|
Untitled Document
بنگاههاي برتر جهاني (19)
شركت هوندا
(HONDA)

مسعود بينش
mas_binesh@hotmail.com
فكر جستجوگر و خلاق سوئي شيروهوندا، آهنگرزاده روستاهاي ژاپن آنقدر عالي بود كه شايد آدمي مي توانست از همت بلند او دريابد كه پس از ترك تحصيل دبيرستان بتواند طي مدت 12 سال بزرگترين كارخانه موتورسيكلتسازي جهان را داشته باشد. اما شايد خود او نيز از همان ابتدا به فكرش نيز خطور نمي كرد كه بتواند با ورود از دنياي موتورسيكلتسازي به عرصه تخصصي خودروسازي، در ميان غولهاي خودروساز جهان سربرآورد و در مقام هفتم سرفرازانه بايستد. زماني كه به همراه شريك مبتكر تجاري خود فوجي ساوا اولين خودروي هوندا را در آمريكا طراحي و عرضه كرد، تصور اين امر مشكل بود كه اين شركت تا دو دهه قبل از آن اساسا هيچگونه خودرويي توليد نكرده است. اما نبوغ فني و مهندسي هوندا در كنار استعداد بازاريابي و توزيع فوجي ساوا چنين امكاني را فراهم آورد و شركتي را به جهانيان معرفي كردند كه بيش از نيمي از كاركنان آن، هم اينك در آمريكا به موتورسيكلتسازي و خودروسازي مشغول هستند و در سال 2008، كارخانه خودروسازي ديگري با ظرفيت 200 هزار خودرو در سال در آن كشور افتتاح خواهدكرد. رسيدن به قله كوه موفقيت و پيشرفت، هدف هوندا بود كه با تلاش و همت و سخت كوشي بدان دست يافت. زماني كه هوندا، تنها با شش نفر اولين نمايندگي خود را در كمال صرفهجويي و آزادمنشي و آيندهنگري در آمريكا داير ميكرد، شايد يكي از آموزههاي فرهنگي آن كشور پشتيبان معنوي آنها بود: هر چيزي با ارزش و گرانبهاست و اتلاف گناه است. (MOTTAINAI)
تاريخچه
سوئي شيروهوندا جوان كارآفرين ژاپني، يك سال پس از پايان جنگ جهاني دوم، كه ژاپن در آتش آن سوخته بود، به عشق توليد دوچرخه اي كه موتور داشته باشد، موسسه تحقيقات فني هوندا را تأسيس كرد. يك سال بعد، در 1947، اولين محصول اين موسسه به نام «دوچرخه موتوري نوع A» روانه بازار شد. سال بعد به منظور توليد موتورها توسط خود شركت، شركت هوندا موتورز تاسيس شد. همزمان با اين تغيير نام، هوندا براي توزيع و بازاريابي محصولات خود با تاكئو فوجي ساوا كه بازاريابي مجرب بود قرارداد مشاركت بست. سوئي شيرو همواره درباره اين مشاركت با تاكئو تعبير مي كرد كه آنها يك هدف داشتند و آن رسيدن به قله كوه بود. سال 1951 تعداد كاركنان به 150 نفر رسيد و 2380 موتورسيكلت فروخته شد. در سال 1955 هوندا در اولين مسابقه موتورسيكلتراني جاده اي استقامت شركت كرد. سال 1959 نقطه عطفي براي شركت محسوب مي شد. از يك سو موتورسيكلت مردم پسند 125 سي سي عرضه كه با استقبال عظيمي مواجه شد و از سوي ديگر، هوندا نسبت به بازاريابي محصولات خود در آمريكا اقدام و شركت هوندا موتورز را با شش نفر از كاركنان صنعتي در لس آنجلس آمريكا افتتاح كرد. كاواشيما به عنوان رئيس شركت تازه تاسيس در آمريكا انتخاب شد. هنگامي كه او و تنها دو نفر ديگر براي تاسيس شركت به كاليفرنيا رفتند، آپارتماني ماهانه 80 دلار اجاره كردند كه فقط يك تخت داشت. از اين رو دو نفر ناچار بودند روي زمين بخوابند. سپس يك انباري در قسمت كهنه شهر اجاره كردند و براي اينكه هزينهها را پايين بياورند با دست، تخته صندوقهاي حاوي موتورسيكلت را جابه جا مي كردند و سه رديفه روي هم مي گذاشتند. كف انبار را هم تميز و جايي براي نگهداري لوازم يدكي آماده كردند. اينها كارهايي بود كه بايد انجام مي گرفت. سال پيش از آن، هوندا، در ژاپن موتورسيكلت سوپركاب 50CC را طراحي و عرضه كرد كه با استقبال عموم مواجه شد؛ به طوري كه در سال 1959، از 285000 موتور فروخته شده، 168000 دستگاه متعلق به اين مدل بود. در ميانه دهه 1960، هوندا فروشنده شماره يك موتورسيكلت در آمريكا شد. در سال 1960، هوندا از عرصه توليد موتورسيكلت به عرصه توليد خودرو نيز قدم نهاد و خودرو مدل S-360 را كه بيشتر موتورسيكلتي با چهار چرخ و يك سقف بود طراحي و به بازار ارائه داد. در اين سال اولين واحد تحقيق و توسعه شركت نيز داير شد.
