Untitled Document

 

اولين سخن


نقش مديريت كه تا آغاز قرن بيستم جلوه‌اي نداشت در عصر حاضر به سبب ارتباط نزديك جوامع ناشي از توسعه تكنولوژي ارتباطي و نتيجتا " گسترش متغيرهاي اثرگذار بر سرنوشت جوامع از اهميت فوق‌العاده‌اي برخوردار شده است، به طوري كه امروز مديريت به عنوان عامل تغيير، جايگاه ويژه و ارزنده‌اي در توسعه نظام اجتماعي دارد.
هر انقلابي پس از پيروزي و در مرحله نوسازي و معماري نظام موردنظر از كمبود مديران معتقد و باتجربه رنج مي‌برد، به طوري كه ضعف مديريت، اساسي‌ترين تنگناهاي توسعه اجتماعي تمامي انقلابها به شمار مي آيد. چرا كه قبل از پيروزي انقلاب، هيچ‌گاه زمينه كسب تجربه در سطوح بالاي مديريت براي اين گونه افراد كه درواقع مخالفان نظام وقت محسوب مي شدند مهيا نبوده است. لذا بناچار بار اداره نظام نوين انقلابي بر دوش مديراني مي نشيند كه به دلايل گفته شده از تجربه كافي برخوردار نيستند. اين امر درحالي اتفاق مي افتد كه سيستم‌هاي مختلف جامعه در اثر دگرگوني ناشي از انقلاب از تعادل و نظم قبلي خود خارج شده است و ارزشهاي انقلابي، نظمي نو و تعادلي سازگار با اين نظم را مي طلبد، بويژه آنكه توقع و انتظارات مردم پس از پيروزي، از دولت انقلابي نيز افزايش يافته است. مضافا" اگر انقلاب شعار استقلال و رهيدن از سلطه كشورهاي استعمارگر را نيز فرياد كند و حرفي نو براي گفتن داشته باشد، در اين صورت نه تنها از حمايت ومساعدت اين كشورها درحل مسائل و كنترل بحرانهاي اقتصادي اجتماعي و سركوب مخالفان داخلي خود بي بهره خواهد شد بلكه خود كشورهاي مزبور و حكومتهاي وابسته‌شان به جبهه جديدي براي سرگرم ساختن توان و امكانات دولت انقلابي تبديل مي شوند. به هر تقدير اين آزمايشي است كه همه انقلابها در شرايط گوناگون با آن مواجه مي شوند. آزمايشي بسيار حساس و سرنوشت ساز.
در كشور ما نيز مديران، در ميان انبوهي از مشكلات كهنه و نو، بار سنگين مسئوليت اداره واحدهاي مختلف را بر دوش دارند. مشكلاتي كه بعضا" به ديوارهاي بلندي مي مانند كه عبور از آنها ناممكن جلوه مي كند و مجموعا" كلاف سردرگمي از مسائل مختلف به نظر مي آيند كه گشودن گره از اندام آن به سادگي ميسر نمي شود. اين پيچيدگي از ويژگيهاي نظام اجتماعي است، آنها كه به دنبال راه‌حلهاي ساده در برخورد با اين گونه مشكلات مي‌باشند طبيعت نظام‌هاي اجتماعي را نشناخته اند.
لازمه حل مسائل مديريت امروز كشورمان برخوردي همه جانبه در همه ابعاد فرهنگي، سياسي و اقتصادي و در تمامي سطوح خردوكلان سازماني به طور همزمان مي باشد. طبيعت پيچيده نظام‌هاي اجتماعي چنين حكم مي كند و اين امر فقط با درك صحيحي از عمق مشكل و نتيجتا" ايجاد آمادگي براي پيمودن يك راه طولاني همراه با حوصله و شكيبايي لازم، ميسرمي شود.
در اين حركت سرنوشت‌ساز، هماهنگي در باورها و ارزشهاي مديران جامعه از يك سو (كه با دو قبله نتوان رفت ره دوست) و جامع‌نگري و كل بيني در برخورد با مسائل نظام از ديگر سو (كه ماند از كل آنكه شد مشتاق جزء) دو بال اين پرواز بزرگ، بر فراز قلل دست يافتني (كه وعده خدا حق است) آرمان اسلامي مي باشند.
در اين راه بايد صادقانه به ضعف‌هاي خود بينديشيم و براي رفع آنها حكيمانه تدبير كنيم. رفع نارسائيها و تنگناها و حل مشكلات اداره واحدها درگرو واقع بيني نسبت به مسائل و اعمال شيوه‌هاي علمي مديريت متناسب با نظام ارزشي و خصوصيات فرهنگي مردم و پرهيز از ساده‌انگاري و اعمال روشهاي اداره مبتني بر احساس شخصي و يافته‌هاي سطحي مي باشد. لزوم توجه به امر تحقيق در مسائل مديريت و آموزش مديران و ايجاد و توسعه نرم‌افزارهاي موردنياز براي اداره بهتر واحدها ضرورتي اجتناب‌ناپذير در پيمودن اين مسير مي باشد.
انتشار «تدبير» در آغاز دهه بازسازي، به نيت همراهي با اين حركت ضروري و اجتناب‌ناپذير به سمت اهداف انقلاب صورت مي گيرد و هدف از آن در يك كلام كمك به ارتقاء توان و توسعه ظرفيت مديريت در كشور مي‌باشد.
اگرچه در يكي دوسال اخير خلاء وجود نشريات خوبي در حوزه مديريت، با انتشار چند نشريه در اين زمينه تا حدودي پر شده است ولي هنوز جاي نشرياتي براي مديران (و نه براي اساتيد و دانشجويان و كارشناسان مديريت) خالي است. نشرياتي كه مخاطبان اصلي آن را مديران واحدها در سطوح مختلف تشكيل دهند و به مسائل مديريت و راه‌چاره‌هاي آن بپردازند و درواقع حلقه رابطي بين نظريات علمي مديريت و مسائل عيني مديران باشند نشريه حاضر با چنين گرايشي و قبول چنين جايگاهي انتشار مي يابد.
تدبير يك نشريه علمي براي مديران و سياستگذاران واحدها در سطوح مختلف خرد وكلان كشور بالاخص براي مديران شركتها، سازمانها و واحدهايي است كه داراي شخصيت حقوقي مستقل مي باشند و قدر مسلم مندرجات آن براي مطالعه تصميم‌سازان مديريت (كارشناسان مديريت) و همچنين استادان و دانشجويان اين رشته و كليه افرادي كه علاقه‌مند به مسائل مديريت مي باشند قابل استفاده خواهدبود.
تدبير بر آن است ايفاگر نقشي باشد كه در قالب آن بتواند مديران را در جريان مفاهيم علمي مديريت و تجربيات و دستاوردهاي روز دراين زمينه قرار دهد و از اين طريق زمينه آشنايي ايشان را با دانستنيهاي اين حرفه فراهم سازد. همچنين مي كوشد عرصه‌اي براي تبادل‌نظر مديران و صاحبان انديشه در اين حوزه و وسيله‌اي براي توسعه ديد و نگرش مديران ازطريق انتشار مطالب و اطلاعات مفيد در اين زمينه باشد.
اميد است شما خواننده محترم با انعكاس نظرات خود دست‌اندركاران را در تحقق اهداف اين نشريه نوپا ياري فرماييد.
مديرمسئول

 

 

ميراث تدبير


19 سال پيش در خرداد ماه 1369 جامعه مديريت كشور، تولد نخستين شماره تدبير را در عرصه مطبوعات تخصصي به تماشا نشست. در آن روزگار، تنها يكي دو نشريه مديريتي آن هم در قالب فصلنامه وبا محتوايي نخبه‌گرا و آكادميك، انتشاري نامنظم داشتند، كه ادبيات بومي مديريت را به آنها راهي نبود و دستاوردهاي روز دانش مديريت نيز در آنها جايي نداشت.
در چنين حال و هوايي تدبير با تكيه بر ميراث آموزش، پژوهش و مشاوره مديريت در سازمان مديريت صنعتي، رسالتي توسعه بخش را در راستاي توليد و گسترش دانش مديريت و غنابخشي به ادبيات بومي اين حوزه به منظور ارتقاي سطح كيفي مديريت در كشور كه گلوگاه توسعه ملي به شمار مي آيد، براي خود برگزيد. كار، دشوار مي نمود و چشم‌انداز، تا حدودي مه‌آلود. تدارك نخستين شماره و نسخه‌هاي پسين آن در ماههاي آغازين با مرارتي بيش از پيش‌بيني‌هاي اوليه همراه بود، اما تدبير به مدد بانيان و همراهان صميمي خود با اراده و بردباري، پاي در اين مسير ناهموار گذاشت و گام به گام، سنگلاخ‌ها را فتح كرد.
اينك تدبير، 19 ساله شده است و در حالي دويستمين شماره خود را تدارك مي بيند كه خردادماه 88 بيستمين سال انتشار خود را آغاز مي كند. سرگذشت مطبوعات ايران گواهي مي دهد كه بيست سال انتشار منظم و بي‌وقفه يك ماهنامه تخصصي با روندي روبه رشد، كارنامه افتخارآميزي به شمار مي آيد كه مي توان درسها و دستاوردهايي را براي ادامه راه از آن برگرفت. دستاوردهايي از اين گونه:
1. درحالي كه در ماهها و حتي سالهاي آغازين، تأليف و ترجمة مقاله‌ها و محتواهاي مديريتي در كشور آن‌قدر ناچيز بود كه تدارك هر شماره، دغدغه‌اي پايان‌ناپذير را به جان گردانندگان مجله مي ريخت، اينك تدبير مي تواند ادعا كند كه «جامعه نويسندگان، مترجمان و توليدكنندگان محتواهاي مديريتي» را در سراسر كشور شكل داده است كه هم‌، پايي در صنعت وبنگاههاي اقتصادي دارند و هم، دستي دردانشگاهها و پژوهشگاهها، و تدبير، امروز به منزلة پايه‌هاي پلي عمل مي كند كه اين عرصه‌ها را به يكديگر پيوند مي زند و تعامل دانش و تجربه را به بار مي نشاند. ميزان مقاله‌هاي ورودي تدبير، در سال 87 اين ادعا را رنگ واقعيت مي بخشد. مطابق آمار، تدبير در سال جاري به طور ميانگين ماهي 70 مقاله از نويسندگان و مترجمان مديريتي كه در اقصا نقاط كشور مشغول كار و تحصيل‌اند در حوزه‌ها و زمينه‌هاي مختلف تخصصي دريافت كرده است كه حدود 55 درصد آنها توسط مشاوران علمي مجله مناسب چاپ تشخيص داده نشده‌اند و مابقي در نوبت چاپ قرار گرفته‌اند. به اين ترتيب هر مقاله بين شش ماه تا يكسال در نوبت چاپ مي ماند و از اين بابت تدبير از نويسندگان خود خجل است، اما اين استقبال از يك سو، مهر تاييدي است بر اعتبار مجله از ديدگاه دانش‌پژوهان، و از جانب ديگر، گواهي است بر رونق و رشد غيرقابل پيش‌بيني توليد ادبيات و محتواهاي مديريتي در شكل تأليف و ترجمه مقاله و در نگاهي ديگر، تاكيدي است بر بالارفتن قدرت انتخاب محتوا. اين همه به جز مطالبي است كه رأسا" توسط مجله توليد مي شود؛ همچون سرمقاله‌ها، ميزگردها، گزارش‌ها، كوتاه و خواندني، تدبيرانه و... .
2. از آنجا كه تدبير از ابتدا در چارچوب نقش تعريف شده مطبوعات تخصصي، ساده‌سازي مفاهيم پيچيده علمي و قابل فهم و جذب كردن آن براي مخاطب و نيز ارائه جذاب وموثر مطالب را در دستور كار داشته، تلاش كرده است تا نقش خود را در شكل دادن به يك مكتب كارآمد روزنامه‌نگاري تخصصي دركشور ايفا كند. مكتبي تلفيقي كه آموزه‌هاي روزنامه‌نگاري حرفه‌اي را با محتواهاي تخصصي، علمي و كاربردي مديريت درهم آميخته و سنتزي نو از اين تركيب، پديد آورده است.
3. انتشار منظم و بي‌وقفه تدبير در طول 19 سال فعاليت، بي‌ترديد يك دستاورد بي‌بديل در ميان مطبوعات تخصصي به شمار مي آيد. درحالي كه بسياري از فصلنامه‌هاي تخصصي دانشگاهي ما، با آن پشتوانه علمي، فصل‌ها از زمان خود عقب هستند، انتشار 200 شماره تدبير بدون آنكه در طول 19 سال حتي چند روز درهر ماه تأخير انتشار داشته باشد و يا حتي يك‌بار، دو شماره تدبير در هم ادغام شده باشند، بعد ديگري از اين كارنامه موفق را به نمايش مي گذارد. چه، نظم انتشار و مداومت انتشار به عنوان آموزه‌هاي روزنامه‌نگاري حرفه‌اي، پشتوانه اعتماد مخاطب؛ يعني باارزش‌ترين سرمايه معنوي هر رسانه شناخته مي‌شود.
4. حفظ تعادل و توازن به لحاظ سياستگذاري، پاي‌بندي به اصول، انعطاف‌پذيري درعين هويت‌مداري، ثبات مديريتي و گذر از معبر نقد علمي و منصفانه واقعيت‌هاي مديريتي كشور از ديگر تكيه‌گاه‌هاي تدبير در نوزده سال گذشته است. مقالات تدبير از فيلتر داوري‌هاي علمي مي گذرند، آگهي‌هاي بازرگاني تدبير همچنان در چارچوب اصول اوليه، به فلسفه انتشار مجله وفا دارند، غلبه سهم تأليف بر ترجمه به عنوان يك اصل همچنان موردتاكيد است، نوآوري در فرم و محتوا همواره در ياد گردانندگان مجله بوده است، غلبه فرهنگ بر اقتصاد و سياست در مديريت مجله، يك اصل بوده است، نگاه به نويسندگان و توليدكنندگان محتوا و نيز مخاطبان تدبير به عنوان دارايي‌هاي هوشمند و باارزش مجله، سياستي محوري به شمار مي آيد و پاسخگويي به آنها، آموزه‌اي است غيرقابل گذشت.
5. استمرار پاره‌اي ساختارها و قالب‌هاي توليد محتوا همچون ميزگرد از نخستين شماره تا به امروز را شايد بتوان در نوع خود بي‌بديل دانست كه نمونه و مشابهي در مطبوعات ادواري ندارد.
6. اين امر از يك سو، عزم گردانندگان مجله را به حفظ ساختارهايي كه نقد، تحليل و ارزيابي كارشناسي رويدادها و مسائل اقتصادي و مديريتي را ممكن مي سازند به نمايش مي گذارد و از جانب ديگر ظرفيت تدارك دهها ميزگرد در طول 19 سال را روايت مي كند. اما در ديگر سو مقايسه 200 شماره تدبير از ايجاد بخش‌هاي جديد به منظور پاسخگويي روزآمد به نيازهاي مخاطب حكايت مي كند و اين يعني انعطاف‌پذيري درعين وفاداري به اصول. تدبير انتشار خود را با 48 صفحه آغاز كرد و اكنون سالهاست كه صفحات آن (بدون محاسبه صفحه‌هاي رنگي) به بيش از 2 برابر افزايش يافته است و اين شماره با 160 صفحه دردسترس شماست. اين درحالي است كه نسبت تعريف شده آگهي به محتواي غيرآگهي همواره حفظ شده است.
7. تدبيرگرچه اينك در جامعه مديريتي، علمي و دانشگاهي كشور، حضوري صميمي و باصلابت دارد، هرگز ادعا نمي كند وضعيت موجود، مطلوب نيز هست. ما همچون هر كار توليدي، خلاق و فعالي، كاستي‌هاي فراوان داريم كه مي كوشيم آنها را به نقاط قوت تبديل كنيم. روند 19 ساله تدبير را مي توان روندي روبه رشد دانست، اما براي فتح آينده بايد خيزهاي بلند برداشت. اگر همچون گذشته دستمان را بگيريد. تلاش مي كنيم شايستگي اعتماد شما را داشته باشيم و ميراثي را براي آيندگان برجاي بگذاريم كه شايد بتوانند 19 سال و حتي 190 سال ديگر هم آن را بر دوش بكشند، پس ما را از نصايح و نقدهاي خود محروم نسازيد.
8. و بالاخره، از اينها كه بگذريم تدبير براي دويستمين شماره خود ويژه‌نامه‌اي تدارك ديده كه از نظرتان مي‌گذرد. از همه كساني كه با ارسال يادداشت، اظهارنظر، نقد و نوازش باعث دلگرمي همكاران خوب و زحمتكش من در تدبير شده اند، سپاسگزارم.
محتواي اين ويژه‌نامه، جايگاه خطير تدبير و دشواريهاي پيش روي را به ما يادآوري مي كند. اميد كه همچنان در يادها بمانيم.

 

تدبير در آيينه ديدگاهها

جمعي تعريف كردند و ستودند، پاره‌اي نقد كردند و خرده گرفتند، اما همه گفتند: خجسته پديده‌اي است كه جاي خود را باز كرده، رسالتي عظيم به دوش كشيده و هنوز بار سنگيني دارد تا به مقصد ببرد كه منزل بس خطرناك است و مقصد بس بعيد.
ما نَقل‌ها را چون نُقل‌ها به كام جان ريختيم و دوصدبار به ديده منت نهاديم تا در ويژه‌نامه دويستمين شماره و در آستانه بيستمين سال انتشار، ببينيم كه از منظر شما چه هستيم، چه كرده ايم و چه بايد بكنيم. اين ويژه نامه برآيند نظرات، انتقادها و پيشنهادهاي اعضاي هيئت علمي، نويسندگان، همكاران قديمي و مخاطبان همراه است؛ چه اين راه بي ياري آنان و شما رفتني نيست.

