Untitled Document
در خانه معلم برگزار شد:

متد سيلوا
روزنه‌اي به دنياي ناگشوده ذهن

حميدرضا ميرمعزي- مرضيه مظاهري مقدم

بارها شنيده‌ايم و شايد هر يك از ما در شرايط مختلف زندگي‌مان درك كرده‌ايم كه انسان؛ يعني موجودي نامحدود، اما از سوي ديگر همواره در زندگي‌مان با محدوديتهاي زيادي روبرو بوده‌ايم كه احساس مي‌كنيم ما را از پيشبرد اهدافمان باز مي‌دارد؛ گويي ما انسانها در ميانه‌اي از كرانه‌هاي محدود و بي‌كرانگي واقع شده‌ايم و به نسبتي كه بتوانيم به بي‌كرانگي برسيم، رهاتر و آزادتر مي‌توانيم به سرمنزل مقصود و اهدافمان نايل شويم.
متد سيلوا، يكي از متدهايي است كه مي‌تواند در اين مسير ياريگر باشد. در همين ارتباط در شهريورماه سال‌جاري همايشي در خانه معلم تجريش برگزار شد كه در آن مجيد پزشكي به معرفي اين متد پرداخت.

پزشكي، ابتدا به معرفي اين متد پرداخت و گفت: فردي كه اين تكنيك را به راه انداخته است توانايي خواندن و نوشتن نداشته و آن را توسط مكاتبه فراگرفته است. اينك او روشي را بنيان نهاده است كه به طور رسمي در يكصد كشور دنيا تجويز مي‌شود. حدود ده‌ميليون نفر در سراسر جهان دوره‌هاي اين متد را گذرانده‌اند و از روشهاي آن براي بهبود كيفيت زندگي خود بهره‌مي‌برند.
وي سپس ادامه داد: 90 درصد ما انسانها وقتي‌كه مي‌خواهيم فكر كنيم ويا انديشه‌اي را بررسي كنيم، از نيمكره چپ مغزمان استفاده مي‌كنيم. همه چيز قبل‌از اينكه در عالم مادي ظهور كند، لازم است كه در بعد معنوي و فكري ما انسانها به وجودآيد. اشتباه ما انسانها اين است كه در تصميم‌گيريهايمان از بعد مادي به پديده‌ها نگاه مي‌كنيم.
سخنران افزود: براي داشتن يك زندگي ايده‌آل ابتدا بايد آن را در ذهن خود بسازيم و به آن انرژي دهيم. اما بيشتر ما انسانها نمي‌دانيم كه چگونه از تواناييهاي ذهني خود استفاده كنيم. اكثر ما چپ‌مغز هستيم. يعني انسانهايي هستيم منطقي، استدلال‌گرا و انديشه‌محور و از نيروهاي نهفته در نيمكره راست مغزمان بهره‌اي نمي‌بريم. نيمكره راست مغز ما دريچه الهامات ماست. يعني با تمركز بر توانايي‌هاي نيمكره راست و پرورش آن انسانهايي خواهيم شد كه داراي حس ششم قوي هستند و توانايي‌هاي خارق‌العاده‌اي به دست خواهيم آورد. بدين ترتيب، هميشه در جاي مناسب، زمان مناسب و شرايط دلخواه قرار خواهيم داشت. بدشانسي برطبق اين نظريه يعني در زمان نامناسب، جاي نامناسب و شرايط غيرعادي اتفاقات غيرعادي براي ما رخ مي‌دهد چرا كه انسانهاي نامتعادلي شده‌ايم. علت اصلي آن اين است كه ما هميشه به آن چيزهايي كه نمي‌خواهيم مي‌انديشيم و با رخ دادن پديده‌ها به آن بدشانسي مي‌گوئيم. بديهي است كه هرآنچه كه در ذهن خود به آن بپردازيم در دنياي مادي هم به وقوع خواهد پيوست. حال اگر اين ذهنيت بر مشكلات و ناهنجاري‌ها متمركز شود، همانها برايمان رخ مي‌دهد و ما آن را به حساب بدشانسي مي‌گذاريم. اين براساس قانون جذب، همان تفكراتي كه در ذهن خود مي‌پرورانيم، واقعيت‌هاي دنياي مادي را به خود جذب مي‌كنند و اتفاق‌هاي ناميمون پشت سرهم به وقوع مي‌پيوندند.
وي در ارتباط با كاربرد متد سيلوا گفت: متد سيلوا كاربردهاي بسياري دارد كه مهمترين آنها «بهبود سلامت روح و روان آدمي» است. چراكه سلامتي جسم و جان مهمترين سرمايه انسانها است. همه ما اگر سلامتي خود را درخطر ببينيم و به بيماري دچار شويم، نخستين كاري كه مي‌كنيم استفاده از انواع داروهاي شيميايي است كه عوارض بسياري دارند.
پزشكي همچنين تاكيد كرد: ما مي‌خواهيم كه ياد بگيريم براي حل مسائل روزمره زندگي از نيروهاي ذهني خود استفاده كنيم. ذهن ما بسيار توانمند است و هرچه كه از آن بخواهيم به ما خواهد داد اما بايد راه و روش خواستن را بلد باشيم. براي تشبيه مثالي مي‌زنم: اگر ذهن نقش نرم‌افزار را داشته باشد، مغز كار سخت‌افزار را به عهده دارد.
