Untitled Document

سبکهاي شناختي

صدف نوروزي

بررسي مطالعات انجام شده در زمينه روانشناسي شناخت بيانگر ‌اين نکته است که افراد داراي تفاوتهاي فردي مهمي‌در زمينه مسائل شناختي هستند که در حل مشکلات و تصميم‌گيري به آنها اتکا مي‌کنند. يکي از‌اين ابعاد سبکهاي شناختي هستند که در ميان‌اين طبقه‌بندي‌ها از جايگاه مهمي‌‌برخوردارند.
کلين و هلزمن معتقد بودند که هر تجربه‌اي اثر خود را در حافظه افراد به جا مي‌گذارد که بر اساس‌اين تجارب افراد اطلاعات را درک مي كنند و توان جذب و ترکيب ‌ايده‌ها و مفاهيم را به دست مي‌آورند. اين وضعيت تاثير زيادي در برخورد فرد با وقايع جديد دارد.

تعريف سبک
سبک مانند بسياري از تواناييهاي افراد امري مادرزادي نيست و حاصل تعاملات فرد با محيط پيرامونش در فرايند رشد و اجتماعي شدن است. سبک يک ويژگي فردي بخصوص در انجام امور است که امکان اجراي فعاليتهاي ارادي را مي‌دهد. بنابراين بسياري از باورهاي اخلاقي بارز افراد، افکار اقتصادي آنان، رفتارهاي اجتماعي و به طور کلي ويژگيهاي بنيادين شخصيت افراد را شکل مي‌دهد.سبک در حقيقت ناشي از سرشت فرد، ارتباط فرد با سايرين، اجتماع ، خلاقيت و تطبيق پذيري است.
تمايلات افراد در پردازش اطلاعات و ارتباط با محيط به منظور بهبود عملکرد بيانگر‌اين مطلب است که هيچ سبک شناختي خوب يا بدي وجود ندارد. تفکيک افراد در سبکهاي مختلف تنها نوعي طبقه‌بندي است و به معني برتري قدرت يادگيري گروهي بر ديگري نيست و بيشتر به بررسي اثر‌اين سبکها بر موفقيت در شرايط خاص دلالت دارد.
سبک شناختي از بسياري جهات با هوش متفاوت است.هوش بيانگر قابليت فرد براي انديشيدن به طور سازنده، استدلال کردن و حل مسئله است. در حالي که سبک شناختي به پردازش رفتارها مي‌پردازد .براي سنجش رفتارها بايد ابتدا وظايف و فعاليتهايي که نشان دهنده تفاوت افراد هستند، مشخص شود؛ وظايفي که همه از عهده انجام آن برآيند، اما هر کس به روش متفاوتي آن را انجام دهد.

تعريف سبک شناختي
سبک‌شناختي ويژگيهاي شخصيتي را شامل مي شود که سبب تفاوت افراد از يکديگر مي‌شود. همچنين سبک‌شناختي به طريقه دريافت، ذخيره سازي، پردازش و انتقال اطلاعات توسط فرد اشاره دارد. گولداشتاين و بلکمن معتقدند كه سبک شناختي ساختاري فرضي به منظور توضيح فرايند واسطه بين محرک و پاسخ است و آن را به عنوان فرايند انتقال اطلاعات از محرکهاي عيني تا مفاهيم تفسير شده توسط فرد مي‌دانند.
ويتکين، مور، گودنف، کاکسدر سبک شناختي را تفاوت افراد در مشاهده، تفکر و حل مشکلات، يادگيري و ارزيابي ديگران تعريف کرده‌اند .
به عقيده آزوبل سبک‌شناختي موجود در فرد عامل اصلي حاکم بر ميزان معني‌دار بودن مطلب جديد و مقدار دريافت و نگهداري آن در ذهن اوست.
درتعريفي ديگر سبک شناختي يکي از انواع مهارتهاي ذهني است که اهميت بخصوصي در يادگيري دارد.بر اساس نظريه نوين يادگيري، سبک شناختي يک فرايند کنترل است، فرايندي دروني که براساس آن يادگيرندگان، روشهاي توجه، يادگيري، يادآوري و تفکر خود را انتخاب مي كنند وتغيير مي‌دهند.

انواع سبک شناختي
_ سبک شناختي وابسته

اين سبک که توسط ويتکين(1950) بيان شد دربرگيرنده افرادي است که محيط‌هاي آموزشي را ترجيح مي دهند که مشارکت با ديگران و مسائل انساني بيشتر مورد توجه است. افراد داراي سبک‌شناختي وابسته در مقايسه با افراد مستقل، نسبت به محرکهاي اجتماعي و اطلاعات جديد بسيار تاثيرپذيرترند، پذيرش بيشتري نسبت به اطلاعات جديد از خود نشان مي‌دهند و از نظرات ديگران استفاده بيشتري مي‌کنند . افراد وابسته، در پردازش و استخراج اطلاعات به منابع و مراجع خارجي توجه دارند و رفتارهاي احساسي تري از خود نشان مي‌دهند. اين افراد براي پردازش اطلاعات از روشهاي پذيرفته شده در اجتماع استفاده مي‌کنند. همچنين در برقراري ارتباط با گروههاي مختلف اجتماع بهتر از ديگران عمل مي‌کنند. عملکرد افراد وابسته که بيشتر تمايل به انديشيدن به صورت کل گرا تا تحليلگرانه دارند، به شدت تحت تاثير قضاوت ديگران از توانايي آنها قرار دارد.