ما بدان مقصد عالي نتوانيم رسيد هم مگر پيش نهد لطف شما گامي چند

 

 

 

دكتر سيد مهدي الواني
استاد و صاحبنظر علم مديريت

زبان مفاهمه

تخصص گرايي و باريك شدن در شاخه هاي مختلف دانش اگرچه به شناور شدن درخت علم انجاميد و موجب توسعه و گسترش دانش و فناوري شد، اما اين توسعه، عوارضي را نيز به همراه داشت. جدايي تخصص‌هاي گوناگون از هم، زبانهاي خصوصي را جايگزين زبان عمومي ساخت و علماي هر رشته كوشيدند تا به زبان خاص خود سخن گويند و از مفاهمه با ديگران غافل مانند. اين ضايعه، زماني شدت پيدا كرد كه اهل عمل از درك زبان اهل نظر بازماندند؛ زيرا زبان تخصصي نظريه پردازان با زبان مجريان و اهل عمل يكي نبود و آنچه آنان مي گفتند اينان نمي شنيدند و آنچه مجريان مي خواستند اهل نظر فهم نمي كردند و پاسخگو نبودند. در چنين فضايي ذخاير ارزشمند علمي بي اثر و بي فايده مي ماند و تئوري‌ها و نظريه‌هاي علمي بي خريدار و مشتري بودند. نشريه‌هاي علمي و دانشگاهي نيز با همين حال و هوا منتشر مي شدند و با زباني سخن مي گفتند كه تنها خود مي شنيدند و درك مي‌كردند. نشريات دانشگاهي متون دانشگاهيان را منعكس مي ساختند و دانشگاهيان و اصحاب علم مخاطبان آنها بودند.
راه برون رفت از اين مشكل، رسانه هايي بودند كه بتوانند زبان پيچيده و تخصصي علم را به زبان ساده و قابل درك كاربران آن ترجمه كنند و جدايي و گسستگي ميان علم و عمل و اجرا و نظر را به آشتي و يگانگي مبدل سازند و تدبير چنين مهمي را با انتشار دويست شماره براي خوانندگان محقق ساخت. در مقاله‌هاي تدبير همواره تلاش بر آن بوده كه به مشكلي از مشكلات جامعه مديريتي كشور پاسخ گفته شود و اين پاسخ به زباني ساده و عمومي بيان شد تا مجريان و مديران به روشني آن را دريابند و از آن بهره برند. زبان تدبير، زبان مفاهمه و هم ذهني با مخاطبان خود بوده و سعي شده تا از تخصص گرايي‌هاي افراطي و جدايي ساز حذر شود. تدبير با مشي نگارشي خود نشان داد مي توان به گونه اي سخن علمي گفت و نوشت كه مجريان، نظريات علمي را بشنوند، درك كنند و به كارگيرند و اين انگيزه را داشته باشند كه به خواندن آنها ادامه دهند. استقبال مديران، كارشناسان ومجريان از تدبير شاهدي بر توفيق اين شيوه تدوين و انتشار بوده است كه اميد است در آينده نيز استمرار يابد و راه تعالي بپيمايد.
به عنوان يكي از مشاوران علمي تدبير، اين موفقيت را كه به گمان من كاميابي بزرگي است، به همه گردانندگان نشريه و خوانندگان آن تبريك مي گويم و براي گامهايي كه در راه توسعه دانش مديريت برداشته مي شود، پويايي و پايداري آرزو مي كنم.

 

دكتر بهزاد ابوالعلايي
مدرس و مشاور مديريت منابع انساني

دستاوردي بزرگ

آشنايي من با تدبير به حدود 20 سال قبل برمي گردد. در آن سالها يك دوره بلندمدت آموزش مديريت اجرايي را در سازمان مديريت صنعتي مي گذراندم و از اولين خوانندگان هر شماره جديد تدبير بودم. از آن سالها كه بسيار مشتاق و هيجان زده بودم كه مطلب و مقاله‌اي از من در اين ماهنامه چاپ شود تا سالهاي اخير كه افتخار دارم در گروه مشاوران علمي تدبير عضويت داشته باشم، هم دنياي مديريت و هم اين ماهنامه مديريتي دستخوش تحولات زيادي شده است. اما علي‌رغم همه اين تحولات و فرازونشيب‌ها، تصور مي كنم كه هنوز تدبير يك پديده كم نظير و شايد منحصر به فرد در ميان نشريات مديريتي كشور ماست.
كار ماهنامه‌اي مثل تدبير و دست‌اندركاران آن هرچه جلوتر مي رويم، سخت‌تر مي شود؛ چرا كه از يك‌سو، مديراني كه مخاطبان اصلي آن هستند با چالشهاي جديدتر و پيچيده‌تر روبرو مي شوند و لذا انتظارات بيشتري و بالاتري از مطالب مندرج در آن دارند و از سوي ديگر كانال‌هاي جديدي براي كسب اطلاعات و دستيابي به ايده‌ها و تجربيات مديريتي جديد (بويژه با كمك اينترنت) باز شده كه رقبايي جدي براي تدبير و امثال آن تلقي مي شوند.
من، رسيدن تدبير به دويستمين شماره خود را بويژه در فضا و فرهنگي كه آغازكردن سهل و آسان، اما ادامه دادن و به پايان رساندن سخت و مشكل است، يك دستاورد بزرگ تلقي مي كنم، اما براي افزايش اثربخشي اين ماهنامه وزين پيشنهادهايي هم دارم:
1 . مديراني كه مخاطبان اصلي تدبير هستند، بايد در توليد محتواي آن هم سهم بيشتري داشته باشند. تدبير بايد صحنه تبادل تجارب، تعاطي افكار و نظرسنجي‌هاي مختلف از مديران كشور باشد.2. يكي از كاركردهاي تدبير، جنبه آموزشي آن است. آموزش مديران بايد «مسئله محور» باشد، تدبير بايد توجه بيشتري به مسائل روز مديران كشور داشته باشد و مطالب خود را با تمركز بيشتري حول اين موضوعات اقتضايي توليد و عرضه كند.3. ادبيات و فرهنگ ملي و متون معتبر ديني ما، سرشار از لطايف و ظرائف مديريتي هستند، به نظرم مي توان بخشي از تدبير را به شرح و بسط اين مطالب جالب، شيرين و آموزنده اختصاص داد.4. داستانهاي كوتاه، شعر، عكس، طرح و استفاد متنوع‌تري از هنر، مي‌تواند جذابيت‌هاي شكلي و محتوايي تدبير را دوچندان كند. 5. مديران ما، از نمايشگاهها و شركتهاي مختلف در خارج بازديد مي كنند و با ايده‌هايي جديد باز مي گردند. تدبير مي تواند پلي براي برقراري ارتباط بين اين گروه از مديران و سايرين باشد كه مايلند سوغات علمي و تجربي اين‌گونه سفرها را هديه بگيرند.
براي همكاران و دوستان خوبم در مجله تدبير و براي خوانندگان ارجمند آن، آرزوي توفيق، شادي و سلامتي دارم.

 

دكتر غلامرضا نصيرزاده
مدير گروه راهبري آموزش سازمان مديريت صنعتي

تدبير و دگرانديشي در مديريت كسب و كار ايران
نوزده سال و دويست شماره_ تدبير مي‌رود كه بيست ساله شود و به زودي بهار بيست سالگي خود را آغاز خواهد كرد. شايد بتوان ادعا كرد كه در اين دو دهه، تدبير از دو ويژگي متمايز برخوردار بوده است: نخستين ويژگي اينكه تدبير براي خود هويتي مستقل از صاحب امتياز خود ايجاد كرده است. صاحب امتياز تدبير، سازمان مديريت صنعتي است، ولي تدبير را نمي‌توان ارگان سازمان مديريت صنعتي دانست.
در واقع تدبير از يك سو صداي مديران كسب وكارهاي اقتصادي ايران و از سوي ديگر بيانگر دغدغه‌هاي فكري آنان است. و اينجاست كه دومين ويژگي تدبير خود را نشان مي‌دهد. تدبير نداي دگرانديشي در مديريت كسب و كار كشور است. تدبير بدون طرحي از پيش تدوين شده، همواره به دنبال آن بوده است كه انديشه حاكم بر كسب و كارهايي كه از يك سو نقش مالكيت دولتي و از سوي ديگر، نگرش سنتي بر مديريت كسب و كار را كه در آنها حاكم بوده است، دگرگون كند، دگرانديشي را در آنها رواج دهد و تدبيري ديگر براي آن بينديشد. در همين مسير است كه تدبير سرشار از دستاوردهاي جهاني در زمينه مديريت كسب وكار است و سعي مي‌كند آخرين دستاوردها در اين زمينه را دراختيار مديران ايراني قرار دهد. نكته جالب اين است كه تدبير اين فرايند را به صورت طبيعي طي مي‌كند؛ يعني جايگاه آن درميان مديران و پژوهشگران مسائل مديريتي به آنجا رسيده كه غالباً سفارشي عمل نمي‌كند بلكه به جـُنگي تبديل شده است كه دربرگيرنده نوشته‌ها و ترجمه‌هاي كساني است كه به صورت آزاد، علاقه‌مند به درج يافته‌هاي خود و ديگران در تدبير هستند.
شايد بتوان ميزگردهاي تدبير را تلاشي درجهت تركيب نگاه‌هاي متفاوت و امتزاج جهاني- ايراني درجهت ترويج دگرانديشي در مديريت كسب و كار دانست. بايد اذعان كنم آنچه كه موجب يكپارچگي تدبير باوجود تنوع نگاه‌ها و مطالب مندرج در آن شده است ، وجود سردبيري فرزانه و آگاه، به همراه تيم اجرايي موفق آن است كه در ارائه ماهنامه‌‌اي مديريتي مستقل از صاحب امتياز آن، موفق عمل كرده‌اند؛ مقوله‌اي كه به طورقطع بدون وجود سعه صدر صاحب امتياز، امكان‌پذير نبود.

 

تقي ناصرشريعتي
مدير دوره‌هاي
تخصصي مديريت
سازمان مديريت صنعتي

تدبير و دغدغه هاي من

من اين اقبال را داشته‌ام كه از نخستين شماره‌ها شاهد تولد و بالندگي تدبير باشم، در اولين ميزگردهاي تخصصي مشاركت كنم و نوشته‌هايي را تقديم اين نهال نوپا نمايم. امروز نزديك به بيست سال از آن تولد خجسته مي‌گذرد و تدبير جواني رعنا است. جواني كه امروز ياران و دوستان زيادي دارد؛ ياراني كه حاصل تجربه‌ها و دانسته‌هاي خود را به او مي‌سپارند تا تدبير آنها را در اختيار دوستان ناديده اما مشتاق آن دانسته‌ها و تجربه‌ها بگذارد. و دوستاني كه سالهاست هرماه در وعده‌گاه دكه روزنامه‌فروشي حاضر مي‌شوند و سراغ تدبيرشان را مي‌گيرند ويا در محل كارشان منتظر ديدار اويند. و من كه يار ديرين تدبيرم و يكي از مشاوران علمي آن، دغدغه‌هايي هم دارم. آيا تدبير براي حفظ استقلال خود و دور ماندن از تلاطم‌ها و التهاب‌هايي كه گاه دامان نشريه‌اي و روزنامه‌اي و سايتي را مي‌گيرد، تدبيري انديشيده‌ است؟ تدبيري كه ناگزير نشود براي گريز از ناملايمات به بيراهه محافظه‌كاري و ناديده انگاري پناه ببرد و ديدني‌ها را نبيند و گفتني‌ها را نگويد.
دغدغه ديگرم آن است كه آيا به راستي اطمينان داريم كه راه آينده ادامه همان راه و راهبرد گذشته است؟ و اگر نيست چشم‌انداز و راهبرد آينده كدام است؟ دوستان و مديران و مدرسان قديم و يا تازه نفس و مشتاقي كه امروز در آن سوي مرزها به فعاليتهاي علمي، اقتصادي و يا اداره بنگاههاي خرد وكلان مشغولند، از تدبير چه انتظاري دارند و تدبير چگونه پيوند فكري، ميهني و عاطفي آنها را با مديران اين سوي مرزها برقرار مي‌كند؟
آيا تدبير از فناوري‌هاي روز اطلاعات، استفاده‌اي در خور انتظارات دوستانش مي‌كند و همپاي نشريات مطرح مديريت در جهان گام بر‌ مي‌دارد؟ اطمينان دارم كه همت بلند گردانندگان تدبيرو گامهاي استوار مديران و آينده‌سازان اين مرز و بوم، براي همه اين دغدغه‌ها چاره‌انديشي كرده و مي‌كنند. شاد و كامياب باشيد.

 

دكتر غلامرضا کياني
مدير سازمان مديريت فرا

هويت و شايستگي ماندن

من افتخار مي کنم که در پايه گذاري و جهت سازي تدبير سهم داشته ام. تدبير همواره يکي از بهترين هاي نشر ايران بوده و در توسعه فرهنگ مديريت کشور نقش اثربخش داشته است. پايبندي به اصول و سياستهاي مشخص به تدبير هويت و شايستگي ماندن داده است.

 

منصور مجدم
مدير و صاحبنظر در بازاريابي و فروش

جولان انديشه‌هاي جوشان
وقتي از دفتر مجله گفتند تدبير بيست ساله شد، ناگهان بهت زده شدم. بعد آقاي دكتر فرقاني سردبير گفت؛ مراسم مختصري به مناسبت دويستمين شماره تدبير برگزار خواهد شد. اين گفت وگوي تلفني، ابتدا مرا به ياد زنده ياد دكتر علي اسدي انداخت كه در همان شماره‌هاي ابتدايي تدبير كه ميزگرد شروع شد در محضرشان بودم و مانند هميشه از بيانات‌شان آموختم.
به ياد استاد بزرگوارم جناب آقاي دكتر فريدون آذرهوش افتادم كه علم و عشق را به عملي ساختن و ارائه كردن و انتقال دادن مي‌دانست و من از اين شخصيت فرهيخته همواره آموختم.
به ياد دكتر غلامرضا كياني افتادم كه سازمان مديريت صنعتي را در مسيري جديد قرار داد و خدمت به جامعه مديريت را وجهه همت خود قرار داد و در همين راستا تدبير را راه انداخت و هنور هم در اين راه پاي مي‌فشارد. به ياد تدبير افتادم كه دويست شماره بي‌وقفه منتشر شد كه خود اتفاقي است مثال زدني و اين اتفاق به همت و غيرت و تلاش دكتر فرقاني و همكارانش همچنان مثال زدني و بي‌نظير است.
تدبير عرصه‌اي آزاد براي جولان انديشه‌هاي جوشان طيفي گسترده از جامعه علمي كشورمان شده است و اقبال جوانان از اين نشريه، مايه مباهات من است.

دكتر يونس محمدي
عضو هيات علمي
سازمان مديريت صنعتي

جاي خالي تجربه‌هاي مديريت بومي

با سلام انتشار دويستمين شماره تدبيررا به تمام دست‌اندركاران و ياوران تدبير تبريك مي‌گويم و آرزويم اين است كه تدبيرهمچنان در راستاي ارتقاي كيفيت خود به يك نشريه وزين به حيات شاداب خود ادامه دهد.
از مزيتهاي تدبير، تبديل نشدن نشريه به ابزار روابط عمومي سازمان مديريت صنعتي و دوري از كوته نظري‌هاي ايدئولوژيك، جناحي - حزبي است كه اميدوارم به ياري خداوند ادامه يابد. جاي انعكاس تجارب مديريت ايراني (بومي) خالي است كه ساز و كار آن بايد در نشست‌هاي تخصصي روشن و تعريف شود. موج گسترده دانشجويان دوره‌هاي كارشناسي ارشد و نيازشان به چاپ مقاله در مجله‌هاي مديريتي را بايد از جنبه‌هاي مثبت و منفي مورد بررسي قرار داد تا به تدبير آسيبي وارد نكند.
زبان و ادبيات مديريتي در كشورمان (بخصوص زبان ترجمه) در وضعيت خوبي قرار ندارد. احساس مي‌شود كه تدبير در اين راستا مي‌تواند پيشگام شود. مغرور نشويم، شايد ديگران قوي نيستند. با آرزوي موفقيت بيشتر.

 

دكتر اسماعيل مرداني
مدير انتشارات سازمان مديريت صنعتي

پيوند انديشه و عمل
بهار سال 1369 بود. در همسايگي اتاق كار ما، افراد جديدي در رفت و آمد بودند كه قرار بود يك نشريه مديريتي را راه اندازي كنند. آنان نه مشاور مديريت و نه مدرس و محقق مديريت بودند، بلكه افراد حرفه‌اي در حوزه مطبوعات و ارتباطات بودند كه بايد ايده‌هاي مديرعامل را براي راه‌اندازي مجله، عملي مي كردند. بنيانگذار نشريه، با حسن تدبير خود و با استناد به روايتي از رسول اكرم «اني ما اخاف علي امتي الفقر لكن اخاف عليهم سوءالتدبير» نام آن را تدبير نهاد و گفته رسول اكرم(ص) زينت‌بخش صفحه اول و الهام بخش دست اندركاران آن شد.
به نظر من تولد تدبير در زمان خود، يادآور كلامي از دوست فرهيخته‌ام زنده ياد مجتبي كاشاني است كه مي گفت «مي توان شعله بود با يك شمع» و اين همزمان بود با تلاش نوآورانه ديگري در حوزه آموزش مديران ارشد در سازمان مديريت صنعتي كه با الگوگيري از آموزش مديران در(Banff School of Advanced Management) BSAM و راه‌اندازي نخستين دوره مديريت استراتژيك با همكاري برجسته‌ترين استادان ايراني و كانادايي شكل گرفت.
بجاست كه در انتشار دويستمين شماره تدبير از بنيانگذار آن جناب آقاي دكتر كياني و آينده‌نگري ايشان تقدير كنم و به سردبير فرهيخته آن جناب آقاي دكتر فرقاني و همكاران ديروز و امروزشان كه انديشه را به عمل و تدبير را به معتبرترين نشريه مديريتي كشور تبديل كردند، خسته نباشيد جانانه‌اي بگويم.
تدبير طي 19 سال انتشار خود توانسته است پاسخگوي بخشي از نيازهاي جامعه مديريت كشور باشد. انتشار مداوم، بي‌وقفه و حتي بدون تأخير اين نشريه تخصصي طي اين سالها و استقبال مديران، مشاوران، استادان، دانشجويان، نويسندگان و مترجمان از آن، نشانگر جايگاه ويژه تدبير در بين نشريات مديريتي است كه خوشبختانه بيشتر آنها با الگوگيري از تدبير در طول ساليان، پا به عرصه حيات گذاشته اند.
شايد يكي از علل توفيق تدبير حفظ استقلال عمل و رعايت موازين علمي، حرفه‌اي و كارشناسي در انتخاب و انتشار مطالب، كاربردي بودن اغلب مطالب آن و پرهيز از سياست‌زدگي در طول تمام دوران انتشار آن بوده است. در اين زمينه وسواس و دقت‌نظر هيأت مشاوران علمي تدبير و سعةصدر مديران عامل و مديران مسئول نشريه، بيشترين نقش را داشته است. تدبير حتي در انتخاب آگهي‌ها كه بخش گريزناپذير تداوم حيات هر نشريه‌اي است، هميشه بر آن بوده است كه از اصول خاصي پيروي كرده و با انتشار آگهي شركتها، موسسات و سازمانهايي كه در حوزه خدمات مديريت فعال هستند - و به نوعي حتي رقيب سازمان مديريت صنعتي نيز قلمداد مي شوند - به توسعه بازار مشاوره، آموزش و پژوهش مديريت در كشور كمك نمايد. تدبير نيز همانند هر سيستم زنده و پويايي در تعامل با مخاطبان خود بايد پاسخگوي نيازهاي روزافزون درحال تغيير و سليقه‌هاي گوناگون آنان باشد. از اين رو با آغوش باز از رهنمودها، ديدگاهها، پيشنهادها و نقد و نظر خوانندگان گرامي و اهل نظر استقبال مي كند.

