشد، كتاب «اخلاق حرفهاي» آقاي دكتر احد فرامرز قراملكي است.
اخلاق حرفهاي در پنج بخش و 12 فصل ساختار يافته است. هر فصل با طرح مسئله آغاز ميشود تا علاوه بر اينکه از بحثهاي پراکنده و گفتگوي موضوعمحورانه اجتناب شود، مشارکت فعال خوانندگان را نيز افزايش دهد. نويسنده در سراسر اين کتاب ميکوشد تا مباحث صرفاً به تحليلهاي منطقي و انتزاعي محدود نشود، بلکه فراتر از آن به تحليل مسائل عيني بنگاهها و سازمانها نيز بپردازد.
اخلاق حرفهاي و موفقيت سازمان
بخش نخست به نقش راهبردي اخلاق حرفهاي در موفقيت سازمان ميپردازد. در اين بخش پرسش از چرايي اخلاق حرفهاي در كسب و كار، علت نيازمندي سازمانها به اخلاق حرفهاي، گريزناپذيري اخلاق در حرفه، جايگاه اخلاق در حيات سازماني، سهم اخلاق حرفهاي در موفقيت سازماني و نقش سرنوشتساز اخلاق در آينده بنگاه مورد بحث و بررسي قرار گرفته است.
نويسنده از طريق تحليل عوامل موفقيت سازمان، به پرسشهاي يادشده پاسخ ميدهد؛ مسئله واقعي سازمانها و بنگاهها در کشور ما با شناخت دقيق تهديدها و فرصتها قابل شکار است و اعتمادآفريني از مهمترين فرصتها و سلب اعتماد نسبت به سازمان از عمدهترين تهديدهاست.
وي پيشبينيپذيري را خصلتي ميداند كه سازمان يا فرد برخوردار از آن به اعتماد آفريني چهار وجهي (اصيل، ژرف، فراگير و پايدار) دست مييابد. چنين اعتمادي رابطه محيط را تسهيل و تصحيح ميكند.
نرخ پيشبينيپذيري با مسئوليتپذيري اخلاقي سازمان و بنگاه نسبت مستقيم دارد.
بر اين اساس، مؤلف مباحث اين بخش را در دو فصل سامان داده است: فصل اول عوامل موفقيت سازمان و جايگاه راهبردي اعتماد آفريني را مورد جستجو قرار داده است.
موفقيتطلبي، معنابخش و حركتآفرين در زندگي شخصي، شغلي، سازماني و ملي است و موفقيت معطوف به آينده فرد يا سازمان، در محيط و تعامل با آن حاصل ميشود و لذا در گرو ارتباط آسان و درست محيط با فرد و يا سازمان است. براي داشتن چنين رابطهاي سازمان و فرد بايد رابطهاي آسان و درست با محيط ايجاد كند و آن محتاج برخورداري سازمان و فرد از خصلت ويژهاي در خلق و خوي، رفتار و عملكرد است. اين فصل عوامل تسهيلکننده و موانع بازدارنده در راه رسيدن به موفقيت را مورد بررسي قرار ميدهد. در فصل دوم بنگاه و معضله پيشبينيناپذيري آن مورد بحث قرار ميگيرد. پاسخ به اين پرسشها که سازمانها چگونه ميتوانند به اعتمادآفريني اصيل دست يابند؟ راهها و چاهها در نيل به اين مقصد چيست؟ کدام راه به اعتماد فراگير و راسخ ميانجامد و چه روشهايي اعتماد کاذب و ناپايدار به ارمغان ميآورد؟ بنگاهها چگونه اعتماد را به دست ميآورند و چگونه از دست ميدهند؟ عوامل و موانع چيست؟ از مباحث مطرح شده در اين فصل است.
چيستي اخلاق حرفهاي
بخش دوم تحت عنوان «چيستي اخلاق حرفهاي» است و شامل دو فصل «مفهوم اخلاق حرفهاي در كسب و كار» و «اخلاق حرفهاي به منزله دانش» ميباشد.
