|
Untitled Document
آموزش الكترونيك
ضرورت استراتژيك
بخش نخست
شركت كنندگان در ميزگرد

كامران اعتمادمقدم: دكتراي مهندسي صنايع و مديريت سيستم، مدير علمي دوره كارشناسي ارشد مديريت فناوري اطلاعات (MITM) و مدير برنامه مركز آموزش الكترونيكي سازمان مديريت صنعتي

حميد شريف نيا: داراي مدرك مهندسي كامپيوتر با گرايش نرم افزار، مشاور آموزشي سازمانها و نهادهاي مختلف، مديرعامل شركت رسانه پيشاهنگان، دبير اجرايي كارگروه علم و آموزش الكترونيكي شوراي عالي اطلاع رساني كشور

نسرين صادقي: مهندس برق و الكترونيك، فوق ليسانس مديريت اجرايي، مدير آموزش الكترونيكي مركز گسترش فناوري اطلاعات (مگفا)

وفا غفاريان: دكتراي مهندسي صنايع (مديريت استراتژيك)، استاديار دانشگاه مالك اشتر و عضو هيات علمي سازمان مديريت صنعتي، داراي تأليفات و مقالات در زمينه هاي مديريت و استراتژي، معاون وزارت ارتباطات و اطلاعات و رئيس هيات مديره شركت مخابرات ايران

ناصر مزيني: دكتراي كامپيوتر، داراي سوابق مديريتي در حوزه اطلاع رساني، رئيس مركز آموزش الكترونيكي دانشگاه علم و صنعت ايران

ندا مفاخري: كارشناس ارشد مديريت فناوري اطلاعات از سازمان مديريت صنعتي، مديرعامل شركت مديريت اطلاعات پويامهارت
ا شاره
پژوهشها نشان مي دهد كه بين سرمايه گذاري سازمانها به منظور آموزش كاركنان با موفقيتهاي سازمانها در كسب سود، درآمد سهم بازار و رضايت مشتري همبستگي معنادار وجود دارد و بر همين اساس مي توان فرايند آموزش و توسعه منابع انساني را از موثرترين فرايندهاي پشتيباني در سازمانها و بنگاهها دانست. بي شك اين فرايند با استفاده از روشهاي موثر يادگيري بويژه ازطريق يادگيري الكترونيك مي تواند به تحقق هدفهاي استراتژيك سازمانها و مقابله با چالشهاي موجود ياري رساند.
شتاب زدگي، مشكلات و پيچيدگيهاي زندگي شهري، نبود سيستمهاي گسترده حمل ونقل و ارتباطي، ضرورت كاهش هزينه ها، ارتقاي كيفيت و فشارهاي رقابتي موجب شده است كه ضرورتهاي آموزشي متناسب با ديگر شئونات زندگي در حوزه نگرش و رفتار دستخوش تغيير شود. باتوجه به اين نگرش به گفته يكي از بزرگان مديريت بخش عمده اي از مشكلات امروز زاييده اين اتفاق است كه ما مي خواهيم كارهاي امروز را با ابزار ديروز انجام دهيم.
بنابراين بيترديد فناوري اطلاعات بويژه ابزارهاي الكترونيك نظير اينترنت، سيديهاي آموزشي، نوار ويدئويي، نوار صوتي، ويدئو كنفرانس و... به عنوان ابزارهاي يادگيري امروز، سيستم آموزشي را دگرگون كرده و سازمانها و بنگاهها ناگزيرند در محيط رقابتي و فضاي شتابآميز و پرتحول امروز براي بقاي خود از آموزش الكترونيك بهره گيرند.
باتوجه به انواع مزاياي آموزش الكترونيك نظير كاهش هزينه ها، افزايش بهره وري اقتصادي، عدم وابستگي جغرافيايي استاد و فراگير، همافزايي آموزشي، نظارت و كنترل دقيقتر بر فرايند آموزش، در سالهاي اخير استقبال از اين نوع آموزش به شدت افزايش يافته، به طوري كه حجم بازار يادگيري الكترونيك در جهان به مرز هفده ميليارد دلار رسيده است.
اگرچه آموزش الكترونيك همانند ساير پديده هاي جديد با آميزهاي از بيمها و اميدها همراه است، ولي خوشبختانه دانشگاهها، مراكز آموزشي پيشرفته و سازمانهاي پيشرو در كشور به نقش موثر و جايگاه واقعي يادگيري الكترونيك در سيستم آموزشي پي برده و اين نوع شيوه آموزشي را به عنوان شيوه برتر برگزيده و از آن بهره مي گيرند.
باتوجه به اهميت و توسعه روزافزون آموزش الكترونيك در سازمانها، تدبير ابعاد مختلف اين موضوع را در قالب ميزگرد موردبررسي و كنكاش قرار داده و طي آن چندتن از استادان و مديران با بهره گيري از تجارب و آموخته هاي خود درصدد برآمدهاند كه متناسب با وقت جلسه به پرسشهاي مطرح شده پاسخ گويند.
حاصل ميزگرد در دو شماره چاپ و منتشر مي شود. مزايا و ضرورت يادگيري الكترونيك، راهبردي بودن آن، تقاضاي موجود ميان آموزش سنتي و آموزش الكترونيك و اثربخشي آن براي مديران سازمانها از محورهاي عمده اي است كه در اين شماره موردبحث قرار گرفته است. در شماره آينده نيز خوانندگان با چالشها و راهكارهاي موضوع مورد گفتگو آشنا خواهند شد. در ادامه، بخش نخست ميزگرد را با هم ميخوانيم.
غفاريان: ضمن تشكر از اساتيد و مديران حاضر، در اين ميزگرد به بررسي ابعاد مختلف يادگيري الكترونيك خواهيم پرداخت و طي آن فرصتها، موانع، كاربردها، مزيتها، پيشرانهها و چگونگي تقويت آنها در مسئله يادگيري الكترونيك را به بحث خواهيم گذاشت.
امروز در دنيا هر كجا راجع به كيفيت عملكرد سازمانها صحبت ميشود، محور بحث به مديران شايسته باز ميگردد و هر كجا درباره مديران شايسته صحبت ميشود، موضوع به توسعه مديران متوجه مي شود. بنابراين بحث يادگيري، كليد دستيابي به مديران توسعه يافته و سازمانهاي پيشرفته در دنيا است.
يكياز پديدههاي مهم يادگيري عصر حاضر يادگيري الكترونيك است؛ اولين نمونههاي ياد گيري بر خط (online) به يك دهه بعد از اختراع اينترنت باز ميگردد. پس از آن، اولين دانشگاه مجازي در سال 1997 در كاليفرنيا آغاز به كار كرد، شروع اين موضوع در ايران خيلي از اين قضيه عقب نيست، اولين دوره هاي رسمي يادگيري الكترونيك در ايران توسط دانشگاه تهران در سال 1380 ارائه شد. امروز حدود 20 دانشگاه در كشور دورههاي يادگيري الكترونيك را ارائه ميكنند. دهها شركت نيز در زمينه توليد ابزار، محتوي و اجراي دورهها، فعال هستند.
وزارت آموزش عالي طرح توسعه دانشگاه مجازي را در دست اجرا دارد و به دانشگاهها كمك ميكند تا بتوانند دراين زمينه توسعه پيدا كنند. سازمان رشد آموزش و پرورش نيز با كمك شركتهاي همكار براي مقاطع راهنمايي تا آخر دبيرستان دورههاي يادگيري الكترونيك را ارائه كرده است. همه اينها نشان ميدهد كه اين رويكرد در كشور در حال پا گرفتن است.
امروز حجم بازار يادگيري الكترونيك در دنيا معادل 17 ميليارد دلار است و پيشبيني ميشود تا سال 2010 سالي 25 درصد رشد پيداكند. اين رشد نشانه يك تحول اساسي و مهم است و بايد به آن توجه كرد. به نظر مي رسد كه پارادايم يادگيري الكترونيك در حال شكل گيري است.
علاقهمند هستم با استفاده از تجربه و تخصص دوستان، تصوير صحيحي از يادگيري الكترونيك براي خوانندگان اين ميزگرد ترسيم شود. بحث را با اين سوال شروع مي كنيم كه؛ يادگيري الكترونيك چه مزايايي (براي دانشجو، استاد، سازمان آموزشي و جامعه) دارد؟ وآيا يادگيري الكترونيك در راستاي سند چشمانداز كشور يك عامل كمككننده و ضروري به شمار مي آيد؟
اعتمادمقدم: در تعريف آموزش الكترونيك يا يادگيري الكترونيك تفاوت ديدگاههايي در جامعه وجوددارد، لذا بهتراست درابتداي سخن، مروري بر اين مفاهيم داشته باشيم تا بدانيم در كدام حوزه بحث ميخواهيم صحبت كنيم.