اگر شما آدمي خوشبخت هستيد و از شرايط زندگي خود راضي مي‌باشيد، درنتيجه برنامه‌هاي نرم‌افزاري است كه به مغز شما ارائه شده و بهره آن‌را به خوبي مي‌بريد. برعكس آن هم صادق است. اگر ما انساني شكست‌خورده هستيم و خود را بدبخت و بيچاره مي‌بينيم درنتيجه برنامه‌ريزي غلطي است كه به مغزمان داده‌ايم.
وي در تشريح اين متد گفت: ما از زمان تولد به ترتيبي كه بزرگ مي‌شويم، برنامه‌ريزي‌هاي مختلفي توسط خانواده و جامعه بروي مغزمان صورت مي‌گيرد. بستگي به نوع اين برنامه‌ها شرايط زندگي ما متفاوت خواهد بود. ميكروب‌هايي كه وارد بدن ما مي‌شوند، بين همه افراد تاثيرات يكساني ندارند چراكه هرفرد با برنامه‌هاي متفاوتي شكل گرفته و به قول دانشمند معروف، پاستور، تاثير شرايط ميزبان بسيار مهمتر از خود ميكروب‌ها است.
پزشكي گفت: ذهن ما مي تواند ما را بيمار و درمانده و شكست‌خورده كند و برعكس، مي تواند ما را سالم، موفق و خوشحال نگاه دارد. همه چيز ساخته و پرداخته ذهن ماست. به قول مولانا اي برادر تو همه انديشه‌اي، مابقي استخوان و ريشه‌اي_
وي با تاكيد بر كارآيي متد سيلوا در زندگي امروزين گفت: متد سيلوا يكي از سازمان يافته‌ترين روشهاي مديريت ذهن است كه حرفهاي بسياري براي شما خواهدداشت. اين متد به شما ياد مي‌دهد كه چگونه از توانايي‌هاي ذهن خود براي بهبود شرايط زندگي خود بهره ببريد. اين متد به شما ياد مي‌دهد كه چگونه برنامه‌هاي بد و خرابي را كه از دوران كودكي در ذهن شما ريخته شده بيرون بريزيد و به جايش برنامه‌هاي مفيد و كاربردي جايگزين كنيد. متد سيلوا به ما ياد مي دهد كه چگونه زندگي خودرا از درون دوباره بناكنيم. وقتي شما ياد مي‌گيريد كه از نيمكره راست مغزتان استفاده كنيد، توانايي‌هاي شما چند برابر مي‌شود. انسان متعادل انساني است كه از هردو نيمكره مغزش به نسبت استفاده مي‌كند. متد سيلوا روشي است كه به ما ياد مي‌دهد كه همچون نابغه‌ها بيانديشيم و زندگي كنيم. تفاوت ما با نوابغ در همين است. اينها مي‌دانند كه چگونه از توانايي‌هاي مغز خود بيشترين استفاده را ببرند.
ما اگر از اطرافيان خود در موارد مالي، اجتماعي ويا موارد ديگر عقب مانده‌ايم به‌خاطر اين است كه روشهاي استفاده از مغزمان را نمي‌دانيم.
سخنران با اشاره به نتايج تحقيقات انجام شده گفت: پژوهش‌هاي انجام گرفته نشان مي‌دهد كه مغز ما همانند قلب‌مان تپش دارد. اما تپش‌هاي مغز بسيار سريعتر است و در زمانهاي كوتاه انجام مي گيرد. اين از طريق انتشار امواج الكترومغناطيسي است.اگر اين امواج را با نصب الكترودهايي اندازه بگيرند، دستگاه الكتروانسفالوگراف نشان مي‌دهد كه اين امواج متفاوت هستند. برخي از اين امواج عبارتند از:
1-امواج بتا كه دامنه‌اي از 14 تا 21 دارد و در بيداري و هوشياري كامل با چشمان باز ايجاد مي‌شود.
چشمان باز به اين خاطر مطرح مي‌شود كه ما توسط حس بينايي بيشترين اطلاعات را از محيط خود دريافت مي‌كنيم. امواج با دامنه بالاتر كه در هوشياري ايجاد مي‌گردد، مربوط به مواردي مثل استرس و هيجانات منفي مثل خشم و كينه و... مي‌باشد و هرچقدر كه اين رقم بالاتراز 21 باشد مغز آسيب بيشتري مي‌بيند. درمورد خنديدن هم اين اتفاق مي‌افتد اما بلافاصله امواج به مقدار امواج «آلفا» برمي‌گردد و آسيبي به مغز نمي‌رسد. متد سيلوا به ما مي‌آموزد كه چگونه امواج را به سطح پائين‌تري بياوريم وبه سطح امواج «آلفا» برگرديم.
2-امواج «آلفا» كه دامنه‌اي بين 4 تا 14 دارند و محدوده آرامش و اطمينان است.
اگر ما روي يك كاناپه دراز بكشيم و چشمان خودرا ببنديم وبه مسائل نيك و شادي‌آور بيانديشيم، فركانس امواج مغزي ما به تدريج پائين مي‌آيد وبه سطح امواج «آلفا» ويا پائين‌تر مي‌رسد. وقتي كه سطح امواج مغزي به سطح «آلفا» مي‌رسد، اتفاق‌هاي خوشايند بسياري به‌وقوع مي‌پيوندد و ما به آرامش مي‌رسيم.
وي در پايان تاكيد كرد: متد سيلوا مي‌تواند كمك كند كه هر يك از ما با كنترل بيشتر ذهن و درون خودمان و با شناخت ويژگيهاي دروني‌مان بتوانيم زندگي بهتري براي خود رقم بزنيم.