در 1963، اولين خودروي مسابقه اي ورزشي در ژاپن با نام S500 توسط هوندا عرضه شد و سال بعد براي اولين بار در مسابقات اتومبيلراني حضور يافت. گرچه در اين مسابقه توفيقي نصيب محصول هوندا نشد، اما سال بعد، هوندا توانست اولين پيروزي را در مسابقات فرمول يك به دست آورد. در فاصله اين چند سال، شعباتي از هوندا در آلمان و كانادا نيز تاسيس شد. در سال 1967، يعني سه سال قبل از بروز بحران نفتي جهاني، توجه به صرفهجويي درمصرف بنزين در سرلوحه كارهاي تحقيقاتي و عملياتي شركت هوندا قرار گرفت. بدين جهت در 1973، هوندا اولين موتور بدون آلودگي CVCC را روي خودروي مدل سيويك نصب كرد. در سال 1982، هونداي آمريكا ضمن توليد 100 هزار دستگاه موتورسيكلت، اولين خودرو با مارك آكورد را ارائه داد و جايگاه اول خودروهاي ديزلي را در آمريكا به دست آورد. جالب توجه است كه هوندا اولين شركت ژاپني بود كه در اين سال توليد خودروي خود را در آمريكا آغاز كرد درحالي كه اين شركت تا اوايل دهه 1960 اساسا هيچ خودرويي توليد نكرده بود. فروش خودروي كيفي سيويك در 1975 در آمريكا به 10 هزار دستگاه در ماه رسيد. در سال 1998 توليد خودروي سيويك با سوخت CNG در آمريكا آغاز شد.
سال بعد، مدل آكورد هوندا بيشترين فروش را در آمريكا به دست آورد و تا مدتها ادامه پيدا كرد. تا سال 2003، 10 ميليون خودروي هوندا در آمريكا ساخته شد. هم اكنون شركت هوندا، 10 كارخانه مونتاژ خودرو در آمريكا دارد. برخي نشانهاي خوروي هوندا عبارت است از آكورد، سيويك، CR-7، المنت، فيت، پايلوت، اوديسه، ريدجلين و S2000.
چشم انداز و مأموريت
شركت هوندا چشم انداز خود را چنين تعريف كرده است: جامعه در اثر رهبري اجتماعي هوندا بهتر خواهدشد. مأموريت هوندا نيز عبارت است از: رفاه و غناي اجتماعي، اقتصادي و آموزشي جوامع از طريق مشاركت فردي و همكاري جمعي.
اهداف شركت هوندا عبارت است از:
- توجه و پاسخ دادن به نيازهاي اجتماع؛
- درك، توافق و تعهد و مشاركت كاركنان؛
- به كارگيري مناسب منابع؛
- بيشينه كردن منافع بالقوه؛
- پشتيباني طرح تجاري هوندا.
تحقيق و توسعه
نام اوليه شركت هوندا، موسسه تحقيقات فني هوندا بود كه بعدها به شركت هوندا موتورز تغيير نام داد. اين انديشه ريشه در بافت فكري بنيانگذار شركت، سوئي شيروهوندا داشت كه با وجود آنكه سهم چنداني از تحصيلات رسمي نداشت اما مكانيكي ماهر و مبتكر محسوب مي شد. به همين جهت در 1957 اولين واحد مستقل تحقيق و توسعه شركت تأسيس شد. پس از تأسيس شركت هونداي آمريكايي، واحد تحقيق و توسعه آن در 1984 افتتاح شد. عرضه اولين خودروهاي مسابقه اي و نيز موتورهاي ديزلي گازوئيل سوز و توجه به صرفه جويي جدي در مصرف بنزين حتي قبل از بحران نفتي سال 1970 از ويژگيهاي تحقيقاتي شركت هوندا محسوب مي شود. هوندا نسبت خاصي بين افراد و فناوري قائل است و بر اين باور است كه افراد بهتر از طريق فناوري و فناوري برتر ازطريق افراد حاصل مي شود.