بحث آموزش از راه دور يا Distance Learning ، پيش از اينكه آموزشهاي تحت اينترنت مطرح باشد نيز وجود داشته است. در ابتدا آموزشهاي راه دور با ابزارهاي سادهتري مثل نوار كاست، نوار ويدئو و كتاب همراه بوده است. وقتي كه امكان استفاده از فايلهاي چند رسانهاي يا مالتيمديا و ذخيره سازي آنها روي CDها مطرح شد، عملاً نقش كامپيوتر به شكل شاخص تري مطرح گرديد و امكان انتقال حجم انبوهتري از اطلاعات فراهم شد. به اين ترتيب آموزشهايي مبتني بر كامپيوتر ولي به شكل ذخيره و انتقال برنامه ها و فايلهاي چند رسانه اي در كنار ساير اطلاعات آموزشي بر روي CD ها پيدا شد كه در عين حالي كه مضامين آموزش از راه دور را دارا بود، اين بار قالب ديجيتال و الكترونيكي پيدا كرد. در اصطلاح آموزش الكترونيك، كلمه "الكترونيك" به وروديها و برنامه هاي رايانه اي گفته ميشود كه براي ايجاد ارتباط، جمعآوري دادهها، مديريت و اعمال تغييرات در پايگاه داده ها، خودكارسازي فرايندها، نمايش و ذخيره سازي آنها به كار ميروند. وقتي كه حرف e جلوي عناوين شاخههاي مختلف قرار ميگيرد بدان معناست كه ايجاد و توسعه آن شاخه مبتني بر الكترونيك انجام شده است. در اينجا تاكيد ما بر آموزش به شيوه الكترونيكي است. يعني فرايند آموزش با مبناي متفاوتي متكي بر "الكترونيك" طراحي شده است. بدين ترتيب تعريف آموزش الكترونيك، مجموعه اي از برنامه ها و رويه هايي است كه به آموزش و يادگيري منتهي ميشود و شامل آموزش به كمك كامپيوتر، آموزش برخط يا Online، كلاسهاي درس مجازي و برگزاري جلسات ديجيتالي مي باشد.
اعتمادمقدم:
امكان دسترسي گسترده فراگيران از اقصي نقاط كشور و يا هر نقطه دنيا به يك سايت آموزشي، يك امتياز بزرگ است.
انتشار سريع دانش وايجاد توانايي بالاتر در زمينه يادگيري از مزاياي خاص آموزش الكترونيك محسوب مي شود.
نتيجه تحقيقات در 500 شركت برتر مجله فورچون (FORTUNE) نشان ميدهد كه 80 درصد شركتها از آموزش الكترونيك استفاده مي كنند.
در يك جامعه اطلاعاتي، آموزش الكترونيك درحال تبديل شدن به يك مزيت رقابتي است.
يكي از مباني راهاندازي آموزش الكترونيك، صرفه مالي است كه درنهايت يك مزيت اقتصادي قابل توجه براي سازمان به همراه دارد.
فرايند مديريت دانش به جز بهرهگيري از سيستم آموزش الكترونيك بسيار هزينهزا خواهدبود.
آموزش الكترونيك در بلندمدت ميتواند يك استراتژي در راستاي سند چشم انداز كشور محسوب شود.
باتوجه به گستردگي طيف مديران بايد به طور اساسي به فكر توسعه برنامه هاي آموزش راه دور در كشور باشيم.
در برخي تعاريف نيز e را مشابه آنچه در مورد واژههايي چون e-Business و e-Commerce وجوددارد كه بستر ارتباطي آنها اينترنت است، به كار ميبرند؛ يعني بهطور پيشفرض وقتي كه از e-Learning صحبت ميشود، آنرا آموزش الكترونيكي از راه دور تحت وب فرض مي كنند. به هرحال تصور مي كنم دراين جلسه ما راجع به آن چيزي كه جامعه بيشتر دنبال ميكند، بحث خواهيم كرد. يعني امكان دريافت آموزش از راه دور تحت وب، به طوريكه جامعه گسترده فراگيران را دربرگيرد. اين همان شيوه اي است كه مزيت اصلي آموزشهاي الكترونيك را در بر دارد.
مزاياي آموزش الكترونيك
آنچه كه شما در قالب حذف محدوديت مكاني و زماني به عنوان مزيت اشاره كرديد، مفهومي است كه بيشتر ملموس است. يعني هرجا از امكانات الكترونيكي تحت شبكههاي ارتباطي صحبت ميشود، يكي از اصلي ترين مزاياي آن، همين است. امكان دسترسي گسترده فراگيران از اقصي نقاط كشور و يا هر نقطه از دنيا به يك سايت آموزشي، يك امتياز بزرگ است. در واقع آموزش الكترونيك، امروز به روش جديد برقراري ارتباط بين مردم و برنامه آموزشي مورد نظرشان اطلاق مي شود. حتي امروز اين مساله درجامعه اطلاعاتي در حال تبديل شدن به يك مزيت رقابتي است.يعني هركس به اين امكان دستيابي پيدا نمايد، قادر به دريافت آموزشهايي است كه سايرين نمي توانند با شيوه هاي سنتي به سهولت و در زمان و اندازه مورد نظرشان دريافت كنند. انتشار سريع دانش و ايجاد توانايي بالاتر در زمينه يادگيري نيز از مزاياي خاص اين نوع آموزش به شمار مي آيد.
آموزش الكترونيك مي تواند در دستيابي سازمان به اهداف اقتصادي اش نيز موثر باشد. نتيجه تحقيقات در 500 شركت برتر مجله فورچون (Fortune) نشان ميدهد، 80 درصد شركتها از اين آموزش استفاده ميكنند. اين مساله يك پيام دارد، يعني صرفنظر از اينكه ميگوئيم آموزش الكترونيك به طور عام امكان خوبي است، بايد ديد چه عاملي باعث شده كه حتي در دنياي كسبوكار هم سازمانها و شركتها و مديرانشان درساير كشورها تا اين حد به اين امر توجه نشان دهند. يك سازمان اقتصادي دنبال اهدافش است. به نظر ميرسد اين شركتها از اين طريق ميخواهند سريعتر از رقبا آموزشهاي دريافت شده را به نتايج اقتصادي تبديل كنند. پس اين امر نميتواند حنبه تشريفاتي داشته باشد.آيا ما هم اين اهميت را درك كرده ايم؟ آيا تبي كه دركشور ما در ساليان اخير در اين زمينه مطرح شده از همان رويكرد تبعيت ميكند؟
روشن است كه سرمايهگذاري سنگيني كه دراين رابطه در دنيا انجام ميشود، به دليل لوكس و تشريفاتي بودن آن نيست. كساني هم كه سرمايهگذاري مي كنند به بازگشت اقتصادي آن در مدت زمان معقول اذعان دارند.
و اما اشاره كنيم به مزاياي عمومي آموزش الكترونيك كه سوال كرديد. يكي ازاين مزايا كه گفته شد، يعني امكان دسترسي گسترده از نقاط مختلف است؛ اما مساله به همين جا ختم نمي شود. يكي از مسايل مهم از آنجا آغاز ميشود كه بايد محصول آموزشي به روز و به موقع و به ميزان مناسب دراختيار فراگير قرار بگيرد. در آموزش الكترونيك، فراگير امكان سفارشي كردن اين آموزش را دارد و حتي ميتواند آنرا به صورت شخصي براي خودش تنظيم كند، اين همان چيزي است كه در آموزشهاي حضوري وجود ندارد. در اينجا هر فراگير ميتواند متناسب با نيازهاي آموزشي خودش به كمك امكاناتي كه اين سيستم دارد، فرآيند آموزش را در مجموعه نيازهاي خودش به دقت تعريف كند و مراحل و محتويات برنامه آموزشي را سفارشي نمايد.
يك مزيت اصلي ديگر در تعداد فراگيران است. در جايي كه شما در روش سنتي با محدوديت استاد مواجه هستيد و يك كيفيت مطلوب را نميتوانيد به تعداد زيادي از افراد ارائه كنيد، در آموزش الكترونيك ميتوانيد تعداد بيشماري را از يك محتواي با كيفيت و استاندارد بهره مند سازيد. در اينجا هم بحث كميت مطرح است و هم بحث كيفيت آموزش وجود دارد.
در آموزش الكترونيك تنوع گروههاي دانشپذير بيشتر است، امكان سازگار كردن محتوا با دانشجويان فراهم است، ساختار سيستم آموزشي قابل تنظيم است، امكان ارزيابي (On Line) وجود دارد، به تناسب نياز ميزان تعاملي را كه فراگير با سرويس دهندگان آموزشي دارد، ميشود تنظيم كرد، استاندارد شدن محتواي آموزش هرچقدر هم گسترده باشد، در اين شكل ميسر ميشود كه باز هم در ساير نظامهاي آموزشي به دليل تنوع و پراكندگي سيستمهاي آموزش، اين امكانات فراهم نيست.
مزيني: اگر بخواهيم از منظري متفاوت و واقعگرايانهتر اين موضوع را بنگريم، به اعتقاد من مزاياي آموزش الكترونيكي را بايد با وضعيت بومي کشور جستجوكنيم و ببينيم در شرايط موجود ايران براي ما چه مزايايي ميتواند وجود داشته باشد.
ويژگي كشور ما در حوزه آكادميك يا دانشگاهي، كنكور و مشكلات ورود به دانشگاه است، بعد فاصلهها و فقدان سيستمهاي حملونقل و ارتباطي گسترده نيز مزيد بر علت است. با توجه به اين مسائل بهراحتي ميتوان پذيرفت كه آموزش الكترونيكي بتواند براي ما يك امتياز ويژه محسوب شود كه اگر آنرا در اختيار بگذاريم، خيل عظيم متقاضيان پشت كنكور را ميتوانيم بهتر جوابگو باشيم.
از طرف ديگر مشكلاتي كه درحال حاضر دانشگاهها در پاسخگويي به افراد با ناتواني جسمي دارند، اين افراد بسيار مستعد، مشتاق هستند، ولي با توجه به شرايط اجتنابناپذيري كه دارند ميتوان با روش آموزش الكترونيكي به نيازشان به خوبي پاسخ داد.