در اين بخش پرسش از چيستي اخلاق حرفهاي مطرح ميشود. گاهي اخلاق حرفهاي را در كسب و كار، مديريت اجرايي و محيط عيني حرفه مطرح ميكنيم و عملكرد اخلاقي در كسب و كار را مورد بررسي قرار ميدهيم. و گاهي مراد از آن شاخهاي از دانش بشري است که نظامدار و روشمند در مراکز آموزشي و پژوهشي رشد مييابد.
نويسنده در فصل نخست اين بخش ابتدا به تحليل چيستي اخلاق حرفهاي در معناي نخست پرداخته و به طرح سؤالاتي چون اخلاق حرفهاي چيست و با اخلاق فردي چه تمايزي دارد؟ سطوح و ابعاد اخلاق در حرفه كدام است؟ مسئوليتهاي اخلاقي در حرفه چيست؟ ميپردازد و سپس از ويژگيهاي معرفتي اخلاق حرفهاي به منزله يك دانش سخن ميگويد.
مخاطبان فصل چهارم کتاب دانشپژوهان و مديران مراكز پژوهشي دانشگاهي و حوزوي هستند. مؤلف کتاب، مهمترين علت عدم تولد و رشد اخلاق حرفهاي در بسياري از دانشگاهها را ناآگاهي مديران و سياستگذاران مراکز پژوهشي و آموزشي از هويت و ضرورت اخلاق حرفهاي ميداند. در حالي که تأکيد روزافزون بر اخلاق حرفهاي در بنگاهها و سازمانهاي دولتي و بخش خصوصي در جوامع صنعتي، نيازهاي پژوهشي و مطالعاتي فراواني را به ميان آورده است و اين نيازها بدون برنامههاي پژوهشي نظاممند قابل پاسخ نيستند.
يکي ديگر از مهمترين عوامل عدم تولد و رشد اخلاق حرفهاي فقدان ارتباط اثربخش بين مديريت در عمل با محافل علمي است. مديران به دليل فقدان يا نقصان دغدغههاي اخلاقي در حرفه، با مسائل اخلاقي در حرفه خود مواجهه جدي ندارند. و لذا براي حل مسائل اخلاقي بنگاهها خود درماني کرده و دست نياز به دانشگاه و حوزه دراز نميکنند.
اين فصل به هويت و ويژگيهاي اخلاق حرفهاي به عنوان شاخهاي از دانش اخلاق ميپردازد و از طريق بيان انتظارات و توقعات از اخلاق حرفهاي به منزله دانش، آن را مورد بحث و بررسي قرار ميدهد. در اين فصل ويژگيهاي علم اخلاق حرفهاي در يک نظام هشتضلعي ترسيم شده است که عبارتند از: هويت علم و دانش بودن، نقش کاربردي، صبغه حرفهاي، بومي و فرهنگ وابسته بودن، اسلامي بودن و هويت واسطهاي بين وحي و ذهن و زبان مخاطبان، دانش انساني، زبان روشن انگيزشي و رويآورد ميانرشتهاي.
مسئوليتهاي اخلاقي سازمان
بخش سوم كتاب اخلاق حرفهاي با عنوان «مسئوليتهاي اخلاقي سازمان» است.
وقتي ميگوييم بنگاه مسئوليت دارد، اين مسئوليت دقيقاً بر دوش چه كساني است و بنگاه در قبال چه كساني داراي تعهد اخلاقي است و اين تعهدات دقيقاً چه مواردي است؟ آيا تعهدات گوناگون اخلاقي بنگاه داراي درجه اهميت يكسان هستند و يا مسئوليت بنگاه نسبت به امري در اولويت و اهميت بيشتري است؟ پاسخ به اين سوالات در اين بخش مورد بحث و بررسي قرار گرفته است.
اگر تعهدات بنگاه در قبال همه كسان و نهادهايي كه بنگاه نسبت به آنها مسئوليت دارد، به صورت تفصيلي روشن شود، سؤال ديگري به ميان ميآيد: اين مسئوليتها بر عهده چه كساني است؟
در فصل پنجم كه نخستين فصل از بخش سوم كتاب است، علاوه بر بيان مسائل يادشده، چگونگي تدوين مسئوليتهاي اخلاقي بنگاه به صورت اصولي و راهبردي مطرح ميشود.