 

مهندس سيدجعفر مرعشي
صاحبنظر در مديريت

به سوي افق تعالي جو

يار ديرينه و دوست گرامي ام جناب آقاي دكتر محمد مهدي فرقاني درپي ارسال يادداشتي در گفتگويي تلفني موجبات ترغيب به اين نگارش را فراهم ساختند. با خوشوقتي از اينكه مجله تدبير به سوي دويستمين شماره پر گشوده است، نكاتي چند در اين هنگام در ذهنم جاي مي گيرد:
- جناب آقاي دكتر كياني نقش ارزشمند خود را به عنوان بنيانگذار و نخستين مديرمسئول مجله به خوبي ايفا كردند؛ پايه‌گذاري مجله اي كه ضمن برخورداري از وزن علمي مناسب، بتواند واقعيتهاي بنگاهها و سازمانها را موردتوجه قرار داده، به دغدغه‌هاي آنها، پاسخ‌هايي امكان‌پذير ابراز دارد.
- نقش ويژه جناب آقاي دكتر فرقاني به عنوان سردبير از چند جنبه شايان توجه است:
- پيشينه ارزشمند در زمينه روزنامه نگاري حرفه اي،
- برخورداري از انگيزه هاي تعالي جويي و انديشه راهگشا در سامان دادن به محتوا و قالب مجله،
- دارابودن نگاه جامعه محور با وجود عدم حضور در شاخه هاي تخصصي علوم مديريت،
- مداومت حضور در طول ساليان.
- كاركنان تدبير با وجود پيوند نزديك با سازمان مديريت صنعتي و تاثيرپذيري از مسائل دروني آن، همواره با نشاطي فراتر به كار خويش دلبستگي داشته وپرداخته اند.
- سازمان مديريت صنعتي زمينه هاي ايجاد حمايت وكاهش دغدغه دست اندركاران مجله براي مداومت در انتشار از يكسو و از سوي ديگر گستره امكانات و فرصتهاي حضور خود در جامعه را فراهم كرده و خواهد كرد.
- افق گشايي براي جوانان نو ورود و نوانديش در زمينه علوم و كاربردهاي مديريت. مجله تدبير بدون آنكه فرزانگي استادان مديريت و نظريه پردازان اين رشته در كشور را ناديده گرفته باشد، اما عرصه اي گشوده در مسير ايجاد فرصت براي جوانان مشتاق به نگارش؛ چه ترجمه و تأليف و چه ابداع مبحثي را در اين زمينه فراهم آورده است.
- وجود ميزگردهاي تدبير، جايگاه شاخصي را در بين مجله هاي ديگر فراهم آورده است و به نظر مي رسد ديگر مجله ها هم از آن اقتباس كرده‌اند. ميزگردهاي تدبير، آميزه اي از ديدگاههاي راهبردي و كاربردي را جلوه‌گر بوده است.
در پايان از خداوند متعال خواهانم كه تدبير شاهد پرگشايي به سوي دوهزارمين شماره انتشار خود باشد. در آن زمان كه افق هاي معنويت و مدنيت فاضله پهنه زمين را درنورديده است، تدبير خود پيام رسان افق‌هاي تعالي جو و بالنده‌ساز در ساماندهي به انسانها، سازمانها و جامعه بشري باشد، انشاءالله.

دكتر محمود احمدپور دارياني
عضو هيئت علمي دانشكده كارآفريني دانشگاه تهران

پل ارتباطي

الحمدا... مجله تدبير همواره در ارائه مفاهيم نو و جديد سازماني، طرح چالشهاي مديريتي در كشور در سطح كلان سازمانها، بنگاهها و ساده سازي مفاهيم و روشنگري آگاهانه، نقش پويا و پيشقدم داشته است. با ابتكار برگزاري ميزگردهاي گوناگون و طرح مسائل، همواره فضاي پويا و تاثيرگذاري را براي طرح مطالب ايجاد كرده و پل ارتباطي مهمي بين استادان دانشگاه، مديران و كارشناسان مختلف بوده است.
از نكته هاي آسيب پذير و مورد توجه سياستگذاران جامعه مي‌توان از ايفاي نقش در مدل‌سازي، ارائه موردكاوي‌هاي مطالعاتي از تجربه هاي تلخ و شيرين و موفقيت و عدم موفقيت در سطح كلان سازمانها و بنگاهها و كسب و كارهاي كوچك و متوسط بويژه كارآفريني در سطح كشور ياد كرد كه مورداستفاده مديران جوان قرار خواهدگرفت. انشاءا...

دكتر محمود ساعتچي
استاد دانشگاه علامه طباطبايي
افتخار جامعه علمي

وقتي در كلاس درس هستم و مي‌خواهم مجله‌اي را به دانشجويان معرفي كنم كه هم مطالب آن علمي و هم كاربردي باشد، فوري به ياد مجله تدبيرمي‌افتم. چون از همان آغاز انتشار مجله، با عزيزاني كه زحمت آماده‌سازي و انتشار آن را عهده‌دار هستند، آشنا بوده‌ام و به صورتهاي مختلف، يعني ارائه مقاله يا نقد و بررسي و داوري مقاله‌هاي ارسال شده با مجله همكاري داشته‌ام. احساس مي‌كنم در يك كار گروهي با ارزش سهم داشته‌ام كه مديران، دانشجويان و علاقه‌مندان بسياري از آثار آن، بهره‌مند شده‌اند. مجله تدبير يكي از افتخارات جامعه علمي كشور است. از مقاله‌هاي آن در تحقيقات، دوره‌هاي آموزشي گوناگون و تدوين رساله‌ها و پايان‌نامه‌هاي بسياري استفاده شده و اين افتخاري است كه نصيب سازمان مديريت صنعتي به عنوان صاحب امتياز مجله تدبير شده است.
هر چند در رابطه با مديريت و رشته‌هاي مرتبط با آن فصلنامه‌ها، دوماهنامه‌ها و ماهنامه‌هاي ديگري نيز در كشور به چاپ مي‌رسد، اما مجله تدبير داراي ويژگيهايي است كه براي همه مديران، قابل توجه است، يعني: (1) مطالب و موضوعات آن به روز است؛ (2) كاربردي است؛ (3) تنوع موضوعها و مطالب آن قابل توجه است و (4) تبليغاتي كه در آن مي‌شود، از زيبايي و طراوت خاص خود برخوردار بوده و اغلب متناسب با سياستهاي مجله است.
آرزو مي‌كنم عزيزاني كه زحمت آماده‌سازي، تدوين و چاپ اين مجله باارزش را متحمل مي‌شوند، هميشه سالم، شاداب و با انگيزه كافي براي ادامه كار باارزششان باشند.

دكتر مرتضي عمادزاده
رئيس هيات علمي
سازمان مديريت صنعتي

راهگشاي مشكلات مديريتي
بيستمين سال انتشار تدبير فرصتي است كه از دست‌اندركاران و پشتيبانان اين مجله وزين و ارزشمند تشكر و قدرداني بايسته به عمل آيد.
اين مجله همواره در گشودن نظرگاه‌هاي مديران براي حل مسائل اجرايي و آشنا كردن آنها با مفاهيم نظري دانش مديريت نقش بسزايي ايفا كرده است. حقيقت آن است كه در دنياي پر از چالش امروز با بزرگتر شدن بنگاهها، فضاي ابتكار عمل شخصي مديران تنگتر مي‌شود و اتكا به مفاهيم و دستاوردهاي علمي است كه راهگشاي مسائل و مشكلات روزمره مديريتي است و بايد اذعان كرد كه مجله تدبير در ايفاي اين نقش كليدي، حضوري موثر و توانمند داشته است.
سرمقاله‌ها، ميزگردها، مقاله‌هاي تاليفي و ترجمه‌هاي ارائه شده در اين مجله، هر يك به نوبه خود پنجره‌اي را به سوي آشنايي با دنياي مفاهيم جديد مديريت براي مديران گشوده‌اند و به همين دليل است كه مجله جايگاه والايي در فضاي مديريتي كشور به خود اختصاص داده است. براي تمام دست‌اندركاران و حاميان اين نشريه وزين آرزوي موفقيت و نيك فرجامي دارم.

 

دكتر قاسم انصاري رناني
دانشيار دانشگاه علامه طباطبايي

ابزاري موثر و مفيد

ماهنامه تدبير به عنوان يك مجله فعال، به روز و موثر در طول عمر مفيد خود توانسته است براي قشر دانشگاهي و مديران و كاركنان صنعت، ابزاري موثر و مفيد براي اطلاع رساني و ايجاد ارتباط عمل كند و اين دو نهاد فرهنگي - عملياتي - علمي را به شيوه‌اي مناسب به يكديگر نزديك گرداند.
آشنايي دانشگاهيان با ويژگيهاي صنعت و آگاهي اهالي صنعت با دستاوردهاي علمي و توصيه‌هاي علماي مديريت، اقتصاد و... ازطريق مجله تدبير از اهميت والايي در بالابردن سطح ارزشهاي علمي و عملياتي و تلفيق آن دو، ايفا كرده است.
به سهم خود از اين ايفاي نقش سپاسگزارم.

دكتر شهيندخت خوارزمي
عضو هيئت علمي سازمان مديريت صنعتي

پرچمدار آماده‌سازي سازمانها

به نظر مي رسد نمي توان درباره تدبير بدون نيم نگاهي به شرايط حاکم بر جامعه پس از انقلاب چيزي نوشت. اين نگاه کوتاه، زمينه اي مي سازد براي درک بهتر عملکرد تدبير.
شايد بتوان در مدلي بسيار ساده شده از واقعيت، فضاي ملي حاکم بر تدبير را در سه دوره ترسيم کرد.
دوره اول که من آن را دوره"غرب ستيزي" مي نامم، فضاي فرهنگي حاکم بر جامعه سعي کرد ظواهري را که نشان از الگوي توسعه غرب- محور داشت، بزدايد. در اين دوره، علوم، تکنولوژي ها، سيستم ها، روشها، الگوهاي فکري و رفتاري و ارزشهايي که غربي تصور مي شد، نفي گرديد و مورد حمله قرار گرفت و حذف آنان از حيات فردي و جمعي و ملي و سازماني کشور در دستور کار قرار گرفت. دانش نوين مديريت نيز در اين ميان قرار داشت، چون از خاستگاهي غربي برخوردار بود. تدبير در اين دوره به عنوان نشريه رسمي سازمان مديريت صنعتي، در جهت رسالت سازمان که توسعه مديريت کشور بود. انتقال دانش نوين مديريت را در دستور کار داشت، که کاري بود پرچالش. در همين دوره من در اتاق بازرگاني و صنايع و معادن مسؤليت بخش مهمي از هفته نامه اتاق را بر عهده داشتم و با چنين چالشهايي مواجه بودم. ما حتي نمي بايست واژه هائي چون "سود" و "سرمايه دار" و امثال آن را در مقاله ها به کار ببريم.
دوره دوم، با ورود نخستين امواج جهاني شدن به کشور آغاز شد. تماس جامعه پس از انقلاب با واقعيت هاي جهاني از ويژگي هاي مهم اين دوره به شمار مي آيد. سازمانها با فضاي جهاني در ارتباط قرار گرفتند و از همان آغاز محدوديت قوانين و فرهنگ دوره اول براي حضور اثربخش در محيط جهاني با هدف تأمين منافع سازماني و ملي آشکار شد و زمينه را براي ورود به دوره سوم آماده ساخت. سازمان مديريت صنعتي و البته نشريه تدبير در اين دوره پرچمدار آماده سازي سازمانها براي مواجهه با امواج جهاني شدن بودند. و انتقال دانش نوين مديريت ديگر با چالشي مواجه نبود. و در اين دوره تدبير در آشنا ساختن مديران با واقعيت هاي مديريت جهاني و پديده جهاني شدن، نقش مهمي ايفا کرد.
دوره سوم را من دوره "بحران معرفت" مي نامم. در اين دوره که از نظر تحول فرهنگي دوره بسيار مهمي در تاريخ توسعه کشور به شمار مي آيد، نشانه هاي جدي از شک خلاق و سازنده پديدار شده است. دانش نوين مديريت انتقال يافته و در سازمانها مديران با اين مفاهيم و انديشه ها و ابزار و سيستم ها و روشها آشنا شده اند و حتي در سازمانهاي پيشرو براي به کار گيري آنها سرمايه گذاري هايي نيز صورت گرفته است، ولي پرسشهايي اساسي و بنيادين شکل گرفته که دانش نوين مديريت براي آن پاسخي ندارد. بحرانهاي جهاني و ملي از يک سو، و پيچيدگي هاي فضاي فرهنگي-اجتماعي سازمانها، و پيچيدگي وجودي انسان ايراني از سوي ديگر، منشاء اصلي طرح چنين پرسش هايي است. سازمانها مي خواهند به کمک دانش انتقال يافته سازمانهاي خود را توانمند و متحول سازند، ولي الگوي مناسبي براي آن ندارند.و از آن مهمتر، از قابليت لازم براي الگو سازي نيز بزخوردار نيستند. تدبير سعي کرده است که اين فرايند شک خلاق را هدايت کند، ولي نمي دانم اين امر تا چه حد آگاهانه به عنوان راهبردي مهم در دستور کار تدبير قرار گرفته است. بهتر است مثالي بزنم. انتقال دانش درباره سازمان يادگيرنده و يادگيري سازماني هر چند مفيد است ولي در اين دوره خاص ديگر به تنهائي مؤثر نيست. سازمانها بايد يادگيرنده شوند تا خود راه حل ها را بيابند و در برابر چالشهاي محيط ملي و جهاني درمانده نشوند و به عکس به شکارچي فرصت تبديل شوند. تدبير بايد کمک کند سازمانها به قابليت يادگيري دست يابند.
گذر مدبرانه از دوره سوم، زمينه را براي عبور از بحران معرفت و آغاز فرايند شکل گيري نظام معرفت تازه فراهم مي سازد. با ايجاد قابليت و ظرفيت در افراد و سازمانها براي حضور فعال و مؤثر در فضاها و موقعيت هاي پرابهام و نامطمئن و پر چالش و بحران خيز، مي توان اطمينان يافت که راه براي توسعه ملي هموار شده است. با چنين تحولي است که قواعد جديد توسعه متناسب با شرايط جامعه ايران قابل تعريف مي شود و ديگر هراسي از تن دادن به قواعد بازي ديگران نيست. و ضرورتي ندارد ستيز با "ديگران" دغدغه ما شود. در چنين شرايطي افراد و سازمانها خود مي توانند با هشياري و از روي تدبير، قواعد موجود را ارزيابي کنند و آنچه را مناسب است برگزينند و آنچه را نياز دارند و موجود نيست، خود خلق کنند. با دستيابي به چنين سطحي از قابليت است که مي توانيم در شکل گيري معرفت علمي مديريت در جهان نيز نقشي ايفا کنيم.
به دليل توانايي و شايستگي هاي مديريتي که در تدبير سراغ دارم، اميدوارم که در تسريع و تسهيل اين فرايند تحول فرهنگي، تدبير پرچمدار شود.

دكتروفا غفاريان
عضو هيئت علمي
دانشگاه مالك اشتر
فضاسازي براي تعامل انديشه‌ها

بيش از ده سال است كه به عنوان يك مدير اجرايي و يك مدرس دانشگاه تدبير را دركنار خود داشته ام. امروز تدبير با كاركردهايي مانند: نشر علوم مديريتي، اطلاع رساني درمورد تحولات و تازه‌هاي حوزه مديريتي و ايجاد فضاي تعاملي براي انديشه صاحبنظران برجسته، نقش مهمي را در اكو سيستم مديريتي كشور ايفا مي كند.
براي انجام اين مهم، نشريات مديريتي ديگري نيز وجود دارد، ولي من تدبير را به دلايل زير يك مجله متمايز مي‌دانم:
الف. پرداختن به مباحث روز و موردنياز جامعه مديريتي كشور
ب. توجه ويژه به جنبه هاي كاربردي و عملي مديريت
ج. اطلاع رساني مفيد در حوزه مديريت (كتابهاي جديد، سمينارها، وقايع مهم و حتي آگهي و تبليغات)
د. فضاسازي براي تعاملات انديشه در حوزه مسايل مهم روز.
و. سايت اينترنتي بسيار پرمحتوا و CDهاي ادواري اين ويژگيها به همراه انتشار منظم و با كيفيت فني بسيار خوب، بدون شك نشانه بارزي از سازوكارهاي منسجم و مديريت اثربخش اين مجله است.
اينجانب نيز به سهم خود، به عنوان يكي از خوانندگان و همكاران مستمر تدبير، دويستمين شماره انتشار اين مجله را به جامعه مديريتي كشور تبريك مي گويم.