يکي ديگر از محاسن قابل ذکردر فضاي آموزش الكترونيكي، امكان كنترل و نظارت به فرايند آموزش بسيار بهتر و راحتتر انجام ميشود و به راحتي نيز قابل اصلاح است، درحالي كه در حوزه آموزشهاي سنتي، فرآيند اجراي آموزش به صورت حضوري به سختي كنترل ميشود.
نكته ديگر اين است كه ما با شرايط موجودمان، آموزش الكترونيكي را براي پركردن خلاءهاي آموزش حضوري نيز مي توانيم دنبال كنيم. به عنوان مثال با يكي از دانشكدههاي پزشكي كشور صحبتي داشتيم، بسيار علاقهمند بودند آموزشهاي تکميلي دندانپزشكان را از اين طريق ارائه دهند، درحاليكه اگر شما دندانپزشكان را درسطح كشور در نظر بگيريد، غالبا برنامه تقويمشان پراست و خالي كردن 1-2 روز در اين برنامه بسيار سخت ميباشد، درعين حال آموزش درنظر گرفته شده نيز بسيار ضروري است.
بنابراين شرايط بومي ما نيازهاي مهمتري را ايجاد ميكند كه آموزشهاي الكترونيكي ميتواند به خوبي پاسخگوي اين نيازها بخصوص در سطح مديران و مسئولان شاغل در پستهاي حساس باشد.
غفاريان: يكي از مزايايي كه در رابطه با آموزش الكترونيك ذكر ميكنند، استفاده از اساتيد راهدور است. بدين ترتيب استادي كه در شهر و يا كشور ديگري زندگي مي كند ميتواند براي شما تدريس كند، بدون اينكه الزاما در محل دانشگاه حضور فيزيكي داشته باشد. آيا شما تجربهاي در اين زمينه داشتهايد؟
مزيني: تجربه خيلي گستردهاي نداشتم، ولي يك تعاملي با دانشگاه سيستان و بلوچستان داشتيم و سيستم ويدئو کنفرانس را به صورت مشترک اجرا کرديم، بويژه براي اساتيد پروازي كه نياز است دروس را آن دانشگاه ارائه دهند. در اين سيستم، استاد به جاي اينكه به سيستان و بلوچستان برود درس خود را در دانشگاه علم و صنعت ارائه ميداد و دانشجو در سيستان و بلوچستان حضور داشت.
بهنظر ميرسد دانشگاه امام صادق(ع) در حوزه اجراي ويدئو کنفرانس فعال باشد، به دليل ارتباطات بينالمللي كه اين دانشگاه دارد، يكسري از دروس را با دو كشور ديگر به صورت مشترك اداره كردهاند.
البته لازم است تجربه ارزشمند ديگري را که در دانشگاه علم و صنعت ايران اجرا کرديم ذکر کنم. پيرو همکاري بين دانشگاه و سازمان شهرداريهاي کشور، دوره آموزشي دانشگاهي را براي متقاضيان آنها در پنج شهر مختلف کشور ارايه داديم. در اين آموزشها چندين جلسه را به صورت ويدئو کنفرانس اجرا کرديم، نتيجه بسيار عالي بود. البته طبعا هر تجربه جديد مشکلاتي را هم دارد، از جمله قطع و وصل شدن هاي مکرر بعضي شهرها، عدم هماهنگي بين شهرها و چند مشکل ديگر، ولي تصور کنيد اگر ما مي خواستيم اساتيد همين درسها براي همان تعداد جلسات به 5 شهر مي فرستاديم چه اتلاف هزينه و زماني را داشتيم، علاوه بر اينکه اصلا بعضي از اساتيد امکان ندارد بيش از يک جلسه مطلب خود را تکرار کنند _

مزيني:
در فضاي آموزش الكترونيكي، امكان كنترل و نظارت بر فرايند آموزش بسيار بهتر و راحتتر انجام مي شود.
شرايط بومي ما، نيازهاي مهمتري را ايجاد مي كند كه آموزشهاي الكترونيكي مي تواند به خوبي پاسخگوي اين نيازها بخصوص در سطح مديران و مسئولان باشد.
اگر بپذيريم كه آموزش الكترونيكي مدرن است، بنابراين استفاده از آن اجتناب ناپذير است و براي رسيدن به افق چشم انداز، بايد از آن بهره برد.
آموزش الكترونيكي بايد بوميسازي شود و برحسب شرايط، شيوه استفاده از آن متفاوت است.
به اعتقاد من هم ابزار و هم محتوا هر دو به سمت مدرن شدن مي روند و ما نمي توانيم از روش ارائه شان كه همان آموزش الكترونيكي است، اجتناب كنيم.
ميزان استفاده از ابزار الكترونيكي براي حوزه هاي مختلف آموزشي، مي تواند متفاوت باشد.
حضور استاد و دانشجو، بخشي از آموزش است كه اجتنابناپذير است، اما نبايد اين مسايل باعث شود كه از بازار آموزش الكترونيكي در همه حوزهها تا سطحي كه مقدور است، استفاده نكنيم.
شريفنيا: جاي تشكر دارد كه اين اتفاق از جانب يك سازمان كه در حيطه مديريتي حضور دارد رخداد؛ زيرا ما در اين حوزه با يک خلاء جدي مواجهيم و اغلب مديران ما با ديده شك و انكار نسبت به قضيه يادگيري الكترونيكي نگاه ميكنند.
دانشستان امامخميني را هم به اين قضيه اضافه كنيم كه آنها چندصد طلبه در سراسر دنيا دارند كه از سيستم يادگيري الكترونيكي استفاده ميكنند. اساتيد اغلب در داخل كشور هستند، اما گويا از برخي اساتيد نجف نيز بهرهميگيرند. اساتيدي كه در اينجا هستند، اين سرويس را براي عموم دانشجويان و دانشپذيران ارائه ميدهند. جالب اينكه ما درطي جستوجو درپي آموزش ادبيات فارسي On-line براي دانشجويان خارج از كشور بوديم؛ تنها جايي كه در اين رابطه اقدام كرده و نمود عيني داشته، دانشستان امام خميني است كه طي 1تا2 ترم، دانشجو را در حد درك مطلب و انتقال مطلب با ادبيات فارسي آشنا ميكند تا از اين سيستم كه محتواي آن به زبان فارسي است، اغلب استاد بتواند استفاده كند.
همافزايي آموزشي
من فکر مي کنم موضوع جديتر در حوزه يادگيري الكترونيكي، مسئله ايجاد فضاي همافزايي آموزشي است. اين مفهوم در حيطه آموزشي ما كمي در مجموعههاي طلبگي ما با مفاهيمي چون تلمذ و سلسله مراتب آموزشي وجود داشته و حتي در دانشگاههاي پيشين ما هم بوده است، ولي امروز خلاء آن وجود دارد و در فضاي آكادميك آموزشي كمتر چنين اتفاقي را شاهد هستيم كه فضايي براي تعاملات آموزشي ميان دانشپذير و دانشپذير، دانشپذير و استاد، استاد و دانشپذير و حتي استاد و استاد ، ايجادشود؛ زيرا فضاي آموزش فقط به اين معنا نيست كه هميشه به صورت خطي از طرف استاد به دانشجو انتقال دانش اتفاق بيفتد، بلكه در فضاهاي سازاگرا (Constructivist ) امكان همافزايي آموزشي و يادگيري فراهم است.
يكي از بزرگترين وجوه تمايز يادگيري الكترونيكي با آموزشهاي سنتي همافزايي آموزشي است. در شرايط سنتي ما ، امكان پيادهسازي همافزايي در اين شكل وجود ندارد، كه اگر اين سازاگراي(Constructivism) به سمت سازاگرايي اجتماعي (Social Constructivism) برود، هدايت در فضاهاي اجتماعي تبلور و عينيت پيدا ميكند و ايجاد گروهكهايي كه فضاي آموزشي را درون خودشان دارند ، ممكن ميسازد؛ يعني خودشان پرسش و پاسخ ايجاد ميكنند و پلكاني براي فرآيند يادگيري به وجود ميآورند. يا به عبارت ديگر پيش دانستههاي اجتماعي به کمک فرايند يادگيري فرد مي آيد .
امروز در حيطه يادگيري به اثبات رسيده است كه ما آن بخشي از علم را ياد ميگيريم كه خود نيز ، در فرآيند توليد آن شركت داريم، اين اتفاق همدر شکل غايي خود، در حوزه يادگيري الكترونيكي ميتواند محقق شود. هرچند درحيطههاي سنتي تجربياتي داشتيم، ولي ابزارها و فضاي يادگيري الكترونيكي به گونه اي بسيار گستردهتر، دقيقتر و واقعبينانهتر اين موضوع را پوشش ميدهند.
غفاريان: موضوع ديگري كه در ادبيات به آن اشاره شده اين است كه يكي از انگيزههاي سازماني براي ارائه آموزشهاي الكترونيك، كسب پرستيژ است، آيا شما اين نظر را تائيد ميكنيد؟ آيا سازماني كه در كنار آموزشهاي سنتي از آموزشهاي الكترونيك بهره ميبرد، با پرستيژ محسوب ميشود؟
شريفنيا : اگر بخواهيم از منظر جامعه به اين موضوع نگاه كنيم بايد گفت: بله، اين موضوع ميتواند براي برخي از مديران ايجاد اعتبار و پرستيژ کند . چرا ؟ چون گويا امروزه هرچيزي كه برچسب الكترونيكي شدن را داشته باشد ايجاد پرستيژ خواهد كرد، ولي اگر به فضاي آموزش الكترونيكي و يادگيري الكترونيكي بخواهيم فكر كنيم قياس ديگري خواهد بود.