بازگشت به صفحه اول سايت سازمان مديريت صنعتي
در اين شماره مى خوانيد:
سر مقاله
نظام‌مندي و اخلاق در مديريت
ميز گرد
اخلاق كيمياي سعادت سازمان
مقالات
رهبري چشم‌اندازگرا
سازمانهاي يادگيرنده؛پيشتاز خردگرايي
هفت افسانه درباره مديريت تغيير
دولت سيار؛ پرقابليت، پرهزينه
فرايند رهبري استراتژيك
نيازسنجي آموزش كاركنان با الگوي دلفاي
نقشه برداري جريان ارزش؛ ابزار بهبود فرايند
نگاهي دوباره به مهندسي مجدد
ديدگاههاي پژوهشي در مديريت ديجيتال
الگوهاي رفتار مشتري در خريد اينترنتي
موارد مهم ادعاهاي قراردادي پيمانکاران
پولشويي پاك كردن ردپاي جرم
بنگاههاي برتر جهاني (19)شركت هوندا(HONDA)
به سوي جامعه اطلاعاتي
تدبيرانه
گزارشهاى داخلى
مديريت مصرف انرژي ضرورتي در بوته فراموشي
متد سيلوا روزنه‌اي به دنياي ناگشوده ذهن
نقش شخصيت در ارتقاي فردي و سازماني
كوتاه و خواندنى
بهينه كردن سبد كالايي شركتهاي پخش
فناوري نانو؛ جبران عقب ماندگي‌ها
روى خط اينترنت
نگاهي به يك كتاب نوانديشي در عصر تحول
نگاهي به يك كتاب موانع رشد اخلاق حرفه‌اي در سازمانها
معرفي كتاب
روي جلد