|
Untitled Document


دمسازي و انس ديدگاههاي اخلاقي در سازمان
اخلاقيات به عنوان سيستمي از ارزشها و بايد و نبايدها در سازمان، راهنماي عمل مديران و كاركنان در تصميمگيريها و انتخابهايشان تلقي ميشود. نقش اخلاق در عملكردها و رفتارها، در برخوردها و ارتباطات، در گزينشها و ارزيابيها، مهم و تعيين كننده است و هيچ سازماني، بدون داشتن نظام اخلاقي قادر به ادامه حيات نخواهد بود.
اما پرسش اساسي دراين نظام ارزشي چگونگي ايجاد، حفظ و صيانت آن است. ديدگاههاي اخلاقي متفاوتند و هر يك به گونهاي خاص اخلاقي بودن را توصيف و تعريف ميكنند و اين تفاوت و گوناگوني در نظام اخلاقي سازمان انعكاس مييابد. ديدگاههاي اخلاقي آرمانگر، انسانگرا، نسبيگرا و سودمندگرا هر كدام به جنبهاي از اخلاقيات ميپردازند و ساحتي خاص از اخلاق را مطرح ميسازند و سازمان را در مقابل اين انتخاب دشوار قرار ميدهند كه كدامين ديدگاه، مصلحت و خير سازمان و ذينفعان آن را تامين و تضمين ميكند.
نگاهي به اين ديدگاهها، گونهگوني آنها را روشن ميسازد. در انديشههاي اخلاقي آرمانگرا كه نوعي اخلاق الهي را تصوير ميكنند، ابعاد اخلاقي سازمان مبتني بر تقوا، پرهيزكاري، عدالت، صداقت، پاكدامني و فضليتهاي انساني است. در اين ديدگاه، اصول اخلاقي مطلقي وجود دارند كه همگان متعهد به رعايت آنها هستند و ارزشها حالتي مقدس دارند كه تخطي از آنها نابخشودني است. اصول اخلاقي مذاهب و اديان دراين ديدگاه نقش عمده و اصلي را ايفا ميكنند و ارزشهاي اخلاقي از جهانبينيهاي اعتقادي سرچشمه ميگيرند.
در ديدگاههاي «انسانگرا»، رعايت حقوق افراد و حفظ كرامت انساني اصلي اساسي به شمار ميآيد. در انديشه انسانگرايانه بايد براي انسانها و افراد سازمان، حرمت و ارزش قائل بود و نميتوان حق انسان را به خاطر نتيجهاي كه براي جمع يا سازمان دارد، ضايع و پايمال كرد. از اين رو اين ديدگاه را «حرمت انساني» نيز نام نهادهاند. در اين ديدگاه حقوقي چون آزادي بيان، آزادي انتخاب حرفه، آزادي در حريم زندگي خصوصي و شخصي، آزادي در دريافت اطلاعات براي افراد هميشه محفوظ است و سازمانها بايد اين حقوق را محترم شمرده و در احقاق آن براي اعضاي خود تلاش كنند. البته رعايت حقوق فردي بايد به گونهاي صورت پذيرد كه حقوق فرد ديگري را ضايع نسازد و به آن لطمه وارد نكند.
ديدگاه «نسبيگرا»، اخلاق را تابع شرايط ميسازد و مقتضيات زمان و مكان را دراخلاق موثر ميداند. نسبيگرايان معتقدند سازمانها و جوامع در حال تغييرند و شرايط و موقعيتها دائماً تغيير ميكنند، بنابراين گزارههاي اخلاقي نيز نميتوانند ثابت و لايتغير باقي بمانند. در هر دوره و شرايطي بايد براساس تحولات ايجاد شده، ضابطههاي اخلاقي را نيز متحول ساخت و با توجه به زمانه پيش رفت.
ديدگاه «سودمندگرا» عملي را اخلاقي ميداند كه نتيجه و پيامد سودمندي را حاصل سازد. براي آنكه اخلاقي بودن عملي را اثبات كنيم، بايد به نتايج و پيامدهاي آن بنگريم و نتيجه سودمند را ملاك اخلاقي بودن بدانيم. «اصالت نفع فردي» و «اصالت فايده جمعي» دو شكل از ديدگاه سودمندگراي اخلاقي هستند. براساس نظريه اصالت نفع فردي به دنبال سود شخصي رفتن و آن را به حداكثر رسانيدن عملي پسنديده و اخلاقي است و موجب پويايي جامعه و رشد انسانها ميشود. در نظريه اصالت فايده جمعي، نتيجه همچنان از اهميت برخوردار است. اما تلاش در آن است كه بيشترين منفعت براي بيشترين افراد حاصل شود. طرفداران اصالت فايده معتقدند كه بايد در سازمان تصميماتي اتخاذ شود كه منفعت عمل را حداكثر سازد.
همان گونه كه ملاحظه ميشود هر يك از ديدگاههاي اخلاقي جنبهاي از اخلاق را در سازمان توجيه ميكند و در صورتي كه بتوانيم منشور اخلاقي سازمان را با توجه به منافع فردي و جمعي، با عنايت به فضيلتهاي انساني و شرايط و موقعيتهاي زماني و مكاني تنظيم كنيم، بهترين مباني اخلاقي را براي سازمان ايجاد كردهايم. منشور اخلاقي سازمان بايد حاوي تمامي ديدگاههاي اخلاقي باشد تا نوعي تعادل و همسازي ميان اصول اخلاقي مختلف به وجود آيد. گاهي اوقات منشور اخلاقي سازمان گرايش بيشتري به نيازهاي مشتريان ابراز ميدارد و از منافع كاركنان غفلت ميورزد، يا گاهي به كيفيت فرايندها ميپردازد و از هدفها غافل ميشود و يا زماني به فرد توجه ميكند و جمع را فراموش ميكند، در تمامي اين حالات يك ديدگاه غلبه كرده و تعادل و توازن را در نظام اخلاقي سازمان خدشهدار ميسازد. منشور اخلاقي سازمان بايد به فضيلتهاي انساني توجه داشته باشد، حقوق انسانها را رعايت كند، تغييرات و تحولات زمانه را در نظر داشته باشد و منافع فرد و جامعه را حفظ نمايد. بايد دمسازي و انس ميان انديشههاي اخلاقي به وجود آيد و تنها در اين صورت است كه ميتوان به اثربخشي منشور اخلاقي سازماني اميد بست.
|