غفاريان: آيا دانشگاهي كه فقط شيوههاي سنتي آموزش را به كار ميگيرد، به فناوري روز بيتوجه است و به عقبافتادگي از تحولات محيطي دچار شده است؟
شريفنيا : موجي كه هرروز به سمت زندگي ما سرازير ميشود، موج شتابزدگي، فرصت كم، ترافيك و ... است. طبيعي است اگر بخواهيم درچنين فضايي به قضيه نگاه كنيم ضرورتهاي آموزشي نيز متناسب با ديگر شئونات زندگي بايد دستخوش تغيير هم درنگرش و هم در رفتار شود و اگر اين اتفاق نيفتد، طبيعي است كه عقبافتادگي و فاصله، بيشتر خواهد شد.
براين اساس اگر تا ديروز دراداره و كسب و كار خودم فقط به مستندات مكتوب اكتفا ميكردم، اگر دريك لحظه بخواهم تمام سندهايي را كه از دفترم خارج ميشود، را به صورت كاغذي نگاهدارم، بايد فضاي بزرگي را براي بايگاني درنظر بگيرم، درحالي كه امروز تمام بايگاني دفتر من دريك CD است. اين امر در ديگر شئونات زندگي ما ازجمله فرآيند يادگيري بايد رخ دهد كه رخ داده است؛ يعني بايد حجم و تنوع مفاد يادگيري و عمق محتوايي كه بايستي انتقال يابد را بررسي كنيم. به عبارت ديگر بايد سه پارامتر نوع، حجم و نوبهنو شدن آنها را درنظر بگيريم؛ بنابراين امكان اين فراهم نيست كه درفضاي ديگري غيراز فضاي الكترونيكي امكان يادگيري وجودداشته باشد. درفضاي يادگيري الكترونيك، شما به سرعت ميتوانيد نكات جديد را درج كنيد، بدون اينكه يادگيري قبلي را دور بريزيد و يا اينكه بخواهيد همه آموزش را از ابتدا انجام دهيد. هر ساختار جديدي كه ميآيد كلمات كليدي جديد را دركنارش خواهيد ديد كه اين امكان فقط در فضاي يادگيري الكترونيكي وجوددارد.
مفاخري: من وقتي به E-learning نگاه ميكنم، پيشاز آنكه E را ببينم، Learning را ميبينم و پيشاز اينكه به نظرم بيايد در يادگيري الکترونيک تکنولوژي هاي مدرن چه اندازه تاثير دارند ، تحولي که در پاراديم و نوع نگاه جديدي که به مقوله آموزش و يادگيري شکل گرفته است، را احساس ميکنم .
در واقع از نظر من ماهيت آموزش و نوع نگاه آموزش و به دنبال آن، ابزارهاي آموزشي به شکل بنيادي تغيير کرده اند و اين تغيير ، کاملا چند بعدي است و نميشود از ابعاد مختلف آن غافل شد .
انساني كه در هزاره سوم زندگي ميكند، ماهيت توقعاش از زندگي متفاوت شده و اين تفاوت نيازها و آرمانهاي انسان قرن بيستويكم ، يك تلقي جديد نسبت به آموزش را در او به وجود آورده است.
اگرچه ما در ادبيات كهن خود پارادايم «زگهواره تا گور دانش بجوي» را داشته ايم، اما اين نگاه بيشتر مختص به دانشمندان بزرگمان بوده و عامه جامعه نيازي براي به روز کردن اطلاعات خودشان نمي ديدند. در حالي که در زندگي امروز و در قرن بيستويك، نياز به اين جمله در تمام قشرهاي جامعه، به صورت يک نياز عيني قابل مشاهده است.
فرزندي كه با حضور كامپيوتر به عنوان عضوي جديد در خانواده به دنيا ميآيد و با اينترنت بزرگ ميشود، لوازم الکترونيک و حتي بازيها لزوما او را به نو شدن پي در پي عادت داده است و بدون ترديد مفهوم ديگري از آموزش در ذهن او نقش بسته است .
اهميت تحصيلات آكادميك و مدركها براي كساني كه دراين جامعه بزرگ ميشوند كمرنگتر شده و يادگيري اهميت جدي تر، پيدا کرده است .
تلقي من از آموزش مدرن، آموزشي است كه اين موضوع را درك كند و متوجه باشد كه عناصر آموزش از استاد و شاگرد به استاد-شاگرد و موضوع يادگيري تغيير كرده است. نقش استاد تکامل يافته تر شده و فرآيند آموزش و يادگيري فرآيندي کاملتر شده است .
تا زمانيكه موضوع يادگيري مورد نياز شاگرد و يادگيرنده نباشد، شخص بهدنبال آن نميرود و ازياد گرفتن آن احساس لذت نمي کند . ياد گرفتن، امروز با توجه به حجم زياد دانش موجود، کاملا بايد انتخابي باشد . به اعتقاد من آموزش مدرن بر ابزار الكترونيك سوار شده تا به نوعي به تفاوت و تحول انسان و ماهيت تغيير يافتهاش پاسخ دهد.
نکته کليدي آن است که ماهيت انسان تغيير كرده و حال به نوع ديگري از آموزش نيازمند است که ابزار آن هم متناسب با ماهيت آن در حال به روز رساني مداوم است. اين تحول در آموزش پرورش و آموزش عالي به شکل مدارس هوشمند و دانشگاههاي مجازي و در سازمان به عنوان ابزاري کارآمد براي مديريت دانش و پشتيبابي از تصميم گيري مديران، در آمده است .
غفاريان: من در كتاب «دانش» «مريل لينج» به آمار عجيبي برخوردم كه ادعا مي كند: در آمريكا هريك دلاري كه براي يادگيري هزينه ميشود 40 درصد آن صرف رفت و آمد مي شود. آيا شما اين سخن را تأييد ميكنيد؟

غفاريان:
بحث يادگيري، كليد دستيابي به مديران توسعه يافته و سازمانهاي پيشرفته در دنياست.
اولين دوره هاي رسمي يادگيري الكترونيك در ايران، توسط دانشگاه تهران در سال 1380 ارائه شد.
امروز حدود 20 دانشگاه در كشور دورههاي يادگيري الكترونيك را ارائه مي كنند و دهها شركت نيز درزمينه توليد ابزار، محتوا و اجراي دوره ها، فعال هستند.
امروز حجم بازار يادگيري الكترونيك در دنيا معادل 17 ميليارد دلار است و پيش بيني مي شود تا سال 2010، سالي 25 درصد رشد پيدا كند.
از مزاياي يادگيري الكترونيك اين است كه استاد هم در وقت خود صرفهجويي ميكند و هم پاسخگوي تعداد بيشتري از دانشجويان است، علاوه بر اين نه استاد و نه دانشجو، وابستگي جغرافيايي نخواهند داشت.
وزارت آموزش عالي طرح توسعه دانشگاه مجازي را دردست اجرا دارد و به دانشگاهها كمك مي كند تا بتوانند در اين زمينه توسعه پيدا كنند.
رشد حجم بازار يادگيري الكترونيك در دنيا نشانه يك تحول اساسي و مهم است و به نظر مي رسد كه پارادايم يادگيري الكترونيك درحال شكل گيري است.
مفاخري: در مورد تجربيات شخصي خودم اين موضوع صحت دارد و بارها با وجود اينكه لزوم و مثبت بودن يك كلاس را ميدانستم، ولي مسافت و زمان رفت و آمد مرا از شرکت در کلاس منصرف کرده است .
اينكه عادت کردهايم ، بايد شخصي تمام آنچه را كه نياز داريم به ما بياموزد و دايره آموخته هامان را به آن شخص محدود کنيم، نگاهي است که هم موجب تنبلي يادگيرنده مي شود هم استاد ، در حالي که وقتي يادگيرنده در مواجهه و انتخاب درياي بينهايت اطلاعات قراربگيرد ، هم گسترش ديد قابل توجهي خواهد يافت، هم ميتواند موضوع را از منظري که مورد نياز و علاقه اوست، دنبال کند.
در يادگيري الکترونيک، پويايي هم در استاد، هم در يادگيرنده و هم در موضوع است ، در فضاي آموزش مدرن، اساتيد ناگزير از يادگيري پيوسته هستند و دانشجويان ملزم به پويايي و شرکت در روند يادگيري . و در اين ميان موضوع آموزش، پديدهاي زنده و هميشه در حال رشد و تکامل است.
تجارب چهارگانه
صادقي: در ابتدا 4 تجربه را كه با آنها درگير بودهام عنوان ميكنم؛ زيرا از نظر من در هر يك از اين چهارگروه كه آموزش الكترونيكي مطرح شده است، دلايل و مزاياي متفاوتي وجود دارد.
در آموزش دانشگاهي يا آكادميك، كاري كه دانشگاه MIT انجام داد، بسيار جالب بود و اعلام كرد تا سال 2007 تمام محتواي آموزشي خود را بهصورت الكترونيكي در اختيار قرارميدهد، ضمن اينكه اطمينان داد MIT غير از محتواي آموزشي، چيز ديگري است.
فراموش نكنيد كه دانشگاه فقط فضايي نيست كه شما در آن معلومات و مهارت كسب كنيد، بنابراين به اعتقاد من حضور در دانشگاه بخصوص براي جوانان ما كه زندگي محدودتري را در فضاي مدرسه تجربه ميكنند، يك ضرورت است.
