|
Untitled Document
توسعه پايدار
پاسخگويي ما به نسلهاي آينده
انقلاب صنعتي و توسعه مهارگسيخته صنعت در باختر زمين و سپس در ساير كشورها، با اصل پنداشتن اقتصاد، پيامدهايي را به دنبال داشت كه انديشمندان توسعه را به تفكر و تجديدنظر در مفروضاتشان واداشت.
در شرايطي كه پيش آمده بود، همه كشورها ميكوشيدند تا از محيط طبيعي و منابع موجود حداكثر بهرهبرداري را با عنوان «بهرهوري» به عمل آورند و غارت طبيعت براي نيل به توسعه، به تدريج خود آفت توسعه شد. اقتصاد و صنعت هدف و آرمان همه جوامع شده بود و انسان و زيستگاه او جولانگاه صنعتگران و اقتصادداناني بود كه كارآيي و بهرهوري را غرض و مقصود نهايي ميپنداشتند و با ديدي كوتاه نگر، تنها رفاه انسانهاي عصر خود را موردنظر داشتند.
تقرب اين چنيني به موضوع و عملكردي شتابنده در مصرف منابع و سبقت جستن در بهرهبرداري از ذخاير موجود در طبيعت ميرفت تا آينده دهشتناكي را براي اين كره خاكي تصوير كند: كرهاي تهي، آلوده و غيرقابل زيستن براي آيندگان. اين هشدار و زنگ خطر در كشورهاي پيشرفته صنعتي كه توسعه يافتهتر بودند، زودتر احساس شد و مانند هر پديده ديگري، ديرتر به گوش جهان سوميها رسيد. اما به هر حال فاجعهاي در حال شكلگيري بود و بايد راهحلي براي مسئله انديشيده ميشد.
«توسعه پايدار» در چنين فضا و شرايطي شكل گرفت و محدوديتهايي را براي «توسعه» مطرح كرد. توسعه پايدار، توسعهاي دوستدار و حافظ طبيعت بود و به جاي آنكه محيط و طبيعت را ابزار توسعه بداند آنها را اصل ميپنداشت و اقتصاد و صنعت را ابزار حفظ و صيانت از انسان و طبيعت ميدانست. در توسعه پايدار، انسان و طبيعت مقهور اقتصاد و صنعت نميشد، بلكه حاكم بر آنها بود و هدف حفظ و حراست از طبيعت و محيط انساني با به خدمت گرفتن اقتصاد و صنعت بود. در توسعه پايدار صرفا به نيازهاي امروز توجه نميشود، بلكه نيازها و خواستههاي نسلهاي آينده نيز موردنظر است. به عبارت ديگر هدف توسعه پايدار، تحقق يك زندگي مطلوب براي انسانها در تمامي ادوار است. براساس تعريف كميسيون جهاني توسعه و محيط، توسعه پايدار، توسعهاي است كه ضمن برآورده ساختن نيازهاي فعلي بشر در جوامع مختلف، هيچگونه لطمهاي به ظرفيتهاي موردنياز نسلهاي بعدي وارد نياورد. هدف توسعه پايدار، بهبود كيفيت زندگي تمامي انسانها با حفظ ظرفيتها و منابع موجود و تداوم بخشيدن به توسعه در طول حيات انساني است.
در كشور ما كه برنامههاي توسعه در حال اجراست و چشماندازهاي آينده ترسيم شده است، توجه به پايداري توسعه، ضرورتي انكارناپذير است. تمام برنامههاي راهبردي و عملياتي بايد انسانگرا، طبيعتگرا و عدالتگرا باشند. بايد اين اطمينان حاصل شود كه توسعه موجب هيچگونه آلودگي زيست محيطي نشود و آلودگي فرهنگي و اجتماعي ايجاد نكند. برنامههاي توسعه بايد خود اتكا، دوستدار محيط زيست، سلامتگرا، فقرزدا و دانايي محور باشند و توجهي دائم به ارزش و حرمت و كرامت انسان داشته، حافظ حقوق انساني باشند. بايد همه برنامهها با توجه به اين ويژگيها آزمون شوند و مشخص شود كه تا چه حد از خصلت «پايداري» برخوردارند. به عبارت ديگر تضمين «پايداري» برنامهها ميبايست ركن اصلي در برنامه قلمداد شود و توجه به آينده انسان و محيط در هدفها و ابزارهاي هر برنامه مورد تاكيد قرار گيرد.
برنامهريزان توسعه پايدار بايد نگاهي گسترده به مسائل داشته باشند و ملي و منطقهاي و جهاني بينديشند و به ياد داشته باشند كه توسعه پايدار، جزيرهاي تحقق نمييابد، همه ساكنان اين كره خاكي بايد در توسعه پايدار نقش ايفا كنند و عزمي جهاني لازمه توفيق برنامههاي توسعه پايدار است.
و سخن آخر اينكه: «توسعه پايدار» پاسخگويي ما به نسلهاي آينده است كه از ما خواهند پرسيد: سهم ما را از منابع و ذخاير اين كره خاكي چه كرديد و چه بخشي را براي ما به جاي گذاشتيد؟ تنها با «توسعه پايدار» است كه پاسخي قانع كننده براي آنان خواهيم داشت.
|