 

دكتر فريبا لطيفي
مديرمسئول
ماهنامه گزيده مديريت

دويستمين شماره خجسته باد

تدبير يکي از نشريات تخصصي پيشگام درحوزه مديريت است که طي بيست سال انتشار بي‌وقفه خود به تدبير موثر امور کشور ياري رسانده است. اميد آن‌ که در پهنه آگاهي‌رساني به مديران سرزمينمان پايدار گام بردارد و کوشش ياران پرتلاشش آباداني و توسعه را براي ايران‌زمين به ارمغان آورد.

 

پروفسور محمدتقي وزيري
استاد دانشگاه ايالتي كاليفرنيا


تدبير و ايرانيان خارج از كشور

فرصت را غنيمت مي شمرم و انتشار دويستمين شماره مجله تدبير را تبريك مي گويم. اميدوارم كه همه دست‌اندركاران تدبير، در تحقق ماموريت و دستيابي به چشم‌اندازهاي اين مجله، موفق باشند. تدبير، يكي از ستونهاي مردم سالاري در ايران است و به ايرانيان مقيم خارج كمك مي كند كه از موضوعات داخلي ايران آگاه شوند و در مباحث آن مشاركت جويند. ايران عزيزمان پاينده باد.

 

دكتر يونس شكرخواه
عضو هيئت علمي دانشگاه و
سردبير همشهري آنلاين

يادباد آن روزگاران يادباد

دارد دو دهه مي شود، تقريبا دو دهه پيش بود كه در شماره‌هاي سوم يا چهارم به تدبير پيوستم، به عزيز فرزانه‌ام دكتر مهدي فرقاني.
فقط يك اتاق كوچك داشتيم با يك ميز و نيمكت كه من و عزيز ديگري، محموداشرفي و خود دكتر آنجا مي‌نشستيم و مي نوشتيم. به گمانم خود آقاي دكتر كياني هم باورش نمي شد كه تدبير از همين اتاق كوچك بيرون مي آيد. به تدريج جمع ديگري به ما پيوستند و تدبير، مدبرانه پروبال گشود. خانم مرصعي، خانم تركمن، آقاي كيال، آقاي بابايي و... بعدها عزيز ارجمند جناب آقاي مرعشي، فرامرز پوررستمي (مرد لبخندها) و... من. ديگر با تدبير نيستم. انگار از همان اول عاقل نبودم، اما بُر خوردم ميان بسي مدير و مدبر.
هنوز دلم با تدبير است، براي تك تك بچه ها دلتنگم، براي يكايك آنها آرزوي بهروزي دارم و مطمئن هستم كنج ساختمان سازمان مديريت و آن پنجره‌هاي بزرگ رو به درختان، هميشه در كنج دلم خواهدماند و چراغ آن روشن خواهدبود؛ چون سكان هنوز در دستان ملواني است كه در آبهاي آرام پرورش نيافته است.
دوباره سلام به همه، دوباره بدرود تا صدها شماره ديگر كه ورق خواهدخورد، در يادها و در فرداها.

 

محمود سمندريان
طراح و مدرس دانشگاه

چالشي هيجان انگيز

زماني كه براي همكاري با مجله تدبير دعوت شدم گمان نمي‌كردم اين همكاري نزديك به 9 سال به طول انجامد. جستجو براي ارتباط تصوير با مقاله‌ها و مطالبي كه بيشتر فارغ از هرگونه جنبه تجسمي و بعدي بود، چالشي را به وجود مي‌آورد كه در مواقعي هيجان‌انگيز نيز مي‌شد.
خواندن نوشته‌هايي از حوزه مديريت، تكنولوژي و صنعت از متخصصان و مديراني كه شيوه علمي و تجربي خود را براي همكارانشان در اين مجله ارائه مي‌دادند و من بايستي براي زيباتر شدن صفحات مجله آن را با تصوير تزيين مي‌كردم. در واقع مجموعه اين عوامل در حدي بود كه نه تنها مرا به جستجويي بيشتر در خود وامي‌داشت، بلكه سعي مي‌كردم ذهن بيننده را نيز به نوعي درگير ارتباط ميان تصوير و مطلب ارائه شده، بكنم. و البته برايم مهم بود كه طرح، تنها حكم يك پيام مستقيم را براي بيننده نداشته باشد؛ به عبارت ديگر خواننده را با توجه به مطلب و نيز مشاهده طرح به تعمق بيشتر وادار سازم. در اكثر طرحها كوشش مي‌كردم تا خود تصوير هم، پيامي بيشتر از فقط تصويرسازي مطلب داشته باشد و اين چالشي جذاب بود.
اين مهم، به دليل حضور مديري گرانقدر همچون جناب آقاي دكتر فرقاني بود كه فضايي آزاد را براي من به وجود آورد تا در اين مدت به نسبت طولاني بتوانم خلاقانه كار كنم و حتما همين مديريت است كه توانسته بيستمين سالگرد اين مجله، در حالي كه بسياري از مطبوعات در كشور ما عمري كوتاه دارند، با افتخار جشن بگيرد.

 

محمود اشرفي

روزنامه نگار
حلقه پيوند

در سالهاي نخستين دهه پنجاه خورشيدي، افزايش يكباره بهاي نفت، رونق اقتصادي كشور را به دنبال داشت. در اين دوره، نظام اقتصادي، به دور از مباني و زمينه‌هاي بومي شكل گرفت كه اساسا بين زيربناهاي موجود و شيوه نوين صنعتي و ارائه خدمات وابسته به آن، هيچگونه سازگاري وجود نداشت، در حالي كه ساختار اقتصادي نوين بر مبناي شيوه و الگوهاي نوين مديريت شكل گرفته، براساس همين نظامهاي مديريتي اداره و راهبري مي‌شد. اما در كشور ما شيوه نوين مديريت، همپاي شكل‌گيري ساختارهاي اقتصادي، اجرا نشد.
مدل‌ها و الگوهاي مديريتي مرسوم در جهان، پس از ورود به حوزه فكري كشورمان، تنها در مراكز آكادميك رواج يافت. اين به نوعي باز هم تكرار همان داستان قديمي و نبود پيوند بين دانشگاه و صنعت و خدمات است. در چند دهه، آموخته‌هاي محافل دانشگاهي به ندرت در صنايع و بنگاههاي خدماتي به اجرا گذاشته شد. مفاهيم و شيوه‌هايي مانند: جابه جايي مشاغل، مديريت مشاركتي، مهندسي ارزش و... تنها در محدوده كتابهاي درسي و بحث و آموزش‌هاي آكادميك بود. رواج شيوه‌هاي مديريتي نوين نيازمند تلاش براي ايجاد پيوند بين محافل آكادميك و بخشهاي صنعت و خدمات بود. انتشار مجله مديريتي تدبير در اين مجموعه اقدام و تلاش، جاي مي‌گيرد.
تلاشهاي دكتر محمدمهدي فرقاني در زمينه انتشار تدبيرامروز به بار نشسته است. تدبير يكي از قوي‌ترين حلقه‌هاي پيوند بين محافل دانشگاهي علم مديريت و بخش‌هاي صنعت و خدمات است. تدبير فرصتي براي تبادل آرا و هم‌انديشي و مجالي براي هم نيروافزايي است.

فرامرز پوررستمي

كارشناس ارشد ارتباطات
كارگاه آموزشي مديريت

نخست شادمان و سپاسگزارم كه شاهد انتشار دويستمين شماره تدبير هستم. با اين شماره،  تدبير كه چون فرزندي دوستش دارم و در پايه گذاري و انتشار بسياري از شماره هاي آن نقش داشته ام، از نونهالي و نوجواني گذشته، دوران برنايي را آغاز كرده است.
با اين مقدمه مي خواهم به خاطره اي اشاره كنم كه برايم شيرين است: دو، سه سالي از آغاز كار تدبير گذشته بودكه يكي از دوستان كه سال هايي نيز همكار بوديم، مرا ديد و پرسيد: « اين روزها كجا هستي؟» برايش گفتم كه در يك نشريه تخصصي مديريت به نام تدبيركار مي كنم. طبيعي بود كه پرسيد:« كار در تدبير چطوره؟ خوبه يا نه؟» و از پاسخ من كمي جا خورد ؛ چون گفتم: « دارم پول مي گيرم كه ياد بگيرم_» .
برايش توضيح دادم؛ از هنگامي كه در تدبير كار مي كنم، هر روز آگاهي بيشتري از دانش مديريت و شاخه هاي گوناگون آن به دست مي آورم و افزودم؛ در كنار آنكه تدبير از تخصص روزنامه نگاري من بهره مند مي شود، من هم آرام آرام توانسته ام اطلاعات زيادي از مديريت به دست آورم.
به راستي اين يكي از ويژگي هاي كم نظير تدبير است كه همه كساني كه در آن كار كرده اند و  مي كنند، آن را همچون يك كارگاه آموزشي مي دانند كه بهترين استادان و كارشناسان مديريت در آن هستند و بسياري از مطالب را در اين كارگاه كه نامش  تحريريه تدبير است، مي توان آموخت.
آرزو دارم پانصدمين شماره هم چاپ شود ومن هم  فرصت نوشتن خاطره درآن شماره را داشته باشم_ كه گفته‌اند: “ آرزو بر جوانان عيب نيست” .

غلامرضا تاجيك
روزنامه‌نگار

كار با احساس
نهال تدبير در شرايطي كاشته شد كه ضرورت توجه به علم مديريت در دوران پس از 8 سال دفاع مقدس، كاملا احساس مي شد.
در زمان تولد اين نشريه، هيچ كس فكر نمي كرد اين نهال پابگيرد ولي به يمن تلاش دست اندركاران آن، اين نهال پاگرفت و اكنون 20 ساله شده است.
در سالهاي آغازين، همه براي پرورش اين نوزاد تازه متولد شده مايه گذاشتند، هر كه هرچه را باور داشت، هر تجربه اي داشت و هرچه مي دانست به پاي اين نهال ريخت، تا رشد كرد. اكنون اين نشريه به جايگاهي رسيده كه ديگر بادهاي سرد و گرم روزگار قادر نيست اين نهال 20 ساله را از جاي بركند.
اين نشريه اكنون به جايگاهي دست يافته كه هر دانشجوي علم مديريت، افتخار خود مي داند كه مقاله‌اش با امضا در اين مجله به چاپ برسد و از اين منظر امتيازي را در دانشگاه محل تحصيل خود كسب كند.
دانشجوياني در اين نشريه مقاله‌هاي خود را به چاپ رسانده اند كه اكنون مديري برجسته درحوزه مديريت كشور شده اند و براي ما مايه افتخار است كه تدبير توانسته در اين سالها، اين رسالت سنگين را برعهده بگيرد و با سربلندي در راه توسعه علم مديريت و پرورش كادرهاي ورزيده مديريتي گام بردارد.
يكي از ويژگيهاي تدبير به روز بودن آن است. بررسي مسايل روز و سرفصلهاي حوزه مديريت، اقتصاد، فناوري اطلاعات و زيرمجموعه هاي آن در قالب ميزگرد و مقاله‌ها دراختيار علاقه‌مندان به اين حوزه ها قرار مي گيرد كه طبق نظرسنجي‌ها مورداستقبال فراوان مخاطبان اين نشريه است.
دومين ويژگي آن است كه از تغيير استقبال مي‌كند و همسو با تحولات روز حوزه مديريت، پيش مي رود. مسئولان اين نشريه هيچگاه سد راه تغيير و نوآوري نيستند، بلكه هميشه از پيشنهادهاي نو درراستاي ارتقاي كيفيت نشريه استقبال كرده اند.
ويژگي ديگر تدبير اين است كه هر فردي كه در اين مجموعه كار مي كند، پس از مدت كوتاهي اين مجموعه را از آن خود مي داند و هرچه در توان دارد بي اغراق دراختيار ارتقاي كيفي اين نشريه قرار مي دهد. اين ويژگي كه در اصل، راز موفقيت اين نشريه است يك دليل دارد و آن فضاي صميمي كار در اين نشريه است كه در كمتر جايي مي‌توان آن را سراغ گرفت.
تدبير آن‌چنان در مراكز علمي و دانشگاهي ريشه دوانده كه كارهاي تحقيقاتي و پايان نامه هاي دانشجويان حوزه مديريت بدون استفاده از اين منبع غني امكان پذير نيست. به همين دليل رسالت اين نشريه هر روز سنگين تر مي‌‍‌شود. باشد روزي كه تدبير 100 سالگي خود را جشن بگيرد.

محسن معتمدي
همكار وفادار تدبير

من؛ تدبير

بيشتر شركتهاي بزرگ دنيا ويژگي مشتركي دارند: اگر از كاركنان آنها بخواهيد كه خود را معرفي كنند، پيش از بيان مشخصات فردي، خود را با نام سازمانشان معرفي مي‌كنند و اين دقيقا موضوعي است كه در مورد من مصداق دارد:
بيست سال همكاري در تدبير، تعلق خاطري عميق در من ايجاد كرده و آن را به صورت تعلق سازماني تجلي بخشيده است.

وحيده بليغ
مديرعامل بنياد گسترش آيين مهر

تدبير: ديروز، امروز، فردا
نوزده سال گذشت.زماني نزديک به عمر يک نسل.نشريه اي به دنيا آمد. مانند کودکي مراحل رشد را طي کرد: نفس کشيد؛ هر چند شايد در ابتدا نه هوا چندان مساعد بود و نه بادها چندان موافق؛ روي پا ايستاد؛ و طبيعي بود آنها که قصد بزرگ کردنش را داشتند، دستش را گرفته باشند. ديدن و نگاه کردن را فرا گرفت؛ مي خواست بداند از منظر آناني که تلاش حاميانش را براي پا گرفتنش مي بينند، چه هست و چه جايگاهي دارد؟ پس، با دقت بيشتر به خود و به آنها نگريست. قرار بود چه باشد؟ مي خواستند چه در او بيابند؟ و اين چنين شد، که هر سال مي پرسيد و مي کوشيد تا هماني باشد که دوست دارند، بدون آنکه آرمان و هدفهاي خويش را از ياد ببرد و مانند بادبان قايق بي هدف، با هر بادي تغيير مسير دهد و آن سو شود_ و جمع اين دو، کم دشوار نيست.
اين مجمل، به بهانه انتشار دويستمين شماره مجله تدبير و بيستمين سالگرد آن نوشته شده است. نشريه اي تخصصي در حوزه مديريت، که امروزه به طور يقين جايگاه مناسب خويش را در ميان مديران جامعه، صاحبنظران، دانشجويان و علاقه مندان به اين حوزه از دانش پيدا کرده است؛ اما نه به همين سادگي که بيان شد. ايجاد موقعيتي وزين در ميان گروهي که يا در اين عرصه صاحبنظر هستند، يا به طور عملي با چالشهاي مديريتي در جامعه روبه رويند و روزانه دست و پنجه نرم مي کنند، يا ... تنها ممکن است سهل بنمايد، در حالي که چنين نيست؛ زيرا دسته‌اي در جستجوي تازه ها هستند و نظريه‌هاي نوين و دسته اي به دنبال راهکار و چاره، و چه بهتر که سريع‌تر و موثرتر و دسته اي ديگر در پي به روز کردن دانش خود و ... . مي بينيد که راضي نگاه داشتن اين طيف وسيع از مخاطبان و ادامه حضور، چندان هم ساده نبود و نيست، بلکه به تلاش قابل توجه و روز افزوني نياز داشت که دست اندر کاران نشريه، ناگزير از انجامش بودند و دريغ نکردند. مروري کوتاه بر اين پيشينه، حکايت از آن دارد که تدبير اگر چه با انتخابِ اين حوزه فعاليت، از ابتدا مسير مشخصي را برگزيد، اما اين امر، به معناي پافشاري بر بي انعطافي و عدم تغيير نيست. جمله زيبايي مي گويد:«آنان که گذشته را به خاطر نمي آورند، محکوم به تکرارآن هستند.» و اين تکرار مي تواند حتي، تکرار موفقيت هاي پيشين باشد که از نظر نگارنده، موفقيت هاي تکراري؛ لزوما پيشرفت نيست در جا زدن است و ماندن. وقتي مي توان پيش رفت، تغيير کرد، منعطف بود، با نگاه مخاطب حرکت کرد، به نياز زمانه پاسخ داد و رويکرد مخاطب را تغيير داد؛ چرا بايستي به موفقيت هاي پيشين دل بست و دوباره و چندباره آن را تکرار کرد؟ آنچه بيان شد؛ ديروز تدبير بود و تا اندازه‌اي امروز آن. گذشته و حالي توام با موفقيت که ستون استواري است براي تکيه زدن و ترسيم چشم اندازي زيباتر براي فرداي آن؛ فردايي که نه تنها ضرورتي ندارد کاملا شبيه ديروز و امروز باشد، بلکه شرايط ايجاب مي کند که با سرعتِ تغييرات و سليقه ها و نيازها همپايي و تغيير كند.
در پايان، با تبريک دويستمين شماره مجله و آرزوي توفيق روزافزون
براي دست‌دركاران آن، چند پيشنهاد مطرح مي شود، اميد است که مفيد افتد و راهگشا:
- اختصاص جايگاه ويژه به مقاله‌هاي تاليفي با تاکيد بر مورد کاوي هاي بومي،
- تلاش به منظور جلب حمايت مديران از مولفان و ايجاد فضاي تحقيق و نيز برقراري تعامل ميان حوزه کسب و کار و دانشگاه (به پشتوانه جايگاه سازمان مديريت صنعتي)،
- معرفي دانشجويان نمونه حوزه مديريت بر اساس دستاوردهاي علمي آنان،
- شناسايي و مصاحبه با مديران موفق در کسب و کارهاي کوچک و زودبازده،
- تشکيل ميز فکر، با حضور دانشجويان علاقه مند، صاحب ايده و نظر و تحقيق در حوزه مديريت
( در مقطع کارشناسي ارشد و دکترا) براي گفتگو و تعامل.