در آنجايي كه فرد نميتواند و يا به خاطر كمبودهايي براي حضور در دانشگاه مشكل دارد، آموزش الكترونيكي راهحل مناسبي است و در واقع از محروميت شخص از تحصيل جلوگيري ميكند. بنابراين ضرورت حضور در دانشگاه مطرح ميشود، كه به اعتقاد من براي هركسي يك حق است و اميدوارم تحصيلات دانشگاهي نيز مانند ابتدايي، راهنمايي و متوسطه اجباري شود.
به عنوان مثال استفاده از آموزش الكترونيك براي افرادي چون جنگلبانان و يا افرادي كه در نقاط دور زندگي ميكنند، ميتواند درست باشد و همانطور كه ميدانيد پيش از اين، كتابهاي بچههاي اين افراد بهصورت هفتگي براي آنها ارسال ميشد.
در دانشگاهي كه خودم تحصيل ميكردم، علاوه بر اينكه دروس دانشگاهي را ميخوانديم، در كتابخانه، فيلم تكتك مباحث درسي كه ما داشتيم از دانشگاه MIT ضبط شده بود و براي ما در دسترس بود. اين به آن مفهوم است كه در اين رابطه سابقه فرهنگي در دانشگاه MIT وجود دارد؛ زيرا اين دانشگاه اولين دانشگاهي بود كه چنين ايدهاي را بنا نهاد. همچنين اعتقاد ايندانشگاه بر اين است كه MIT فقط محتواي آموزشي نيست و حضور در دانشگاه MIT ، براي شخص ارزش افزوده دارد.
دومين مورد، مسأله آموزش براي صنايع و سازمانها است كه به نظر من يك امر ضروري است و اگر سازماني به آن نميرسد جايگاهش در بازار، محيطكار، فضاي كسب و كار، نگهداري مشتري و رقابت با مشكل مواجه خواهد شد. اگر شما فضاي كسب و كار سالمي داشته باشيد، آموزش و بعد از آن آموزش الكترونيكي جايگاه خود را پيدا ميكند؛ زيرا ضرورتها مدير و كارشناسان سازمان را به سطحي از نياز ميرساند كه آموزشهاي سنتي نميتواند پاسخگو باشد. در يك سازمان رساندن اطلاعات به همكاران و زنجيره تأمين، همفكر بودن و همواژه بودن يك ضرورت است و اين فرايند بايد بهطور يكسان در تمام سازمان ارائه شود و راهي جز آموزش الكترونيكي وجودندارد. البته كشور ما در اين زمينه عقب مانده و اگر ما در فضاي اقتصادي سالمتر و رقابتيتري كار ميكرديم و درصد غيردولتي بودن صنعت ما بيشتر بود، اين مشكل كمتر وجود داشت.
مورد سوم، مسئلهاي كه به شدت خلاء آن در كشور احساس ميشود، مسأله آموزشهايي است كه فرمودهاند «ز گهواره تا گور دانش بجوي». اين مسأله اشاره به اين امر دارد كه در ايران مفهوم سرگرمي (Hobby) جا نيفتاده است و نيازهاي روحي و علاقهمندي فرد برايش مطرح نيست؛ اينكه شما در فضايي باشيد كه به آموزشهاي مورد علاقه خود چون باغباني، نجاري، فلسفه و ... دسترسي داشته باشيد، موضوع بسيار مهمي است كه اگر ما در اين زمينه كار كنيم، در باروري كشورمان بسيار مؤثر خواهد بود. به عنوان مثال صحبت از اين بود كه چنين جايگاهي را به راديو و يا تلويزيون بسپارند. كانال 4 انگلستان به عنوان يك Open University است كه دائم برنامههاي آموزشي بسيار سودمند نشان ميدهد، كشورهاي ديگر قدم به قدم مراحل رشد آموزش به صورت استفاده از رسانههاي غيرحضوري را تمرين كردهاند و اين موضوع جزء فرايند فرهنگي اين كشورها شدهاست.
آخرين مورد اين است كه دنيا به شكل يك جهش فرهنگي به اوج از خودگذشتگي رسيده است و جامعه به عنوان دهكده جهاني مطرح ميشود. پروژههايي است كه در آن Distributed Learning مطرح است و در آن دانستههاي پروژهاي را كه در مرز دانش است، با ديگران شريك ميشوند. به عنوان مثال تمام دانشمنداني كه در سراسر دنيا روي موضوعي مثلاً يك نوع سرطان خاص كار ميكنند در يك پروژه اينچنيني تمام اطلاعاتشان را با يكديگر به مشاركت ميگذارند كه اين امر باعث سرعت يافتن راهحل ميشود. اينكه پروژه به نام چه كسي تمام شود، براي هيچ فردي مطرح نيست كه اين كمال از خودگذشتگي است.
بنابراين در مجموع بايد بگويم بزرگترين موهبت آموزش الكترونيكي اين است كه افراد ميتوانند بدون توجه به اينكه كجا زندگي ميكنند، براساس توان و استعدادشان به يك آموزش با كيفيت و يكسان دسترسي داشته باشند كه اين موضوع هدف اول MIT هم بود.
فراموش نكنيم كه ما يك وسيله هستيم و نبايد به صرف الكترونيكي بودن آموزش از به روز آوري سريع خودداري كنيم و مطالبي را با ديگران به اشتراك بگذاريم كه فاقد كيفيت بوده و يا واقعي نيستند.
غفاريان: يكي از ادعاهاي مطرح شده در اين زمينه اين است كه يادگيري الكترونيكي هزينهها را پائين ميآورد و بهرهوري اقتصادي سازمان ارائه دهنده آموزش را بالا ميبرد. آيا شما اين صحبت را تأييد ميكنيد؟
صادقي: ارتباط اين دو قضيه را با هم رد ميكنم، ولي اصل قضيه را تأييد ميكنم. بهرهوري اقتصادي در اين نيست كه هزينه آموزش را پائين بياوريد. چندي پيش مجله IW را ميخواندم، اشاره كرده بود كه در كشورهاي پيشرفته تنها چيزي كه تفاوت دو سازمان را معين ميكند، سرعت آموزش كارشناسان و متخصصان براي انجام كار است؛ يعني تمام زمينهها بهينهسازي شده و تمام اركان فرايند توليد و ارتقاي كيفيت محصول بهبود يافته است و تفاوت سازمانها، تنها در امر مهم آموزش است كه موجب بهبود اقتصادي آنها ميشود.
در آموزش الكترونيكي، مسألهTime To Market و توزيع دانش و در اختيار گذاشتن دانش و استفاده بهموقع از آن در يك سازمان، موجب بهبود اقتصادي است و اينكه در كل، هزينههاي يك سازمان آموزشي چه نقشي داشته هميشه معين بوده است، ولي سرعت آموزش است كه اهميت دارد.
غفاريان: شما دوستان از منظر دانشجو، سازمان و جامعه به موضوع بحث اشاره فرموديد. من ميخواهم از منظر مدرس نيز اشارهاي به اين موضوع داشتهباشم. براي اساتيدي كه به صورت بر خط تدريس ميكنند، چند مزيت مهم به وجود مي آيد، اولين مزيت اين است كه وقت و توان استاد صرف بخشهاي تكراري آموزش نميشود و حتي سوالات تكراري دانشجويان نيز در FAQ مينشيند، در نتيجه ميتواند زمان خود را صرف مفاهيم تازه و نو ظهور كند. به اين ترتيب استاد هم در وقت خود صرفهجويي ميكند و هم پاسخگوي تعداد بيشتري از دانشجويان است. از سوي ديگر زماني كه يك استاد متقبل يك كلاس ميشود، تحرك جغرافيايي از او سلب ميشود، ولي اين وابستگي در يادگيري الكترونيك از بين ميرود و نه استاد و نه دانشجو وابستگي جغرافيايي نخواهند داشت. نكته سوم اينكه استفاده از قابليتهاي تكنولوژي در تدريس موجب ميشود مدارك به موقع و در زمان مناسب در اختيار دانشجو قرار گيرد و ارائه كوئيز ها و تصحيح آنها برعهده كامپيوتر قرار گيرد. اين موارد در عمل، تجربه شوقآوري را به همراه خود دارند.
خوب، چنانچه هنوز در مورد اين محور توضيحاتي وجود دارد ارائه بفرمائيد.
اعتماد مقدم: در خصوص مزيت اقتصادي، اين نكته قابل ذكر است كه ما هميشه عاملي را در رابطه با سيستمهاي مبتني بر فناوري اطلاعات مورد توجه قرار ميدهيم كه همان ارزش تجاري (Business Value) است. يعني راه اندازي سيستم چقدر براي بنگاه ما صرفه اقتصادي به همراه دارد.
وقتي كه به ادبيات مراجعه ميكنيم يكي از مباني راهانداري آموزش الكترونيك به جز تمام مزاياي ذكر شده در اين جلسه، صرفه مالي است. يعني آموزش الكترونيك اتفاق ميافتد كه در نهايت يك مزيت اقتصادي قابل توجهي براي مجموعه به همراه داشته باشد. اين مزيت هم از دو منظر قابل توجه است:
-1 منظر اول دربردارنده مزاياي مشهود است. آنچيزي كه بيشتر در نظر ميآيد، مشكلات ملموسي مانند رفت و آمد و زمان از دست رفته است كه به طور طبيعي با حذف نياز به حضور فيزيكي براي آموزش، صرفه مالي به دنبال ميآيد. يا مثلاً اگر در سطح كلان نگاه كنيم، موارد ملموس ديگري قابل ذكر است. مثلاً مشاغل جانبي كه در كنار آموزش الكترونيك پديد ميآيد خود در اشتغالزايي و اقتصاد مملكت تأثير مثبت دارد. البته نوع تخصصهايي كه درگير اين امر ميشوند، متفاوت و در عين حال بسيار متنوع خواهد بود. موارد مختلفي در اين شاخه قابل بحث هستند.
