Untitled Document

معماي ناپايداري توسعه محلي در كلاردشت

(بخش دوم و پاياني، ارزيابي عملكرد طرح‌هاي توسعه­‌اي)

كوروش برارپور
bararpoor@yahoo.com

چكيده

بخش نخست اين مقاله در شماره پيش، به عارضه‌يابي وضعيت موجود سيستم‌هاي مديريتي، نظام‌هاي اجتماعي و طرح‌هاي توسعه‌اي منطقه كلاردشت پرداخت و دلايل بروز ناپايداري در توسعه اين منطقه عنوان شد.
در بخش دوم اين مقاله كه پيش‌روي شماست، بر ارائه مدل‌هاي دقيق رياضي براي اندازه‌­گيري بهره‌­وري طرح‌هاي توسعه­‌اي آن منطقه، متمركز مي­‌شود.

مقدمه
اگرچه ناديده انگاشتن فاز مطالعات امكان‌سنجي در فرايند اجراي اكثر طرح‌هاي توسعه‌­اي كشورمان، يك عارضه مديريتي به حساب مي‌­آيد، اما نبود سيستم‌هاي نظارتي علمي و سامانه‌­هاي ارزيابي عملكرد عيني در فازهاي مختلف اجراي پروژه‌­ها نيز خود، در ايجاد ناپايداري توسعه­ محلي يا منطقه‌­اي در نواحي مختلف كشورمان، سهم بسزايي داشته است. سيستم­هاي ارزيابي و نظارتي‌­اي كه اگر به درستي طراحي و اجرا شوند سبب خواهند شد تا طرح­هاي توسعه­‌اي ملي يا ناحيه‌­اي كشورمان، به درستي مسير روبه جلو خود را طي كند.
با توجه به اينكه اين نوشتار در حد بضاعت ناچيز نگارنده تلاش مي‌­كند تا يك منطق دقيق رياضي و تفكري سيستمي را به فرايند ارزيابي طرحهاي توسعه‌اي كشورمان بنماياند، اما هدف اصلي آن بيشينه سازي سطح آگاهي عمومي نسبت به آثار و تبعات ناشي از نبود رويكردهاي علمي در فاز طراحي و اجراي طرح­ها و پروژه­‌هاي كشورمان است.

نگرشي سيستمي به توسعه محلي در كلاردشت
مدل (شكل1)، كه يك سيستم حلقه‌باز (Open-Circuit) از فرآيند توسعه محلي را در كلاردشت به نمايش گذارده، بيان مي‌­دارد؛ سرمايه‌­گذاري اقتصادي به عنوان ورودي سيستم، طي فرايندي منجر به توسعه اقتصادي (به عنوان يك خروجي كاملاً قابل لمس) مي‌­شود. در اين مدل‌ سرمايه‌­گذاري اقتصادي بر مبناي پيش‌‌‌بيني
سرمايه­‌گذاري اقتصادي در حالت
واقعي توسعه اقتصادي برمبناي پيش‌بيني و معرف توسعه اقتصادي درحالت واقعي است. بر اساس مطالعات پيشين (برارپور، ب1387) و بر مبناي مدل حلقه ­باز نمايش داده شده در (شكل1)، مديريت توسعه‌ا­ي محلي، بازخورد موثري از عملكرد فرايند اجراي طرحها يا نتيجه­ توسعه، با هدف كنترل و انجام اقدام‌هاي اصلاحي بر روي آن، دريافت نمي­‌كند_
(نمودار1)، نيز رفتارمرجع توسعه پايدار كلاردشت، بر مبناي پيش‌­بيني و واقعي را در يك دستگاه مختصات، نمايش مي­‌دهد. بر اين اساس، به دليل رشد فزاينده تخريب محيط‌­زيست كلاردشت از سال1370 به بعد و همچنين كاهش سرمايه­‌هاي طبيعي و اجتماعي و نيز رشد ايستاي سرمايه‌­هاي انساني در آن منطقه (برارپور، الف1387) روند واقعي توسعه پايدارSDr)‌) سيركاهشي را طي كرده كه منجر به ايجاد شكاف معني­‌داري با توسعه پايدار در حالت پيش­‌بيني(SDf) شده است.