 

 

كورش برارپور
دانشجوي دكتراي مديريت سيستم‌ها در دانشگاه تربيت مدرس

تدبير در يك نگاه
(گذشته، حال و آينده)

اشاره: زماني كه جيمز كالينز استاد دانشگاه استنفورد تصميم گرفت طي يك پژوهش گسترده­ علمي، راز ماندگاري شركتها و سازمانهاي موفق دنيا را بيابد، فكر نمي­‌كرد اين­كار مهم و بسيار ارزشمند هشت سال طول بكشد_ كشف وي به همراه يافته‌­هاي ديگر آينده­‌پژوهان، مانند: ژول باركر و ...، شاه كليد پيروزي و پيشتازي سازمانهاي موفق و جهان­‌تراز(World Class) را در مقوله‌­اي به­ نام چشم‌­انداز مي­‌داند. اركان جهت­‌ساز چشم­‌انداز، علاوه بر هدفهاي بزرگ، مهيج و بي‌­باكانه، ارزشها و توصيف شفاف و زنده از آينده را نيز دربر مي­‌گيرد.
1. تدبير از گذشته تا كنون
اگر جذب مشتريان(مخاطبان) بيشتر را موفقيت تلقي كنيم، اينجانب ماهنامه تدبير را مجله­‌اي موفق مي­دانم. اين موفقيت هم در عرصه آكادميك متجلي است و هم در حوزه اجرايي در سازمانهاي كشورمان. اگرچه تدبير يك مجله علمي- آموزشي است، اما اغلب دانشكده­‌هاي مهندسي صنايع و مديريت دانشگاه­هاي كشورمان، تاييديه مقاله هاي چاپ شده در آنرا در حد يك مجله علمي- ترويجي قبول دارند و اگرچه تدبير يك مجله با محتواي علمي است و انتظار مي­‌رود مديران پرمشغله و غالبا بي­‌حوصله كشورمان به محتواي آن توجه نكنند اما اغلب آنها آنرا مي­‌خوانند. به اعتقاد اينجانب، موفقيت تدبير را مي­‌توان(مستقل از شايستگي مديران آن) در دو علت خلاصه كرد: 1- چشم‌­اندازپردازي(Visionary) تدبير و 2 - تحليل مخاطب قوي از جانب آن ماهنامه(كه علت دوم به گونه‌­اي در دل اولي است). شايد برخي بگويند تدبير بدين دليل موفق بوده، طي 20 سال و بدون وقفه تداوم داشته و به حيات سازماني خود ادامه داده كه از پشتوانه‌­هاي مالي قوي و دولتي برخوردار است. اما بنده با اين ديدگاه موافق نيستم. چراكه بسياري از سازمان­هاي دولتي و بسيار قويتر از تدبير(مانند مجموعه نفت) به دنبال چاپ مجله رفتند اما موفق نشدند و يا اكنون در اين عرصه حضور دارند، اما موفقيت آنها چشمگير نيست.
2. چالش­هاي پيش­ روي تدبير در آينده
شواهد نشان مي‌­دهد كه تدبير در انتهاي دوره بلوغ و احتمالا در ابتداي دوره تكامل از چرخه حيات خود قرار دارد. بنابراين اگر مديريت آن با رويكردهاي خلاقانه، يك S جديد براي ادامه حيات سازماني تدبير طراحي نكند، بي‌­شك سازمان اين نشريه در آينده با چالشهاي بسيار جدي روبه‌رو خواهد شد. اين چالشها مستقل از ماهيت‌­شان، هم مي‌­تواند درون­سازماني باشد و هم مي‌­تواند ناشي از رقابت تدبير با مجلات نوپاي مديريتي باشد كه در بخش خصوصي براي معرفي خود به جامعه مديريت كشور، خيز برداشته‌­اند.
3. پيشنهادها
به نظر مي‌­رسد؛ تدبير براي ادامه حيات سازماني موفقيت­ آميز خود، بايستي اقدامهاي زير را در برنامه‌­هاي آينده خود داشته باشد:
1. با الگوبرداري از مجله معتبر هاروارد بيزنس ريويو به كشف زوج‌­هاي علمي- اجرايي موفق(چون: گري هامل- پاراهالاد، كاپلان- نورتن و ...) در داخل كشور بپردازد و بخش مقاله هاي مروري خود را كه احتمالا براي مديران جنبه الگوبرداري هم دارد، ارتقا دهد.
2. بخش مصاحبه­‌هاي تدبير كه غالبا مسئله ­محور يا موضوع­ مبنا است، با رويكردهاي جديد تقويت و توجه بيشتري شود.
3. در شرايط فعلي غالب مخاطبان تدبير، سازمانهاي صنعتي هستند. بنابراين مديريت محترم آن مجله، بايستي به بخش عمومي (Public Sectors) مانند: شهرداري­ها، استانداري­ها و سازمان­هاي مردم­ نهاد(NGOs) هم توجه داشته باشد، چراكه استقرار سازماني سازمانهاي صنعتي، در داخل مجموعه­‌هاي بزرگتري، مانند شهرهاست.
4. پارادايم­‌هاي نوين توسعه كه با نام توسعه پايدار(Sustainable Development) ظهور پيدا كرده است، به مقوله محيط‌­زيست(Environment) توجه ويژه دارد. بنابراين تدبير بايستي با نگاه توسعه پايدار، يك بازنگري­ كلي روي ماموريت­هاي پيشين خود داشته باشد.
5. تدبير بايستي به صورت شفاف از راه تارنماي(Website)خويش، ارزشي اساسي­ (Core Values) خود را ابتدا به كارمندان خويش اعلام(و نه ابلاغ) و سپس به مشتريان خود معرفي كند. هرچند ارزشها برخلاف هدفهايي كه خلق مي­‌شوند، كشف كردني­‌اند- اما قطعا مسئوليت پذيري اجتماعي و تقويت غرور ملي در راس ارزش‌هاي اساسي تدبير قرار دارند.
6. به مديريت محترم تدبير پيشنهاد مي­‌شود؛ به منظور انتقال نداي مشتري به گوش مديريت مجله، يك سيستم VOC
(Voice of Customer System) طراحي كنند و براي اين بخش، يك مسئول در دفتر مجله داشته باشد. براي آگاهي بيشتر اعلام مي‌دارد كه؛ VOC با- روابط عمومي- متفاوت است.

مسعود بينش
نويسنده و مدير آموزش ساپكو

نيك آغازي

تدبير نشريه‌اي نام آشنا نزد مديران کشور است.حدود?? سال پيش، در زمانه‌اي که جنگ به پايان آمده بود و کشور به روحي تازه و رويکردي نوين در اداره بنگاههاي صنعتي و اقتصادي نياز داشت، تدبير بود که مدبرانه باليد و پرکشيد و سربرآورد و نهال توجه به مقوله حساس مديريت را بارور ساخت.
بي‌هيچ ترديدي فضل تقدم در اين مقوله، به تدبير تعلق دارد. فراموش نکنيم که انديشه‌ها و مقاله هاي مديريتي تاثيرگذار بزرگان و دلسوزاني، مانند شادروان مجتبي کاشاني و ديگران چون رودي عظيم از بستر تدبير به سرزمين تشنه صنعت واجتماع ما سرازير شد و از نقش دل در مديريت تا جنبه‌هاي نوين مفاهيم اقتصادي و مديريتي را سيراب كرد. البته تاکنون ظاهر و باطن جهان و از جمله سرزمين ما دگرگون شده و دغدغه‌هاي تازه‌اي جاي مسائل پيشين را گرفته و نشريه نيز بايد همگام وحتي پيشتاز، آنها را دريابد و بکاود و بدين ترتيب جايگاه خود را به عنوان پشتوانه نرم‌افزاري مقوله مديريت در کشور تحکيم بخشد.
ناگفته نگذارم که انتخاب نام تدبير بر تارک اين نشريه و استناد به روايت معروف پيامبر اکرم (ص) در برترنشاندن تاثيرات سوء مديريت ومديريت سوء بر مقوله اجتماع شکن فقر، براعت استهلالي (نيك آغازي) است که زيبنده اين نشريه وزين است.
توفيق الهي قرين دست‌اندرکاران مدبر نشريه باد.

سيدمحمد باقري‌زاده
نويسنده و پژوهشگر

باليده در ناملايمات

حدود بيست سال پيش نوزادي نيكو قدم در خانواده رسانه نوشتاري متولد شد كه امروز جواني برومند است؛ امروز اين جوان برومند تدبير بيست ساله است.
خردورزان بزرگي از ايران زمين و از جامعه بين‌المللي براي سلامت، كارآمدي و پويايي تدبير هزينه كردند. آنچه از درون سرزمين‌مان به تدبير هديه شد، همه از سر دانايي، اشتياق، همت و باور به بالندگي براي پرورش و توسعه مديران تشنه آموختن ريشه گرفت. باور و ايماني كه با وجود ناملايمات و گاهي نيز كمبودها، محكم و استوار باقي است.
مجله تدبير در طول مدت انتشار و با چاپ شماره دويست (200)، رسالت و ماموريتي بزرگ و هدفمند را با صبوري و تواضع انجام داده، به اين رسالت و ماموريت خطير همچنان با درك درست از شرايط، پاي‌بندي دارد.
آنچه به تدبير جايگاه استحقاقي به عنوان يك مجله مديريتي در ايران زمين داده، افزون بر پذيرش و دقت نظر مديراني چند كه رياست سازمان مديريت صنعتي را در دوره انتشار داشته‌اند، تلاش آگاهانه و دلبستگي نسلي از مديران و كاركنان حرفه‌اي و صميمي است كه مجله تدبير جان و جهان ايشان است. تدبير متولد شده اين چنين در ميان تلاطم‌ها، ناملايمات، كمبودها و كاستي‌ها با مجموعه‌اي از خردمندي، اشتياق، همت و دلبستگي ماندگار و بالنده شده است. تدبير مي‌تواند براي بالندگي و پذيرش بيشتر از دو منظر: يكي منظر تلاش براي جذب مخاطبان بيشتر و ديگري براي حضور در منطقه، منحني رفيع‌تري را ترسيم و عمل كند.
در اين كوتاه سخن، اشاره به نام و ياد مردان بزرگي كه در تدبير عاشقانه و عالمانه قلم زدند و اكنون در ميان ما نيستند بويژه مرحوم مجتبي كاشاني، امري ارزشمند و شايسته‌ است.

دكتر غلامرضا خاكي
عضو هيئت علمي دانشگاه

افروختن شمعي كم فروغ، در جشن 200 ماهگي تدبير

اي خداي رازدان خوش سخن عيب كار بد ز ما پنهان مكن
عيب كار نيك را منما به ما تا نگرديم از روش سرد و هبا
«مولانا»
در هجوم لشگر تازنده نوگرايي (مدرنيسم) و قهقهه آدم واره‌هاي شادمان، روز به روز انسانها در گردابي فرو مي‌روند كه چاره‌اي ندارند كه جز مانند آن كودك محتاط كه شيريني‌اش را به يكبارگي نمي‌خورد و هر بار به آن ليسي مي زند... به مخاطره‌هاي شيرين گذشته روي آورد، روزهايي كه به قول سپهري:
دانش لب آب زندگي مي كرد
انسان در سمت پرنده فكر مي كرد
با نبض درخت، نبض او مي زد و
مغلوب شرايط شقايق بود
در زندگي هم، براي هر انساني، مراحلي فرامي رسد كه زمانه، اجازه خلق و ايجاد لحظه‌هاي شورانگيز را به آدمي نمي‌دهد و انسان مجبور است از توبره و انبان گذشته چونان آن كودك، ذره ذره خاطره‌هاي شيرين را برگيرد و تلخ كامي‌هاي لحظه اكنونش را كمي تسلا بخشد و اينگونه به انتظار روشني فردا بنشيند، باشد كه داخل واژه صبح، صبح شود.

من و «تدبير»
مجله‌ها، پيش رويم گشاده‌اند، لوحهاي فشرده هنوز، لذت نگاه به روي جلدها را از من نگرفته‌ است. به گذشته باز مي‌گردم، به شبي در ماه رمضان كه با استاد مدعوي براي شركت در اولين ميزگرد شماره 1 مجله تدبير، تا دم در سازمان آمدم و در انديشه آن كه اين مجله چه خواهد شد. براي من ظهور هر كتاب و نشريه هنوز حادثه‌اي است. مجله‌اي كه وقتي اولين شماره آن را ديدم، رشته‌اي كه در آن درس مي‌خواندم برايم جدي‌تر شد و من شدم نويسنده و اولين موردنگاري كه اصطلاح موردكاوي را دراين نشريه باب كرد.
مجله تدبير براي نسل‌ ما كه در برهوت بي‌نشريه‌اي در حوزه مديريت گرفتار بوديم، جرقه‌اي از يك اميد بود، اميدي كه بعدها، علي‌رغم ثابت ماندن سردبيري‌اش، در مناسبات اداري- اقتصادي سازمان منتشر كننده‌اش دستخوش اماها و آياها شد ... و مجبور شد به نشريه بي‌آزاري تبديل شود كه نيازمند تعدادي نام در ابتداي خود باشد و به سوءتدبير در جامعه كار چنداني نداشته باشد، مبادا كه...
مجله‌اي كه اكنون پيش روي ماست در معادله هزينه - سود سازماني فرو رفته است و متاسفانه بخش اعظم رسالت او به انتشار آگهي براي كسب درآمد استحاله يافته است و همين امر پاشنه آشيل او شده است كه خرده‌بينان او را جدي نگيرند و زبان به طعن بگشايند كه اين نشريه از رسالت اوليه خويش دور شده و به بهانه انتشار مقالات مديريتي، رنگين‌نامه تبليغاتي يك سازمان شده است.
در تمام طول اين سالها، يكي از انتظارهاي لذت‌بخش من انتظار انتشار شماره جديد تدبير بود، بويژه در آن چند سالي كه در خارج از تهران مشغول كار بودم، تماس با مجله تدبير و ديدن شماره جديد آن مرا به سرزمين آشنايي دعوت مي‌كرد و غبار غربت را از روي روح من مي‌زدود.
هنوز هم مجله تدبير را دوست دارم، اما با تبصره‌هايي كه يك عشق در طول زمان پيدا مي‌كند. دوست داشتن تدبير، مثل هر عشقي ديگر، براي من غفلت‌زا هم بوده است، غفلتي كه اين روزها به تشويق دوستان در گردونه ارتقاي دانشگاهي، متوجه شده‌ام كه اگر انرژي و وقتي كه براي نوشتن و ميزگرد تدبير در طي اين سالها گذاشته‌ام، صرف فراهم آوردن مقاله‌هاي علمي - پژوهشي براي مجله‌هاي دانشگاهي مي‌كردم، اكنون كوله بار امتيازات دانشگاهي من سنگين‌تر از آن چيزي بود كه اكنون هست ... و اين بي‌خردي جامعه علمي ما است كه توانايي برپايي ميزگردي آسيب‌شناسانه، داراي ارزش علمي و دستاوردهاي آماري، كه منبعي براي پرسشنامه‌هاي تحقيقي باشد، ندارد.
ارزش تدبير در نگاه من
بر اين باور بوده و هستم كه در فضاي مطبوعات تخصصي مديريت هنوز كه هنوز است تنها اين مجله تدبير است كه در لايه‌هاي اجرايي خط اول جبهه عمل سازمانها حضور دارد، حضوري هر چند نمادين و فيزيكي و گاه كمرنگ...
متاسفانه اكثر نشريات حوزه مديريت، رويكردي غيرروشنفكرانه دارند، يعني دغدغه توسعه علم در راستاي سعادت را ندارند و معمولا در نگاه مديران سازمانها هم نيامده‌اند، اكثر آنها امتيازسازهايي شده‌اند براي ارتقاي همكاران دانشگاهي ... كه امروز مقاله شما و فردا مقاله من. نگاهي به اكثر اين نشريات نشان مي‌دهد، مانيفست نانوشته آنها اين است كه مقاله‌اي ارزشمند است كه ترجمه‌اي باشد يا حاوي عنوان و موضوعي ناشناخته باشد، كه فردا نام سميناري از آن درآيد، يا فرد يا دانشجويي گمنام براي كسب اعتبار يا صدور گواهينامه فارغ‌التحصيلي‌اش، خلاصه‌اي از پايان‌نامه‌اش را با اسم صاحبنامي مزين كند كه او به امتيازي برسد و دانشجو هم به نامي و رهايي از مقررات دانشگاهي ...
در چنين فضايي تدبير، علي‌رغم تمامي ضعف‌هايش، هنوز در حوزه مسايل واقعي سازمانهاي كشور يكه‌تاز است.

ضعف‌ها و قوت‌هاي تدبير
قوت‌هاي تدبير را برنمي‌شمرم كه همكاري من از شماره‌هاي ابتدايي تاكنون، خود حكايت‌گر آشكار دلبستگي من به آن است، دلبستگي كه ريشه آن در خاك محبت‌هاي دست‌اندركاران تا اعماق دوانيده شده است. بهتر است چشم بر ضعف‌هاي آن بگشايم ... كه يكي از نشانه‌هاي عشق راستين است.