-2 عامل مهم ديگر، تغيير محتوايي در آموزش يا تغيير ماهوي در سيستم و امكانات ارايه آموزش است، يعني تنوع دانشي كه به طريق آموزش الكترونيك انتقال مييابد يك محيط جديد براي آموزش ايجاد ميكند كه در آموزش سنتي وجود ندارد. امكانات آموزش غير الكترونيك اجازه نميدهد اين حجم از دانش با اين تنوع ارائه شود. به عبارت ديگر در آموزش الكترونيك چيز جديدي زايش پيدا كردهاست كه تا بهحال وجود خارجي نداشته است. از اين منظر، مزيت اقتصادي كه در ابتدا نهان است از نتايج ثانوي اين شيوه آموزش حاصل مي شود.
به عنوان مثال از تغيير در ماهيت امكانات ارايه آموزش مي توان به كاري كه وزارت امور خارجه براي آموزش خانوادههاي ديپلماتهاي ايراني انجام داد اشاره داشت. يكي از مشكلاتي كه ديپلماتها دارند اين است كه در كشورهاي مختلف تعداد اعضاي خانواده شان به طور طبيعي بسيار معدود است و صرفه اقتصادي ندارد كه از اينجا براي هريك از اين خانوادهها يك معلم خوب براي تعداد كم و تنوع زياد كلاسهاي اموزشي اعزام شوند. كاري كه كرده اند اين است كه از طريق سيستم آموزشي از راه دور با ارتباط ويدئويي و با در نظر گرفتن اختلاف ساعت كشورها، يك معلم خوب، درس را در كشور برگزار ميكند و بدين ترتيب در كشورهاي مختلف، يك كلاس همزمان تشكيل ميشود. در اينجا به جهت تعداد كم افراد و تنوع دروس، استفاده از آموزش الكترونيك هم يك ضرورت مي شود. حالا آنها مي تواند مثلاً يك كلاس رياضي براي دوره راهنمايي برگزار كنند، ولي به طور همزمان دانش آموزان خانواده هاي مختلفي كه فرزندي در اين سن وسال دارند، ولي هركدام در كشور متفاوتي زندگي مي كنند، سر آن كلاس حضور يابند. برگزاري يك كلاس خاص با معلم خوب در اينجا، هم عملي مي شود و هم اقتصادي. البته اين مثالي بود كه نياز به معلم به شكل بر خط، ولي از را ه دور دارد. در غالب موارد، سيستم آموزش راه دور بي نياز از ارتباط مستمر معلم و استاد است.
در جايي مي خواندم كه يك كمپاني در انگلستان 100هزار نفر پرسنل در سراسر جهان دارد كه در نقاط مختلف مشغول بهكارند. آنها بيان ميدارند اموزش الكترونيك براي نزديك شدن شركت به اهدافش و افزايش كارآيي مد نظرشان قرار دارد. در عين حال آموزشهاي برنامهريزي شده و مورد نياز شركت بدون آموزش الكترونيك مقدور نيست و اين نوع آموزش براي آنها يك ضرورت استراتژيك محسوب مي شود و از نظر اقتصادي بسيار به صرفه است. اين شركت بيش از 50 سرفصل آموزشي داشته كه نگهداري مطالب در محلهاي متعدد، دسترسي به آنها و انتقال آن به فراگيران در سيستم قديمي با دشواريهاي روزافزون همراه بوده است. آنها اقدام به ايجاد يك دانشگاه مجازي با 350 دوره آموزشي بر خط و در نتيجه نهادينه كردن كليه دورههاي آموزشي براي تمامي كاركنان در هر محل جغرافيايي بر پايه وب كردند. اين شركت بيان مي دارد كه روزانه 28000 نفر در سراسر دنيا از كاركنانش از خدمات آموزشي بهره مي برند. اين شركت ضمن افزايش كيفيت و اثربخشي آموزش و ارتقاء رضايت كارمندانش موفق شد كه 67 درصد از هزينه هاي مرتبط با آموزش خود را كه عموماً شامل هزينههاي جابجايي، سكونت و هماهنگي ها و استادان بوده را كاهش دهد.

صادقي:
آموزش يك امر ضروري است و اگر سازماني به آن نمي رسد، جايگاهش در بازار، محيط كار، فضاي كسب و كار، نگهداري مشتري و رقابت با مشكل مواجه خواهدشد.
ضرورتها مديران سازمان را به سطحي از نياز مي رساند كه آموزشهاي سنتي نمي تواند پاسخگو باشد.
اينكه شما درفضايي باشيد كه به آموزشهاي موردعلاقه خود دسترسي داشته باشيد، موضوع بسيار مهمي است.
بزرگترين موهبت آموزش الكترونيكي اين است كه افراد مي توانند بدون توجه به محل زندگي، براساس توان و استعدادشان به يك آموزش با كيفيت و يكسان دسترسي داشته باشند.
در كشورهاي پيشرفته تنها چيزي كه تفاوت دو سازمان را معين ميكند، سرعت آموزش كارشناسان و متخصصان براي انجام كار است.
امروز آموزش يك پديده عجيب و گسترده است كه تعريف شما را از اينكه يادگيري كجا اتفاق مي افتد، چگونه اتفاق ميافتد و چه ابعادي دارد، تعيين مي كند.
آموزش الكترونيكي، يك ضرورت حياتي است و اثربخشي خود را در جاهاي ديگر نشان داده است.
غفاريان: آقاي دكتر مزيني؛ آيا به نظر شما براي رسيدن به اهداف سند چشمانداز، استفاده از رويكردهاي جديد يادگيري، يك الزام به نظر مي رسد؟
مزيني: زمـــاني كه من دانشجو بودم، 1-2 روزنامه اينترنتي وجود داشت از جمله روزنامه اطلاعات كه به دست من ميرسيد. آن زمان آقاي حجتي كرماني سرمقالهاي در اطلاعات مينوشت كه من دنبال ميكردم، يكي از نكاتي كه ايشان نوشته بود اين بود كه زماني كه تلفن به كشور آمد چون ايشان از خانواده علما بودند و پدرشان روحاني عاليرتبهاي بود خانواده ايشان به شدت با استفاده از تلفن مخالفت ميكردند. ايشان اشاره كردهبودند ما با چند سال تأخير نسبت به همسايگانمان تلفن را پذيرفتيم.
نتيجه ميگيريم اگر بپذيريم تلفن يك ابزار مدرن براي ارتباط است، خواهناخواه بايد از آن استفاده كنيم. حالا که در خصوص آموزش الكترونيكي در مقابل آموزش سنتي اتفاق نظر به دست آمد و اگر بپذيريم اين آموزش مدرن است، بنابراين استفاده از آن اجتناب ناپذير است و براي رسيدن به افق چشمانداز بايد از آن بهره برد؛ اما همانطور كه دوستان نيز اشاره كردند بايد بومي سازي شود و برحسب شرايط، شيوه استفاده از آن متفاوت است.
غفاريان: البته در اين زمينه خاص، ظاهراً مدارس علميه جلو افتادهاند. دانشكده علوم و حديث يكي از اولين دانشكدههاي فعال در حوزه آموزش الكترونيك است.
مزيني: اين گونه مراكز در چندين زمينه فعاليتهاي جلوتري را نسبت به خيلي از مراكز ديگر دارند. در آموزش سنتي مواد درسي كتب و جزوات بودند، درصورتي كه الان خيلي از آموزشها محتواي الكترونيكي دارند و به اين ترتيب محتوا ي موجود، ما را مجبور به استفاده از ابزار الكترونيكي ميكند. به اعتقاد من هم ابزار و هم محتوا هردو به سمت مدرن شدن ميروند و ما نميتوانيم از روش ارائهشان كه همان آموزش الكترونيكي است اجتناب كنيم.
ميزان استفاده از ابزار الكترونيكي براي حوزههاي مختلف آموزشي ميتواند متفاوت باشد، به همين دليل طبيعي است كه برخي آموزشها به روش الكترونيكي راحتتر است و انتقال مطالب و مفاهيم بهتر صورت ميگيرد، ولي در برخي از حوزههاي ديگر اينطور نيست و بخشي از آموزش را نميتوان با روش الكترونيك انجام داد.
من خوانندگان تدبير را به يك سري مقالات كنفرانس آموزش الكترونيكي سال 83 ارجاع ميدهم كه در آن متخصصان روانشناسي و علوم اجتماعي مطالب خوبي را ارايه كردهبودند مبني بر اينكه ارتباط چشمي ما بخشي از تعامل ما را شكل ميدهد و حضور استاد و دانشجو بخشي از آموزش است كه اجتنابناپذير است، اما با همه اين احوال، نبايد اين مسائل باعث شود كه از بازار آموزش الكترونيكي در همه حوزهها تا سطحي كه مقدور است، استفاده نكنيم.
شريفنيا: به نظر من سه عامل مخاطب، محتواي قابل انتقال و ابزار انتقال يا همان رسانهاي كه براي انتقال از آن استفاده ميكنيم، در آموزش الكترونيك و در سفارشيسازي به شدت موثر هستند.