2. ارايه مدلي رياضي اصيل براي اندازه­‌گيري بهره‌­وري طرح‌­هاي توسعه­‌اي كلاردشت
اگرچه در بخش نخست اين مقاله كه در شماره پيش مجله چاپ شد، به فقرزا عمل كردن طرحهاي توسعه‌­اي كلاردشت اشاره‌هايي شد، اما باتوجه به محاسبه‌ها و مدلهاي رياضي و يا از راه بازتعريف شاخص بهره‌­وري طرح­‌هاي توسعه‌­اي بر روي مدل اصلاح شده­ (شكل1) (البته به عنوان يك سيستم حلقه­‌بسته ) نيز، مي‌‌توان به اعتبار يافته‌­هاي مطالعات پيشين افزود. در صورتي كه بازخوردهاي مناسبي براي مدل (شكل1)، ارايه شود رابطه (1) مدلي را براي اندازه­‌گيري بهره­‌وري طرح‌هاي توسعه‌­اي محلي در كلاردشت ارايه مي‌‌دهد:
(1) شاخص بهره‌­وري طرح­‌هاي توسعه‌­اي­

دراين رابطه به ترتيب عبارتند از: «ميزان مغايرت سرمايه‌گذاري اقتصادي در حالت واقعي نسبت به پيش‌بيني» و«ميزان مغايرت توسعه اقتصادي در حالت واقعي نسبت به پيش­بيني» كه فاقد ديمانسيون بوده، مطابق با رابطه‌­هاي (2) و (3) به صورت درصد بيان مي­‌شود:

(2) , (3)


 


ازطرفي مطالعات پيشين (برارپور، ب1387) نشان مي­‌دهد توسعه­‌ اقتصادي در كلاردشت درحالت واقعي( ) تنها در حد ساخت و سازهاي غيرضرور (به ­صورت ساخت بي­رويه­ ويلا) و نامرتبط با ماموريت‌هاي توسعه ­پايدار محلي محدود مانده كه منجر به برهم زدن آمايش­ سرزمين محلي نيز شده است. بنابراين، توسعه ­اقتصادي در حالت واقعي در مقايسه با توسعه ­اقتصادي برمبناي پيش‌­بيني(كه بر گسترش زيرساخت­ها تاكيد دارد)، بسيار اندك و يا قابل صرف نظركردن است(يعني: Df >> ). با اين منطق و از مقايسه روابط (1)،(2) و (3) شاخص بهره‌وري توسعه به صورت زير قابل ساده‌­سازي است:

(4)

0< 0 Ir I­f > 0, ,
با توجه به داده­‌ها و مفروضات پژوهش، شاخص بهره‌­وري طرح‌هاي توسعه­‌اي كلاردشت در رابطه(4)، مي‌‌تواند مقادير مساوي يا كوچكتر از صفر را دربر‌گيرد؛ يعني:
(5) دراين صورت، طرح‌هاي توسعه‌اي در نقطه­ سربه­ سر قرار دارند.

(6) دراين صورت، اگرچه حجم سرمايه‌گذاري صورت گرفته در حالت واقعي، نسبت به پيش­‌بيني بيشتر است.
) <( اما با ماموريت‌هاي توسعه ­پايدار همخواني نداشته و روند پيشرفت توسعه درارتباط باسرمايه­‌گذاري صورت­ گرفته، رضايت­ بخش نيست. مطالعات (برارپور، ب1387) نشان مي­‌دهد: فرايند سرمايه­‌گذاري اقتصادي كلاردشت درحالت واقعي ( ) به جاي تمركز بر گسترش زيرساخت‌هاي شهري و گردشگري مانند ساخت: هتل‌ها، جاذبه­‌هاي گردشگري، فرودگاه، تله‌كابين، قطارشهري و ديگر زيرساختها،با رويكردي اعيان‌نشيني و بر خلاف سياستهاي از پيش مطرح شده، به انبوه‌سازي و ساخت و ساز ويلاهاي غيرمرتبط با ماموريت­هاي توسعه گردشگري پرداخته است. به سخني ديگر:
(سرمايه­‌گذاري اقتصادي درحالت واقعي) كه به­‌ صورت انباشت سرمايه‌­هاي‌ ­فيزيكي تبلور يافته، بيشتر از (سرمايه‌‌گذاري اقتصادي برمبناي پيش‌بيني) بوده است يعني:) < ). بنابراين و درنهايت؛ بدون محاسبه كشش‌ها (كشش‌هاي تقاضا، عرضه و قيمتي در اقتصاد ملي و محلي) و با استناد به يافته‌‌هاي مطالعات پيشين (برارپور، ب1387)، مي‌­توان نتيجه گرفت كه شاخص بهره‌وري طرح‌هاي توسعه­‌اي دركلاردشت كه در رابطه (6) نمايش داده شده، كوچكتر از صفر است.
به سخني ديگر: ادامه روند توسعه محلي دركلاردشت با وضعيت فعلي، هيچ‌گونه توجيه علمي و اقتصادي ندارد_