بازتاب بي‌تدبيري در تدبير
1. حاكميت يك استراتژي محافظه‌كارانه به دو دليل زير:
الف. ويژگيهاي منشي دست‌اندركاران
ب. وابستگي به سازماني دولتي كه بايد در چارچوب عمل كند و نقش اپوزيسيوني براي دولت نداشته باشد.
2. جهت‌گيري بسيار كمرنگ نسبت به حادثه‌‌ها و اتفاقات مهم مديريتي كشور در مقايسه با نشريات اقتصادي (هر چند گاه و بيگاه در ميزگردها در كلام كسي، نشاني از نقدي سازنده ديده مي‌شود).
3. ضعف در سازماندهي مخاطبان براي غنابخشي بر روند انديشه‌پردازي در حوزه مسايل كشور
4. جداافتادگي در مجموعه واحدهاي ديگر سازمان كه به گونه‌اي گاه عدم همكاري‌هايي در آن مشاهده مي‌شود.
5. تشديد روند ترجمه‌گرايي نسبت به توليد با گرايش به مسايل بومي
6. عدم استقلال مالي مجله با توجه به درآمد مستقلي كه دارد، درآمد مجله مي‌توانست مكانيزمي براي دلگرمي و تشويق دست‌اندركاران و نويسندگان‌ آن باشد، متاسفانه مديريت سازمان، مجله تدبير را هم واحدي از واحدهاي سازمان مي‌داند كه بايد درآمدش به جيب سازمان برود، درست مثل انتشارات .
در حالي كه ماهيت اين دو بخش سازماني بايد از كارمند شدن دست‌اندركارانش جلوگيري و برپايه اصول مديريت عملكرد آن را مديريت كند كه نظام انگيزشي مايه نوآوري گردد.
7. بي‌ارتباطي نزديك به مطلق با مخاطبان مجله (از شماره 1 تاكنون شايد نتوان به تعداد انگشتان دو دست مطالبي را در مجله نشان داد كه جهت‌گيري نقد و نظر داشته باشد). آيا اين براي يك مجله پويا تامل‌برانگيز نيست؟ اين ضعف از كجا مي‌آيد، از تمايل دست‌اندركاران كه حوصله دردسر و درگيري ندارند، يا مخاطبان بي‌حال، يا از هر دو؟
8. فقدان يك مكانيزم هماهنگ با بخش مالي سازمان كه علي رغم تدريس تجارت الكترونيك در آن سازمان، هنوز نويسنده‌اي براي دريافت 20 هزار تومان حق‌الزحمه بايد در شهر پرسرسام تهران ده هزار تومان پول آژانس بدهد و چند ساعت وقت تلف كند.
9. فقدان يك رسم الخط واحد و مشاهده اغلاط املايي و ويرايشي، نگارشي قابل توجه.
10. بي‌توجهي به استانداردها در ذكر منابع و مآخذ و متنوع بودن اين شيوه‌ها و تبعيت از نويسندگان مقالات (در غالب موارد منابع بدون ذكر صفحه آورده مي‌شود و حكايت از عدم حساسيت داوران و مشاوران علمي است).
11. حضور بسيار كمرنگ اعضاي هيات علمي و مشاوران علمي سازمان و مجله درنشريه سازمان بسيار قابل تامل است و يادآور آن ضرب‌المثل كه مگر باور ندارند كه: چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است.
اين مساله ريشه در كجا دارد؟
در خاتمه براي عزيزان دست‌اندركار مجله تدبير بويژه سردبير و جانشين او كه چراغ مجله تدبير را در رهگذار باد حوادث مديريتي فروزان نگه داشته‌اند، آرزوي موفقيت بيش از پيش دارم و اميدوارم گزش نقد قلم اينجانب، مايه آزردگي آنها نشود.

 

 

دكتر عبدالرضا رضايي نژاد
مترجم كتابهاي مديريتي

تدبير، پايدار

پانزده سال پيش كه از خارج بازآمدم، در به در، دنبال نشريه‌اي حرفه‌اي به زبان فارسي در حوزه مديريت مي‌گشتم. روي دكه‌هاي مطبوعات چيزي نيافتم، تا اينكه دوستي با تدبير آشنايم كرد. از آن روز به بعد، تدبير شد پل استوار ارتباطي من با دنياي مديريت، صنعت، و تجارت كشورمان، از آن زمان تا كنون با تدبير يار غار شده‌ام و نيز خشنود.
يادم است نخستين مقاله من در مورد مهندسي مجدد- يا به زبان من: مهندسي دوباره، بازمهندسي - در شماره 58 به چاپ رسيد و ...
تدبير پيوسته رو به پيش بوده و من به اين بخشها در آن، دلبستگي ويژه دارم: سرمقاله ، ميزگرد‌، مقاله‌هاي حوزه ملي مديريت، رتبه‌بندي شركتهاي ايراني (كه همواره در تدبير منتشر مي‌شود) و...معرفي كتاب.
اميدوارم بعد از شماره 200، تدبير را 200 ساله و بيشتر هم ببينيم.
ناگفته نماند كه در اين دعا يك پارتي‌بازي نزد خداي مهربان نيز نهفته است: ما هم دست‌كم تا 180 سال ديگر بمانيم و براي تدبير بنويسيم و بخوانيم_ تدبير پايدار... .

 

 

شهريار عزيزي
دانشجوي دكتراي مديريت بازرگاني

پشتوانه براي حل مشكلات

تدبير مجله اي علمي و با زباني اجرايي به فرصتها و تهديدات ملموس سازمانها مي پردازد و تلاش دارد با پشتوانه علمي به حل مشكلات اجرايي سازمانها بپردازد. بدون شك مجله تدبير ازنظر قدمت، حوزه نفوذ و تيراژ و اعتبار درصدر مجلات مديريتي كشور قرار دارد. تنوع مطالب و پوشش نيازهاي روزمره و راهبردي مديران به غناي اين مجله افزوده است.

پيشنهادها:
1. حركت به سمت تخصصي شدن تدبير درمحورهاي اصلي بازرگاني مانند: تدبير بازاريابي، تدبير منابع انساني، تدبير IT
2. ايجاد بخشي در مجله براي انعكاس مشكلات سازمانهاي دولتي و خصوصي در ابعاد مديريتي (نوع كيفيت مديريت)
3. راه اندازي بخشي در حوزه مشاوره مديريت
4. انتخاب مقاله برتر هر شماره و هر سال به انتخاب خوانندگان در حوزه هاي موضوعي.

 

مرتضي شأني
نويسنده و كارشناس ارشد صنعت

انتشار منظم

انتشار منظم وبدون وقفه مجله پرمحتوا ووزين تدبير در شرايط حاضر را به سردبير و ساير همکاران محترم وارزشمند تدبير از صميم قلب تبريک مي گويم و اعتلاي آن مجموعه را به جايگاه بالاتر با سردبيري آن استاد بزرگوارخواستارم.

 

دكتر ايرج سلطاني
مدير آموزش، تحقيقات و توسعه منابع انساني شركت فولاد مباركه و عضو هيات علمي دانشگاه آزاد نجف آباد

توسعه دانش مديريت كشور

توسعه مديران سازمانها و جامعه، نقش زيربنايي در تحقق هدفها دارد. براي توسعه و بالندگي مديران، ابتدا بايستي زمينه هاي ذهني و نگرشي لازم را ايجاد كرد، سپس از مباحث علمي مديريت در برنامه ريزي و تصميم گيريهاي سازماني بهره گرفت. مجله تدبير با انتشار مقاله‌هاي کاربردي در تغيير نگرش مديران، در نهادي شدن و به کارگيري الگوهاي مديريتي تاكنون نقش بي بديلي را ايفا كرده است. ويژگيهايي که ماهنامه تدبير را از ساير مجله‌هاي مديريت متمايز كرده فهرست وار به اين شرح است:
1. چاپ مقاله‌هايي كه به طور عمده مبتني بر تجربه‌ها است.
2. چاپ مطالب متناسب كه با شرايط بومي و سازمان‌هاي ايراني سازگار است.
3. ارائه مقالات در زمينه هاي مختلف مديريت، نظير: توسعه منابع انساني ، مديريت استراتژيک ، رفتار سازماني که اين ويژگي موجب شده است تا مجله در حوزه مديريت ميان رشته اي عمل کند.
4. سادگي، قابل متدبودن و کاربردي بودن مطالب مجله براي حوزه ها و بخش هاي مختلف مديريتي كه در جامعه و سازمانها مفيد و آموزش دهنده است.
5. ضريب پوشش بسيار گسترده در ميان مخاطبان مختلف.
6. انتشار بموقع و سريع مجله در زمان معين.
7. ارائه مطالب و مقاله‌ها از صاحب نظران مختلف دانشگاهي و صنعت و سازمانها.
با توجه به ويژگيهاي ياد شده، انتشار مجله تدبير نقش زيربنايي در ارتقاي سطح دانش مديريتي سازمانهاي ايراني داشته است.
پاره‌اي از دستاوردهاي تدبير:
- مشروعيت دادن به علم مديريت نزد مديران اجرايي،
- کمک به تغيير پارادايم هاي ذهني مديران از سنتي به علم گرايي،
- ترويج فرهنگ خودآموزي در مديريت،
- کمک به نهادي شدن الگوهاي اجرايي مديريت در سازمانها،
- کمک به تغيير نگرش مديران و ايجاد باورهاي عملي براي بهبود کارها از راه مديريت علمي،
- ايجاد شبکه هاي علمي در سراسر کشور بين مديران و کارشناسان از طريق ارائه مطالب موردنياز‌،
- ايجاد ذهنيت مشترک در مديران و بهبود روشهاي فکري آنها.

 

عباس غفاري
مدير توسعه مديريت ايدرو

در مسير بهتر شدن

به راستي و به دور از هرگونه مداهنه‌اي ماهنامه تدبير در توسعه مديريت در كشور تاثير مثبتي بر جاي گذاشته و نقش‌آفرين بوده است. استمرار 200 شماره‌ تدبير خود گوياي وجود مخاطبان فراواني است كه مقاله‌ها و ميزگردها و تجربه‌هاي مندرج در تدبير را براي خود و سازمانشان مفيد مي‌دانند.
اين رويداد و تداوم فعاليت را به همه رهپويان مديريت علمي در كشور تبريك مي‌گويم. اگر مي‌شد هر از چند گاهي مثلا هر 20 شماره، شاهد تغييراتي در صفحه بندي شكل و فونت و خلاصه شاكله و قيافه ماهنامه باشيم، بهتر مي‌بود.

 

دكتر سياوش مريدي
مشاور ارشد
سازمان مديريت صنعتي

نشانه‌گيري درست

در جهاني به سر مي‌بريم كه پيوسته و به گونه‌اي دم‌افزون تغيير مي‌كند. اين وضعيت آدميان، بنگاهها، دولتها و هر پديده مشابهي را بر آن مي‌دارد تا بر رقابت‌پذيري خود بيفزايد. چنين مي‌نمايد كه چاره ديگري براي ماندگاري وجود ندارد_ و در اين وانفسا، آن كسي موفق مي‌شود كه بتواند بر خود مديريت كارآمدتري داشته باشد. به عبارت ديگر، مديريت را مي‌توان به عنوان مركز ثقل جامعه انگاشت.
با توجه به اين موضوع، سازمان مديريت صنعتي، در شمار فعاليتهاي گسترده خود در حوزه مديريت، دست به نشر مجله تدبير زد تا از آن راه هم آن مركز ثقل را هدف قرار دهد. تدبير با تلاش گسترده گروهي از صاحب‌نظران، استادان و كارشناسان، در شرايطي بسيار سخت و پرابهام شروع به انتشار كرد. شرايط آن زمان سخت بود چون بيشتر دست‌اندركاران به اين راه باور نداشتند و پرابهام بود چون جامعه ما به تازگي سر از جنگ بيرون آورده و هنوز نمي‌دانست كه مشكلش چيست و به چه راهي مي‌خواهد برود.
به هر حال، تدبيرهدف را كه همان مديريت جامعه باشد، به درستي نشانه گرفت و در تمام اين شماره‌ها آن را آماج مطالب علمي و نو قرار داد و پيوسته در شكلها و قالبهاي گوناگون، چگونگي شناخت وضع موجود، راههاي پيشرفت، حل مسايل و مشكلات و مانند آنها را در پيش روي مديران جامعه و به ويژه مديران بنگاههاي اقتصادي كشور قرار داد.
با وجود همه نابساماني‌هايي كه نشريه‌هاي جامعه ما با آن روبرو هستند، تدبير در راه خاص خود كه چيزي جز انتشار يك رشته مطالب علمي در حوزه مديريت و اقتصاد در يك مجله تخصصي نبود، آن‌چنان پاي فشرد كه هم اكنون سرافرازيم كه دويستمين شماره آن انتشار مي‌يابد. اكنون مي‌توان گفت كه تدبير نه به سازمان مديريت صنعتي تعلق دارد و نه تحت كنترل اين يا آن گروه خاص است. تدبير در اين سالها نهادينه شده است و به جامعه مديريت ايران تعلق دارد يعني آن بخش از جامعه كه بار سنگين توسعه كشور را در اين جهان پررقابت بر دوش مي‌كشد.
با آرزوي موفقيت گسترده‌تر اين نشريه و سپاس از همكاراني كه با تلاش بي‌امان خود اجازه نداده‌اند حتي اندك درنگي در انتشار تدبير رخ دهد.

 

حسن مهدي زاده
مشاور مالي بين المللي

آنچه خود داشت ...

يکي از بحثهاي مهم در مديريت استراتژيک، بحث ساختن ساختاري استراتژيک است، تا بتوان از راه آن سازمان را به هدفهاي از پيش تعيين شده‌اش برساند. اين بحث آن قدر مهم است که ژنرال مونتگومري، ژنرالي که قرار بود از طرف انگليسيها در برابر آلمانيها در جنگ جهاني دوم شمال آفريقا را فتح کند، براي رسيدن به اين هدف خود به دنبال وسيله اي مي گشت تا بتواند به وسيله آن صحراهاي بي آب و علف شمال آفريقا را در نوردد. او اين کار را با استفاده از شتر کرد و آلمانيها با وسيله اي به نام فولوکس واگن آمدند، اتومبيلي که رادياتور نداشت.
بعد از اينکه وي با اين موجود عجيب الخلقه به نام شتر روبه رو شد، اين جمله معروف را گفت که: شتر همان اسب است ولي مثل اينکه در خلقت آن کميته اي تصميم گيري کرده است
(Camel is horse invented by a committee)

همين موضوع ساده را خداوند، پيش از اشاره به خلقتهاي بزرگ خود، مثل: آسمان ، کوه و زمين در سوره غاشيه آيه 17 مي آورد که: " افلا ينظرون الي الابل کيف خلقت" (آيا در خلقت شتر نمي نگريد که چگونه خلق شده است؟")
با گفتن اين جملات کوتاه، آغاز بيستمين سال تاسيس و چاپ دويستمين شماره تدبير را به تمامي كاركنان تدبير و نيز تمامي مديران اين مرزو بوم تبريک مي گويم و آرزو دارم که تک تک مديران اين مملکت پيش از خوردن آب از کوزه ديگران به کوزه هاي گرانبهايي که در اطراف آنها است توجه بيشتري کنند و خود را از راه آنها نيز سيراب سازند.


در ابتداي اين نشست دكتر داود مسگريان حقيقي مديرعامل سازمان مديريت صنعتي طي سخناني كوتاه ضمن اشاره به انتشار منظم و بي‌وقفه 200 شماره مجله تدبير و سپاسگزاري از تلاش كليه دست‌اندركاران مجله اظهار اميدواري كرد كه مشاوران علمي و نيز خوانندگان از هيچگونه نقد سازنده براي ارتقاي سطح كيفي تدبير دريغ نكنند. وي همچنين تاكيد كرد ما تلاش مي كنيم كه در حوزه انتشارات، موازي كاري را كم كرده و مكمل رقبا باشيم.
دكتر مرداني در ادامه، يكي از هدفهاي اين نشست را شنيدن هرگونه نقد و نظر و پيشنهاد درمورد تدبير دانست. وي اظهار علاقه كرد كه تدبير در خردادماه سال آينده جشن آغاز بيستمين سال حيات علمي و مطبوعاتي خود را به صورتي بايسته برگزار كند.
در ادامه جلسه، دكتر فرقاني سردبير تدبير از كليه استادان، مديران و فرهيختگاني كه از ابتداي فعاليت تدبير تا به امروز همكاري و همدلي صميمانه‌اي داشتند سپاسگزاري كرد و گفت؛ تدبير به رغم نقص‌ها و كمبودهاي خود، داراي چند دستاورد مهم است. وي ضمن اشاره به تعداد زياد مقالات ارسالي به تدبير از سراسر كشور و اصول‌گرايي هيات علمي مجله براي ارزيابي مقالات افزود؛ حجم مقاله‌ها موجب شده است كه اغلب آنها حتي تا يكسال براي چاپ در نوبت انتظار باشند. فرقاني حاصل اين تعامل را در طول سالهاي گذشته شكل‌گيري جامعه نويسندگان مديريتي در كشور دانست. رعايت تناسب تأليف و ترجمه، داشتن سياست مشخص درمورد چاپ آگهي، حضور مفيد و موثر در بنگاهها، سازمانها و مراكز دانشگاهي، تنوع و انعطاف‌پذيري در فرم و محتوا، تبديل نشدن به بولتن و تريبون سازمان مديريت صنعتي، و الگو قرارگرفتن بويژه در بخش ميزگردها براي ديگر نشريات مديريتي از ديگر دستاوردهايي بود كه سردبير تدبير به آنها اشاره كرد. دكتر فرقاني همچنين يكي از عوامل اعتبار و شهرت تدبير در جامعه مديريتي و دانشگاهي كشور را حفظ تعادل و توازن و رعايت خط ميانه در سياستهاي مجله دانست و از آن به عنوان يكي از رموز پايداري و استمرار مجله ياد كرد.


دكتر غلامرضا كياني بنيانگذار و نخستين مديرمسئول تدبير نيز در اين نشست گفت؛ نسبت به تدبير احساس خاص و خيلي خوبي دارم. وي بقاي طولاني مدت يك نشريه در شرايط موجود را يك معجزه دانست و افزود؛ علي‌رغم همه مقاومتها و موانع، تدبير راه را باز كرد و همچنان طلايه‌دار اين راه است. دكتر كياني رعايت اصل استقلال از سازمان مديريت صنعتي را نيز موجب بقاي تدبير دانست و افزود: تدبير حتي آگهي‌هاي رقباي خود را چاپ مي كند و اين امر سعه‌صدر اين سازمان را نشان مي دهد.


وي با اشاره به كمبود محسوس مراكز تحقيقاتي و مطالعاتي و نظامهاي تشويقي در كشور براي توليد و ترجمه مقالات تاكيد كرد كه تدبير، خود نويسندگان را تشويق كرده كه تجربه‌هاي خود را بنويسند و ارسال كنند و اين يك مزيت است. دكتر كياني توليد بي‌وقفه مجله را يكي از نقاط قوت تدبير دانست و در ادامه افزود به نظر من تدبير جزو بهترين‌هاي نشر در كشور است.
نخستين مديرمسئول تدبير، وجود ثبات در اركان مديريت مجله را نيز از ديگر امتيازات تدبير برشمرد.