اگر به ابتداي صحبتها برگرديم با تعريف خانم صادقي و آقاي دكتر مزيني كه آموزشهاي مدرن و آموزشهاي سنتي را از هم جداكردند موافقم. اگر من با اين تعريف توافق دارم به اين دليل است كه آموزشهاي الكترونيكي تنها در بستر اينترنت نيست، بلكه ابزارهاي ديگري مثل IPTV و يا Mobile Learning و ... هم هستند.در خصوص حوزه Mobile Learning در حال حاضر يكي از حوزههاي علميه با ما در تعامل است كه چگونه از اين ابزار به منظور آموزش استفاده كند؛ اگر چه هدف جامعه باز است.
در خصوص چشمانداز ايران سال 1404، به ذكر چند جمله بسنده ميكنم. الوين تافلر در جملهاي ميگويد: «بيسوادها براي قرن حاضر كساني نيستند كه نميتوانند بنويسند و بخوانند، بلكه كساني هستند كه نميتوانند يادبگيرند و نميتوانند بازآموزي كنند.»
مدير عامل شركت زيراكس ميگويد:«براي اينكه كارها را متفاوت انجام دهيم، بايد آنها را متفاوت ببينيم.» و سرانجام اينکه : «بايد بپذيريم بخش عمدهاي از مشكلاتي كه امروز داريم، زائيده اين اتفاق است كه ما ميخواهيم كارهاي امروز را با ابزار ديروز انجام دهيم.»
اگر اين جملات را كنار هم بگذاريم به جمله قطعي آقاي دكتر مزيني ميرسيم كه امكانپذير نيست و تصوري غير از اين نميتوان داشت كه با ابزاري غيراز فناوري اطلاعات (IT) بتوان حجم عمدهاي از اتفاقات امروز در دنيا را ساماندهي كرد. طبيعي است در حيطه آموزشي نيزبدون درنظر گرفتن يادگيري الكترونيكي به نظر ميرسد ، رسيدن به اين افق يك نگاه غيرواقعبينانه و غيرعقلاني باشد.
غفاريان: با تشكر از توضيحات دوستان، در دو محور، بحث را ادامه ميدهيم؛ اول، بحث الزام توسعه يادگيري الكترونيك در رسيدن به اهداف سند چشمانداز و دوم، تاثير محتوا در اثربخشي يادگيري الكترونيك. جناب شريف نيا خواهش مي كنم بفرمائيد.
شريف نيا: تقريباً جايي كه به سمت حسي - حركتي (psychomotor ) ميرويم ، اين ضريب به شدت کاهش مي يابد. به عنوان مثال در جراحي و يا جوشكاري - هرچند بسيار كار شده - ولي اين آموزشها بايد به صورت عملي هم باشد. هرقدر به سمت مفاهيم انتزاعي برويم، اثرگذاري يادگيري الكترونيكي بيشتر خواهد بود. به عنوان مثال در IT، مديريت و زبان اين شيوه آموزشي به خوبي پاسخ ميدهد.هر چند اين يک نگاه کلي است و بايد به عوامل تاثير گذار ديگر نيز توجه شود.

شريف نيا:
يكي از بزرگترين وجوه تمايز يادگيري الكترونيكي با آموزشهاي سنتي، هم افزايي آموزشي است.
ما آن بخشي از علم را ياد مي گيريم كه خود نيز در فرايند توليد آن شركت داريم و اين امر نيز در حوزه يادگيري الكترونيكي مي تواند محقق شود.
در فضاي آموزشي امروز كمتر شاهد ايجاد فضايي براي تعاملات آموزشي هستيم.
موجي كه هر روز به سمت زندگي ما سرازير مي شود، موجب شتاب زدگي است و در چنين فضايي ضرورتهاي آموزشي نيز متناسب با ديگر شئونات زندگي بايد دستخوش تغيير شود.
امروز تمام بايگاني دفتر من در يك سي دي است و اين امر نيز در ديگر شئونات زندگي ما ازجمله فرايند يادگيري بايد رخ دهد.
به نظر من سه عامل مخاطب، محتواي قابل انتقال و ابزار انتقال، در آموزش الكترونيك و در سفارشي سازي به شدت موثرند.
هرقدر به سمت مفاهيم انتزاعي برويم، اثرگذاري يادگيري الكترونيكي بيشتر خواهدبود.
امكان پذير نيست كه با ابزاري غير از فناوري اطلاعات بتوان حجم عمده اي از اتفاقات امروز را در دنيا ساماندهي كرد.
مفاخري: در خصوص استفاده از آموزش الكترونيك در سند چشم انداز بايد بگويم كه با شنيدن اين سوال صحبت «مك لوهان» را به خاطر آوردم كه ميگويد «نميتوان كار امروز را با ابزار ديروز انجام داد».
واقعيت اين است که فضاي پرشتاب دنيا، راهي را غير از اين نگذاشته است.براي رسيدن به اهداف تعيين شده در سند چشم انداز، احتياج به جامعه پويا و ماهر داريم؛ جامعه اي که آموختن را آموخته باشد و يادگيري الکترونيک مناسبترين راه براي دستيابي به منظور شرکت دادن قشرهاي مختلف جامعه در روند آموزش و يادگيري و کسب مهارت است .
در خصوص تأثير محتواي درس در اثربخشي بايد بگويم از آنجا كه خودم شكلهاي مختلفي از محتوا ساختن را تجربه كردهام، در عمل حس ميكنم كه در عين حال كه قابليت بعضي موضوعات براي تبديل شدن به محتواي الكترونيك بيشتر و سهلتر است، اما ميتوان براي هر محتوايي زبان و شيوه خاصي براي بيان پيدا كرد.
البته به طور مسلم موضوعات مختلف، روشهاي مختلفي براي آموزش طلب ميکنند .پيدا کردن روش خاص بيان هر موضوع که البته بدون حضور تکنولوژيست آموزشي مقدور نيست، رمز تاثيرگذاري محتواي آموزشي توليد شده مي تواند باشد.
شايد يكي از علتهايي كه حوزههاي ديني به راحتي توانستهاند در اين شيوه گسترش پيداكنند، اين است كه مباحث نظري مانند مباحث فقهي، فلسفي و ... سادهتر مطرح ميشود . اما ما توانستيم در سيستم توليد محتواي آموزش الکترونيک مرکز آموزشهاي مداوم علوم پزشکي تهران، بحث آموزش پزشکان را به شکلي متفاوت و کاملا قابل استفاده و يادگيري تجربه کنيم . و اين تجربه در واقع نويد خوبي بود براي اينکه با تلاش و تمرکز بر روي خصوصيات خاص هر موضوع درسي، مي توان راه مناسبي براي بيان آن پيدا کرد.
به خاطر دارم که استادي ميگفتند به ما از دبيرستان تا آخر دانشگاه، قوانين نيوتن و حل مسئله با نيوتن را آموختند بارها هم امتحان داديم و نمره گرفتيم ، اما هيچوقت هيچكسي به ما نگفت فقط نيم ساعت راجع به گرانش زمين فكر كنيد و بحث کنيد ، به اين طريق هيچوقت گرانش براي ما موضوع جالب و ارزشمندي نشد_ و هيچوقت هيچکس نخواست که نگاه نيوتني را که از افتادن يک سيب به قانوني مي رسد، به ما منتقل کند .
به اعتقاد من يكي از علتهايي كه محتواهاي آموزش ما اثربخشي لازم را ندارد اين است كه به آن فكر نميكنيم و رسانه مناسب براي انتقال آن محتوا را نيز پيدا نميكنيم.
اعتماد مقدم: در پاسخ به سوال شما در رابطه با سند چشم انداز، بايد بگويم به اعتقاد من آموزش الكترونيك در بلند مدت، قطعاً مي تواند يك استراتژي در راستاي اين سند محسوب شود. اگر ما ميگوييم اقتصاد دانش محور در چشم انداز آينده كشور ديده شده و اگر روي مغزافزارمان تأكيد ميكنيم، معنايش اين است كه بايد پتانسيلهايي در كشور وجود داشته باشد كه نياز دارد رشد داده شوند تا بتوان از آنها در اين نگرش توسعه يافته اقتصادي استفاده كرد. دريافت و انتقال دانش مورد نياز در سازمانهاي مختلف با وجود تنوع گسترده اي كه در موضوعات آموزشي هست و گسترهاي كه اساتيد و فراگيران دارند، يك مساله اساسي خواهد شد. لذا فرايند مديريت دانش بهجز بهرهگيري از سيستم آموزش الكترونيك بسيار هزينهزا خواهد بود. به اشتراك گذاشتن، طبقهبندي كردن، رساندن اطلاع مناسب به فراگير بهجز در آموزش الكترونيك ميسر نخواهد بود. يعني اگر در سطح كلان و ملي و چشم اندازهاي آن صحبت ميكنيم، آموزش الكترونيك مي تواند يك راهبرد باشد كه ميتواند ما را به اهداف كلان ملي برساند.
البته اگر صحبت در گسترههاي محدود سازمانها و شركتها بخواهد مطرح شود، استراتژيك بودن آن را بايد با توجه به اهداف و برنامه هاي خود آنها بررسي كنيم. اجازه بدهيد به بحث سازمانهاي خودمان و نوع نگاه به آموزش الكترونيك اشاره اي داشته باشم. اولاً در رابطه با آموزش مديران، به اعتقاد من بايد روي روشهاي اشاعه آموزش الكترونيك كار دقيقتري صورت گيرد. ارايه برنامه هاي آموزشي از اين دست، در خيلي جاها شايد به شكل الگو برداري بدون مطالعه اتفاق افتاده باشد. در اين بخش مي خواهم روي يك نكته تاكيد كنم و آن مساله تعريف درست و دقيق "نيازبه آموزش الكترونيك" است. اگر اين امر به درستي اتفاق بيافتد، هم اثربخشي را به همراه ميآورد و هم اقتصادي بودن را.