پرسش از مسئوليتهاي اخلاقي سازمان، سؤالي مركب است و پاسخ به آن منوط به تحليل و تجزيه آن به چهار مسئله اساسي است: يك، شركت و بنگاه در قبال چه كساني و نهادهايي مسئوليت اخلاقي دارد؟ دو، حقوق كدام يك از اين افراد و نهادها داراي اولويت است؟ سه، مسئوليت سازمان در قبال اين افراد دقيقاً چيست؟ چهار، انجام مسئوليتهاي شركت در قبال آنها، بر دوش چه كساني است؟
نويسنده كتاب با طرح مسائل يادشده و پاسخ تفصيلي به آنها، در مسير تدوين منشور اخلاق حرفهاي گام برميدارد.
هيئت مديره يک بنگاه و هيئت رئيسه يک سازمان در تبيين مسئوليتهاي اخلاقي بنگاه سهم مهمي دارند زيرا آنان از مهمترين نهادهايي هستند كه نقش محوري در هدايت بنگاه يا سازمان دارند.
نويسنده در فصل ششم كتاب، با طرح مسائلي چون: ميزان آشنايي هيئت مديرهها به وظايف اخلاقي خود و حقوق محيط، استقصاث تعهدات اخلاقي خود، ايجاد بخش مديريت اخلاق حرفهاي توسط هيئت مديرهها براي ايفاي مسئوليتهاي اخلاقي بنگاه، مسئوليت مديران استراتژيست و ابعادي مسئوليت آنها، نقش محوري مديران (هيئت مديره و هيئت رئيسه) يك سازمان و مؤسسه را مورد بررسي قرار ميدهد و به تبيين مسئوليتهاي اخلاقي هيئت مديره (رئيسه) ميپردازد.
حل مسائل اخلاقي
«تشخيص و حل مسائل اخلاقي در حرفه» چهارمين بخش از كتاب اخلاق حرفهاي است. در اين بخش مسائل و معضلات اخلاقي بنگاه مورد تأمل قرار گرفته است. شناخت تمايز مسائل اخلاقي بنگاه از ساير مسائل در ساختار، ويژگيهاي معرفتي و نيز شيوههاي تشخيص و راههاي حل، رهاورد اين مباحث است.
بنابر اعتقاد نويسنده: «مسائل اخلاقي چيستند» مقدم بر سؤال «مسائل اخلاقي كدام هستند» ميباشد و وقتي ميتوان مسائل اخلاقي سازمان را فهرست كنيم كه پيشاپيش تصوري از هويت مسائل اخلاقي داشته باشيم.
تمايز مسائل اخلاقي به لحاظ ساختار از مسائل ديگر بنگاه، موضوع مسائل اخلاقي، مفهوم خوب و بد بودن در مسائل اخلاقي، تفاوت مسائل اخلاقي با مسائل اقتصادي، مالي بنگاه، آثار و لوازم و روشهاي حل متمايز مسائل اخلاقي از مباحثي هستند كه در فصل هفتم كتاب مورد بررسي قرار گرفته است.
حل روشمند مسائل اخلاقي و اخذ تصميم درست در قبال معضلات اخلاقي در گرو تشخيص دقيق و به موقع مسائل اخلاقي است. فصل هشتم كتاب، با بيان اين مطلب كه مواجهة روشمند و كارآمد با معضلات اخلاقي مستلزم تشخيص مسئله و شكار آن از انبوه حوادث، پديدارها و معضلات سازمان و نيز حل روشمند مسئله است، از شيوهها و فرآيند تشخيص مسائل اخلاقي سخن گفته است. تشخيص مسائل اخلاقي در مدل پنج فرمان، تجزيه مشكل به پيشمسئلهها، توزين پيشمسئلهها، كالبدشكافي آنها و گونهشناسي و تبارشناسي از موارد ديگر مطرح شده در اين بخش است.
نويسنده در فصل نهم، به طرح سه مسئله اساسي ميپردازد: 1) جستجو از تصور كامل و دقيق از مسئلهگشايي در حل مسئله 2) شرايط كارآيي و اثربخشي حل مسئله 3) جستجو از عمليات لازم هنگام مواجه به مشكل اخلاقي.
وي ميگويد: شيريني موفقيت در اقدامهاي اخلاقي بنگاه در گرو مواجه روشمند با مسائل اخلاقي است زيرا موفقيت هر تصميم و اقدامي به طور كلي در گرو ارزيابي پيشين و روشسنجي است.