آقاي مهندس فلاح مديرمسئول تدبير نيز در ابتداي سخنان خود گفت؛ علاقه‌مندم نه به عنوان مديرمسئول، بلكه به عنوان خواننده مجله سخن بگويم. وي اظهار داشت تدبير هم در بنگاهاي صنعتي و هم در دانشگاهها نفوذ كرده و اين اثري ماندگار است. فلاح در امان بودن تدبير از تحولات مديريتي در كشور را يك شانس تاريخي دانست و افزود؛ همين امر موجب رشد و بقاي تدبير شده است. وي گفت ثبات در كادر داخلي و مياني تدبير اين مجله را در مقابل تغييرات و تحولات مديريتي سطوح بالا حفظ كرده و اين يك امتياز است.
مهندس فلاح اظهار داشت باور دارم كه تدبير به تدريج به يك مرجع تبديل شده است و بايد پوست بتركاند.
آقاي فلاح در ادامه گفت: نشريات تخصصي از ديرباز بوده‌اند، به بيان ديگر سوال اين است كه تدبير چرا توانسته است نسبت به ديگر نشريات تخصصي بهتر عمل كند؟ موفقيت تدبير در حوزه انتشارات تخصصي مي تواند يك موضوع مطالعاتي خوب براي تحقيق باشد.

وي با اشاره به جهاني شدن صنعت و ضرورت گسترش تشكلهاي مردمي گفت: تدبير بايد راهكارهايي پيدا كند تا توليد مقالات بيروني به داخل منتقل شود و لازم است برخي از ايرانيان مقيم خارج را كه در حوزه مديريت فعال هستند نيز در زمينه توليد و نگارش مقاله و حضور در مجله بهره بگيرد.
آقاي فلاح در پايان اظهارات خود، خواستار كوتاه شدن زمان انتشار نسخه الكترونيك تدبير شد و درعين حال تاكيد كرد كه تدبير بايد تسهيلات بيشتري براي دانشجويان به عنوان مديران آينده كشور، قائل شود.

دكتر غلامرضا نصيرزاده از گروه مشاوران علمي طي سخنان كوتاهي استقلال تدبير و نيز دنبال نكردن خط فكري خاص از سوي صاحب امتياز مجله را دو ويژگي تدبير دانست كه به آن غنا مي بخشد. وي همچنين بر اين باور بود كه ميزگردهاي مجله برآيندي از سرمقاله و بقيه مطالب است.
استاد منصور مجدم يكي ديگر از اعضاي گروه مشاوران علمي مجله معتقد بود كه بايد نگاه جهاني داشته باشيم و سايتي معتبر براي عرضه تدبير راه‌اندازي شود. وي با تاكيد بر تلاش بيشتر درجهت گسترش نسخه الكترونيك تدبير خواستار آن شد كه با استفاده از استادان ايراني خارج از كشور، كل توليد ادبيات مديريت ايراني به زبان انگليسي انتشار يابد.
وي گفت؛ استقلال تدبير و اقبال خوانندگان از آن پلات فرمي است كه نويسندگان مختلف، فرصت حضور در آن را داشته اند و تدبير از اين لحاظ، رسالت خود را به خوبي اجرا كرده است.


دكتر خدايار ابيلي از ديگر اعضاي گروه مشاوران علمي تدبير با اظهار خوشحالي از انتشار منظم و بدون وقفه مجله گفت؛ اگرچه تدبير يك مجله علمي - كاربردي وزين است و درمراكز دانشگاهي كشور از جايگاه خوب و معتبري برخوردار است، ولي دريافت رتبه علمي براي مجله موجب استقبال بيشتر استادان و نويسندگان خواهدشد. وي افزود با چاپ و انتشار بخشي از تحقيقات و كارهاي مشاوره‌اي سازمان مديريت صنعتي مي توان راه را براي علمي - پژوهشي شدن تدبير هموار كرد.
دكتر ابيلي با اشاره به اهميت روزافزون نقش نشريات مديريتي مانند تدبير در انتشار افكار مديريتي خواستار ترويج مجلات مديريتي دركشور شد.
دكتر يونس محمدي از ديگر اعضاي گروه مشاوران علمي تدبير گفت؛ از خواندن تدبير لذت مي برم. به زعم من كار باارزشي، انجام شده است. وي اظهار داشت؛ باتوجه به اينكه تجربه‌هاي ادبيات مديريتي بومي نداريم، خوب است تدبير چند صفحه را به درج تجربه‌هاي مديران داخل كشور اختصاص دهد. محمدي افزود؛ مكتب فكري تدبير تبلوري از بضاعت علمي كشور است، بنابراين نبايد به دنبال مكتب فكري خاص در اين مجله باشيم. وي گفت: تدبير را آن قدر دوست دارم كه به جاي ISI با آن كار مي كنم.


تقي ناصر شريعتي عضو ديگر گروه مشاوران علمي تدبير در بيان نظرات خود اظهار داشت؛ تدبير در شرايط غيررقابتي شروع به كار كرد، اما خوشبختانه تدبير خود به توسعه بازار دامن زد و رقبا و همكاران بيشتري وارد اين عرصه شدند. وي افزود وجود 34 نشريه درزمينه مديريت ايجاب مي كند كه جهت‌گيري‌ها و معيارهاي انتخاب مقالات و نوع آنها چه بايد باشد؟ شريعتي با اشاره به اين سخن كه دانشجويان و استادان دانشگاهها به طور عمده نويسندگان تدبير را تشكيل مي دهند، خواستار آن شد كه تدبير با ارائه پيشنهادها و راهكارهايي مديران را تشويق به تدوين و ارسال مقاله كند. وي پس از بيان اين نكته كه فعاليتهاي برون مرزي تدبير بايد توسعه پيدا كند گفت؛ بايد شاخصي را تعريف كنيم كه بررسي شود چه ميزان از مطالب تدبير به عنوان منبع مطالعاتي مورداستفاده محققان و پژوهشگران قرار مي گيرد؟
دكتر سيدمهدي الواني استاد و صاحبنظر در مديريت و عضو ارشد گروه مشاوران علمي تدبيرگفت: من مغايرتي ميان هدفهاي سازمان مديريت صنعتي و تدبير نمي بينم و تدبير توانسته است مباحث علمي و نامفهوم را براي مديران، مفهوم و روشن كند. اين استاد دانشگاه كه سالها سردبيري چند نشريه مديريتي دانشگاهي را برعهده داشته است با اشاره به مقايسه تدبير با نشريات دانشگاهي افزود: نشريات دانشگاهي به علت زبان نامفهوم خود، توفيقي نداشته اند. وي افزود: تدبير به نوعي يكي از فعاليتهاي سازمان مديريت صنعتي را كه آموزش مديران است انجام مي دهد و اين كار بزرگ و شايسته‌اي است. دكتر الواني پرداختن به مديريت بومي را مشروط به داشتن نويسندگان قابل يك كار ارزنده و ضروري دانست. وي همچنين فعاليتهاي مجله را در دو بخش علمي و اجرايي دانست و تاكيد كرد، انجام امور اجرايي يك نشريه و تلاش براي انتشار منظم آن، بسي دشوارتر از بخش علمي است.
دكتر الواني در بخش ديگري از اظهارات خود، نياز مبرم امروز جامعه مديران را نشريات كاربردي دانست و تاكيد كرد: من اصولا به درجه علمي وزارت علوم اعتقادي ندارم. مجلات دانشگاهي بويژه با تزي كه دانشگاهها دارند به طرف يك سري رابطه سنجي‌ها كشيده شده اند. من اعتقاد دارم نشريه را بايد مخاطبانش ارزيابي كنند.
وي آن‌گاه افزود؛ تدبير بايد بتواند در دل مديران رخنه كند.
اين صاحبنظر مديريت با اشاره به اينكه فرهنگ مديريت ما هنوز به سمت غيركاغذي شدن (نشر الكترونيك) نرفته است اظهار داشت: من نشريه كاغذي و مكتوب را مهمتر از شكل غيركاغذي آن مي دانم؛ زيرا كاربرد بيشتري دارد.
دكتر الواني در پايان سخنان خود خواستار تعالي بيشتر تدبير بدون انجام تغييرات تند و راديكال شد.


دكتر كامران اعتمادمقدم از ديگر اعضاي گروه مشاوران علمي تدبير طي سخناني تدبير را به قطاري تشبيه كرد كه حركت آن بسيار خوب و سنجيده است. وي گفت: مزيت تدبير يك مزيت رقابتي است كه توانسته است آن را حفظ كند و درعين حال اعتلا ببخشد. دكتر اعتمادمقدم افزود؛ تدبير خود مزيت را خلق كرده و دانشگاهها به دنبال آن هستند كه مقالات تدبير را ارزش‌گذاري كنند.
در پايان اين نشست، مديرعامل سازمان مديريت صنعتي، طي سخنان كوتاهي با اشاره به اهميت و نيز دشواري كارهاي تحقيقاتي، حمايت و آمادگي سازمان مديريت صنعتي را براي تأمين مالي چند پروژه پژوهشي ازجمله پژوهشي درزمينه جايگاه و نقش تدبير اعلام كرد و درعين حال از استادان دانشگاهها درخواست كرد كه هدايت چنين پروژه‌هايي را برعهده بگيرند.
گزارش از : علي كيال

 

علي كيال

دكتر علي اسدي از شخصيت‌هاي علمي، سخت‌كوش و محبوب در حوزه‌هاي ارتباطها و مديريت بود. وي كه دكتراي خود را در رشته جامعه‌شناسي از دانشگاه سوربن فرانسه دريافت كرده بود، چهره‌اي آرام و متين داشت و در برخورد با ديگران، پيوسته اصول اخلاقي و انساني را رعايت مي‌كرد. اسدي همواره آهسته سخن مي‌گفت و در عين حال رويكردش به مسايل مديريتي و پديده‌هاي اجتماعي، فرهنگي و ارتباطها، بسيار ژرف، معنادار و علمي بود. دوري از سطحي‌نگري و توجهي عميق به مسائل پيرامون خود و ارائه راه‌حلها و پيشنهادهاي سازنده، از او يك چهره علمي برجسته در محافل دانشگاهي و پژوهشي و در ميان دوستان و نزديكانش ساخته بود.
از دكتر اسدي كتابهايي مانند مقدمه‌اي بر جامعه‌شناسي رسانه‌هاي همگاني (تاليف) و قدرت تلويزيون و زوال از تمدن سوداگري، ژاپن، كشور شماره 1 و جهان در آستانه قرن بيست و يكم (گزارش باشگاه رم) ترجمه و منتشر شده است.
همچنين از وي مقاله‌ها و نقدهاي گوناگوني در نشريات تخصصي به چاپ رسيده است.
دكتر اسدي با سازمان مديريت صنعتي همكاري علمي داشت و مطالبي نيز از وي در تدبير چاپ و منتشر شده است. وي در ميزگرد پنجمين شماره ماهنامه تدبير كه در سال 69 درباره فرهنگ و مديريت برگزار شد سخناني عميق بر زبان راند. در ادامه گوشه‌هايي از اظهاراتش را در اين ميزگرد مي‌خوانيد.
در عصر جديد اگر ملتي بخواهد بقا داشته باشد بيشتر بايد نوآوري، خلاقيت و ابداعات مغزها را پرورش دهد زيرا مسايل پيچيده شده و نياز به ابتكار و خلاقيت دارد. اين گروهي است كه ما در مديريت خود داريم، مديريت ما مديريت خلاقي نيست و يا مثلا در مورد كار، ما كار را به عنوان يك فضيلت تلقي نمي‌كنيم. كار را به عنوان يك بار تلقي مي‌كنيم.
بايد ريشه عميق اين موضوع را در فرهنگ كشورمان پيدا كنيم و ببينيم كه چگونه مي‌شود آن را دگرگون كرد. در مورد مسئله سرنوشت‌سازي و سرنوشت‌پذيري، برخوردمان با زمان بيشتر يك نوع نگرش پاسيو (Passive) است، يعني نظاره‌گر زمان هستيم و بيشتر به گذشته نظر داريم، تا آينده. اين بيشتر به خاطر تجربه‌هاي تلخي است كه ما را به آينده بدگمان كرده، احساس اطمينان به آينده را در ما از بين برده است. خود به خود وقتي چنين طرز تلقي نسبت به آينده وجود داشته باشد برنامه‌ريزي نيز نمي‌تواند معني پيدا كند، چون برنامه‌ريزي در درجه اول توجه به آينده است و اينكه ما مي‌توانيم سرنوشت خودمان را در آينده شكل بدهيم.
... تجربه نشان داده است كه فرهنگ ايران توانايي بسيار زيادي براي سازگاري با محيط خودش دارد. بهترين شاهدش هم اينكه يكي از كهن‌ترين فرهنگ‌هايي است كه توانسته يك چنين مسير طولاني را با همه موانع صعب‌العبور پشت سر گذاشته و خود را حفظ كند. موضوع ديگر اينكه اين فرهنگ به دليل تجارب متنوعي كه داشته بسيار پربار و غني است، به طوري كه ايران يكي از عناصر شكل‌دهنده فرهنگ جهاني است. اين امري مسلم بوده و خودستايي نيست. اين مسئله كه اين فرهنگ چه توانايي‌هايي دارد تا خود را با تحول عظيمي كه از آغاز قرن 20 به اين طرف در اثر جهش علوم و تكنولوژي به وجود آمده انطباق دهد، به نظر من بر اين مبنا قرار مي‌گيرد كه ما بتوانيم از ذخاير فرهنگي خودمان و توانايي‌هاي بالقوه اين فرهنگ استفاده كنيم. ما نسلي هستيم كه مسئوليت خطيري، در اين برهه از تاريخ داريم.
دكتر علي اسدي در آذر ماه سال 0731 بر اثر بيماري درگذشت و به ديدار معبود شتافت. روحش شاد و يادش گرامي باد.

 

دكتر داود محب علي از استادان خوش‌فكر، دورانديش، خوش اخلاق و متفكر دانشگاه علامه طباطبايي بود. وي در دوران حياتش در زمينه فرهنگ نيز تلاشهاي فراوان انجام داد و مسئوليت كميته فرهنگ مشاوره در شبكه مشاوران مديريت و نيز مسئوليت دبيري انجمن علوم مديريت ايران را بر عهده داشت.
به همت و پشتكار بي‌مانند وي بود كه انجمن علوم مديريت ايران در سال 1375 پايه‌گذاري شد و در سال 1376 با عضويت گروهي از برجستگان علم مديريت شروع به كار كرد.
دكتر محب علي از معدود كساني بود كه مي‌توانست با قدرت انديشه و اراده خود افرادي را با گرايشها و سليقه‌هاي بسيار متفاوت، براي هدفي مشترك گرد هم جمع كند. انجمن علوم مديريت ايران با هيئت مديره‌اي ناموزون و فقط با مهارت دكتر محب علي در ايجاد هماهنگي بين طيف‌هاي گوناگون آغاز به كار كرد.
از اين استاد دانشكده مديريت و حسابداري دانشگاه علامه طباطبايي، آثار و مقاله‌هاي گوناگون چاپ و منتشر شده است. هوشين كانري يا مديريت كيفيت جامع، هفت عادت خانواده‌هاي كامروا، مديريت بازاريابي بين‌المللي، تجزيه و تحليل ارتباطات سازماني از جمله آثار اوست كه به طور فردي و يا مشترك با ديگر دوستانش تاليف و يا ترجمه كرده است.
دكتر محب علي در سال 1378 به همراه گروهي از انديشمندان در ميزگرد تدبير با عنوان: مشاوره مديريت، تنگناها و راهكارهاي اثربخش شركت كرد و راه‌حل‌ها و پيشنهادهايي سودمند و كاربردي در اين زمينه ارائه داد. بخشي از نظرهاي سازنده او در اين ميزگرد در ادامه از نظرتان مي‌گذرد:
... در مورد فرهنگ سازي مشاوره مديريت چند نكته ديگر مطرح است. نخست اينكه هنوز در مورد ضوابط مشاوره مديريت كار چنداني صورت نگرفته است. ديگر اينكه ما در زمينه مشاوره مديريت مشكل ارتباطها را داريم كه يك مشكل فرهنگي است و مشكل فرهنگي نمي‌تواند يك‌سويه مورد بررسي قرار گيرد. در يك طرف مدير قرار دارد كه داراي تجربه و حتي دانش حل مسئله است، ولي فرصت كافي ندارد و نيازمند كسب فكر بيروني يعني مشاوره است. در طرف ديگر مشاور قرار دارد كه او نيز صاحب تجربه و دانش است و حرفه‌اش قاعدتاً اين است كه مشاوره بدهد. آيا ارتباط اين دو اثربخش است؟ ... در مواردي كه اشكال وجود دارد اگر از زوايه ارتباط اثربخش به مقوله مشاوره مديريت نگاه كنيم مي‌بينيم كه بر سر راه آن موانعي وجود دارد كه يكي از آنها نگاه هر يك از اين دو به ديگري است. در اين موارد نگاه مشاور به مدير اين است كه مدير نمي‌داند و يا نمي‌خواهد كه بفهمد. از طرف ديگر نگاه مدير اين است كه مشاور فقط مسايل تئوريك را مي‌داند و دستش توي كار نيست. يا مديرانتظار دارد كه صورت مسئله را كه مطرح مي‌كند مشاور بلافاصله مشكل را حل كند، در حالي كه اصولا مسايل و مشكلات مديريتي راه حل قطعي ندارند.
مشكل اين است كه گاهي اوقات مسائل مديريتي را مانند مسايل رياضي مي‌بينيم. در حالي كه ما در مسايل مديريت با قطعيت سر و كار نداريم، بلكه با واژه بهينه كه جنبه نسبي دارد مواجه هستيم. مشاوره كاري يك طرفه نيست كه يك مشاور به تنهايي انجام دهد. من تفاوت مقوله مشاوره مديريت را با مشاوره فني در اين مي‌بينم كه در مشاوره فني ممكن است مشاور بتواند به تنهايي كار را انجام دهد، ولي در مشاوره مديريت اگر به دنبال حل مسئله‌اي هستيم تركيب مدير - مشاور است كه مي‌تواند راهگشا باشد.
اين استاد فرهيخته دانشگاه پس از سالها تلاش، پژوهش، تدريس، آموزش و مشاوره سرانجام در سال 8731 روحش پركشيد و به ميهماني خالقش رفت.