ضرورت توسعه آموزش از راه دور
سازمان مديريت صنعتي، استفاده محدود از شيوه هاي پشتيباني آموزشي الكترونيكي را از سال 1379 شروع كرد. مهمترين ويژگي اين حركت اين بود كه نوع و ميزان استفاده از امكانات، برمبناي نياز بود. يعني يك سيستم تلفيقي براي پشتيباني آموزش حضوري. چون نياز ما در آن زمان هم در همين حد بود. تا امروز عليرغم محدود بودن حركت ، صدها مدير حداقل مزيتهاي ابتدايي پشتيباني آموزشي از نوع الكترونيك از راه دور را ديده اند. در عين حال به شيوه بسيار موثري هم از فضاي ارتباطي و تعاملي مجازي سود برديم و هم از فضاي برگزاري امتحانات و ارزيابي از راه دور. به تدريج اين امور را توسعه داديم و منحني كاربري و اثربخشي آن سالبهسال افزايش پيداكرد و در عين حال، مسايل اقتصادي آن نيز مورد توجه قرار داشت. در همين مدت، چندين برنامه آموزشي به طور كامل از راه دور نيز برگزار شد كه نتايج موفقيت آميزي نيز به همراه داشت. البته معنايش اين نيست كه اين كفايت مي كرده است. بلكه اثربخشي حركت به دليل تناسب سرمايه گذاري با نيازها را نشان مي دهد. با توجه به گستردگي طيف مديران در نقاط مختلف دور و نزديك كشور و تنوع آموزشهاي مديريت و دشواري دسترسي به اساتيد در سطوح مطلوب براي همه، بايد گفت كه امروز بايد در عرصه بسيار گسترده تر از گذشته در اين زمينه حركت كنيم و به طور اساسي به فكر توسعه برنامه هاي آموزشي راه دور باشيم و نه فقط براي پشتيباني آموزش حضوري، بلكه براي تامين نيازهاي آموزشي هزاران متقاضي كه به واقع به دلايل مختلف محدوديتهاي واقعي زماني و جغرافيايي و امكانات آموزشي، نميتوانيم خدمات آموزشي مكفي را به آنها عرضه كنيم.
اما اگرآموزش الكترونيك را فقط با اين نگاه كه فكر كنيم الگوي خوبي است كه در جاي ديگر اجرا شده و با تاكيد بر جذابيت تكنولوژيكي و ظاهري ، بدون مطالعه سراغش برويم و انتخاب كنيم، نمي توان تطابق لازم را با نيازها ايجاد كرد. به عنوان مثال، در دانشگاهها بحث مدرك يك انگيزه قوي براي دانشجوياني ايجاد مي كند كه اگر امكاني براي برگزاري يك رشته به شكل مجازي هم باشد ميخواهند از اين سيستم استفاده كنند. حال اگر امكان ارايه يك مدرك، خاص براي تعداد بيشمار متقاضيان به دلايل ضوابط قانوني وجود نداشته باشد، برخي از مزاياي ذكر شده در اين جلسه براي اين نوع آموزش موضوعيت پيدا نخواهد كرد. همينطور اگر نياز باشد در برنامه هاي آموزشي ديگري، زمان حضور و مداخله استاد زياد باشد، تعداد دانشپذيران، بسيار محدود خواهد شد. پس نتايج مورد انتظار و يا بحث اقتصادي بودن اين نوع آموزش به نوع تعريف مساله و جايگاه بهره گيري از آن بسيار وابسته است. لذا نياز و نوع آموزش در درچه اول تعيين كننده ويژگي و مشخصات سيستم آموزش الكترونيكي خواهد بود. بر اين اساس ميتوان برآوردهاي درستي نيز از سيستمهاي در دست طراحي داشت و انتظارات را با آن تنظيم كرد. در عين حال قولهاي درست هم به مخاطبان سيستم داد.
غفاريان: از خانم صادقي تقاضا دارم ضمن اينكه به دو موضوع قبل اشاره ميكنند، قدري راجع به شيوههاي رايج يادگيري الكترونيك در كشور خودمان نيز صحبت بفرمايند.
صادقي: در مورد سند چشمانداز، بايد بگويم آموزش الكترونيكي يك استراتژي است. از دوستان اين سوال را دارم كه آيا همه اين احساس را دارند كه خلاف جريان شنا ميكنند و انرژي زيادي هدر ميدهند؟ زيرا مشتريان محصولات ما احساس ميكنند ما رو در رويشان قرار گرفتهايم. اگر همه دوستان اين حس را دارند، به اين علت است كه مطرح بودن آموزش الكترونيكي به عنوان يك استراتژي نيست، بلكه IT Master Plan است كه بايد به عنوان چيزي در بالاترين رده كشور ديده ميشد. شما در منطقه، كشورهايي را ميبينيد كه به مراتب از ما عقبتر هستند و مسائل اقتصادي و سطح تكنولوژي پائينتري دارند، ولي اين مسير را خيلي سادهتر طي ميكنند؛ زيرا من بايد روبروي كارفرما بنشينم و از او بشنوم كه هنوز زيرساخت فراهم نيست و تمام اينها به اين دليل است كه استراتژي كه ما از آن صحبت ميكنيم، در لايههاي قبلي كه به آموزش الكترونيكي برسد، تعريف و اجرا نشده است و ما خارج از محور صحيح، حركت ميكنيم.
در مورد مسأله اثربخشي در پروژهاي با آقاي دكتر لوكس (پژوهشگر سيستمهاي هوشمند مركز تحقيقات فيزيك نظري) كار ميكرديم. ايشان ميگفت: فراموش نكنيد ما در دنيايي زندگي نميكنيم كه ديگر بتوان كاري را بدون شبيهسازي (Simulate) انجام داد.
امروز شبيهسازي اتاق خلبان يا ناخداي كشتي را داريم و حتي شركت قطارهاي رجاء شبيهسازي تمام قطارها را گرفته و هزينه سنگيني را پرداخته است تا همه رانندگان قطار بتوانند با Simulator تمرين كنند و آموزش ببينند.
امروزه آموزش يك پديده عجيب و گسترده است كه تعريف شما را از اينكه يادگيري كجا اتفاق ميافتد، چگونه اتفاق ميافتد و چه ابعادي دارد، تعيين ميكند. به اعتقاد من، آموزش الكترونيكي يك ضرورت حياتي است و اثربخشي خود را در جاهاي ديگر نشان داده است و اينكه حال بُعد جديدي پيدا كرده به سوال آخر شما برميگردد، اينكه اين آموزش از طريق شبكه يا كامپيوتر يا كتابهاي الكترونيكي است، ولي بيشترين يادگيري در حوزه اينترنت رخ ميدهد. فضاي يادگيري در اينترنت به قدري سريع و زيباست كه اساتيد ما بايد به اين فكر كنند كه آيا ميتوانند جايگزين مناسبي براي چنين فضاي يادگيري كه قابلرقابت هم باشد، پيدا كنند.
امروز، آموزش در ايران به مرز فردي رسيده است؛ يعني توان فردي افراد در دسترسي به اينترنت و مهارت افراد در زبان انگليسي و همچنين پيشزمينههاي تخصصيشان تعيين ميكند كه فرد از چه ابزاري به منظور آموزش استفاده كند. هر شيوه آموزشي كه در سراسر دنيا هست، در ايران هم وجود دارد و تنها محدوديتهاي زيرساخت فرهنگي ممكن است آن را محدود كند. با اينحال هنوز بيشترين چيزي كه در ايران استفاده ميشود مستندات و نوشتههايي است كه در اختيار افراد ميباشد و كلاسهاي حضوري، ولي در آموزشهايي كه اساس نرمافزاري در صنايع مختلف دارند، سرعت افزايش روزانه وجود دارد.
تدبير: باسپاس از شركت كنندگان در جلسه، بخش دوم و پاياني ميزگرد در شماره آينده به اطلاع خوانندگان گرامي خواهد رسيد.
مفاخري:
تفاوت نيازها و آرمانهاي انسان قرن بيست و يكم، يك تلقي جديد نسبت به آموزش را در او به وجود آورده است.
فرزندي كه درخانواده با حضور كامپيوتر و اينترنت بزرگ مي شود، بدون ترديد مفهوم ديگري از آموزش در ذهن او نقش ميبندد.
در آموزش مدرن، عناصر آموزش از استاد و شاگرد به استاد – شاگرد تغيير كرده و فرايند آموزش و يادگيري، فرايندي كاملتر شده است.
به اعتقاد من آموزش مدرن بر ابزار الكترونيك سوار شده تا به نوعي به تفاوت و تحول انسان و ماهيت تغيير يافته اش پاسخ دهد.
امروز تحول در آموزش و پرورش و آموزش عالي به شكل مدارس هوشمند و دانشگاههاي مجازي و در سازمان به عنوان ابزاري كارآمد براي مديريت دانش و پشتيباني از تصميمگيري مديران درآمده است.
در يادگيري الكترونيك، پويايي هم در استاد، هم در يادگيرنده و هم در موضوع است.
علت اينكه محتواي ما اثربخشي لازم را ندارد اين است كه به آن فكر نميكنيم و رسانه مناسب نيز براي انتقال آن محتوا را پيدا نمي كنيم.
|