_ سبک شناختي مستقل
افراد مستقل در کسب اطلاعاتي که با گذشته و تجارب آنان همخواني ندارند، تواناتر از سايرين هستند. اين افراد ساختار يافته هستند و ابهام در کار آنها کمتر وجود دارد. ‌اين افراد از فرايندهاي دروني براي حل مسائل استفاده و اغلب ساختار اطلاعاتي مورد نظر خود را به محيط تحميل مي‌كنند. افراد مستقل قادر به ساختار دهي مسائل منطقي هستند و رفتارهاي وظيفه‌گرا از خود بروز مي‌دهند و نسبت به نظر ديگران سرد و بي عاطفه هستند. اگرچه مهارتهاي اجتماعي زيادي ندارند، ولي داراي مهارت تحليل منطقي هستند.

_ مدل جانگ
مدل جانگ(1971) دو سبک کسب اطلاعات (حسي – شهودي) و دو سبک تصميم‌گيري ( فکري – احساسي) را تعريف مي كند. در واقع سبکهاي شناختي جانگ حاکي از آن است که افراد داراي سبکهاي شناختي گوناگون، هنگام تصميم‌گيري به دنبال انواع مختلف اطلاعات هستند. جانگ معتقد است سبک شناختي افراد در قالب يک ماتريس دو در دو، چهار سبک که بنا به تعريف به شرح زير است را به وجود مي‌آورد.
شيوه شناختي حسي-فکري: افرادي را دربرمي گيرد که ازحواس پنجگانه براي دريافت پديده‌ها استفاده مي‌کنند و داراي تفکر منطقي در قضاوت هستند.اين افراد از حقايق و تحليلهاي غيرشخصي استفاده مي‌كنند و توانايي زيادي در ارتباط با مسائل فني دارند. ‌اين افراد در تفکر استقرايي توانا هستند، مدل‌هاي تئوريک خوبي ارائه مي‌دهند و مي‌توانند عقايد و ديدگاههاي متفاوت را در يک چارچوب کلي گردهم آورند. بر اساس مطالعات انجام شده، ‌اين افراد در مسائل بازرگاني و در امور تحقيق و تحليل بازار، موفقتر از سه سبک ديگر جانگ هستند.
شيوه شناختي شهودي- فکري: افراد داراي‌اين سبک بيشتر از آنکه به محسوسات يا واقعيات تکيه داشته باشند، بر احتمالات توجه دارند و در مسائل نظري توانمند هستند. افراد داراي‌اين سبک به افراد خلاق و محقق علاقه بيشتري دارند تا افراد واقع‌بين و به جاي تحت تاثير ارزشها يا عواطف قرار گرفتن به منطق توجه مي‌كنند.‌اين افراد در اجرا و انجام امور موفق و ريسک پذيرهستند. اين افراد در ارتباط با ديگران موفق اند و در محيط کاري ،کارمحور هستند و در کارهاي بازاريابي و فروش موفق عمل مي‌کنند.
شيوه شناختي حسي- احساسي: اگرچه ‌اين افراد به جمع آوري اطلاعات و عينيات يا امور واقعي علاقه مند هستند، اما با ساير افراد گرم مي گيرند و همدردي نشان مي‌دهند. احساس همدلي و همدردي و همکاري با سايرين از ويژگيهاي ديگر‌اين افراد است و همچنين در حين داشتن تمايلات جمع‌گرا، به زمانبندي نيز توجه دارند.هدف اصلي‌اين افراد مفيد واقع شدن است.
شيوه شناختي شهودي – احساسي‌: افراد داراي‌اين سبک ترجيح مي‌دهند مطالب را از طريق مباحثه و يا داستان گونه بياموزند. اين افراد در عين‌ كمال‌گرا بودن در فرضيه سازي توانا و به دنبال افکار جهان شمول هستند. و هدفشان حداکثر توجه به مسائل انساني است و به شدت به الهامات شخصي خود تکيه دارند تا به واقعيات موجود. همچنين تمايل به ريسک در‌اين افراد زياد نيست.


بازگشت به صفحه اول سايت سازمان مديريت صنعتي
در اين شماره مى خوانيد:
سر مقاله
اخلاق واقعي سازماني؛ مزيتي استراتژيك
ميز گرد
اخلاق موضوع كهن، مسئله تازه
مقالات
چالشهاي فراروي مديريت منابع انساني
تحويلي‌نگري مانع ترويج اخلاق حرفه‌اي
كسب مزيت رقابتي با خلق سازمان يادگيرنده
کاربردهاي علم عصب شناسي در مديريت تغيير
تجارت سيار؛ جلوه‌اي از فناوري ارتباطات
بازاريابي رابطه مند
مروري بر فن كيفيت خدمات
همسويي راهبردهاي كسب و كار با فناوري اطلاعات
فرايند توسعه محصول جديد
موفقيت در اجراي مهندسي ارزش
نقدي بر الگوي توسعه كلاردشت
بنگاههاي برتر جهاني (18)شركت فورد
به سوي جامعه اطلاعاتي
تدبيرانه
گزارشهاى داخلى
آينه‌اي روبه گذشته پنجره‌اي روبه آينده
كوتاه و خواندنى
موردكاوي چشيدن طعم ميوه اعتماد
سبکهاي شناختي
مخزن داده ها، منبع تصميم گيري
روى خط اينترنت
نگاهي به يك كتاب اخلاق حرفه‌اي
معرفى كتاب
روي جلد