كاركنان
هنگامي كه در 1979، هوندا اولين كارخانه خود را در آمريكا بنياد نهاد، اولين شركتي بود كه مستقيما نيروهاي آمريكايي را به استخدام خود درآورد. هم اكنون از 167 هزار نفر كاركنان شركت، بيش از 100 هزار نفر در آمريكا در حوزه موتورسيكلت و خودروسازي فعاليت دارند. 27 هزار نفر از اين افراد در حوزه تحقيق و توسعه مشغول هستند.
فروش
هوندا هم اكنون هفتمين شركت بزرگ خودروسازي دنيا محسوب مي شود. در سال 2005، 164/436/3 دستگاه خودرو يعني 3/5 درصد توليد كل جهاني به هوندا اختصاص داشت. هوندا، پس از جنرال موتورز، تويوتا، دايملر كرايسلر، فورد و فولكس واگن، هفتمين خودروساز جهاني است كه شركتهاي نيسان، پژو، هيوندا، فيات، بامو، رنو، ولوو و سوزوكي را پشت سر خود دارد. هوندا با فروش حدود 95 ميليارد دلاري و سود خالص 5 ميليارد دلاري در رتبه 31 پانصد شركت برتر جهاني قرار گرفته است.
بنيانگذار
سوئي شيروهوندا مؤسس شركت هوندا فرزند يك آهنگر و مكانيك ماهر بود كه در اواسط تحصيل خود در دبيرستان، آموختن را رها كرد و ظرف مدت 12 سال، بزرگترين شركت موتورسيكلتسازي دنيا را تأسيس كرد. سوئي شيرو 40 ساله در 1946 مؤسسه تحقيقات فني هوندا را داير كرد تا دوچرخه هاي كوچك موتوري توليد كند. او در 1948 تنها با 3200 دلار سرمايه و خريد موتورهاي مازاد و پيوند زدن آنها به دوچرخه ها شركتي را بنيان گذاشت كه هم اكنون در دنيا جايگاه اول موتورسيكلتسازي را داراست. هدف او توليد يك وسيله حمل و نقل ارزان بود. اين چيزي بود كه ژاپن پس ازجنگ جهاني مي طلبيد.
او در سال 1973 و در سن 66 سالگي، در 25 سالگرد تأسيس شركت بازنشسته شد. بخشي از موقعيت او مرهون شراكت تجاري با فوجي ساوا در امر بازاريابي و توزيع بود. هوندا راه و روش فني و مهندسي شركت را تعيين مي كرد و فوجي ساوا خطمشي بازاريابي و امور اداري را. هوندا از همان ابتدا معتقد بود تعمير اتومبيل، كه بسيار به آن علاقه داشت، كــاري است محدود زيرا تنها ميتواند در مناطق محــلي و اطراف آن به كار آيد. او مي گفت اگـر من بتوانم وسيلهاي بسازم مي توانم كسب و كار خود را تا نقطه هاي دوردست دنيا گسترش دهم. او به عنوان توجيه ترك تحصيل خود مي گويد: حال كسي را داشتم كه از گرسنگي دارد ميميرد اما به جاي وعده اي غذا از او انتظار دارند كه اصول تغذيه صحيح را بياموزد.
بدين جهت او به مديريت در محل كار معتقد بود و مي گفت در كف كارخانه دانش بيشتري وجود دارد تا در دفتر كار. هنگامي كه در محل باشيد مي بينيد چه چيزي واقعي است. او به تعبير خودش نخست با سختترين دشواريها روبرو مي شد. از ناكامي باكي نداشت و براين باور بود كه موفقيت را تنها مي توان از راه ناكاميهاي مكرر و خويشتننگري به دست آورد. درواقع موفقيت يعني يك درصد از كاري كه 99 درصد آن شكست بوده است. عقيده هوندا درباره كاركنان آن بود كه در وهله نخست، هركس بايد براي خودش كار كند. كاركنان خود را فداي شركت نميكنند. انسانها براي انجام كار به شركت مي آيند تا از آن لذت ببرند. همين احساس منجر به نوآوري مي شود. هوندا شكيبايي را شرط موفقيت مي دانست و مي گفت: مي گويند هريك از ما جلوه اي از ذات بيهمتاي خالق را در خود نهفته داريم. فكر مي كنم كه سهم من از اين موهبت، شكيبايي است كه وادارم كرد تا در كمين فرصتها باشم.
منابع
1 - www.honda.com
2 – www.fortune.com
3 – رابرت شوك، «هوندا، داستاني از كاميابي مديريت ژاپني در آمريكا»، ترجمه ايرج پاد، مركز نشر فرهنگ اسلامي، 1373.
|