3. پيشنهاد سياست
همچنين اگر براساس (نمودار 1)، تحليلي ديناميكي به مقوله بهره‌وري طرح‌هاي توسعه‌اي در كلاردشت ارايه شود‌، در اين صورت مطابق با مدل مفهومي (شكل2)، كه يك مدل ديناميكيِ هدف‌جو با بازخورد منفي و ماهيت كاهشي را نمايش مي‌­دهد، مي‌­توان سياست بهينه‌­اي را پيشنهاد داد. براين مبادي؛ طبق رابطه(7) مي‌­توان گفت: تغييرات سرمايه‌‌گذاري فيزيكي در طول به زمان با تفاضل سرمايه‌گذاري برمبناي پيش­بيني و سرمايه­‌گذاري درحالت واقعي متناسب است.
(7)I = (If-Ir)/dt

در رابطه7، I معرف تابع سرمايه‌گذاري فيزيكي و ضريب سرمايه­‌گذاري فيزيكي (نسبت انباشت سرمايه­‌هاي فيزيكي به كل سرمايه‌­گذاري صورت گرفته) در كلاردشت است. بنابراين اگر تابع سرمايه‌‌گذاري، تابعي پيوسته فرض شود، در اين صورت باتوجه به اينكه حجم سرمايه­‌گذاري فيزيكي صورت گرفته در حالت واقعي نسبت به پيش­‌بيني بيشتر است ( < )، معادله ديفرانسيلي مطابق رابطه(8) حاصل مي‌­شود:
(8) I - dI/dt =
از حل معادله ديفرانسيل بالا مي‌توان به تابع نمايي رابطه(9) رسيد:


(9) ) t - I(t)=Ir(0)exp(
در رابطه (9) ، Ir(0) مقدار اوليه سرمايه­‌گذاري فيزيكي(اقتصادي) محلي در كلاردشت در سال 1386 است.
بنابراين همان‌گونه كه پيشتر اشاره شد، با توجه به اينكه سرمايه­‌گذاري اقتصادي در كلاردشت به‌­صورت انباشت بي‌رويه سرمايه­‌هاي فيزيكي نمود پيدا كرده، با توجه به اينكه در فراگرد توسعه پايدار بايستي به هر 4 وجه سرمايه، شامل: سرمايه‌­هاي اقتصادي، اجتماعي، انساني و طبيعي به­ صورت متوازن توجه شود، مطابق (نمودار 2)، سياست پيشنهادي بهينه براي كنترل چرخه­ تخريب محيط­‌زيست در كلاردشت آن است­ كه؛ در مدت 8 سال آينده و تا پايان برنامه پنجم توسعه(سال1394) حجم سرمايه­‌گذاري فيزيكي در آن منطقه كاهش يابد و به حد اپتيمم(بهينه) از پيش مطرح شده­ در طرح جامع شهري آن منطقه يعني؛ Ir-o برسد.
همانگونه كه در بخش عارضه‌يابي از قسمت بخش اين نوشتار(كه در شماره پيش مجله به چاپ رسيد) تحليل شد. براي درهم شكستن تعامل عرضه و تقاضاي زمين در يك بازار مبتني بر رانت در كلاردشت، بايستي دو حلقه كنترلي با بازخورد منفي ايجاد كرد كه هدف آن اجراي دوسناريوي زير به صورت همزمان در مديريت كلان كشور باشد:
1. حذف سياستهاي حمايتي غيرمستقيم دولتها براي فروش زمين دركلاردشت و باز پس‌­گيري تمامي اراضي واگذار شده(بيش از 10 هزار هكتار) به افراد و دستگاههاي ويژه در 22 سال گذشته.
2. حذف سياستهاي مبتني بر رانت كه در طول زمان، منجر به افزايش كاذب تقاضا و قيمت زمين در كلاردشت، گسترش فرهنگ دلالي و اقتصاد غيرمولد مبتني‌­بر واسطه‌­گري‌ ­در آن ­منطقه­ شده ­است.