همچنين اين فصل ضمن بررسي حل اثربخش مسائل اخلاقي بنگاه و سنجش راهحلهاي مطلوب اين مسائل، به بيان جستجو از راه حل سوم، به عنوان شيوه مناسب در حل تعارضات اخلاقي ميپردازد.
روشهاي ترويج اخلاق
بخش پاياني اين كتاب، با عنوان «آرمان، اهداف و روشهاي ترويج اخلاق در سازمان» بوده كه شامل سه فصل است. جستجو از بنياني كه اخلاق را بتوان بر آن استوار ساخت از محوريترين تأملات فلسفي بشر است زيرا به تعبير رابينسون و گارات، سراسيمگي اخلاقي هميشه وجود داشته است. نويسنده در فصل دهم، به بيان خاستگاه مسئله اخلاق در كسب و كار پرداخته و نظامهاي اخلاقي در كسب و كار را مورد تحليل قرار ميدهد.
زندگي اخلاقي محتاج اصول كلي است كه خط مشي اساسي رفتارهاي اخلاقي را ترسيم ميكند. اهداف اخلاق و اصول راهبردي آن در حرفه در فصل يازدهم كتاب بيان شده است.
چرا ما برآن هستيم تا اخلاق را ترويج كنيم و پايبند به اخلاق باشيم؟ پـــاسخ به اين پرسش دو نقش اســاسي دارد زيرا از طرفي چارچوبهاي كلي و اصول عـــام را نشان ميدهد كه به منزله پرتوي در جهتگيــري اخلاقي به كار ميآيند و از طرف ديگر اهدافي را تـــرسيم ميكنند كه ميزان انحراف يا عدم انحراف بنگاه را در رسيدن به آن نشان داده و نرخ اخلاقورزي بنگاه را معين ميكند.
نويسنده ضمن بيان مطالب يادشده، با طرح اين پرسشها كه آيا اصول و اهداف اخلاقي در زندگي شغلي و حيات سازمان غير از اصول و اهداف اخلاق در زندگي شخصي است؟ و اينكه آيا اصول و اهداف اخلاقي در همه ساحتهاي زندگي بشري (شخصي، شغلي، سازماني، ملي و جهاني) مضمون واحدي دارند؟ يكساني اصول اخلاقي را مورد بحث و بررسي قرار ميدهد.
در آخرين فصل كتاب، فقدان روشهاي مؤثر به عنوان يكي از موانع عمده در اخلاقي شدن بنگاه معرفي ميشود. نويسنده در اين فصل به اين سؤالات پاسخ داده كه: روش ترويج اخلاق در سازمان چيست؟ شيوهها و ابزارهاي آموزش اخلاق كدام است؟ تغيير رفتار اخلاقي با چه موانعي روبرو است؟ عوامل نهادينهسازي اخلاق در سازمان چيست؟ فرآيند تغيير رفتار اخلاقي در كسب و كار چيست؟ آيا تغيير رفتار اخلاقي را ميتوان بر تحولات وجودي بنيان نهاد؟
روشهاي عمدهاي در آموزش و يادگيري وجود دارد: روش بالا به پايين كه در آن آموزش از بالاترين مقام شروع شده و گام به گام به صفوف پايينتر گسترش مييابد. روش پايين به بالا به عنوان دومين شيوه مطرح ميشود. البته روشهاي ديگري نيز وجود دارد كه نويسنده در اين فصل به تفصيل به اين روشها ميپردازد.
از ويژگيهاي اين كتاب ميتوان به طراحي جداول، نمودارها و پرسشها در بسياري از فصلها اشاره کرد که خوانندگان را به حضوري فعال ترغيب مينمايد تا ضمن مطالعه و تکميل آنها به مقايسه ديدگاه خود با آنچه که در ضمن هر فصل آمده، بپردازند. ارزيابي مستمر در حين مطالعه فصل، ارتباط عيني با مباحث را تسهيل ميکند.
در شماره آينده به معرفي كتاب ديگري از نويسنده بهنام «موانع رشد اخلاق حرفهاي در سازمانها» كه بهتازگي چاپ و منتشر شده است خواهيم پرداخت.
|