|
Untitled Document
پذيرش يا اجتناب از ريسك
مرضيه آستركي
ريسك جزء جدايي ناپذير زندگي انسانها وسازمانهاست وكليه موقعيتهاي تصميم گيري با طيف متنوعي از ريسكها روبه روست. پذيرش ريسك به خودي خود بد نيست، مهم اين است كه بدون دليل منطقي درمعرض ريسك قرار نگيريم. زندگي بشري با پذيرش ريسك عجين شده، به نحوي كه شايد عدم ريسك پذيري مطلق، موجب شود كه زندگي انسانها در مرتبه پايين تري نسبت به سطح فعلي قراربگيرد.
سنجش ريسك با پيشرفت هاي بسياري كه داشته، يكي ازپوياترين رشته هاي علمي محسوب مي شود. همچنين اندازهگيري ريسك موردتوجه شركتها، بانكها، مديران سرمايهگذاري، قانونگذاران وسازمانهاي نظارتي بوده و هست.
درجايي كه تصميم گيري ها در يك فضاي نامطمئن صورت مي گيرد و نتايج كار وابسته به شرايط و حوادثي است كه خارج ازكنترل تصميم گيرنده است، مديريت ريسك بسيارسودمند مينمايد؛ يك مدير بايد بداند كه چگونه ريسك را كنترل نمايد.
كنترل ريسك، آن هم به صورت اصولي در هر كارخانه وسازماني ثمربخش است ويك مدير بايد به آن اهميت زيادي بدهد.
ريسك درتعريف كلاسيك آن عبارت است از «امكان انحراف واقعيت ها از نتايج مورد انتظار.»
همچنين ريسك را مي توان تابعي دانست كه از دو متغير مستقل شامل احتمال و شدت تشكيل شده است. اگر احتمال رخ دادن اتفاقي خيلي كم بوده ولي شدت آن زياد باشد درنتيجه ميزان ارزش ريسك پايين خواهدبود. اما اگر احتمال رخ دادن اتفاقي بالا بوده وشدت آن نيز زياد باشد ميزان ارزش ريسك بالا خواهد بود.
احتمال×شدت=ريسك
ريسك دركوتاه ترين تعريف،درجه عدم اطمينان به نتايج آتي است وهرچه اين درجه عدم اطمينان بيشتر باشد به منزله ريسك بيشتراست.
از زمان هنري فايول درسال1916كه يكي از وظايف اصلي ششگانه مديريت را مديريت ريسك قلمداد كرد تا تحولات بعدي كه درآمريكا شكل گرفت ونهايتا به تاسيس انجمن مديريت بيمه و ريسك در سال 1975 منجر شد، اين تفكر علمي درحفظ سرمايه هاي ملي نقش بسزايي برعهده داشته است. ازلحاظ تاريخي ريسك بازار موضوعي نسبتا جديد محسوب ميشود. شناخت آن به بعد از دهه 80 يعني هنگامي كه تغييرات عميقي در بازارهاي مالي نمايان شد برمي گردد و چنين پيداست اين تغييرات همچنان ادامه دارد. اكنون بازارهاي مالي دنيا از هم تاثير ميپذيرند و اين سبب شده است كه ريسك بازار بيش ازپيش اهميت يابد. وجودريسك مي تواند تصميم گيري قطعي را ناممكن كند و يا راهبرد ديگر را بطلبد. امروز در دنيا كسب سودهاي فراوان و بسيار بالاتر ازحد متعارف پرسش برانگيز است، چرا كه بلافاصله ذهن را متوجه پذيرش ريسك هاي بالا درتصميم گيريهاي مالي ميكند.
اجتناب يا پذيرش
امروزه هيچ كدام ازمديران ارشد سازمان وموسسات نميتوانند بدون آگاهي وسيع از ابعاد مديريت ريسك و ابزارهاي گوناگون اداره آن وظايف خود را انجام دهند.بعضي از مديران، با اتخاذ سياست گريز از ريسك، نسبت به كارهاي متهورانه موضعگيري مي كنند و به اين ترتيب، ازحجم عمليات خود در انجام معاملاتي كه داراي ريسك قابل توجه مي باشند مي كاهند، (به عنوان نمونه اخذ وامهاي بلندمدت با نرخ ثابت) يا ريسك را به ديگران منتقل مي سازند(مثل عمليات پوششي). بايد تاكيد كرد كه اين تكنيكها، در فرايند مديريت ريسك جايگاه مهمي دارند و قادرند از طريق اجتناب از ريسك هاي اضافي ارزش موسسات را تثبيت كنند.به هرحال، هدايت شركت به جايگاه مناسبي ميان پذيرش واجتناب ازريسك اضافي، موجب تفكيك شركتهاي موفق ازشركتهاي ناموفق درسالهاي آتي خواهدبود.
همچنين تجربه نشان داده است كه سرمايه گذاري درجهت افزايش ضريب هشياري و ايمني وتامين توان مقابله با وقوع حوادث بسيار سودمند است، ليكن اين امكانات و تجهيزات نه مي توانند علت حوادث راحذف كنند و نه ميتوانند تضمين كنند كه حادثه به فاجعه تبديل نخواهدشد. يكي ديگر از روشها استفاده از شركتهاي بيمه است كه باتوجه به افزايش حق بيمه ها و عدم پوشش بعضي موارد توسط شركتهاي بيمه، توجه به مديريت ريسك و نقش آن در كنترل خطرات و پيشگيري ازحوادث اهميت بالايي پيدا مي كند و مديران به اين وسيله مي توانند شايستگي و صلاحيت خود را به شركتهاي بيمه نشان دهند و آنها را قانع كنند تا پوشش كافي را ازآنها دريافت دارند. به عبارت ديگر سازمانها و شركتها بايد روشهاي تشخيص خطرات وارزيابي ريسك را به طور دقيق اعمال و با دانش كافي با شركتهاي بيمه مذاكره كنند و در اين راه كليه خطرات موجود را به طور كامل و به صورت تفكيكي، شناسايي و اولويت بندي كنند.
|