نتيجه­‌گيري
با عنايت به اينكه دغدغه توسعه در پارادايم جديد، خوشبختي همه جانبه نسل بشر است، ولي الگوهاي كلاسيك توسعه كه به صورت تك­‌بعدي بر توسعه صرف اقتصادي متمركز است، در هزاره سوم و در عصر حاضر كه محيط­ زيست جهاني بوده و سرمايه­ هاي انساني و اجتماعي پيشران اصلي توسعه تلقي مي­‌شود، كارايي لازم را ندارد. با توجه به آنكه الگوهاي نوين توسعه، ناديده­‌انگاري محيط‌­زيست را در فراگرد توسعه كه ­سبب فقرزايي و درنهايت ناپايداري توسعه مي­‌شود، رد مي‌‌كند، اما نتايج حاصل از مطالعه‌هاي اين پژوهش حاكي از آن است­ كه: نگره­‌ها و رويكردهاي غالب در كشور ما نسبت به ماهيت و محتواي طرحها و پروژه‌هاي توسعه‌اي، به سمت الگوهاي سنتي گرايش دارد. اگرچه از طرحها يا پروژه­‌هاي توسعه‌‌اي در كلاردشت به عنوان پيشران توسعه يا محرك رشد صنعت گردشگري ياد مي­‌شد اما اجراي آنها با تاخيرهاي زماني، سبب ظهور ديناميك‌هايي مانند؛ تخريب جنگلها و محيط­‌زيست و نيز خريد و فروش زمين يا اقتصاد مبتني بر دلالي در منطقه شده كه هيچ ارتباطي با ماموريتهاي اين صنعت پرارزش ندارد.
در اين نوشتار، بهره‌­وري طرح‌هاي توسعه‌­اي مورد مدل­‌سازي سيستمي و اندازه­‌گيري رياضي قرار گرفت. و همان گونه كه از واكاوي نتايج اين پژوهش بر مي­‌آيد، هيچ يك از اين طرح‌ها در جهت هدف‌هاي توسعه يا تضمين پايداري توسعه عمل نكرده‌­اند. با توجه به محتويات اين نوشتار، ضعف عملكرد دولتها در فاز امكان‌سنجي(فاز صفر) پروژه­‌ها يا طرح‌هاي عمراني، زيربنايي و توسعه‌­اي در ابعاد ملي و محلي، سياستهاي حمايتي دولت براي برهم زدن تعادل عرضه و تقاضاي زمين در كلاردشت، در اختيارگيري بخش تقاضاي زمين و كنترل قيمت­هاي آن توسط رانت­هاي اقتصادي و اطلاعاتي و نيز فقدان چشم‌انداز درازمدت براي آينده جامعه محلي كلاردشت، مجموعه علتهايي است كه ناپايداري توسعه محلي را در آن منطقه رقم زده است.
منابع در بخش اول مقاله آمده است.


بازگشت به صفحه اول سايت سازمان مديريت صنعتي
در اين شماره مى خوانيد:
سر مقاله
ماليات بر ارزش افزوده؛ چالشي نو
ميز گرد
اقتصاد ملي و اقتصاد جهاني؛ همگرايي يا واگرايي
مقالات
رويکردهاي نوين در مديريت استراتژيک منابع انساني
تقدم با كداميك:سازمان يادگيرنده يا مديريت دانش
چارچوب زاکمن در فرايند معماري سازماني
الگوي بلوغ قابليت کارکنان(P-CMM)
آينده نگاري علم و فناوري(تجربه كشور چك)
مديريت در ايران باستان آشنايي با نظام مديريت اداري داريوش
معماي ناپايداري توسعه محلي در كلاردشت
ملاحظات رفتاري بازاريابي از ديدگاه اسلامي
جايزه ملي مديريت پيشرفت ايران (هفت سين پيشرفت)
سه وجهي كردن مديريت عملكرد اثر بخش
پيچيدگي رهبري؛ گذر از عصر صنعتي به دوره دانش
منابع انساني در صحنه(HR at the Table)
مديريت استعداد-جذب استعداد در يك بازار رقابتي
تدبيرانه
گزارشهاى داخلى
بهره‌وري، اقتصاد و توسعه ملي در عصر دانايي
كنفرانس بين‌المللي مديريت در راه
برند؛ عامل پويايي و بقاي سازمانهاي آينده
كوتاه و خواندنى
فروشندگان صنعتي؛ نقشها و ويژگيها
خريد ناگهاني
روى خط اينترنت
نگاهي به يك كتاب-مديريت تكنولوژي
معرفي كتاب
روي جلد