دكتر حسين عظيمي در ميان همكاران، دوستان و همفكران خود از ويژگيهاي شخصي و علمي ممتازي برخوردار بود. عظيمي دوره دكتراي خود را در رشته اقتصاد توسعه، از دانشگاه آكسفورد با درجه عالي به پايان رساند و رساله او به بررسي رابطه رشد اقتصادي، توزيع درآمد و فقر با توجه به مسايل ايران اختصاص داشت.
بخش عمده‌اي از زندگي حرفه‌اي اين اقتصاددان برجسته، در سازمان برنامه و بودجه سپري شد. وي در سال 1381 با پذيرش مسئوليت رياست موسسه عالي آموزش و پژوهش مديريت و برنامه‌ريزي، تحولاتي را در اين موسسه ايجاد كرد. اين آخرين مسئوليت اجرايي او بود. دكتر عظيمي در مدت كوتاهي كه رياست اين موسسه عالي را بر عهده داشت، تلاش گسترده‌اي را براي تهيه مقدمات برنامه چهارم توسعه آغاز كرد. در اسفند ماه 1381 بزرگترين همايش اقتصاد ايران با عنوان: چالشها و چشم‌انداز اقتصاد ايران با حضور بيش از 35 موسسه تحقيقاتي و شركت بيش از 600 نفر از صاحبنظران و دانشگاهيان كشور، به همت و ابتكار دكتر عظيمي برگزار شد.
وي علاوه بر تدريس در دانشگاههاي: تهران، علامه طباطبايي و تربيت مدرس، مدتي نيز به عنوان استاد مدعو دردانشگاه آكسفورد به آموزش علم اقتصاد پرداخت. وي همچنين تا پايان حيات پربارش مدير گروه اقتصاد واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامي بود و استادان برجسته‌اي در مكتب فكري او پرورش يافتند.
موضوعهايي نظير: توسعه، اصالت انسان، تفكر و انديشه، همواره دغدغه‌هاي اصلي دكتر عظيمي را تشكيل مي‌داد و به همين جهت اعتقاد داشت كه مشكل توسعه ايران، مشكل تفكر و انديشه است كه به عنوان يك مكتب هنوز در جامعه ما وجود ندارد.
از اين گوهر بي‌همتاي اقتصادي كشور، آثار گوناگوني به يادگار مانده است. مجموعه آثار منتشر شده وي شامل 8 عنوان كتاب تاليفي و ترجمه شده و نزديك به يكصد مقاله علمي است كه اغلب آنها در نشريات معتبر علمي به چاپ رسيده است. حضور دكتر عظيمي در ميزگردهاي اقتصادي تدبير، گرمابخش جلسه‌هاي ميزگرد بود. وي در يكي از ميزگردهاي تدبير كه به مساله اشتغال و بيكاري اختصاص داشت چنين مي‌گويد: ... به اعتقاد بنده مشكل عدم استفاده از ظرفيت‌ها در كشور به حوزه‌هاي متعدد، از جمله نهادها بازمي‌گردد. براي مثال در جامعه ما، دولت‌مداري به صورت يك نهاد درآمده است و به همين دليل است كه هر فردي هنگامي كه براي هر كاري به دستگاههاي دولتي مراجعه مي‌كند، مقهور است و خود را در مقابل يك قدرت قاهر مي‌بيند. در عين حال مي‌دانيم كه نهاد دولت‌مدارانه، استفاده از انگيزه خصوصي در بخش توليد را به احتمال زياد به ورشكستگي مي‌كشاند و شايد همين دليل است كه باعث مي‌شود عمده صنايع پويا در اقتصاد ايران در بخش دولتي قرار دارند چرا كه اينها بخشي از دولتند و لذا مشكلات خود را با سهولت بيشتري حل و فصل مي‌كنند. اما نبايد فراموش كرد كه نهادي به نام دولت‌مداري، سازگار با استفاده از ظرفيت‌هاي دوران تاريخي فعلي نيست. راه‌حل‌هاي مسئله اشتغال و بيكاري در ايران در اساس در گرو يافتن اين چراهاست. تاكيد مي‌كنم كه نبايد در پيدا كردن راه‌حلها مكانيكي عمل كنيم. راه‌حلهاي اشتغال اين نيست كه براي مثال در بخش صنعت بيشتر و در بخش خدمات كمتر سرمايه‌گذاري كنيم. در واقع اين راه‌حلها جزيي از يك مجموعه خيلي بزرگترند كه بايد مجموعا در جهت استفاده بهينه و موثر از ظرفيت‌ها تدوين و به كار گرفت و نبايد فراموش كرد كه در دنياي جديد، ظرفيت‌هاي اوليه و اساسي در ذهن خلاق انسانها و در پويايي علمي، به ويژه در حوزه معرفت تجربي نهفته است.
چراغ پرفروغ اين شخصيت پرتلاش علم اقتصاد كشور، سرانجام در سال ارديبهشت 1382 خاموش شد و فكر بلندش از حركت بازايستاد. خدايش بيامرزاد.

 

مجتبي كاشاني با آن چهره معصومانه، انساني و دوست داشتني‌اش بر همگان بويژه جامعه مديران كشور شناخته شده است و جايگاهي خاص و رفيع دارد.
مجتبي در زمينه شاعري، نويسندگي، سخنوري، مشاوره، مطالعه و پژوهش جايگاهي خاص داشت. وي عاشق نيكوكاري و خيرخواهي و نوع دوستي بود؛ به طوري كه خدمات بسياري در عرصه فقرزدايي و مدرسه سازي در قالب «جامعه ياوري فرهنگي» در جنوب خراسان از خود به يادگار گذاشته است.
كاشاني گنجينه‌اي از ايده‌هاي ناب در مديريت، ادبيات، فرهنگ، انسان دوستي و آميختگي عرفان و مديريت بود و همواره در سخنرانيها و مشاوره‌هاي مديريتي، بيشترين نقش را به عوامل انساني و ارضاي نيازها و حفظ شأن و مقام انسان اختصاص مي داد.
باور كاشاني به جايگاه و مقام رفيع انسان بود كه پيوسته تلاش مي كرد ميان همت توانمندان و نياز ناتوانان پيوند نزديك ايجاد كند. در اين راستا پشتكار و كوشش خستگي ناپذير او در احداث و راه‌اندازي مجموعه بيمارستاني محك (ويژه كودكان سرطاني) در دارآباد تهران بر كسي پوشيده نيست.
مجتبي كاشاني بنيانگذار «جامعه ياوري فرهنگي» و نيز صاحب امتياز فصلنامه «ياوري» بود كه پس از مدتي وقفه اكنون اين فصلنامه به همت خانواده و چندتن از دوستدارانش چاپ و منتشر مي شود.
از اين نويسنده و شاعر توانمند آثار و كتابهاي بسياري بويژه در قالب شعر چاپ و منتشر شده و دراختيار علاقه‌مندان قرار گرفته است.
كاشاني در طول حيات پربارش با تدبير همكاري صميمانه و نزديك داشت و از وي مقالات بسياري در حوزه‌هاي گوناگون مديريت ازجمله خانه تكاني صنعتي، يادداشت‌ها و خاطرات كيفيتي، و پرواز دسته جمعي؛ الگوي مديريت در سازمانهاي موفق و نيز اشعاري سليس و روان در شماره هاي مختلف تدبير به چاپ رسيده است.
به پاس بزرگداشت سالها همكاري عاشقانه كاشاني با تدبير در ادامه بخش كوتاهي از يكي از مقالات وي تحت عنوان باورهاي زنگ زده انديشه هاي منجمد كه در تدبير شماره 141 (بهمن ماه 82) به چاپ رسيده است، نيز شعر زنداني او را به خوانندگان تقديم مي‌كنيم.
... در خانه تكاني فرهنگي به يكي دو نكته اساسي بايد توجه كرد يكي پيرايش و وجين كردن فرهنگ يعني كشيدن علفهاي هرز و خودرو از مزرعه فرهنگ و دوم كاشتن گلهاي باورها و انديشه هاي جديد در فرهنگ. البته معني هيچ كدام از اينها دستكاري به اصول قابل قبول و بديهي و همواره فرهنگها نيست مثلا ما اصل پيش كسوتي، ريش سفيدي احترام به بزرگترها و اصول اعتقادي و ايماني مردن را همچنان محترم مي شماريم و اصراري به دستكاري آنها نداريم.
ذهن ما باغچه است
گل در آن بايد كاشت
و نكاري گل من
علف هرز در آن مي رويد
زحمت كاشتن يك گل سرخ
كمتر از زحمت برداشتن هرزگي آن علف است.
يكي از ابتكاراتي كه ظاهرا شركت تويوتا در فرهنگ سازماني خود و در همكاران خود بوجود آورده است، حذف اصطلاحات و لغات مضريست كه مورداستفاده روزمره كاركنان بوده و آنها را از پيشرفت و تحول و نوآوري باز مي‌داشته است از اين رو سالهاست هيچ كارمندي در تويوتا حق استفاده از سه كلمه (Impossible) يعني غيرممكن، (Best) يعني بهترين و كلمه (Never) يا هرگز را ندارد و به جاي آنها بايد از واژه هاي
(I Can Not) من نمي توانم، (Better) بهتر و (Sometimes Maybe) شايد وقتي ديگر، استفاده كند تا هيچ كس ناتواني‌هاي خود را عموميت نبخشد و نااميدي را به جمع سرايت ندهد.
كاشاني - اين آموزگار خودباوري در مدرسه عشق - پس از سالها تلاش بي‌وقفه درعرصه گسترش فرهنگ، مديريت، انسان‌مداري و نوع‌دوستي سرانجام در آذرماه 1383 روحش پرواز كرد و به ديدار حق شتافت. روانش شاد و راهش پر رهرو باد.

 

ذهن ما زندان است
ما در آن زنداني
قفل آن را بشکن
در آن را بگشاي
و برون آي ازين دخمه ظلماني
نگشايي گل من
خويش را حبس در آن خواهي کرد
همدم جهل در آن خواهي شد
همدم دانش و دانايي محدوده خويش
و در اين ويراني
همچنان تنگ نظر مي ماني
هر کسي در قفس ذهني خود زنداني است
ذهن بي پنجره بي پيغام است                                
ذهن بي پنجره دود آلود است
ذهن بي پنجره بي فرجام است
بگشاييم در اين تاريکي روزنه اي
و بسازيم در آن پنجره اي
بگذاريم زهر دشت نسيمي بوزد
بگذاريم ز هر موج خروشي بدمد
بگذاريم که هر کوه طنيني فکند
  بگذاريم ز هر سوي پيامي برسد
بگشاييم کمي پنجره را
بفرستيم که انديشه هوايي بخورد
و به مهماني عالم برود
گاه عالم را درخود به ضيافت ببريم
بگذاريم به آبادي عالم قدمي
و بنوشيم ز ميخانه هستي قدحي
طعم احساس جهان را بچشيم
و ببخشيم به احساس جهان خاطره اي
ما به افکار جهان درس دهيم
و زافکار جهان مشق کنيم
و به ميراث بشر
دين خود را بدهيم
سهم خود را ببريم
خبري خوش باشيم
و خروسي باشيم
که سحر را به جهان مژده دهيم
نور را هديه کنيم
و بکوشيم جهان
به طراوت وترنم
تسکين و تسلي برسد
و برويد گل بيداري، دانايي، آبادي
در ذهن زمان
و برويد گل بينايي، صلح، آزادي، عشق
در قلب زمين
ذهن ما باغچه است
گل در آن بايد کاشت
و نکاري گل من
علف هرز در آن مي رويد
زحمت کاشتن يک گل سرخ
کمتر از زحمت برداشتن
هرزگي آن علف است
گل بکاريم بيا
تا مجال علف هرز فراهم نشود
بي گل آرايي ذهن
نازنين ؛
نازنين ؛
هرگز آدم ، آدم نشود.


مجتبي كاشاني

 

دكتر محمدعلي طوسي ازجمله فرزانگاني بود كه در عرصه هاي گوناگون اعم از تدريس، مشاوره و ارتباط با دوستان و همكاران، روابطي صميمانه، دوستانه و كلامي دلنشين و گرمابخش داشت و به بياني ساده تمام تلاشش اين بود كه انرژي مثبت به مخاطب يا مخاطبانش بدهد.
وي كه در رشته تعليم و تربيت از دانشگاه ايالتي ميشيگان، دكترا داشت، جزو آن گروه از استادان پرتلاش بود كه علاوه بر تدريس در دانشگاهها و موسسه هاي آموزش عالي كشور، در زمينه هاي مختلف مشاور و ياور مديران سازمانها و بنگاههاي توليدي و صنعتي كشور بود.
اين انديشمند مديريت، نثري فاخر داشت، فارسي را خوب مي دانست و خوب مي نوشت، پاكيزه سخن مي گفت، بيان گرمي داشت و سخنانش غبار ناداني‌ها را از دلها پاك مي كرد.
از دكتر طوسي كه تواضع، فروتني، اخلاق نيكو و رفتار دوستانه‌اش با همه افراد و گروهها زبانزد خاص و عام بود، آثار ارزنده‌اي اعم از تأليف و ترجمه به يادگار مانده است. بخشي از كتابهاي وي نظير «مديريت ژاپني»، «چرخه رهبري»، «جك سخني از درون دل»، «مديريت چيست؟»، «مشاركت و مديريت مشاركت جو»، «گامي براي همسازي هدفهاي فردي و سازماني» توسط انتشارات سازمان مديريت صنعتي چاپ و منتشر شده و در اختيار علاقه‌مندان قرار دارد. همچنين مقالات متعددي از وي در نشريات علمي و مديريتي كشور ازجمله تدبير به چاپ رسيده است.
به ياد استاد فرهيخته دكتر طوسي و به پاس سالها همكاري صميمانه‌اش با تدبير، بخش كوتاهي از يكي از مقالات وي تحت عنوان «مديريت گشوده، يا شفاف كردن حساب و كتاب» كه در تدبير شماره 83 (تيرماه 77) چاپ و منتشر شده است، به چاپ مي‌رسانيم.
دكتر محمدعلي طوسي پس از عمري تلاش در راه ارتقاي فرهنگ و علم مديريت و رهبري در كشور بويژه مديريت بومي و كاربردي، سرانجام در شهريورماه سال 1385 در سن 75 سالگي به ديدار معبود شتافت. روحش شاد و يادش گرامي باد.
... در چند سال گذشته، گروهي از شركتها روش سرراست و كارآمدتري را براي بهتركردن عملكرد خود درپيش گرفته‌اند. اين روش كه به نام «مديريت كتاب گشوده» خوانده مي شود بر يك انديشه ساده و نيرومند استوار است: شركتها زماني به عملكرد برتر دست مي يابند كه كاركنان آنها تنها به كيفيت، كارايي، يا هر متغير عملكردي ديگر به صورت مجرد و جداي از هم نينديشند، بلكه به آن نكته اي توجه كنند كه مديران ارشد شركت خود را بدان دل‌مشغول مي دارند. كه اين دل‌مشغولي كاميابي كسب و كار است. مديريت كتاب گشوده يك برنامه نيست كه يك نظام به هم بافته منطقي است كه براي همه كاركنان از كف كارگاه گرفته تا مديران ستادي در رده بالاي سازمان يك مبني و مفهوم را القا مي كند. اين نظام از آغاز كار بر چرايي عملكرد بهتر و برتر استوار است و بنابراين همه كاركنان و مديران هم در طلب يافتن و كشف چگونگي دستيابي به مقصود هستند.

عباس عليرضايي فر مدير و بنيانگذار ليتوگرافي عليرضايي فر از ابتداي انتشار تدبير تا آخرين ماههاي پايان حياتش همكاري نزديك و صميمانه‌اي با اين نشريه داشت. افزون بر اين، چاپخانه‌ها و ناشران مختلف مانند انتشارات سازمان مديريت صنعتي همواره از خدمات تخصصي وي بهره‌مند بودند.
عليرضايي فر، شخصيتي متين، پرتلاش و متعهد بود كه جلب رضايت مشتري برايش در اولويت بود. اين همكار متعهد دراسفند سال 1386 در اثر بيماري درگذشت. روحش شاد و يادش گرامي باد.



بازگشت به صفحه اول سايت سازمان مديريت صنعتي
در اين شماره مى خوانيد:
ميز گرد
پيامدهاي بحران اقتصادي غرب بر اقتصاد كشور
مقالات
ويژه نامه دويستمين شماره
فرانوگرايي در مديريت
آينده آزمايي:الزامي براي توسعه پايدار مديريت
سنجش اثربخشي دوره هاي آموزشي
ارتباط موثر با بازار هدف
رهبر سده 21؛ هنرمند اجتماعي، نوآور فرهنگي
سرمايه روان شناختي؛ مبنايي نوين براي مزيت رقابتي
الگويي براي تغيير فرهنگ سازماني متناسب با ارتقاي سيستم نگهداري و تعميرات-مورد كاوي
منابع انساني در صحنه -وين بروك بنك
مديريت استعداد
تدبيرانه
گزارشهاى داخلى
نقش شركت‌هاي هولدينگ در خصوصي‌سازي
رؤياهاي دور توسعه‌اي با يادگيري الكترونيكي
جشنواره مديران جوان؛ عرصه گفتگو و كارآفريني
كاربردهاي برنامه‌ريزي منابع بنگاه(اي.آر.پي)در ايران
همبالي؛ شيوه رهبري سازمانهاي ايراني
اصول و فنون مذاكره
توانمندسازي و چالش‌هاي محيطي
كوتاه و خواندنى
سيستم مالي اسلامي جهاني مي‌شود
چگونه بهترين كاركنانم را حفظ كنم
دانايي، تندرستي:مبناي توسعه اجتماعي
روى خط اينترنت
نگاهي به يك كتاب-سازمان تيم محور:راهنماي عملي براي تحول سازماني
ارزش‌گذاري سهام و تحليل بازار
معرفي كتاب
روي جلد