• معرفی
  • چشم انداز
  • دامنه کاربرد
  • اهداف


مهندسی اجرا،  فرصتی است برای تبادل علم با عمل.  چرا که مبحث  «اجرا» علیرغم نام آشنا بودن آن و نقش بسزایی که می تواند در موفقیت و یا عدم موفقیت سازمان ها و بنگاه های اقتصادی، ایفا کند، هیچ گاه بدین شکل مورد بحث و بررسی قرار نگرفته  و در دانشگاه و یا حتی دوره های تخصصی مدیریت مانند MBA  تدریس نشده است. 

بی تردید شیوه اجرای (Execution) سازمان ها، در دل خود هزاران نکته ارزشمند مدیریتی دارد که پرداختن به آنان علاوه بر شفاف سازی پارادایم های موفقیت و یا عدم موفقیت مدیران در استقرار استراتژی ها، نکات برجسته آموزشی دارد که نه تنها برای مدیران حاضر و جوان قابل استفاده است بلکه قابلیت انتقال به نسل های بعدی مدیران را دارد. 

سازمان مدیریت صنعتی نیز در راستای رسالت  ارتقاء دانش مدیران کشور، گروه تخصصی مهندسی اجرا را  بر پا ساخته تا به کمک این  هم افزایی، علاوه بر انتقال دانش نوین مهندسی اجرا به جامعه مدیریتی کشور، تلاشی موثر در حل چالش اجرایی  سازمان ها و بنگاه  ها آغاز نماید.

باشد که این خدمت نوین و فراگیر، ابزاری مفید برای پیشبرد سند چشم انداز و برنامه های پنج ساله توسعه ای کشور تلقی گردد.


علیرغم آنکه مهندسی اجرا از چشم اندازی بین المللی برخوردار است، اما چشم انداز کاربرد آن در کشور، از طریق پژوهش در جامعه مدیران کشور و در قالب برگزاري جلسات متعدد چه در بخش دولتی و چه خصوصی،   بشرح زير شکل گرفت:


 مهندسی اجرا کمک می نماید:

  •  سازمان ها، از پارادایمی نوین در مدیریت اجرایی برخوردار گردند
  • تحقق اهداف مستتر در اسناد راهبردی و یا استراتژی ها ضمانت اجرایی یابند
  • نقش منابع انسانی در اقتصاد بنگاه، فرموله شود
  • رضایت عمومی  مردم و کارکنان  به لحاظ امور اجرایی افزایش یابد
  • سازمان  ها و بنگاه های اقتصادی کشور، با  اهداف سند چشم انداز هم راستا شوند
  • پیشرفت برنامه های توسعه اي پنج ساله  قابل رویت شود
  • جامعه مدیران اجرایی کشور، توسعه یابد

در دنیای پر رقابت امروز دانستن شاخص توان اجرایی (xQ) در مدیریت و  فعالیت های اقتصادی، آنقدر حائز اهمیت است که آن را به عنوان شاخصی مهم در تشخیص روند رشد رقابت پذیری در سه کلاس بین قاره ای، بین کشوری  و بین صنفی اندازه گیری می کنند و هر ساله گزارش هایی از متوسط این شاخص و TOP10تهیه و ارائه می گردد .

     از این گزارش ها برای مقایسه  (Benchmark) رشد رقابت پذیری ها استفاده می شود و حتی در جهت تشخیص موفقیت سازمان ها در پياده سازي  استراتژی های توسعه ای و سنجش احتمال دستيابي به نتايج بکار برده مي شوند.

مانند نمونه گزارش هایی كه در زير آمده است:

  در سطح قاره ها  - آسیا و اقیانوسیه، اروپا، خاورمیانه و آفریقا- ایالات متحده و کانادا و ...

 s-9-1.jpg

 

 

در سطح کشورها آرژانتین، استرالیا، برزیل، کانادا، چین ،کاستاریکا و ...

 s-9-2.jpg

 

 

در سطح صنوف :  مانند : مالی و بانکی، دولتی ، بهداشت و درمان، بیمارستان ها، خدمات بیمه، کارخانجات  و ...

 

 9-3.png

 


اساسا تغییر در شیوه اجرای امور،به معنای تغییر واقعی در نتیجه است، چه مثبت باشد و چه منفی، و لذا تغییر در شیوه اجرای سازمان های کشور،  استراتژی مناسبی برای تغییر در عملکرد و رفتار کاری  منابع انسانی تلقی می گردد و بدین لحاظ طرح حاضر، سه هدف اولی و بسیار کلیدی زیر را دنبال می نماید :

 

1-  شاخص گذاری توان اجرایی  سازمان های کشور با هدف تشخیص اینکه اساساً:

  • به چه میزان از کارکنان، تیم های کاری و سازمان های اجرایی برخوردار هستيم؟
  • سازمان های کشور، به چه ميزان با سازمان های مشابه در سطح جهان از لحاظ اجرايي فاصله دارند؟
  • فاصله اجرايي آنان در قیاس با برترین سازمان های اجرایی مشابه در سطح جهان (TOP 10) چگونه است؟
  • ضعف­های اجرایی آنان، در کدامین نواحی بیشتر دیده می شود و چرا؟
     

2-  نهادینه کردن اصول اجـرا در ساختار کاری سازمان های کشور.

  • اجرای اثربخش، اصولي دارد، که می توان سازمان ها را بر اساس آن تنظیم نمود.
  • اصول اجرا باعث می گردند سازمان ها بطور اصولی نتیجه گرا شوند.
  • اجرا باعث مي گردد سازمان ها با كمترين منابع، بيشترين كارها را انجام دهند.
     

3-  ترویج عادات رفتارکاری موثر، در میان منابع انسانی سازمان و دستگاه های اجرایی با هدف ارتقاء بهره وری.

  • تغییر عادات رفتاری منابع انسانی سازمان های ایرانی در نحوه انجام کارها، یک ضرورت تلقی می گردد که با استفاده از تکنیک های موجود امکان پذیر است. همانطور که دستگاه راهنمایی و رانندگی کشور توانست تغییر پارادایمی در خصوص بستن کمربند در هنگام رانندگی ایرانیان ایجاد نماید.
     
     علاوه بر اهداف کلیدی فوق، اهداف بسط یافته زیر نیز قابل دستيابي است:
  • امکان پیش بینی موفقیت استراتژی های منتخب دستگاه های اجرایی،قبل از آنکه زمان را از دست بدهند.
  • امکان شناسایی مهارت های اجرایی مدیران، تیم های کاری و منابع انسانی سازمان ها.
  • امکان الگو برداری (Benchmarking) اجرایی در سطح ملی، منطقه ای و جهانی.
  • آموزش و بکارگیری مربیان اجرا در ساختار درونی سازمان ها، به عنوان اقدامی نوین در  سازماندهی فعالیت های اجرایی گروهی در کشور.
  • کمک به آموزش  اصول اجـرا ( که در هیچ دانشگاهی تدریس نمی شود)  به سازمان ها بلحاظ ارتقا توان اجرایی توسط خودشان و نه عوامل برون سازمانی.
  • کمک به ایجاد موج رضایت از عملکردها بدون تبلیغات شعار گونه.
  • افزایش مثبت شاخص ارزیابی عملکرد در سازمان ها.